ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پیروی از امام صادق(علیه‌السلام)، کفر یا شرک؟! (مناظره ای بین علمای اهل سنت و عالم شیعی،بخش سی ام)

شیخ: من بی
انات شما را در خصوص فضایل علی (علیه السلام) قبول دارم لیکن می خواهم این را بگویم که چه عیب دارد که ما با هم از در صلح و صفا در آییم و اختلافات را کنار بگذاریم. آیا غیر از این است که علی (علیه السلام) با کمال میل و رغبت دست بیعت به خلفای راشدین داد و به آنها کمک کرد. چرا ما باید کاسه داغ تر از آش شویم. خود او برتری و حق تقدم خلفا را با دل و جان پذیرفت پس چرا ما نپذیریم؟ چرا به همان صورت که مذاهب چهارگانه اهل سنت در کنار هم اند، شیعیان نمی آیند در کنار ما باشند؟ چرا شما از ما دوری می کنید؟ ما هم قبول داریم که علی اعلم و افقه بوده است؛ ولی این را بپذیرید که ابوبکر مسن تر و سیاستمدارتر از او بوده است. علی جوانی نورس بوده است که توانایی خلافت را نداشته است؛ حتی بعد از بیست و پنج سال که به خلافت رسید، به واسطه ی عدم سیاست، موجبات خونریزی و انقلابات را فراهم آورد و در آخر کار خود او هم به واسطه تیغ ابن ملجم لعین از پا در آمد
.

واعظ: می گویند: قافله ای از زوار در بین راه به دسته ای سارق برخوردند. سارقین آنها را اسیر و اموال شان را بین خود تقسیم کردند. در بین این اموال، قطعه پارچه ی کفنی مرغوبی بود که سهم پیر مردی از دزدان گردید. دزد رو به اسرا کرده و گفت: این کفن مال کیست؟ زائری پاسخ داد: از من است؛ دزد گفت: آن را به من ببخش تا حلال باشد که آن را کفن خود کنم؛ زائر گفت: تمام اموالم مال شما باشد، ولی این کفن را ن
می دهم؛ دزد هر چه اصرار کرد زائر راضی نشد؛ پیرمرد سارق شلاق را کشید و به جان زائر بیچاره افتاد و می گفت آن قدر می زنم تا آن را ببخشی و راضی شوی!! آن بیچاره قدری که تازیانه خورد فریاد برآورد که آقا حلال باشد، از شیر مادر حلال تر!!! آقای محترم! به چه دلیل می گویید امیرالمۆمنین با میل و رغبت راضی به خلافت خلفا گردید؟ آیا آتش به درب خانه زدن؛ آیا او را سر برهنه به سمت مسجد کشانیدن؛ آیا شمشیر برهنه بر سر او گرفتن و تهدید به قتل کردن مناسبتی با رضایت قلبی دارد؟
!!


و اما فرمودید: چرا ما به جان هم افتاده ایم و کشمکش های بیهوده را دنبال می کنیم؟ ما به جان کسی نیفتاده ایم؛ بلکه این آقایان اهل سنت بوده اند که هر زمان دستشان رسیده است به جان شیعیان افتاده و جان و مال آنان را مباح دانسته و آنها را به قتل می رسانده اند. نکته ی دیگری که فرمودید این بود که بیاییم و همه با هم یکی شویم!! ما نیز مخالف با اتحاد و یکی بودن نیستیم اما نه هر اتحادی!! بلکه اتحاد حول محور حق و عدالت که علی و اولاد اوست. عقاید دینی بایستی از روی تحقیق باشد نه تقلید. طبق کدام ملاک عقلی و شرعی ما را مجبور می کنید که از برخی از صحابه که برخلاف دستور خدا و رس
ول عمل کردند پیروی کنیم؟
!! اگر بر سر یک موضوعی، میلیاردها انسان با خداوند که واحد است و تک است اختلاف پیدا کنند حق را به کدام طرف می دهید؟ آیا می توانید به صرف اینکه اکثریت با انسان هاست، حرف خدا را کنار بگذارید؟!! آیا نمی دانید که نظر و رأی خدا در خصوص جانشینی پیامبر خلاف آن چیزی است که شما بدان قائلید؟!! آیا شما تصور می کنید که من از روی تقلید از پدرانم مذهب تشیع را کورکورانه انتخاب کرده ام؟ خدا را گو
اه می گیرم که چنین نبوده است، بلکه بارها و بارها مطالعه کردم؛ دقت کردم؛ کتاب ها را زیر و رو کردم؛ از حق استمداد کردم تا بالاخره به حقیقت رهنمون شدم. هر فردی که راه تحقیق را در پیش بگیرد و از خدا مدد جوید ناگزیر به همین راه می رسد. «الحق من ربک فلا تکونن من الممترین» برای اثبات این
ادعا به حدیثی که امام احمد بن حنبل از رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) نقل کرده است دقت کنید.


آن حضرت فرمود: «ای جماعت انصار! آیا شما را به چیزی که با تمسک به آن هرگز گمراه نمی شوید راهنمایی نکنم؟ گفتند: چرا ای رسول خدا؛ فرمودند: همانا آن چیز، علی است پس او را دوست بدارید و تکریمش کنید و از او پیروی کنید. همانا او با قرآن است و قرآن با اوست و او شما را به طریق هدایت و نه طریق ضلالت راهبری می کند. آنچه گفتم، خبری بود که جبرییل برای من آورده است» ۱ از این قبیل اخبار که در تأیید مکتب ماست در کتاب های شما پر است؛ ولی حتی یک حدیث معتبر از رسول اکرم نقل نشده است که در آن دستور به تبعیت از ابوبکر و عمر و عثمان داده شده باشد. با این حال بر اساس چه دلیلی ما پیروی از علی (علیه السلام) و اولاد او را کنار بگذاریم و پیرو دیگران گردیم!! و اما اینکه فرمودید: شیعه هم مانند مذاهب اربعه در کنار ایشان باشد، این حرفی است که شما می زنید اما اصلاً به آن عمل نمی کنید. از یک طرف شیعیان را کافر و مشرک می خوانید و حتی در بعضی موارد آنها را واجب القتل می دانید و از سوی دیگر می گویید چرا نمی آیید در کنار هم باشیم!!


وقتی بر سر یک حکم فقهی مثل سجده بر تربت، این همه سر و صدا راه می اندازید و شیعه را بت پرست می نامید؛ دیگر چه جایی برای رفاقت و دوستی باقی می ماند؟!


آیا آتش به درب خانه زدن؛ آیا او را سر برهنه به سمت مسجد کشانیدن؛ آیا شمشیر برهنه بر سر او گرفتن و تهدید به قتل کردن مناسبتی با رضایت قلبی دارد؟!!


شیخ: خوب! شما هم مثل بقیه ی مسلمانان عمل کنید تا این حرف ها پیش نیاید.


واعظ: مگر ائمه اربعه شما که حتی یکدیگر را در برخی موارد تکفیر کرده اند، مثل هم عمل کرده اند که به ما می گویید ما هم مثل دیگران عمل کنیم؟!


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #008040; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA&gt ;شیخ: فتاوای فقها طبعاً با هم اختلاف دارد و این اختلافات، هیچ مشکلی ایجاد نمی کند؛ زیرا هر کسی که از یکی از این امامان پیروی کند قطعا مثاب و مأجور است.


واعظ: شما را به خدا قسم منصفانه قضاوت کنید. به چه دلیل تبعیت از احمد بن حنبل و شافعی دارای اجر و ثواب است؛ ولی پیروی از امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) نه تنها ثواب ندارد؛ بلکه کفر و شرک هم هست؟!! چرا این گونه قضاوت می کنید؟ اعتقادات شما از عجایب روزگار است زیرا تبعیت از اهل بیت (علیه السلام) که عدل قرآن هستند را شرک می دانید؛ ولی پیروی از افرادی که گاهاً فتاوای مخالف نص صریح قرآن داشته اند را دارای ثواب و اجر می دانید. ما لکم کیف تحکمون!


ادامه این مناظره در سلسله مقالاتی، طی روزهای آینده به شما دوست عزیز تقدیم می شود. امیدواریم این همراهی زمینه شناخت مذهب حق و گروه رستگاران را فراهم کند.


 پی نوشت ها:


1- کفایه الطالب گنجی شافعی ص ۲۱۰ باب ۵۳


بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع : شهابی در شب ، دکتر ضیاء توحیدی ، ص ۱۶۶ – ۱۶۹

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید