ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

خشونت عثمان با اصحاب پیامبر (مناظره ای بین علمای اهل سنت و عالم شیعی،بخش سیزدهم)

واعظ: در قضیه ی شورای شش نفره عمر، عبدالرحمن بن عوف با عثمان به عنوان خلیفه بیعت نمود مشروط به آنکه به کتاب خدا و سنت پیامبر و طریقه شیخین عمل کند و بنی امیه را بر مردم مسلط ننماید. وقتی عثمان به خلافت رسید، برخلاف سنت پیامبر و طریقه ی شیخین رفتار کرد و به عهد خود وفا نکرد.


حافظ: چگونه برخلاف سنت پیامبر و سیره شیخین رفتار کرده است؟


واعظ: اولین قدمی که بر خلاف سنت رسول خدا و طریقه ی شیخین برداشت، بذل و بخشش های بیجا به بنی امیه و خویشانش بود. مثلاً خمس آفریقا را به مروان ملعون داد. چهارصد هزار درهم به عبدالله بن خالد و صد هزار درهم به پدر مروان بخشید. عمل قبیح دیگرش، روی کار آوردن فجّار بنی امیه است که از جمله حکم بن ابی العاص و پسرش مروان است که هر دو ملعون و مطرود رسول اکرم بودند. ۱


حافظ: دلیل شما بر طرد و لعن آنها چیست؟


واعظ: اولاً خداوند متعال صریحاً بنی امیه را به عنوان شجره ی ملعونه معرفی فرموده است؛ چنانکه علمای خودتان ۲ در ذیل آیه ۶۰ سوره ی اسراء نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) در عالم خواب مشاهده کرد که بوزینه هایی از منبر و محراب آن سرور بالا می روند. جبرئیل این آیه را آورد و خبر داد که آن بوزینه ها، بنی امیه هستند که بعد از تو غصب خلافت می کنند و هزار ماه منبر و محراب تو را تصرف می کنند.


امام فخر رازی در ذیل این آیه قول عایشه را نقل می کند که به مروان گفت: «تو در صلب پدرت بودی که خداوند پدرت را لعنت نمود؛ پس تو بخشی از کسی هستی که خداوند او را لعنت کرده است». ۳  و نیز نقل کرده اند که مروان رانده شده ی رسول خدا بود که به دستور پیامبر از مدینه تبعید شده بود. این پدر و پسر در زمان ابوبکر و عمر اجازه ی ورود به مدینه را نیافتند، ولی عثمان آنها را به دور خود جمع کرد و بیش از حدّ به آنها مهربانی کرد. ۴


واقعاً کارهای عثمان خیلی عجیب است ، از یک سو چنین افراد ملعونی که مطرود خدا بوده اند را به دور خود جمع می کرد و از سوی دیگر صحابه ی پاک رسول خدا را شکنجه و یا تبعید می نمود.


نواب: حضرت آقا! مگر خلیفه چه افرادی را تبعید و شکنجه کرده است؟


واعظ: به دستور عثمان، عبدالله بن مسعود حافظ و قاری قرآن و کاتب وحی و صحابی خاص رسول خدا را آن قدر زدند که دنده هایش شکست و پس از سه روز از دنیا رفت. ۵ عماریاسر را مورد ضرب و شتم قرار داد و به اواهانت کرد؛ ۶ با اینکه خودش از رسول اکرم نقل کرده است که ایمان با گوشت و خون عمار مخلوط شده است. اعظم جنایات او تبعید و شکنجه ی ابوذر است. عثمان ابوذر نود ساله را به همراه دخترش سوار بر شتر برهنه نمود و به صحرای بی آب و علف ربذه تبعید کرد تا عاقبت در همان جا از دنیا رفت. ۷


آیا این گونه رفتار کردن با کسی که به اقرار علمای خودتان از قرب و منزلت بسیاری نزد رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) برخوردار بوده است با رحم دلی و مهربانی جور در می آید؟ رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: « خداوند متعال مرا به دوستی چهار نفر امر فرموده است و خبر داده است که او نیز این چهار نفر را دوست دارد؛ عرض شد: ای رسول خدا! نام آن چهار نفر چیست؟ فرمود: علی ، ابوذر، مقداد و سلمان». ۸



عثمان این چنین شخص شخیصی را با خواری تمام از مدینه اخراج کرد. او دستور داده بود که کسی به مشایعت ابوذر نرود. البته برخلاف دستور وی عده ای از بزرگان به مشایعت ابوذر رفتند که به همین خاطر مورد اهانت و بازخواست قرار گرفتند؛ به عنوان مثال به جرم مشایعت ابوذر، چهل تازیانه به عبدالله بن مسعود زده شد.


حافظ: این آزار و اذیت ها تقصیر مأموران بوده  والاّ عثمان بسیار رحیم و مهربان بوده است.


واعظ: مثلی است که می گوید: ز مادر مهربانتر دایه خاتون! آقای عزیز!


تمام این آزارها به دستور صریح خلیفه بوده است. عثمان به معاویه نوشت: «ابوذر را بر شتر پیر و بی پالانی سوار کن و به همراه مرد بدخویی که شب و روز او را براند به نزد من بفرست». ۹ وقتی ابوذر به مدینه رسیده بود، گوشت رانهای او ریخته بود.


حافظ: خلیفه برای جلوگیری از فساد این کار را کرد.


واعظ: کدام فساد؟!


حافظ: ابوذر برای علی تبلیغ می کرده و می گفته است: «خودم از پیامبر شنیدم که فرمود: علی خلیفه ی من است». او علناً خلفا را غاصب معرفی می کرد.


واعظ: اولاً، اگر عثمان به دنبال رفع فساد بود باید افراد کثیفی مثل مروان ملعون و ولید مست را از خود دور می کرد. ثانیاً، آیا اگر کسی حرف حقی را بزند باید او را تبعید کرد؟


حافظ: شاید ابوذر حدیث جعل می کرده است.


واعظ: &l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>خاتم الانبیاء (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: «زمین کسی را صادق تر از ابوذر برنداشته است و آسمان بر سر کسی که راستگوتر از او باشد سایه نیفکنده است».۱۰  این را بدانید که اگر سابقه ای از دروغگویی در زندگی او بود علمای شما آن را حتما نقل می کردند. واقعاً کارهای شما عجیب است؛ از یک سو می گویید به هر یک از صحابه می توان اقتدا کرد و از سوی دیگر با برجسته ترین صحابی رسول خدا این گونه برخورد می شود و شما هیچ متأثر نمی شوید! آیا طرفداری از علی تا این حد جرم تلقی می شود که کیفر آن تبعید و زجرکش شدن است؟!!


حافظ: ابوذر به اختیار خودش به ربذه رفته است.


واعظ: ابوالاسود دوئلی می گوید: «از ابوذر علت خروجش را جویا شدم؛ گفت: مرا اجباراً به این منطقه تبعید می کنند و این خبر را رسول خدا به من داده بود و فرموده بود به خدا قسم؛ عثمان خدا را در حالتی ملاقات خواهد کرد که گناهکار می باشد». ۱۱


مصداق واقعی رحم دلی و شفقت، آن شخص بزرگوار است که  به پدر یتیمان معروف بود. امیرالمۆمنین بر خلاف عثمان در تقسیم بیت المال هیچ گونه تفاوتی قائل نمی شد. با وجود دشمنی ها و عداوتی که عایشه در جنگ جمل نسبت به آن حضرت از خود نشان داد؛ پس از اتمام جنگ، امیرالمۆمنین (علیه السلام) هیچ گونه اهانتی را نسبت به او روا ندانست به گونه ای که حتی خود عایشه هم در حضور زنان مدینه از مهربانی آن حضرت اظهار تشکر نمود و گفت: «فکر نمی کردم که علی تا این حد بزرگ منش باشد. او حتی یک کلمه هم به روی من نیاورد». با این همه دلیل و شواهد معلوم می شود که مصداق این آیه امیر المۆمنین علی (علیه السلام) است نه ابوبکر و عمر و عثمان!


ادامه این مناظره در سلسله مقالاتی، طی روزهای آینده به شما دوست عزیز تقدیم می شود. امیدواریم این همراهی زمینه شناخت مذهب حق و گروه رستگاران را فراهم کند .


 پی نوشت ها:


1- مسند؛ احمد بن حنبل ۱/۱۴۴ مسندعلی


2- روح المعانی، آلوسی۸/۱۰۲ ذیل آیه ۶۰ سوره اسراء


3- تفسیر کبیر، فخر رازی، ۲۰/۲۳۷ ذیل آیه ۶۰


4- مروج الذهب، مسعودی ۲/۳۳۴ ذکر خلافت عثمان


5- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ۳/۴۳


6- انساب الاشراف، بلاذری ۶/۱۶۲- ۱۶۳


7- صحیح بخاری۲/۵۹۶ ح ۱۳۱۴؛ و ابن سعد در الطبقات الکبری ۴/۱۷۷ رقم ۴۳۲


8- صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص ۱۲۲ باب ۹ فصل ۲


9- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص ۲۴۱


10- الاصابه، ابن حجر عسقلانی ۷/۱۰۸ رقم ۹۸۷۷


11- مسند، احمد بن حنبل، ج ۵، ص ۱۵۶


بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع :شهابی در شب ، دکتر ضیاء توحیدی ، ص ۷۱ – ۷۵

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید