ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

عدالت خلیفه اول! (مناظره ای بین علمای اهل سنت و عالم شیعی،بخش بیست و سوم)

واعظ : از تناقض های رفتار مردم دنیا، این است که ابوبکر و عمر در مورد احکام دینی که خود از آن بی اطلاع بودند، دست به دامان امیرمۆمنان می شدند؛ اما در مورد احکام خلافت و وصایت و تشخیص ماترک پیامبر، نه تنها حرف امیرالمۆمنین را نمی پذیرفتند بلکه به ایشان توهین و اهانت نیز می نمودند.

حافظ: چرا نسبت بی اطلاعی از احکام دین را به خلفای راشدین می دهید؟


واعظ: در تاریخ مشهور است که هر گاه امری بر عمر مشکل می شد، آن را از علی (علیه السلام) می پرسید. اگر به تاریخ خلفا مراجعه کنید موارد متعددی را خواهید یافت که نشان از بی اطلاعی خلفا و مراجعه ی ایشان به امیرمۆمنان (علیه السلام) دارد. از بحث اصلی مان دور نیفتیم.  خلاصه ی کلام ما این است که حدیث مورد استناد ابوبکر برای غصب فدک از درجه ی اعتبار ساقط است و هیچ ارزشی ندارد، زیرا مباین با عقل و نقل و حتی مخالف با عملکرد خلفای راشدین است!


حافظ : منظورتان چیست؟ عملکرد کدام یک از خلفای راشدین را می گویید؟


واعظ: عملکرد ابوبکر و عمر!! در تاریخ ضبط است که ابوبکر از بابت سهم الارث زنان پیامبر به دختر خودش، عایشه، و به دختر عمر، حفصه، حجراتی را اختصاص داد. از این جالب تر اینکه ابوبکر پس از شنیدن استدلالات حضرت صدیقه ی طاهره، دستور استرداد فدک را به صاحب آن، فاطمه زهرا، صادر کرد؟


حافظ: این حرف شما خیلی عجیب است. من تاکنون نشنیده بودم که ابوبکر فدک را برگردانده باشد.


واعظ: از این موارد عجیب در تاریخ خلفا بسیار است. علی بن برهان الدین می نویسد: «ابوبکر از گفتار فاطمه متأثر شد و گریه کرد و کاغذی برداشت و دستور رد فدک را نوشت و به فاطمه داد. عمر در بین راه فاطمه را دید و نامه را از او گرفت و پاره کرد». ۱ عجیب تر از این، رد کردن فدک به ورثه  فاطمه توسط عمر در دوره ی خلافت اوست.


حافظ: آیا اشتباه نمی کنید؟!


واعظ: خیر اشتباه نمی کنم. من در ابتدا گفتم که از این موارد عجیب و غریب در تاریخ خلفا بسیار یافت می شود. علامه سمهودی می نویسد: «ابوبکر در زمان خلافتش منطقه فدک را تصرف نمود؛ ولی عمر در دوره خلافت خود آن را به علی و عباس واگذار نمود». ۲


شیخ: شاید عمر بن عبد العزیز منظور نظر بوده است.


واعظ: علی (علیه السلام) و عباس در زمان عمر بن عبدالعزیز در قید حیات نبوده اند. فدک که نحله ی فاطمه بود را غاصبانه از او گرفتند و وقتی به مقاصد دنیوی خود رسیدند و بی نیاز از امثال فدک شدند، آن را به ورثه ی آن حضرت برگرداندند.


حافظ<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA&g t;: اگر فدک نحله ی فاطمه بوده است، پس چرا او ادعای ارث نمود؟


واعظ: در ابتدا حضرت بی بی (سلام الله علیها) ادعای نحله نمود ولی متأسفانه بر خلاف موازین شرعی و عرفی ابوبکر از ایشان شاهد طلب نمود؛ لذا آن حضرت شهودی را معرفی کرد اما مورد قبول ابوبکر واقع نشد. پس از اینکه از این طریق اقامه حق محقق نشد ادعای ارث نمود.


حافظ: آیا دلیلی بر این ادعایتان دارید؟


واعظ: بلی؛ یکی از متعصب ترین علمای اهل سنت به این نکته تصریح می کند. ابن حجر می نویسد: «ادعای فاطمه در ابتدا نحله بود. چون شهودش مردود شدند؛ متأثر گردید و گفت: دیگر با شما سخن نخواهم گفت که به این گفته اش نیز عمل کرد». ۳


حافظ: در اینکه فاطمه خیلی رنجیده خاطر شد، حرفی نیست؛ ولی خلیفه هم تقصیری ندارد زیرا او مجبور به رعایت موازین و ظواهر شرع بود. می دانید که آیه ی شهادت عمومیت دارد و برای اثبات ادعا، شهادت دو مرد و یا چهار زن و یا دو مرد و دو زن اعتبار دارد.


اما اینکه جناب آقای حافظ می فرمایند: خلیفه بر اساس ظاهر شرع حکم کرده است، کاملاً اشتباه است؛ زیرا بر طبق موازین شرعی از مدعی، دلیل طلب می شود نه از متصرف. ضمناً آیه ی شهادت اگر چه عمومیت دارد ولی استثناپذیر هم هست؟


حافظ: چگونه؟


واعظ: شهادت خزیمه بن ثابت در نزد پیامبر به عنوان دو شهادت تلقی گردیده است که به همین خاطر به او ذوشهادتین می گفتند. پس می بینید که مورد استثنا در زمینه ی شهادت وجود دارد. آیا قبول ندارید که اگر فاطمه هیچ شاهدی جز تصرفش بر املاک فدک را نداشت باز هم برای اثبات ادعایش کافی بود؟ واقعاً عجیب است که در حکومت ابوبکر شهادت یک مرد اعرابی که بر پشت پای خود بول می کند مورد قبول اس
ت اما شهادت امیرالمۆمنین علی (علیه السلام)
که مصداق اصیل صادقین در آیه ی شریفه (وکونوا مع الصادقین) می باشد، غیر قابل قبول است!!


حافظ: دلیل شما بر اینکه علی کرم الله وجهه مصداق این آیه است، چیست؟


واعظ: علما ۴ در ذیل این آیه نوشته اند که منظور از صادقین همانا محمد و علی و عترت نبی اکرم می باشد. خداوند بزرگ مرتبه در سوره ی زمر می فرماید: (والذی جاء بالصّدق و صدق به أولئک هم المتقون)۵   به شهادت علمای خودتان در این آیه نیز مراد از مصدّق، امیرالمۆمنین علی (علیه السلام)است.۶  از ابن عباس روایت شده است که رسول اکرم (صلیّ الله علیه وآله وسلم) فرمود صدیقین سه نفرند: حزقیل، حبیب نجار و علی که علی از آن دو افضل است».۷


عایشه از رسول خدا (صلیّ الله علیه وآله وسلم) نقل می کند: «علی با قرآن است و قرآن با علی است. آن دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند». همچنین از نبی مکرّم منقول است: «هر که علی را اطاعت نموده مرا اطاعت نموده است و هر که مرا اطاعت کند خدا را اطاعت نموده است؛ و هر که علی را منکر شود مرا انکار نموده و هر که مرا منکر شود خدا را انکار نموده است». ۸ اگر به همین احادیثی که در کتاب های خودتان است خوب دقت کنید، مسئله حل است. چگونه شما راضی می شوید که شهادت فردی که صادق و مصدق است و انکار او در ردیف انکار ذات باریتعالی است؛ رد گردد؟


و اما اینکه گفتید: خلیفه خیلی محتاط بوده است و رعایت شرع می کرده است؛ نیز خلاف واقع است. آیا طلب شهود از متصرف رعایت شرع است؟! این را هم بدانید که این سخت گیری ها و قوانین و موازین فقط در حق جده ما فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عمل می شد و گرنه برای دیگران این گونه نبود. سیاست یک بام و دو هوا در حکومت ابوبکر جاری و معتبر بود. ابن ابی الحدید از استاد خود علی بن الفارقی پرسید: آیا فاطمه در ادعای خود صادق بود؟ گفت: بلی؛ پرسید: پس چرا خلیفه فدک را به او رد نکرد؟ استاد وی تبسمی نموده و گفت: اگر آن روز شهادت فاطمه قبول می شد؛ فردای آن روز مجددا می آمد و برای شوهرش اقامه دعوا می کرد! ۹


حافظ: به چه دلیل می فرمایید تمام سخت گیری ها فقط برای فاطمه بود؟


واعظ: بعد از وفات رسول خدا، جابر نزد ابوبکر آمد و گفت: پیامبر به من وعده ی مبلغی از اموال بحرین را داده بود. ابوبکر بدون اینکه از او شاهد بخواهد هزار و پانصد دینار از بیت المال را به وی داد. ۱۱۰


حافظ: علت اینکه خلیفه از جابر طلب شهود نکرد، این بود که جابر از اصحاب نزدیک رسول خدا (صلیّ الله علیه وآله وسلم) بود و از رسول خدا شنیده بود هر که عمداً بر من دروغ ببندد نشیمن گاهش آتش دوزخ خواهد بود». واضح است که مرد بزرگی چون جابر برای چند دینار مال بی ارزش دنیا خود را گرفتار دوزخ نمی کند.


واعظ: آیا جابر مۆمن تر بود یا علی و فاطمه؟! عایشه می گوید: «احدی را راستگوتر از فاطمه ندیدم جز پدرش» ۱۱ این را بدانید که هیچ یک از صحابی را نمی توان با علی و فاطمه و حسنین (سلام الله علیهم اجمعین) مقایسه کرد؛ زیرا آیه ی تطهیر در شأن ایشان نازل گردیده است. اگر دروغگویی از جابر بعید است به طریق اولی از فاطمه ی زهرا و امیرالمۆمنین (علیهما سلام) ابعد و بلکه محال است.


مناظره در سلسله مقالاتی، طی روزهای آینده به شما دوست عزیز تقدیم می شود. امیدواریم این همراهی زمینه شناخت مذهب حق و گروه رستگاران را فراهم کند .


 پی نوشت ها:


1
تاریخ سیره الحلبیه، علی بن برهان الدین شافعی، ج ۳، ص ۳۶۲


2- وفاء الوفا، سمهودی ۳/۹۹۵- ۱۰۰۰ باب ۶ فصل ۲ فی صدقات الرسول


3- صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص ۳۷ باب ۱ فصل ۵ شبهه ۷


4- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساگر ۴۲/۳۶۱ شماره ۴۹۲۳


5
آن کس که سخن راست را آورد و آنکه او را تصدیق نمود، همانا آنان پرهیزگارانند.


6- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر ۴۲/۳۶۱ شماره ۴۹۳۳


7- صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص ۱۲۵ باب ۹ فصل ۲ ح۳۰- ۳۱


8- مستدرک الصحیحین؛ حاکم نیشابوری ۳/۱۳۱ ح ۴۶۱۷ کتاب معرفه الصحابه


9- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ۱۶/۲۸۴ نامه ۴۵


10- فتح الاولیاء، ابی حجر ۴/۴۷۵ ح ۲۲۹۶ کتاب الکفاله


11- حلیه الاولیاء، ابی نعیم ۲/۴۱- ۴۰ شرح حال فاطمه (سلام الله علیها)


بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع :شهابی درشب ، دکتر ضیاء توحیدی، ص ۱۲۳ – ۱۲۸

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید