ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

با این شعرها و خواب ها درباره امام حسین چه کنیم؟ (تحریف عاشورا از دیدگاه شهید مطهری)

به طور قطع و یقین در این حادثه بسیار بزرگ تاریخی تدریجا تحریفاتی در طول زمان پیدا شده است. و بدون شک در اینجا وظیفه ای هست که باید با این تحریفات مبارزه کرد بلکه به تعبیر بهتر، اگر بخواهیم از خودمان ستایش کنیم و تعبیر احترام آمیزی درباره خودمان به کار ببریم، باید بگویم که نسل ما رسالتی برای مبارزه با این تحریفات دارد.


ولی قبل از آنکه این وظیفه و این رسالت را چه برای علمای امت (به تعبیر دیگر خواص) و چه برای توده مردم (به تعبیر دیگر عوام) عرض کنم، مقدمتا دو مطلب دیگر را بیان می کنم. یکی این که نگاهی به گذشته، علما به منزله سَر ماهی هستند و ما، دُم ماهی. ولی حقیقت این است که در این تقصیر و در این مسئولیت، هم خواص مسئول اند و هم عوام. این را بدانید که عامه ی مردم و توده مردم هم در این مسئله شریک اند. در این جور مسائل این توده مردم هستند که حقایق کشی می کنند و خرافات را اشاعه می دهند.


 


باید ببینیم مسئول این تحریفات چه کسانی هستند؟


آیا خواص و علما مسئول این تحریفات اند یا تود و عوام الناس؟ این که امروزه، وظیفه چیست و وظیفه ی کیست، یک مطلب است؛ در گذشته مقصر و مسئول که بوده است، مطلب دیگری است. معمولا در این گونه قضایا علما به گردن عوام می اندازند و عوام به گردن علما. علما می گویند تقصیر عوام الناس است، تقصیر جهالت مردم است، به قدری مردم جاهل و نادان و نالایق و ناشایسته اند که سزاوار همین مهملات هم هستند، شایسته حقایق نیستند.
من از مرحوم آیت الله صدر اعلی الله مقامه شنیدم که تاج نشابوری در منبر حرفهای مفت می گفت، کسی به او اعتراض کرد که این حرفها چیست، این همه اجتماع می شود چرا دو کلمه حرف حسابی نمیزنی؟ گفت مردم لایق نیستند! بعد هم با یک دلیل، به اصطلاح ثابت کرد.
مردم عوام یعنی توده مردم، منطقی در برابر خواص دارند و این منطق را اغلب به کار می برند. می گویند: ماهی از سر گنده گردد نی ز دم.


علما به منزله سر ماهی هستند و ما، دم ماهی. ولی حقیقت این است که در این تقصیر و در این مسئولیت، هم خواص مسئول اند و هم عوام. این را بدانید که عامه ی مردم و توده مردم هم در این مسئله شریک اند. در این جور مسائل این توده مردم هستند که حقایق کشی می کنند و خرافات را اشاعه می دهند.


حدیث معروفی است و علما برای آن اعتبار قائل شده اند که شخصی از امام صادق علیه السلام در ذیل آیه شریفه ی “و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الاامانی” سئوال می کند (خدا از عوام یهود در اینجا انتقاد می کند، با اینکه خدا عوام را بی سواد، امی، درس نا خوانده معرفی می کند، در عین حال از همین عوام در قرآن انتقاد می کند و اینها را مسئول می شناسد) که آقا، علمای یهود مسئول بوده اند درست، عوام چه مسئولیتی دارند؟ اینها عوام بودنشان عذرشان است (حدیث، مفصل است) امام فرمود اینجور نیست. مسائلی هست که احتیاج به درس خواندن دارد، فقط درس خوانده ها آن را درک می کنند، درس ناخوانده ها درک نمی کنند. در اینجا می توان گفت عوام مسئول نیستند


سپس امام مثال زد. فرمود: عالمی مردم را به زهد و تقوا دعوت می کند، ولی در عین حال برخلاف زهد و تقوا عمل می کند!، توبه فرما باشد، اما توبه فرمایان خود، توبه کمتر کنند و مردم عوام هم اینها را می بینند که می گویند و برضد گفته خودشان عمل می کنند! امام فرمود آیا انسان باید درس خوانده و معلم دیده باشد و کلاس طی کرده باشد تابفهمد که چنین آدمی لایق
پیروی نیست؟ چون درس خوانده نیستند. گو اینکه گاهی عوام مسئولیت شان این است که چرا درس نمی خوانند؟این هم یک منطقی است. ولی اگر عوام مسئولیت نداشته باشند، در مسائلی است که آن مسائل احتیاج به تحصیل و درس و کتاب ومعلم دارد.


وقتی (کسی) معلم ندیده، مدرسه ندیده، کتاب نخوانده چرا مسئول باشد؟ اما بعضی از مسائل هست که بشر با فطرت سلیم، آن ها را درک می کند که دیگر مدرسه و کتاب و معلم نمی خواهد. به تعبیر من دیپلم داشتن نمی خواهد، کلاس شش را طی کردن نمی خواهد، بلکه عقل کافی است.


عوام قوم یهود این ها را به چشم خودشان می دیدند و با عقل خودشان درک می کردند “و اذا طروا بمعارف قلوبهم”، با یک معرفت فطری درک می کردند که از چنین کسانی نباید پیروی کرد معذالک پیروی می کردند، پس مسئول اند.
یک سلسله مسائل هست که احتیاج به درس خواندن ندارد، به قول معروف خط سیاه و سفید، خواندن نمی خواهد، عربی دانستن نمی خواهد، فارسی دانستن هم نمی خواهد. صرف و نحو نمی خواهد، فقه و اصول نمی خواهد؛ فطرت سلیم می خواهد و فطرت سلیم را هم همه دارند. فطرتشان درک می کند.


پیغمبر اکرم جمله ای دارد که از پخته ترین جمله ها است چون از فطری ترین جمله ها است. فرمود “انما الاعمال بالنیات لکل امرء ما نضی”. عمل، به قصد بستگی دارد. اگر شما کاری انجام دهید چه خوب و چه بد، اما آن کار بدون قصد از شما صادر شده باشد، اگر بد است مسئول نیستند و اگر خوب است پاداش ندارید.

“لکل امرء مانضی”. اگر کسی آمد خوابی را نقل کرد، داستانی را نقل کرد، گفت فلان کس در یک جریان اضطراری، در یک عالم بی خبری، در یک کاری که کوچکترین قصدی در آن نداشته است، بلکه قصد خلاف داشته است،در عین حال همین کار بدون قصد، او را به اعلی علیین بالا برد، تمام گناهانش را محو کرد!، آیا باید قبول کنیم؟!

باید در کتاب اگر کسی آمد خوابی را نقل کرد، داستانی را نقل کرد، گفت فلان کس در یک جریان اضطراری، در یک عالم بی خبری، در یک کاری که کوچکترین قصدی در آن نداشته است، بلکه قصد خلاف داشته است، در عین حال همین کار بدون قصد، او را به اعلی علیین بالا برد، تمام گناهانش را محو کرد!، آیا باید قبول کنیم؟! خوانده باشیم؟ عربی باید بدانیم؟ سیاه سفید باید خوانده باشیم؟ گناه های انسان را فقط توبه پاک می کند، یک باز گشت به حق پاک می کند. “ان الحسنات یذهبن السیئات”، کار نیک است که اثر کار بد را می برد. اما کار بدون اختیار این چنین نیست.


ما از همین فطرت خدادادی خودمان هرگز استفاده نمی کنیم. در بعضی از کتابها نوشته اند یک نفر دزد که راه را بر مردم می گرفت و آن ها را می کشت، یک روز اطلاع پیدا کرد که قافله ی زواری می خواهد به کربلا برود، آمد سر گردانه ای کمین کرد برای این که راه را بر زوار امام حسین ببندد و مالشان را بدزدد و اگر لازم شد آن ها را بکشد. منتظر بود قافله برسد که ناگهان کنار راه خوابش برد. قافله آمد، رد شد و او بیدار نشد.


در همین حال صحنه قیامت را خواب دید که او را به جهنم می برند. چرا به جهنم می برند؟ چون کوچکترین عمل صالح در نامه ی عملش نیست، هر چه هست گناه است، هرچه هست جنایت است. او را تا لبه پرتگاه جهنم بردند ولی جهنم نپذیرفت و برگشت! چرا نپذیرفت؟ چون این مرد سر راهی خوابیده بود که در آن قافله زوار می رفت و گرد زوار بر تن و لباس او نشسته بود، بدون این که خودش قصدی داشته باشد، بلکه قصد کشتن زوار را داشته است، قصد بردن مال آن ها را داشته است، ولی علی رغم گفته پیغمبر که “انما الاعمال بالنیات لکل امرء مانضی”،این عمل بدون اختیار، تمام گناهانش را محو کرد؛ “فان النار لیس تمس جسما علیه غبار زوار الحسین”… از جنبه شعری خیلی خوب است اما از جنبه مکتب امام حسین متاسفانه درست نیست.


مطلب دومی که باید قبل از بیان این رسالت و وظیفه عرض کنم خطراتی است که در این تحریفات وجود دارد. مختصری راجع به خطر تحریف بحث کنیم. انواع تحریف ها در واقعه تاریخی عاشورا را بدست آوردیم. عوامل تحریف چه عیبی دارد؟ چه ضرری دارد؟ چه خطری دارد؟


خطر تحریف فوق العاده زیاد است. تحریف ضربت غیر مستقیم است که از ضربت مستقیم کاری تر است. یک کتاب که تحریف می شود (چه تحریف لفظی چه تحریف معنوی) اگر کتاب هدایت باشد تبدیل به کتاب ضلالت می شود، اگر کتاب سعادت باشد تبدیل به کتاب شقاوت می شود. اگر کتابی باشد که انسان را رو به بالا می برد، در اثر تحریف رو به پائین می آورد. اساسا آن حقیقت را به کلی عوض می کند. نه تنها بدون خاصیت می کند بلکه اثر معکوس می بخشد تبدیل به کتاب شقاوت می شود. هر چیزی آفتی متناسب با خودش دارد.


پیغمبر اکرم می فرماید “آفه الدین ثلاثه، فقیه فاجر، امام جائر، مجتهد جاهل، سه چیز آفت دین است:


1 -دانشمندان بد عمل، فاسق و فاجر ۲ -زعیم و پیشوای ستمکار و ۳ – مقدس نادان
پیغمبر اکرم این ها را بعنوان آفت های دین می شمرد. همانطور که جمادات، نباتات و حیوانات آفت های مخصوص به خود دارند، بدن انسان ها آفت های مخصوص به خود دارند، دین و آئین و مسلک هم آفت مخصوص به خود دارد.
تحریف، که بوسیله دو صنف از آن سه صنفی که پیغمبر اکرم فرمود یعنی عالم بد عمل و فاسق و مقدس نادان ایجاد می شود، آفت دین است، دین را از بین می برد.


علی علیه السلام، شخصیتی به آن عظمت، در نظر بعضی از ما مردم، یک شخصیت تحریف شده عجیبی است. بعضی از مردم علی را فقط و فقط به پهلوانی می شناسند و بس! گاهی بوسیله اشخاص بسیار مغرض عکس هایی از علی(ع) منتشر می شود که شمشیری مانند زبان مار که دو زبانه دارد در دست اوست و بازوها و قیافه ای برای ایشان درست می کنند و نقاشی می کنند که معلوم نیست از کجا بدست آورده اند. اصلا عکس و مجسمه علی و پیغمبر قطعا در دنیا نبوده است. یک قیافه های عجیبی درست می کنند که انسان باور نمی کند این همان علی عادل است، این همان علی ای است که شبها از خوف خدا می گریسته است. چون سیمای یک عابد، سیمای یک مجتهد، سیمای کسی که شبها استغفار می کرده است،سیمای یک حکیم، سیمای یک قاضی، سیمای یک ادیب، یک جور دیگر است.


مطلب دیگری که مخصوص ما ایرانی هاست این است که به امام چهارم علیه السلام می گوییم امام زین العابدین بیمار! غیر از زبان فارسی در هیچ زبان دیگری کلمه بیمار را دنبال اسم امام زین العابدین نمی بینیم. در زبان عربی چنین کلمه ای نیست. ایشان القاب زیادی دارند، السجاد یکی از القابشان است، ذوالثفنات یکی القابشان است. آیا شما کتابی در دنیا پیدا می کنید که لقبی به زبان عربی به امام داده باشند که مفهوم بیماری را برساند؟!


ام
ام زین العابدین تنها در ایام حادثه عاشورا بیمار بودند (شاید تقدیر الهی بود برای اینکه باید این امام زنده میماند و نسل امام حسین از این طریق پیغمبر اکرم می فرماید “آفه الدین ثلاثه، فقیه فاجر، امام جائر، مجتهد جاهل، سه چیز آفت دین است: ۱ -دانشمندان بد عمل، فاسق و فاجر ۲ -زعیم و پیشوای ستمکار و ۳ – مقدس نادان محفوظ می شد) و همان بیماری سبب نجات ایشان شد. چند بار تصمیم گرفتند امام را بکشند اما چون بیماری ایشان شدید بود، گفتند چرا او را بکشیم؟ او دارد می میرد. در دنیا چه کسی هست که در عمرش بیمار نشده باشد؟ در غیر از این چند روز ببینید آیا یک جا نوشته اندکه امام زین العابدین بیمار بود؟! ولی ما امام زین العابدین را به صورت یک بیمار مریض زرد رنگ تب داری که همیشه عصا به دستش است و کمر خم کرده و راه می رود و آه می کشد، ترسیم کرده ایم!!!


همین دورغ! همین تحریف سبب شده است که بسیاری از اشخاص آه بکشند، ناله بکنند، خودشان را به موش مردگی بزنند تا مردم آن ها را احترام کنند و بگویند آقا را ببینید درست مانند امام زین العابدین بیمار است، این تحریف است. امام زین العابدین(ع) با امام حسین(ع) و با امام باقر(ع) از نظر مزاج و بنیه هیچ فرقی نداشته است. امام بعد از حادثه کربلا چهل سال زنده بود. مانند همه سالم بود، با امام صادق(ع) فرقی نداشته، چرا بگوئیم امام زین العابدین بیمار است؟!


امامت به معنی نمونه بودن و سرمشق بودن است. فلسفه وجود امام این است که یک انسان
ما فوق انسان ها باشد، همانطور که پیغمبران، “بشر مثلکم یوحی الی” بودند، تا مردم از این مثل های اعلی پیروی و تبعیت کنند. اما وقتی که چهره این شخصیت ها این قدر مشوه شد، خراب شد، سیمایشان تغییر کرد، دیگر قابل پیروی و لایق پیروی نیستند. یعنی پیروی از این شخصیت های خیالی به جای این که به نفع باشد، نتیجه معکوس می بخشد. پس اجمالا دانستیم که خطر تحریف چقدر زیاد است. واقعا تحریف ضربت غیر مستقیم است، از پشت خنجر زدن است.


نسل یهودیان در جهان قهرمان تحریف اند. هیچکس به اندازه این ها در تاریخ جهان تحریف نکرده است، و به همین دلیل هیچکس به اندازه این ها به بشریت ضربه نزده است، حقایق را قلب و بدعتها ایجاد نکرده است.


 منبع: حماسه حسینی،شهید مطهری،صدرا


برداشت از: خبرآنلاین

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید