ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

کسی که نامش در آسمان تعیین شد !!! (مناظره ای بین علمای اهل سنت و عالم شیعی،بخش بیست و هشتم)

واعظ : </B&gt ;از خصوصیات خاص امام مۆمنان محل تولد ایشان است. اگر به همین یک مسئله دقیق شوید راه را خواهید یافت. نکته ی دیگر که از امتیازات آن بزرگوار است نام گذاری ایشان از عالم غیب می باشد.

شیخ: سخن عجیبی می گویید. مگر ابوطالب پیغمبر بوده است که به وی وحی شود؟


واعظ: خیر؛ اما نام محمد و علی هزاران سال قبل از خلقت آدم، در تمام آسمان ها و ابواب جنت و عرش اعظم ثبت بوده است.


شیخ: آیا این سخن شما غلو نیست که علی را هم ردیف با پیامبر می کنید. همین حرف هاست که باعث شده فقهای شما فتوا به وجوب شهادت به ولایت علی در اذان و اقامه بدهند.


واعظ: اولاً، من نام مبارک علی (علیه السلام) را هم ردیف با نام پیامبر قرار نداده ام، بلکه خداوند چنین کرده است. ثانیاً، از رسول خدا نقل شده است که: «از دو هزار سال پیش از خلقت آسمان ها و زمین، بر در بهشت نوشته شده است: لااله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله و اخو رسول الله». ۱ و نیز از رسول اکرم نقل می کنند که: «در شب معراج وقتی به عرش رب العالمین رسیدم بر پایه های آن دیدم که نوشته شده است
: براستی که من خدایی هستم که غیر از من خدایی نیست. محمد حبیب من است که او را به علی وزیر او تأیید و یاری نمودم». ۲ همچنین از ابن عباس رسیده است که گفت: «از رسول اکرم سبب قبولی توبه آدم را جویا شدم. ایشان فرمود: آدم، خدا را به حق من و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) قسم داد پس خداوند توبه او را پذیرفت و او را آمرزید» ۳. و اما اینکه فرمودید مگر ابوطالب پیامبر بوده است که به او وحی شود؛ نیز بی مورد است زیرا به مادر موسی و زنبور عسل هم وحی شده است در حالی که هیچ کدام پیامبر نبودند.


شیخ: آیا خبری در این زمینه در کتاب های ما موجود است؟


واعظ: علمای شما از عباس بن عبدالمطلب نقل نموده اند که: «هنگامی که علی متولد شد، جناب ابوطالب و فاطمه بنت اسد به کوه ابوقبیس رفتند و از خداوند متعال نامگذاری طفلشان را خواستار شدند. ناگهان صدایی از آسمان بلند شد و لوحی سبز رنگ به دست ابوطالب رسید که در آن اشعاری نوشته شده بود. مضمون این اشعار آن است که: شما را به فرزند پاک و پاکیزه ای که منتخب و مرضی من است اختصاص دادم. اسم او را از جانب خدای اعلا، علی بگذار که مشتق از اسم علی اعلاست. پس ابوطالب به سجده افتاد و به شکرانه این نعمت عظمی، ده شتر قربانی نمود». ۴


اما اینکه فرمودید بنا به فتوای فقهای شیعه ذکر نام علی در اذان و اقامه واجب است نیز حاکی از عدم اطلاع شماست. تمامی فقهای ما بیان داشته اند که شهادت بر ولایت امیرالمۆمنین جزء اذان و اقامه نیست و لیکن مستحب و بسیار مطلوب است. از این مقوله نیز بگذریم و برگردیم بر سر مطلب که ذکر فضایل امیر المۆمنین علی (علیه السلام) بود. فضیلت دیگر آن حضرت شدت زهد و تقوای آن وجود مبارک است. به قدری آن سرور در این زمینه در اوج بود که دشمن درجه یک ایشان یعنی معاویه ملعون گفته است: «زنان عالم از اینکه مثل علی را بزایند عقیم اند» ۵.


حال اگر اجازه می فرمایید از حضورتان سۆالی داشته باشم.


شیخ: استدعا می کنم بفرمایید.


واعظ: آیا با این اوصاف، شما احتمال هواپرستی و جاه طلبی را در مورد امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) می دهید؟

&#x 0D;

شیخ: ابدا. علی کرم الله وجهه کسی است که دنیا را سه طلاقه کرد.


واعظ: پس چه دلیلی داشت که ایشان راضی به خلافت ابوبکر نشد و تا شش ماه از بیعت با او امتناع فرمود. اگر احتمال هواپرستی در مورد علی (علیه السلام) روا نیست؛ پس چرا ایشان زیر بار حکومت ابوبکر نرفت؟


شیخ: تعجب می کنم که چرا می گویید علی راضی به خلافت ابوبکر نبوده است! همه علمای ما گفته اند که ایشان با کمال رضایت دست بیعت به خلیفه ابوبکر داد.


واعظ: تعجب نکنید! گویا هرچه را در جلسات قبل گفته ام از یاد برده اید؟


علمای خودتان به این حقیقت اعتراف نموده اند که علی بعد از شش ماه اجباراً با ابوبکر بیعت کرد.


شیخ: در این صورت حتماً یک جهتی داشته است. خودشان در آن موقع بهتر می دانستند که چه می کنند. اینک به ما چه مربوط است که در امر بزرگان و اختلاف آنها بعد از هزار و سیصد سال دخالت کنیم.


واعظ: عجب!! هر فرد مسلمانی مکلف است که با تحقیق و بررسی راه حقیقت را یافته و از آن پیروی نماید. بعد از وفات نبی مکرّم اسلام صحابه به دو فرقه تقسیم شدند که مسلماً فقط یکی از آنها می توانست به حق باشد، لذا چاره ای جز بررسی این جریانات نداریم.


شیخ: یعنی خلافت خلیفه ابوبکر بر حق نبوده است؟ با توجه به شجاعت بی نظیر علی پس بایستی قیام می نمود نه اینکه بیعت کند و به نماز ایشان حاضر شود.


واعظ: اولاً، بر طبق عقیده شیعه، انبیا و اوصیا مطابق فرامین و دستورات الهی عمل می نمودند. اگر در موردی جنگ کرده اند، مطابق حق بوده است و چنانچه در موضعی دیگر صلح را اختیار کرده اند باز هم مطابق حق و طبق دستور پروردگار بوده است. امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) در نامه ای به مردم مصر می نویسد: «سوگند به پروردگار، باور نمی کردم که عرب پس از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلم) امر خلافت را از اهل بیت او برگردانده و به دیگری بسپارد. آن چیزی که باعث رنجش من گردید اقبال مردم به ابوبکر بود. مردم با وی بیعت کردند اما من دست خود را از بیعت بازداشتم تا زمانی که دیدم گروهی از مردم از دین محمد برگشته و درصدد انهدام آن برآمده اند. پس برای یاری اسلام بپاخاستم چرا که مصیبت شکاف در دین اسلام برای من از مصیبت فوت ولایت و حکومت بر شما که همچون سرابی زایل شدنی است بزرگتر و عظیم تر است».۶ با توجه به همین نامه روشن می شود که سکوت و تسلیم آن حضرت ناشی از رضایت ایشان از حکومت آن دو نبوده است؛ بلکه نگرانی از زوال دین و تفرقه امت اسلام او را مجبور به این عمل نمود. لذا در تاریخ می بینیم آن حضرت پس از گذشت شش ماه از وفات نبی مکرّم اسلام و بعد از اینکه بارها و بارها مخالفت خود را در قالب احتجاج به گوش مردم رسانید مجبور به بیعت با ابوبکر گردید. بنا بر نقل تاریخ، هنگامی که آن حضرت را جبراً به مسجد می بردند و شمشیر برهنه را بالای سر او نگاه دا
شته و او را مجبور به بیعت می کردند رو به قبر شریف پیامبر اکرم نموده و همان کلماتی که هارون خطاب به برادرش حضرت موسی گفت را به پیامبر اکرم عرضه داشت که: «ای رسول خدا! این امت مرا تنها گذارده و مرا ضعیف نمودند و می خواهند مرا به قتل برسانند». این جریان را رسول اکرم پیش بینی فرموده بود. آن حضرت به امیرمۆمنان فرمود: «یا علی! امت از تو کینه ها در دل انباشته اند و زود است که بعد از من با تو از در خدعه و نیرنگ وارد شوند و آنچه در دل دارند را بیرون بریزند. تو را امر به صبر و تحمل می کنم تا خداوند تو را جزای خیر عنایت فرماید».


با توجه به این مطلب واضح است که امیرالمۆمنین علی ریاست و حکومت را هم برای خدا می خواسته است ، لذا اگر صلاح دین خدا در رها کردن حکومت است او این کار را می کند و اگر صلاح دین در تصدی حکومت است باز هم او چنین می کند. آن حضرت در خطبه شقشقیه می فرماید: «سوگند به خداوند که پسر ابی قحافه خلافت را مانند پیراهنی به تن کرد و حال آنکه او می دانست جایگاه من برای این امر بسان قطب و محور آسیاب است. علوم و معارف از سرچشمه فیض من مانند سیل سرازیر می شود و هیچ پرنده ای در فضای علم و دانش به اوج رفعت من نمی رسد. با وجود این، من جامه خلافت را رها کردم و به این اندیشه فرو رفتم که آیا دست به شمشیر برم و حق خود را بستانم یا راه صبر و بردباری را برگزینم و بر این تاریکی کور صبر کنم. همانا یافتم که صبر کردن خردمندی است. پس صبر کردم در حالی که استخوان در گلو و خاشاک در چشمان داشتم. میراث خود را به تاراج رفته می دیدم تا آنکه اولی راه خود را به انتها برد و خلافت را به آغوش دومی افکند».


شیخ: این خطبه مربوط به حضرت علی نیست؛ بلکه از سید رضی است والا آن جناب هیچ شکایتی از خلفا نداشت.


واعظ: بزرگان از علمای خودتان اقرار دارند که این طرز بیان منحصراً مربوط به امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) است. جمع کثیری از اهل علم و ادب قبل از ولادت سید رضی این خطبه را روایت نموده اند.


ابن ابی الحدید به نقل از این خشاب می نویسد: «این خطبه را در کتابی که تاریخ تصنیف آن دویست سال قبل از ولادت رضی است دیده ام». ۷ علاوه بر این دلایل، دلتنگی و ناراحتی امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) از دو خلیفه، منحصر به این خطبه نیست؛ بلکه در سایر خطب و کلمات ایشان نیز ثبت و ضبط است: «قسم به آن خدایی که غیر از او خدایی نیست بدرستی که من در شاهراه حق هستم و مخالفان من در من در پرتگاه سقوط قرار دارند». ۸


 ادامه این مناظره در سلسله مقالاتی، طی روزهای آینده به شما دوست عزیز تقدیم می شود. امیدواریم این همراهی زمینه شناخت مذهب حق و گروه رستگاران را فراهم کند.


 پی نوشت ها:


1-       مناقب خوارزمی ص ۱۴۴ ح ۱۶۸ فصل ۱۴


2-       موده القربی، موده ۸ با استفاده از ینابیع الموده ح ۸۸۲ باب ۵۶


3-       کنزالعمال، متقی هندی ۲/۳۵۹ ح ۴۲۳۷


4-       کفایه الطالب، گنجی شافعی ص ۴۰۶ باب ۷


5-       تذکره الخواص، ابن حوزی ص ۱۱۳ باب ۵


6-       شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید،۶/۹۴ نامه ۶۷


7-       شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ۱/۲۰۵ خطبه ۳


8-       شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ۱۰/۱۷۹


بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع :شهابی در شب ، دکتر ضیاء توحیدی ، ص ۱۵۷ – ۱۶۲

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید