ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پاسخ آیت الله مظاهری به شبهه ای درباره قیامت

از سلسله مباحث اخلاقی آیت الله مظاهری


بسم‌الله الرّحمن الرّحیم


«رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری، وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْری، وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏، یَفْقَهُوا قَوْلی‏»


از منظر قرآن کریم، نه تنها یقین، بلکه ظن و گمان به وقوع قیامت نیز، یک نیروی کنترل کننده برای انسان و مانع سقوط او است:


«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ ، وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ ، الَّذینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ ، وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ ، أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ، لِیَوْمٍ عَظیمٍ»[۱]


وای به کم فروش! وای به کسی که به حقّ خودش قانع نیست و زیاده طلب و کم دهنده است. مگر آنان گمان نمى‏کنند که در روزى بزرگ برانگیخته خواهند شد؟ آیا گمان ندارند که روز قیامتی هست؟


خطاب این آیات شریفه، منحصر و مختص به کسبه و بازاریان نیست، بلکه شامل تمام کسانی می‌شود که به حقّ خود قانع نیستند. مثلاً کارمندی که انتظار دارد حقوق او زیادتر باشد و همیشه از کمبود حقوق گله می‌کند، ولی در هنگام کار، کم کاری و بیکاری و بدکاری دارد، مشمول این آیات خواهد بود.


قرآن شریف می‌فرماید: گمان به قیامت، انسان را کنترل می‌کند، چه رسد به آن که انسان یقین داشته باشد حقیقتاً عالم قبر و برزخ و قیامت وجود دارد. اعتقاد به معاد، یکی از مؤثرترین و کاربردی‌ترین نیروهای کنترل کننده برای انسان است؛ لذا علمای اخلاق و بزرگان دین، همواره به زنده نگه داشتن یاد معاد تأکید و پافشاری داشته و دارند و توصیۀ ایشان این است که انسان باید در شبانه روز، چندین مرتبه به یاد مرگ، قبر و قیامت باشد.


 نابودی عالم هستی، پس از نفخ صور اوّل


در جلسات قبل، راجع به مرگ، احتضار، قبر و برزخ مطالبی بیان شد و در این جلسه، در مورد عالم پس از برزخ سخن خواهیم گفت.


از آیات قرآن کریم و نیز از روایات، استفاده می‌شود که روزی عالم هستی نابود و عالم برزخ، تمام می‌شود. در آن زمان، که معلوم نیست چند سال یا چند میلیون سال تا وقوع آن طول بکشد، به جز خداوند سبحان، هیچکس وجود ندارد و حق تعالی می‌فرماید:


«لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»[۲]


خداوند متعال خطاب می‌کند: کسانی که گردن کشی می‌کردند و خود را قدرت محض می‌دانستند، کجایند؟ فرعون منش‌ها و کسانی که می‌گفتند: خانه‌ام و سلطنتم، کجا هستند؟ سپس خود خداوند پاسخ می‌دهد: احدی جز خداوند یگانۀ قهّار وجود ندارد.


به این واقعه، نفخ صور اوّل می‌گویند و در روایات اهل بیت «سلام‌الله‌علیهم» آمده است که اسرافیل در صور یا شیپور خود می‌دمد و تمامی عالم نابود می‌شوند. قرآن کریم، نابودی عالم هستی پس از نفخ صور را چنین بیان می‌فرماید:


«وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ»[۳]


با نفخ صور، همۀ هستی می‌میرند، الاّ کسانی که خداوند سبحان می‌خواهد. یعنی کسانی هستند که خداوند سبحان اراده فرموده است، در آن زمان نابود نشوند. در آیۀ دیگر می‌فرماید:


«کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ»[۴]


امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در تفسیر این آیۀ شریفه می‌فرمایند:


«‏نَحْنُ‏ وَجْهُ‏ اللَّهِ الَّذِی لَا یَهْلِکُ‏»[۵]


آن چهارده نور مقدّس، در ازل، تجلّی ذاتی خداوند متعال بوده و تا ابد باقی خواهند بود و با نفخ صور نابود نمی‌گردند. امّا سایر انسان‌ها و نه تنها انسان‌ها، بلکه تمام مخلوقات و موجودات و نیز عالم هستی یکپارچه نابود می‌شوند.


«الْأَرْضُ جَمیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمینِه»[۶]


طبق این آیۀ شریفه، در روز قیامت، زمین، یکسره و یکپارچه در قبضۀ قدرت‏ خداوند تعالی است و آسمان‌ها به دست پراقتدار او در هم پیچیده می‌شوند؛ یعنی عالم هستی نابود می‌شود.


سپس، مدّت زمانی طول می‌کشد و نفخ صور دیگری واقع می‌شود. فاصلۀ زمانی بین این دو نفخ صور، نزد ما معلوم نیست، امّا معلوم است که در آن مدّت، به جز خداوند متعال و اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم»، هیچ موجودی وجود ندارد و پس از گذشت هزاران یا میلیون‌ها سال، میکائیل در شیپور خود می‌دمد و عالم هستی زنده می‌گردد:


«وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً»[۷]


پس از به وجود آمدن مجدّد عالم هستی و موجودات آن، قیامت بر پا می‌شود. یعنی عالَم و موجودات آن که نابود شده بودند، دوباره موجود و احیاء می‌شوند.


 ماهیّت نابودی و احیای مجدّد عالم هستی


برای روشن شدن ماهیّت نابودی و احیای موجودات و عالم هستی در آستانۀ قیامت، ناچاریم از یک مثال استمداد کنیم.


از منظر قرآن کرم، انسان خلیفه الله است و از این‌رو همان‌گونه که خداوند متعال، خالق است، انسان نیز می‌تواند خالق باشد، با این تفاوت که انسان، تنها در ذهن خود می‌تواند چیزی خلق کند که به آن وجود ذهنی گفته می‌شود. هیچ انسانی خالی از این قوّه نیست و کسی نیست که نتواند در ذهن خود چیزی خلق کند، حتّی اگر بی‌سواد یا از کارافتاده باشد. خداوند متعال، وقتی اراده کند، با آن اراده، هرچه بخواهد می‌شود، لذا حضرت باری‌تعالی خلاّق العلیم است و هرچه بخواهد، فوراً خلق می‌کند:


«وَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلیمُ، إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»[۸]


انسان‌ نیز به عنوان خلیفه الله می‌تواند در ذهن خود، هرچه اراده کند، خلق نماید و مخلوق ذهنی، وابسته به انسان است که خالق آن می‌باشد. یعنی اگر کسی چیزی را در ذهن خود خلق یا تصوّر کند، به محض انصراف از آن، به طور کلّی آن را نابود می‌سازد. و هنگامی که دو مرتبه به آن چیز توجّه پیدا کند، مجدّداً در ذهن او خلق و ساخته می‌‌شود.


مثلاً اسم کسی احمد است و شما او را می‌شناسید؛ حال اگر احمد را تصوّر ‌کنید، وجود ذهنیِ احمد به تمام معنا در ذهن شما شکل می‌گیرد. تا وقتی به او توجّه دارید، احمد هست، ولی به محض اینکه از او صرفنظر کنید، احمدِ در ذهن، به طور کلّی نابود می‌‌شود و با توجّه مجدّد، احمدِ در ذهن، موجود می‌شود.


نکتۀ قابل توجّه آنکه، وجود ذهنی احمد، همان احمد است، در حالی که خود احمد نیست، زیرا با صرفنظر از او، نابود می‌شود. غیر از احمد هم نیست، زیرا در لحاظ دوّم، همان احمد، به تمام معنا در ذهن می‌آید. پس ماهیّت احمدِ در ذهن چیست؟ باید بگوییم: «مثل» احمد است.


همین جریان که در ذهن انسان اتفاق می‌افتد، در رابطه با خداوند متعال، در عالم وجود اتفاق می‌افتد:


«إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»


به تعبیر بزرگان، این «کُنْ»، کنِ ایجادی است؛ به این معنا که پروردگار عالم اراده می‌کند و عالم ایجاد می‌شود یا پروردگار عالم اراده می‌کند و عالم نابود می‌شود.


 در قیامت خط‌های سر انگلشتان نیز زنده می‌شوند


نفخ صور اسرافیل و میکائیل نیز به همین معناست که با ارادۀ پروردگار، عالم هستی نابود می‌‌شود و بعد از شاید هزاران سال، دوباره اراده می‌کند و عالم موجود می‌گردد. عالمی که مجدّدا ایجاد می‌شود، خود عالم قبلی نیست، همان گونه که غیر آن هم نیست، بلکه «مثل» آن عالم است. همان که در آخر سورۀ یس، با تعبیر زیبایی می‌فرماید:


«أَ وَ لَیْسَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى‏ وَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلیمُ»[۹]


آیا خدا نمی‌تواند این عالم را دوباره موجود کند؟ بلی، می‌تواند. وقتی اراده می‌کند، عالم وجود دوباره موجود می‌شود.


قرآن کریم در آیۀ دیگری می‌فرماید: منکران معاد تعجّب می‌کنند از اینکه چگونه معاد جسمانی واقع می‌شود؟ سپس پاسخ می‌د‌هد که خداوند قادر متعال، نه تنها می‌تواند همۀ موجودات را پس از مرگ زنده کند، بلکه خط‌ های سر انگشتان انسان را نیز زنده می‌کند:


«بَلى‏ قادِرینَ عَلى‏ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ»[۱۰]


این آیۀ کریمه، یکی از معجزات تکوینی و تشریعی بزرگ قرآن کریم است؛ زیرا در روی کرۀ زمین، خطوط سر انگشتان هیچ انسانی، شبیه انگشتان دیگری نیست و حتّی خطوط سرانگشت دو قلوها نیز متفاوت است. و در احیای مجدّد، آن خطوط نیز باز احیا می‌گردد.


پس از آن که با ارادۀ خداوند سبحان، عالم نابود می‌شود: «فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ»، و خداوند یا اهل بیت پاسخ می‌دهند که همه چیز متعلّق به خداوند یکتا و قهّار است: «لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»، و زمانی می‌گذرد، باز خداوند متعال اراده می‌کند و فوراً دوباره عالم را ایجاد می‌فرماید. عالمی که مجدّدا ایجاد می‌شود، همان عالَم قبلی است، امّا خودش نیست و غیر آن هم نیست، بلکه «مثل» آن‌ است.


وقتی خداوند قادر، اراده کند، عالمی که به طور کلی نابود شده است، باز همان عالم به تمام معنا و به طور کلّی زنده می‌شود. این زنده شدن مجدّد، به معنای معاد است. قرآن کریم می‌فرماید: «یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ»[۱۱]


 معاد روحانی و جسمانی


همان گونه قبلاً نیز بیان شد، ما دورنمایی بیشتر از معاد نداریم و نمی‌توانیم حقیقت آن را درک کنیم، ولی با توجّه به آنچه قرآن کریم فرموده یا در روایات اهل بیت آمده است، می‌توانیم برداشت‌هایی داشته باشیم.‌ در خصوص روحانی یا جسمانی بودن معاد نیز باید بگوییم: عقیدۀ اسلام و تشیّع، آن است که معاد، هم جسمانی و هم روحانی است و اعتقاد به معاد روحانی یا معاد جسمانیِ فقط،  غلط است. 


در معاد، انسان‌ها مانند دنیا، از جسم و روح برخوردارند؛ یعنی اهل بهشت و اهل جهنّم، هم لذت یا الم روحی دارند و هم لذت یا الم جسمی. مثلاً بهشتیان علاوه بر برخورداری از نعمت‌های جسمی نظیر حورالعین و انواع خوردنی و آشامیدنی، از نعمت‌های معنوی و روحی مانند ملاقات با خدا و اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» نیز لذّت می‌برند.


جهنّمیان نیز افزون بر آنکه از نظر روحی به شدّت معذّبند و توسّط ملائکه و خداوند، با جملاتی نظیر: «ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ»[۱۲]، برای افتادن به جهنّم سرزنش می‌شوند، عذاب جسمی دارند و مثلاً پوست بدن‌ آنان می‌سوزد و مجدّداً به جای آن پوست تازه قرار می‌گیرد تا عذاب شوند: «کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها»[۱۳]


 در این خصوص نیز مراجعه به مثال قبلی، برای فهم بیشتر موضوع مفید است؛ وقتی انسان، احمد را در ذهن خود خلق یا تصوّر می‌کند، احمد موجود در ذهن، مثل خود احمد، مرکّب از روح و جسم است و هیچ‌گاه نمی‌شود که آن احمدی که در ذهن انسان خلق می‌شود، روح بدون جسم یا جسم بدون روح باشد. خلق مجدّد و احیای مجدّد عالم هستی پس از نفخ دوّم هم به همین صورت است؛ یعنی مثل عالم هستی و مثل موجودات، دوباره خلق می‌شود و در خصوص انسان‌ها، همان‌طور که در دنیا مرکّب از جسم و روح بوده‌اند، در قیامت و در احیای مجدّد نیز مرکّب از جسم و روح خواهند بود.


 ترکیب جسم و روح در قیامت


در مورد نحوۀ ترکیب جسم و روح که دو جنس متضاد هستند، بحث‌های زیادی بین دانشمندان علوم اسلامی مطرح شده است. از جمله فلاسفه، مباحث زیادی بیان کرده‌اند تا نحوۀ ترکیب این دو را بدانند، امّا جز خداوند متعال، کسی نمی‌داند جسم و روح، چگونه با هم ترکیب شده‌ و آمیخته‌اند. ولی به هرحال، مرکّب بودن انسان از جسم و روح نزد همه آشکار است. در قیامت نیز وقتی انسان‌ها برانگیخته می‌‌شوند، باز مرکّب از روح و جسم هستند که به تعبیر قرآن، حتّی خط‌ های سر انگشتان آنان نیز احیا می‌شود.


 اثبات و بیان خصوصیّات معاد، معجزۀ بزرگ قرآن


گرچه بین عالم مادّی دنیا و عالم آخرت، تفاوت‌های فراوانی وجود دارد، امّا در خلق دوبارۀ عالم در قیامت، همه چیز «مِثل» عالم در دنیا است و قرآن کریم، تمام شبهات را با کلمۀ «مِثْلَهُمْ» جواب داده است!


به راستی قرآن معجزۀ جاویدی برای نبوّت پیامبر خاتم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» است که یک نفر انسان درس نخوانده و «اُمّیّ»[۱۴] که در میان جامعه‌ای بی‌سواد زندگی می‌کرده است، چنین کتابی بیاورد که «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ»[۱۵] است و با بیان یک کلمه، بسیاری از شبهات پیرامون معاد و قیامت را پاسخ دهد.


قرآن کریم، با عباراتی موجز، بسیاری از مشکلات علمی، فلسفی و اعتقادی را پاسخ داده است و تفاوت آن با کتاب‌های دیگر در آن است که مثلاً صدرالمتألهین وقتی می‌خواهد در کتاب اسفار، معاد را با حرکت جوهری اثبات کند، یک کتاب قطور دربارۀ آن می‌نویسد، ولی قرآن کریم با یک کلمۀ «مِثْلَهُمْ» کار را تمام می‌کند. این نحوۀ بیان، از معجزات بزرگ قرآن کریم است.


همچنین قرآن کریم با بیان برخی از مشخّصات معاد، مانند احیاء خطوط سر انگشتان، روییدن پوست جدید پس از سوختن پوست در جهنّم، ملاقات با خداوند متعال و … بر معاد جسمانی و روحانی تأکید و تصریح می‌کند.


البته قرآن کریم معجزات فراوان دیگری نیز دارد که افرادی مانند طنطاوی، آیات بسیاری را در مورد علوم طبیعی و … از آن استخراج کرده‌اند.[۱۶] ولی در باب قیامت، دقّت کافی و لازم نشده است. توجّه به همین آیات کوتاه، مانند «بَلى‏ قادِرینَ عَلى‏ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ» و کلمۀ «مِثْلَهُمْ» می‌تواند شبهات و سؤالات فراوانی را پاسخ گوید. ولی متأسّفانه کمتر به آنها توجّه شده است.


 شبهه آکل و ماکول


شبهۀ آکل و مأکول، یکی از موضوعات و شبهات مهم در مورد قیامت می‌باشد که بسیاری از افراد و بزرگان، سعی کرده‌اند به آن پاسخ دهند، ولی توجّه و دقّت در یک کلمۀ قرآن، مانند «مِثْلَهُمْ» باعث می‌شود این شبهۀ مهم، سالبۀ به انتفاع موضوع گردد.[۱۷]


کمی تدبّر در وضعیّت انسان و این که او به عنوان یک موجود بسیار ضعیف، می‌تواند در ذهن خود چیزی خلق کند و سپس نابود کند و مجدّداً آن را بسازد، می‌تواند راهی به سوی شناخت قدرت مطلق حق تعالی باشد. وجود ضعیف انسان، تصویر موجودی ضعیف را ایجاد می‌کند، ولی پروردگار عالم، وجودی قوی و قدرمند و به عبارت قرآن کریم، «ذُو الْقُوَّهِ الْمَتینُ»[۱۸] است:


وقتی وجود قوی است، موجود آن نیز قوی است و آثار حیات بر آن هویدا و پیدا خواهد بود.


پس از خلقت مجدّد عالم هستی و احیاء عالَم، خداوند متعال همۀ موجودات را گرد هم جمع می‌کند: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً»، البته در مورد این که کجا چنین اجتماع عظیمی تشکیل می‌شود، مطلب خاصّی نمی‌دانیم؛ این که چگونه همۀ انسان‌‌ها از زمان خلقت آدم«علیه‌السّلام» تا قیامت، در یک مکان جمع می‌شوند، به راحتی قابل فهم نیست، ولی این را می‌دانیم که چنین کاری، برای خداوند متعال، سهل و آسان است و با ارادۀ الهی، به راحتی چنین امری شکل می‌گیرد و همه یکجا جمع و محشور می‌شوند:


«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»


تفکیک نیکوکاران و بدکاران در صحنۀ قیامت


در مورد این که خوبان و بدکاران چگونه از هم مشخّص می‌شوند، قرآن کریم می‌فرماید: مجرمان از چهره‏هایشان شناخته مى‏شوند.


«یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ»[۱۹]


اگر کسی آب کوثر بنوشد


در روایات نیز آمده است که امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» با سعۀ وجودی خود، به صف محشر می‌آیند و شیعه را از غیر شیعه تمیز می‌دهند. صورت‌های شیعیان سفید و درخشنده است و ملائکه احترام خاصّی برای ایشان قائل هستند. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» شیعیان را زیر لوای حمد و در کنار حوض کوثر می‌برند. حوض کوثر، حقیقت حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» است و امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» ساقی آن است. شیعیان به دست مبارک آن حضرت از آب کوثر سیراب می‌شوند. اگر کسی آب کوثر را بنوشد، هرگونه زشتی و بدی از وجود او پاک می‌شود؛ اگر سیاه است، سفید می‌شود، اگر پیر است جوان می‌گردد، اگر بیمار است سلامتی می‌یابد، اگر ناقص العقل است، عقل او کمال پیدا می‌کند و خلاصه هرگونه بدی و زشتی، با خوردن آب کوثر از وجود انسان پاک می‌گردد و یک انسان به تمام معنا می‌شود.


قیامت با تمام سختی‌‌هایش، برای چنین انسانی به مثابۀ یک لحظۀ گذراست و پس از آن، با جواز امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» و پشت سر ایشان با یک چشم برهم زدن، به بهشت وارد می‌شود.[۲۰]


همان گونه که نیکوکاران و شیعیان امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» با درخشندگی چهره‌هایشان شناخته می شوند، بدکاران و منکران ولایت نیز با چهره‌هایشان شناخته می‌شوند. چنانکه قرآن کریم، سیمای مجرمان را نشانگر بدی و زشتی آنان می‌داند. در حقیقت وقتی در پیشانی کسی مُهر و نشان ولایت نباشد، اهل جهنّم خواهد بود:


«نَحْنُ‏ نُوقَفُ‏ یَوْمَ‏ الْقِیَامَهِ بَیْنَ‏ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَمَنْ یَنْصُرُنَا عَرَفْنَاهُ بِسِیمَاهُ فَأَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّهَ، وَ مَنْ أَبْغَضَنَا عَرَفْنَاهُ بِسِیمَاهُ فَأَدْخَلْنَاهُ النَّار»[۲۱]


قرآن شربف در مورد بدکاران می‌فرماید: موهای سر و پاهایشان را می‌گیرند و آنها را به جهنّم پرتاب می‌کنند:


«فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصی‏ وَ الْأَقْدامِ»[۲۲]


بدکاران باید در آتش جهنّمی که خود تهیه کرده‌اند، بسوزند و چاره‌ای جز سوختن ندارند. به راستی که عذاب جهنّم دشوار است و یک لحظه از آن، به اندازۀ هزاران سال سختی و رنج به همراه دارد.


 زمینه‌سازی شفاعت در دنیا


خوشا به حال کسانی که در طول شبانه روز، مرتّباً به یاد قیامت و معاد هستند و با اصلاح کارها و امور روزمرّه، خود را برای آن شرایط دشوار و سخت آماده می‌کنند. اگر کسی در دنیا با اعتقاد کامل، به اصلاح امور دنیا و آخرت بپردازد و خود را در مسیر ولایت امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» و حضرات معصومین«سلام‌الله‌علیهم» قرار دهد، در آن روز سخت، با شفاعت اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» نجات خواهد یافت، ولی اگر کسی خود را در مسیر آنان قرار ندهد، چگونه انتظار دارد در روز محشر، در مسیر شفاعت ایشان واقع شود؟


پربار کردن نعمت‌های بهشتی یا برافروختن آتش جهنّم، به دست خود انسان و در دنیاست. انسان‌ها با اعمال و رفتار خود، مانند نماز، روزه، صدقات، نیکی به مردم، انجام امور خیر، خدمت به خلق، رابطۀ مداوم و توجّه همیشگی به خداوند و … می‌توانند بهشت را برای خود فراهم آورند که در سایۀ شفاعت اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» به آن دست یابند، یا با ظلم و ستم و ترک اوامر الهی و … جهنّمی را برای خود بسازند که شنیدن سختی و عذاب آن نیز انسان را دچار ترس و وحشت می‌کند.


پی‌نوشت‌ها:


 [1]. مطففین / ۵-۱


۲. غافر / ۱۶


۳. زمر / ۶۸


۴. قصص / ۸۸


۵. التوحید (للصدوق)، ص ۱۵۰


۶. زمر/ ۶۷


۷. کهف / ۹۹


۸. یس / ۸۲-۸۱


۹. یس / ۸۱


۱۰. قیامت / ۴


۱۱. ابراهیم / ۴۸


۱۲. آل عمران / ۱۸۲


۱۳. نساء / ۵۶


۱۴. اعراف / ۱۵۷


۱۵. نحل / ۸۹


۱۶. ر.ک: التفسیر الوسیط للقرآن الکریم (الطنطاوی)


۱۷. ر.ک: معاد در قرآن(از تألیفات معظّم له)، صص ۸۲-۷۳


۱۸. ذاریات / ۵۸


۱۹. الرحمن / ۴۱


۲۰. ر.ک: الغدیر، ج ۲، صص ۴۶۰-۴۵۳


۲۱. شواهد التنزیل، ج ‏۱، ص ۲۶۳


۲۲. الرحمن / ۴۱


www.abna.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید