ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پاسخ به پرسشهایی درباره حوادث عاشورا -بخش دوم

پرسش۴:
عروسی قاسم در روز عاشورا چگونه است؟


پاسخ:
جواب اجمالی
: قاسم بن حسن، در واقعه عاشورا، بیش از ده سال داشته. ولی به پانزده سال نرسیده بوده است. اوّلین بار داستان ازدواج قاسم با دختر امام حسین(علیه السلام)، در کتاب “منتخب المراثی” و “روضه الشهدای” ملاحسین کاشفی طرح گردیده. با این وجود بیشتر تحلیل‏گران واقعه عاشورا چون: شیخ عباس قمی، حاجی نوری و شهید مطهری عروسی قاسم را در کربلا مردود می‏دانند. شیخ عباس قمی معتقد است: داماد امام حسین(علیه السلام) از فرزندان امام حسن(علیه السلام)، حسن مثنی می‏باشد.
جواب تفصیلی: قاسم بن حسن در واقعه کربلا سنش از ده سال بیشتر بود ولی به پانزده سال نرسیده بود. طبری می‏گوید قاسم ده سال داشت و در مقتل ابی‏مخنف آمده که قاسم در کربلا چهارده ساله بود
[۱] علامه مجلسی می‏گوید که در نقل ماجرای عروسی قاسم به مدارک معتبر متکی نبوده است، منشأ این حکایت دو کتاب است یکی منتخب المراثی که بهترین تألیفات به زبان عربی می‏باشد و نویسنده آن شیخ فخرالدین طریحی صاحب مجمع البحرین است و دیگری روضه الشهداء نوشته ملاحسین کاشفی صاحب انوار سهیلی است این کتاب اولین مَقتلی است که به فارسی نوشته شده است.[۲]
در این رابطه نقل می‏کنند که وقتی امام حسین مسیر مدینه تا کربلا را طی می‏نمود حسن بن حسن از عموی خویش امام حسین(علیه السلام) یکی از دو دختر او سکینه و فاطمه را خواستگاری کرد حسین(علیه السلام) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد حسین(علیه السلام) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم فاطمه بنت رسول(صلی اللَّه علیه و آله) شبیه‏تر است، بدین ترتیب وجود فاطمه نو عروس در کربلا امری مسلّم است. اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد باید گفت امام حسین(علیه السلام) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد نموده‏اند یا این که بگوئیم دختری که به عقد قاسم در آمده اسمش فاطمه نبوده و در تاریخ اشتباه نقل شده و اگر این داستان را صحیح ندانیم باید بگوئیم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده‏اند
اما نمی‏توان نادیده گرفت که نویسنده روضهالشهداء مردی عالم و متجر بوده و در شهر هرات زندگی می‏کرده و معاصر با صاحب کتاب روضهالصفا بوده و امیر علیشیر وزیر هم عصر او، مردی علم دوست بوده است و کتب ادبی و بخصوص تاریخی و امکاناتی که آن وقت در هرات بوده در هیچ زمانی و در هیچ شهری وجود نداشته است از طرف دی
گر باید گفت ما مصالح اعمال ائمه معصومین را به درستی نمی‏توانیم تشخیص دهیم.
[۳]
با این وجود بیشتر تحلیل‏گران واقعه عاشورا عروسی قاسم را نادرست می‏دانند. محدث قمی در منتهی الآمال
[۴] و در کتاب نفس‏المهموم[۵] دامادی قاسم را رد می‏کند و می‏گوید نویسندگان نام حسن را با قاسم اشتباه کرده‏اند علامه شهید مرتضی مطهری عروسی قاسم را مردود می‏داند و مستند می‏کند به این که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاج نوری هم گفته ملاحسین کاشفی اولین کسی است که این مطلب را در کتاب روضهالشهداء آورده و اصل قضیه صددرصد دروغ است.[۶]
بطور کلی آنچه از اشارات صاحب نظرانی و مشاهدات بر می‏آید می‏توان گفت نقل ماجرای عروسی قاسم که بیانی از شدت قساوت و بی‏رحمی لشگریان یزید است
[۷] اگر به همان اندازه‏ای که تاریخ به آن اهمیت داده مورد توجه قرار بگیرد و بُغض مجین اهل‏بیت را نسبت به دشمنان برانگیزد، امری پسندیده است. اما طبق اشاره‏ای که استاد مطهری دارد اگر بنا باشد که آن را با بزرگنمایی مطرح کنند و تعزیه از آن بسازند.[۸] و یا چنان که دیده شده حجله‏ای بیارایند و حنایی تدارک ببینند، در این صورت اهانتی به ساحت قدس عاشورا و فرهنگ عاشورائیان انجام داده‏اند.


پی نوشت:


[1]. منتخب التواریخ، حاج محمد هاشم بن محمدعلی خراسانی، انتشارات علمیه اسلامیه، ص ۲۶۶.
[۲]. ریاض، المقدس، المسمی بحدائق الاش، مرحوم صدرالدین، واعظ قزوینی، ج دوم، کتابفروشی اسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ه ق، ص ۴۲.
[۳]. دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ترجمه و تحقیق علامه ابوالحسن، شعرانی، بهار۷۸، ناشر ذوی القربی، ص ۳۴۲؛ زندگانی امام حسین، سید هاشم، رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۴۷۸.
[۴]. منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، تابستان ۷۴، چاپ هشتم،ج ۱، ص ۷۰۰.
[۵]. ابوالحسن، شعرانی همان مأخذ.
[۶]. حماسه حسینی، مرتضی، مطهری، انتشارات صدرا، خرداد ۱۳۶۴، ج اول، ص ۲۸.
[۷]. برداشتی از تاریخ زندگی امام حسین، عمادالدین حسین، اصفهانی، (عمادزاده)، انتشارات اسوه، ۱۳۷۳، جلد دوم، ص ۱۳۷.
[۸]. مرتضی، مطهری
، برداشته از همان مأخذ.


 


پرسش۵:
آیا صحت دارد که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ در وداع با امام حسین ـ علیه السلام ـ زیر گلوی امام را بوسیدند؟


پاسخ:
هرکسی که قصد مسافرت دارد چه سفر دنیوی و چه معنوی با بستگان و اقوام و نزدیکان خود خداحافظی می کند و این در همه زمان ها یک سنت بوده و هست و در بعضی از مناطق شیوه خاص خود را دارد حتی برای آن مراسم مفصلی گرفته می شود.
امام حسین ـ علیه السّلام ـ هم از این قاعده مستثنی نبود لذا در سال ۶۱ هجری قمری در روز عاشورا وقتی که به سفر آخرش می رفت از اهل و عیال خود خداحافظی کرد و با آنها وداع گفت.
در منابع و مقاتل این گونه آمده است:
«در روز عاشورا امام حسین ـ علیه السلام ـ بعد از شهادت یاران و نزدیکان و فرزندانش دو وداع داشت: یکی وداع عام: چون همه موجودات بلکه همه ممکنات از اشعه وجود او هستند، از آن وداع جمیع موجودات از هم گسیخته شد
و در تمام ارکان عالم خلل وارد شد و منادی از عرش ندا کرد: «الا ایّتها الامهُ المتحیرهُ الظالمهُ بَعد نبیّها (و در روایتی: القاتلهُ عتره نبیّها (و در روایتی: القاتلهُ عتره نبیّها) لا وفقکم الله لاضحی و لا فطرٍ» «ای امت سرگردان و ستم کننده بر عترت پیامبر و ای کشندگان آنها، خداوند شما را از عید اضحی و فطر محروم کند».
دیگر، وداع خاص که با خواص خود داشت که از تتبّع اخبار معلوم می شود چند مرتبه بوده است.
اول: وداع با اهل حرم محترم خود:
علامه مجلسی (ره) در «بحار الانوار» ذکر نموده که «چون امام مظلوم هفتاد و دو نفر از اصحاب و اهل بیت خود را دید که روی زمین افتاده اند و بی کس و تنها مانده است» متوجه خیمه ها شد.
«و نادی یا سکینه و یا رُقیّه و یا عاتکه
[۱] و یا زینب و یا فاطمه، یا ام کلثوم، علیکنّ منی السلام».
«اهل حرم را صدا زد: ای سکینه و ای رقیه و ای عاتکه و ای زینب و ای فاطمه و ای ام کلثوم خدا حافظ».
[۲]
زنان و دختران و کنیزان چون این صدا را شنیدند همگی از خیمه ها بیرون دویدند، و صدا به گریه و ناله بلند کردند. حضرت یک یک را سفارش می فرمود که دلها را آتش می زد، نگاه حسرتی به ایشان کرد و آه از دل سوخته خود کشید. حضرت فرمود: «ای خواهر، گویا می بینم که در این نزدیکی مثل بندگان و کنیزان اسیر کرده، در جلو اسبها می‌دوانند و عذاب می کنند، که اهل حرم
صدا به گریه و ناله بلند کردند، آن حضرت ایشان را ساکت گردانید»، و امر به شکیبایی نمود، روانه میدان شد.
دوم: وداع خاص با حضرت سکینه مظلومه بود…
سوم: وداع با رقیه صغیره بود.
چهارم: وداع با علی اصغر بود.
پنجم: وداع با زینب خاتون بود، چنانکه روایت شده بعد از وداع عمومی با اهل حرم زینب را طلبید و به او وصیت کرد، و سفارش اطفال و زنان را به او نمود و او را امر به صبر فرمود.
حضرت ذوالجناح را طلبید و سوار شد که صدای گریه اهل حرم بلند شد و ناله طفلان به فلک رسید، و چون چند قدم راه رفت دید باز صدای گریه می آید نگاه کرد دید زینب با پای برهنه می آید و می گوید ای برادر، صبر کن حاجتی با تو دارم. حضرت ایستاد. زینب عرض کرد: ای برادر، مادرم در وقت وفات وصیت کرده، که هرگاه عازم سفر آخرت می باشی، به عوض او زیر گلوی تو را ببوسم. حضرت پیاده شد زینب دستها به گردن امام در آورد و گلوی او را بوسید.
[۳]
در کتاب «تذکره الشهداء» آمده است: چون امام حسین ـ علیه السلام ـ چند قدمی از خیمه ها دور شد حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ از خیمه بیرون آمد و صدا زد: «برادرم لحظه ای درنگ کن تا وصیت مادرم فاطمه ـ سلام الله علیها ـ را نسبت به تو به جا آورم امام توقف کرد و فرمود آن وصیت چیست؟ زینب ـ سلام الله علیها ـ عرض کرد: مادرم به من وصیت فرمود، هنگامی که نور چشمم حسین را روانه میدان برای جنگ با دشمن کردی، عوض من گلوی او را ببوس، آنگاه زینب ـ سلام الله علیها ـ گلوی برادرش را بوسید و به خیمه بازگشت»
<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: windowtext; FONT-SIZE: 9pt; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none" lang=AR-SA& gt;[4].
در کتاب خصائص الزینبیه نیز در ذیل خصیصه دهم چنین آمده است: «هر کسی از اهل بیت امام حسین ـ علیه السلام ـ در روز عاشورا از طرف دیگری نیابت داشته است حضرت عباس از طرف پدر بزرگوار خود امیر المؤمنین، حضرت قاسم از طرف پدر بزرگوار خود حضرت امام حسن و حضرت زینب از طرف مادر خود حضرت زهرا چنان که از هر حیث در مقام نیابت ایستادگی نموده، حتی اینکه در وداع آخرین، گلوی برادر را به نیابت از طرف مادر بوسیده است».
[۵]
این سه نقلی که ذکر شد از تتبع در میان حدود چهل عنوان کتاب مقتل به دست آمد که در بقیه عنوانها به گونه دیگر آمده است و در اکثر آن کتابها نقل شده که:
وقتی امام حسین ـ علیه السلام ـ برای آخرین بار خواست از اهل حرم خداحافظی کند حضرت زینب پشت سر حضرت آمد و فرمود: «مهلاً یا اخی توقف حتی ازّود من نظری و اودّعک وداع مفارق لاتلاق بعده فمهلاً…» یعنی «ای برادر تعجیل مکن، زمانی درنگ کن تا از دیدارت توشه برگیرم و از گلستان جمالت گلی بچینم که این وداع آخر است دیگر به خدمت نمی رسم و ملاقاتی نخواهد بود، آنگاه هر دو دست و هر دو پای مبارکش را بوسید، و دیگر زنان نیز در گرد آن حضرت جمع شدند و همین کار را کردند».
[۶]
که ما به اختصار از ذکر همه آن
ها صرف نظر می کنیم و فقط نام بعضی از آن عنوانهایی که عبارت «آنگاه هر دو دست و هر دو پای مبارکش را بوسید» را که در آن کتب وجود دارد می آوریم.
روضه الشهداء (ملا حسین کاشفی سبزواری) ـ مقتل الحسین (کاشف الغطاء) ـ ذریعه النجاه (گرمرودی تبریزی) مهیج الاخزان (حسن بن محمد علی الیزدی الحائری) ـ عبرات المصطفین فی مقتل الحسین (شیخ محمد باقر محمودی) ـ تظلّم الزهراء (رضی بن نبی قزوینی) ـ نخبه الصائب (ملا حبیب الله کاشانی) ـ مقتل ابو مخنف ـ مقتل خوارزمی ـ بحار الانوار ـ مقتل مقرّم ـ لهوف سید بن طاووس ـ مقتل الشمس (محمد جواد صاحبی) ـ یوم الطّف (هادی نجفی) ـ مقتل الحسین (بحر العلوم) ـ ناسخ التواریخ ـ بحر المصائب ـ مقتل سید الاوصیاء و سید الشهداء (شیخ عبد المنعم کاظمی) ـ معالی السبطین ـ اسرار الشهاده ـ ریاحین الشریعه ـ الوقایع و الحوادث ـ اکسیر العبادات ـ الطراز المذهب و….
نتیجه: طبق سه نقلی که ذکر شد عبارت «و گلوی امام حسین ـ علیه السلام ـ را بوسید» وجود دارد و در بقیه نقلها که منابع در بالا ذکر گردید عبارت «و دست و پای حضرت را بوسید و سائر زنان هم همین کار را کردند» آمده است.


پی نوشت:


[1]. شاید منظور از عاتکه دختر زید بن عمرو بن نفیل قرشی همسر با وفای امام حسین(ع) باشد، که بانویی
فاضل و شاعر بود، اشعار فراوانی در سوگ امام حسین(ع) سروده، و نخستین کسی است که بدن مبارک امام(ع) را برداشت و بر قاتلش لعنت کرد.
[۲]. حسن بن علی یزدی، انوار الشهاده، تهران، ناشر حاج ملا علی اکبر تاجر کتابفروش خوانساری، کتابخانه آیت الله گلپایگانی، ۱۳۶۰ق، ص۹۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴۷.
[۳]. اسماعیلی یزدی، عباس، سحاب رحمت (تاریخ و سوگنامه حضرت سید الشهداء)، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص۵۶۲.
[۴]. ملاحبیب کاشانی، تذکره الشهداء، ص ۳۱۱.
[۵]. «سیّد نور الدین جزایری»، خصائص الزینبیه، ص۳۱، کتابخانه آیت الله گلپایگانی (بیتا).
[۶]. فاضل بندری، اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، ص ۶۵، عباس قلیخان، الطراز المذهب، ج ۱، ص ۲۲۵ و….


 


پرسش۶:
نماز خواندن در روز عاشورا چند سالی است که در وسط خیابانها اقامه می گردد، آن هم به بهانه ظهر عاشورا و به یاد امام حسین ـ علیه السّلام ـ مساجد را خالی می کنند و حتی خانمها نیز ـ با اینکه در رساله است که نماز خواندن زن در مقابل نامحرم و در بعضی جاها در مساجد نیز مکروه می باشد ـ در آن شرکت می کنند و مهمتر اینکه راه عبور مردم را می بندند. فلسفه و حکمت این دستور مسئولین جمهوری اسلامی چه می باشد؟


پاسخ:
وقتی که در آئینه احادیث و زلال روایات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ سیمای نماز را می نگریم به حقایق عمیقی نسبت به این عبادت دست پیدا می کنیم در جایی قبولی نماز موجب قبولی اعمال دیگر و ردّ آن سبب عدم پذیرش اعمال دیگر خوانده شده است. بار دیگر می خوانیم نماز اولین چیزی است که در قیامت در مورد آن سؤال می شود، نماز پایه و ستون دین است نماز به منزله سر نسبت به تن می باشد [۱] و… از سوی دیگر چون که دین اسلام یک دین همه بعدی و جاوید است به جنبه اجتماعی این عبادت نیز تأکید دارد تا جایی که در تاریخ می خوانیم حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ ظهر روز عاشورا مقابل لشکر دشمن ایستادند و نماز جماعت خواندند در روایات ما تعابیر عجیبی در مورد حقیقت عبادت های جمعی مثل نماز شده است و آثار متعددی برای آن شمرده شده از جمله آنها:[۲]
۱. آثار معنوی: پیامبر اسلام در روایتی می فرمایند اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم در نظرم محبوب تر از عبادت و شب زنده داری تا صبح ا
ست. به خاطر همین فضیلت هاست که اگر تعداد نمازگزاران از ده نفر بیشتر شود فرشتگان عاجز از نوشتن ثواب یک رکعت آن می شوند.
۲. آثار اجتماعی: نماز جماعت مقدمه وحدت صفوف و نزدیکی دلها و تقویت کننده روح برادری است.
۳. آثار سیاسی: نماز جماعت نشان دهنده قدرت مسلمانان و الفت دلها و انسجام صفوف است.
۴. آثار اخلاقی و تربیتی: در نماز جماعت افراد در یک صف قرار می گیرند و امتیازات موهوم، صنفی، نژادی، زبانی، مالی و… کنار می رود و صفا و صمیمیت و نوع دوستی در دلها زنده می شود و روحیه فردگرایی، انزوا و گوشه گیری از بین می رود. پس بهتر است با برطرف کردن کاستی ها این فریضه الهی به شکل جماعت انجام شود. در ذیل به جوانب سؤال شما اشاره می کنیم:
بهترین عزاداری:
از آنجایی که مملکت ما یک مملکت شیعی مذهب است، روز عاشورا تعطیل رسمی است و حتی کارکردن به خاطر درآمد، در روایات ما نهی شده است. در این روز بسیار باعظمت، مردم عزادار در خیابان ها به شکل هیئت های مختلف سینه زن، زنجیرزن و… ظاهر می شوند و برای امام خود سوگواری می کنند. همه ما آگاه هستیم که امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمودند من به نماز عشق می ورزم و خود در اوج جهاد مشغول نماز جماعت شدند. بهترین راه اثبات عشق به ایشان و عزاداری برای ایشان همانندسازی و پیروی از ایشان است. سال های قبل هیأت های عزادار در اوج مراسم خود مشغول سوگواری می شدند به گونه ای که بسیاری از نماز ظهر غافل می شدند و به مراسم خود ادامه می دادند، اکنون بدین گونه است که هیئت ها برای مدت کوتاهی مراسم خود را تعطیل می کنند و هم زمان با امام خود مشغول نماز می شوند و سپس به عزاداری خود ادامه می دهند (یعنی هر شخص در جای خود که بوده، هست ولی نوع عبادتش به نماز تبدیل می شود) البته اشکالاتی هم وجود دارد که باید برطرف شود.
کراهت نماز در خیابان
در رساله های عملی علما ذکر شده اگر نماز خواندن در خیابان مزاحم عبور و مرور مردم باشد و مزاحمت تلقی شود حرام است و اگر باعث زحمت نشود مکروه است
[۳]. نمازهایی که در ظهر عاشورا خوانده می شود در همان مسیر هیأت ها می باشد و اگر در خیابان دیگری باشد از قبل اعلام می گردد تا مردم نسبت به آن مطلع باشند و مسیر خود را طوری تنظیم کنند که به کار خود برسند. در نماز جماعت ظهر عاشورا سعی شده که نماز طولانی نشود و به حداقل (انجام واجبات) اکتفاء شود، بنابراین مدت زمان آن نیز بسیار کوتاه است از طرفی کراهت نماز خواندن در خیابان (بر فرض ثبوت آن در آن زمان) بخاطر اهمیت آن و همرنگی با امام ـ علیه السّلام ـ و جماعت آن دارای اثرات فردی و اجتماعی زیادی است که کراهت آن را از بین می برد.
خالی شدن مساجد:
اقامه نماز در آن زمان (ظهر عاشورا) به گونه ای است که اغلب در مسیر هیئت ها صورت می گیرد، امّا این طور نیست که به کلی مساجد خالی شود، در برخی شهرها نماز جماعت را در مساجد بزرگ و جامع می خوانند، گاهی هم بخاطر کثرت جمعیت و استقبال خوب مردم نماز در خیابان (مسیر هیئات، مدت کوتاه) انجام می پذیرد. و خالی شدن مساجد به خاطر «مصلحت بیشتر» (دعوت عمومی به نماز اول وقت، همرنگی با نهضت عاشورا و اثبات عملی شیعه بودنمان و بازداشتن جامعه از منکرات و زشتی ها) است
[۴]. و به فرض که در ظهر عاشورا مساجد خلوت شود، امّا زمینه ای فراهم می گردد تا عده ای از مردم با نماز بیشتر آشنا شده و در سایر اوقات مساجد را پر کنند.
نماز خانم ها در ظهر عاشورا
اسلام به پوشش زن ها اهمیت ویژه ای می دهد و یکی از پیام های نهضت حسینی حفظ حجاب و تأکید بر مسائل محرم و نامحرمی است، به همین جهت در رساله ها می خوانیم: برای زن ها بهتر است که نماز را در خانه بخوانند ولی اگر خود را از نامحرم بخوبی حفظ کنند بهتر است در مسجد بخوانند.[۵] خانم ها که در قالب گروه های عزاداری پس از مردان واقع می شوند و آنان نیز مثل مردان برای مدت کوتاهی از حرکت می ایستند و نماز جماعت برگزار می کنند، آنها از خانه ها نمی آیند، آنجا هستند و مسلم است نماز خواندن بهتر از ایستادن در آنجاست و این در حالی است که با پوشش کاملاً اسلامی در محضر خداوند می ایستند، البته کمبودهایی هست که سال به سال آنها کمتر می گردند.
حرف پایانی: دوست صمیمی اصل اولی این است که مستحب است نماز در مسجد و به شکل جماعت برگزار شود امّا گاهی به خاطر حرکت های خودسرانه برخی از هیئت ها حرکت هیئات مختلف، شلوغی و ازدحام عزاداران و… تجمع در یک مسجد امکان ندارد، البته قبول دارم امکان دارد که طوری برنامه ریزی شود که زنان در جای محفوظ تر (دور از دید نامحرم) بایستند و یا مردم در مساجد مختلف به نماز بایستند و این نیاز به برنامه ریزی جدی مسئولین دارد، چون متأسفانه سال های زیادی است که عادت شده خلاف سنت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ عزاداران زیادی هنگام ظهر به عزاداری مشغول هستند نه نماز.
[۶] به امید روزی که فرهنگ نماز و نمازخوانی در کشور ما اجرا گردد.
منابع کمکی:
۱. آداب نماز، امام خمینی، مؤسسه تنظیم آثار امام (ره).
۲. هزار و یک نکته درباره نماز، حسین دیلمی، انتشارات پارسایان.
۳. نامه نگاری به ستاد اقامه نماز یا تماس تلفنی. <BR& gt;إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ
به درستی که نماز (انسان را) از فحشا و منکر باز می دارد.
عنکبوت، آیه ۴۵


پی نوشت:


[1]. پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی، طرح اقامه نماز، چ نهم، ۱۳۷۲، ص ۸۱ و ۸۰.
[۲]. همان، ۲۱۳ـ۲۱۱ (اقتباس).
[۳]. رساله توضیح المسائل مراجع بحث مکان هایی که در آن جا نماز خواندن کراهت دارد، انتشارات جامعه مدرسین قم، ج اول، ۱۳۸۰.
[۴]. عنکبوت، آیه ۴۵، به درستی که نماز انسان را از زشتی ها و بدی ها باز می دارد.
[۵]. رساله توضیح المسائل مراجع، بحث مکان هایی که نماز خواندن کراهت دارد.
[۶]. شما می توانید انتقادات و پیشنهادات خود را به ستاد اقامه نماز به آدرس ذیل بفرستید: قم، خیابان صفائیه، کوچه جنب دفتر آیت الله مکارم شیرازی ستاد اقامه نماز.


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt" lang=AR-SA&g t; 


پرسش۷:
آوردن علی اصغر شیر خوار در مقابل لشکر یزید توسط امام حسین(ع) التماس بود یا اتمام حجت؟


پاسخ:
امام حسین ـ علیه السلام ـ از همسرش «رباب» دختر امرء القیس دو فرزند داشته، یکی سکینه خاتون و دیگری عبدالله که لقب او علی اصغر بوده و کودکی صغیر بوده است (شش ماهه) و در آغوش پدرش به شهادت رسید. [۱]
درباره شهادت حضرت علی اصغر ـ علیه السلام ـ نقل ها بسیار متفاوت و متزلزل است که در ذیل به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
۱ـ بعضی نقل ها حاکی از آن است که امام به خیمه آمد، فرزندش را نزد او آوردند و آن حضرت طفل را در دامان خود نشانید، در این اثناء مردی از بنی اسد تیری پرتاب کرد و آن طفل را به شهادت رساند.[۲]
همانطور که ملاحظه می فرمایید در این قول معروف که مختار بزرگانی چون شیخ مفید[۳] است، هیچگونه نامی از تشنگی علی اصغر برده نشده تا چه رسد به اینکه گفته شود امام درخواست آب برای او نمود.
۲ـ بعضی نوشته اند که بعد از شهادت حضرت عباس، امام حسین ـ علیه السلام ـ گفت آیا کسی هست که مقداری آب برای این طفل بیاورد که او طاقت تشنگی را ندارد، علی اکبر که در آن زمان ۱۷ سال داشت بلند شد و گفت من می روم آب می آورم و رفت وارد شریعه شد و مقداری آب آورد، امام خواست آب را به طفل بخوراند وقتی طفل آماده آشامیدن آب شد، تیر مسمومی آمد و قبل از اینکه علی اصغر آب بیاشامد بر گلوی او نشست و او را به شهادت رساند.[۴]
این نقل اولا اشکالش این است که گفته شده بعد از شهادت عباس، حضرت علی اکبر رفت آب آورد، در صورتیکه طبق نقل مقاتل، علی اکبر قبل از حضرت عباس به شهادت رسید، چون او اولین شهید از بنی هاشم بوده است.
[۵]
و ثانیاً: از این نقل بر می آید (در صورت صحت) که امام از دشمن درخواست آب نکرده، بلکه از اصحاب خود خواسته بروند آب بیاورند.
۳ـ بعضی نقل کرده اند که چون امام دید سپاه کوفه در ریختن خون او اصرار میورزند، قرآن را گرفته و آنرا باز کرد و روی سر نهاد و فریاد برآورد: بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول الله حکم کند، ای قوم، خون مرا به چه چیزی حلال می شمارید؟ در این حال امام ـ علیه السلام ـ نظر کرد و طفلی را دید که از تشنگی می گرید او را روی دست گرفته و گفت: ای جماعت! اگر به من رحم نمی کنید، به حال این کودک شیر خوار، رحم کنید. در این اثناء مردی از سپاه کوفه با تیری آن کودک بی گناه را به قتل رساند.[۶]
۴ـ بعضی نوشته اند، ام کلثوم علی اصغر را نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ آورد و گفت: برادر جان این طفل سه روز است که آب نیاشامیده است، مقداری آب برای او تقاضا کن، امام رو به لشکر کوفه کرد و فرمود: ای قوم! برادر و اولاد و یاران مرا کشتید، فقط این طفل باقی مانده است که از تشنگی دست و پا می زند در حالی که هیچ گناهی ندارد او را به سوی شما آورده ام پس قطره ای آب به او بیاشامید.[۷]
۵ـ بعضی نوشته اند، بعد از اینکه ام کلثوم آن حرف را به امام گفت، امام رو به کوفیان چنین فرمود: ای شیعیان آل ابی سفیان اگر مرا گناهکار می دانید به این کودک گناهی نتوانید بست، او را آب دهید که از شدت عطش شیر در پستان
مادرش خشکیده است.[۸]
ملاحظه می فرمائید در نقل سوم با کنایه و در دو نقل آخری با صراحت گفته شده که امام از دشمن درخواست آب نمودند، ولی این نقل ها نمی تواند صحیح باشد، چون: اولا: گفته شده که ام کلثوم به امام گفت سه روز است این کودک آب نیاشامیده است، در صورتی که طبق نقل کتب معتبر در شب عاشورا، امام حسین ـ علیه السلام ـ و یارانش آب در اختیار داشتند که بعنوان شاهد دو نقل را ذکر می نمائیم.
الف) شیخ مفید در ارشاد چنین نقل می کند: امام سجاد ـ علیه السلام ـ می فرماید، شبی که پدرم در صبح آن شهید شد من در خیمه بودم و عمه ام زینب از من پرستاری می کرد، پدرم به خیمه رفت و جَون غلام ابوذر که در تعمیر اسلحه استاد بود شمشیر پدرم را صیقل می داد و شنیدم پدرم این اشعار را زمزمه می کرد. «این روزگار اف بر دوستی تو باد که از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب چه بسیار دوستان را می کشی و در کشتن هم عوض و بدل نمی پذیری و…».
امام سجاد ـ علیه السلام ـ می فرماید: «چون اشعار را شنیدم دانستم که بلا نازل شده و پدرم تن به شهادت داده لذا گریه گلویم را گرفت اما سکوت را رعایت نمودم» بعد در دنباله دارد که «عمه ام زینب که این را شنید خود را به امام رسانید و گفتگویی بین حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ و خواهرش ردّ و بدل شد. حضرت زینب بیهوش شد امام حسین ـ علیه السلام ـ آب به صورت خواهر پاشید و او را به حال آورد».[۹] ملاحظه می فرمائید که امام آب در اختیار داشته که به صورت خواهرش آب پاشید.
ب) شب عاشور
ا امام، حضرت علی اکبر را با بیست، سی نفر سواره و بیست نفر پیاده فرستاد تا آب آورند و خود اشعاری را خواند (همان اشعاری که در نقل شیخ مفید بود) آنگاه روی به یاران خود نمود و فرمودند: برخیزید آب بنوشید که این آخرین توشه شماست، و وضو گرفته و غسل کنید و لباسهای خود را بشوئید تا کفن شما باشد.[۱۰]
ثانیاً از اینها که بگذریم امام حسین ـ علیه السلام ـ اهل این جور درخواستها نبوده است، شهید مطهری درباره اینکه آیا ابا عبدالله ـ علیه السلام ـ تقاضای آب از دشمن کرده است یا نه؟ می فرماید: باور نکنید که ابا عبدالله چنین درخواستی کرده باشد، حسین اهل این جور درخواستها نبود، بلکه او در مقابل لشکر دشمن می ایستد و فریاد می کند: مردم کوفه آن ناکس پسر ناکس، آن زنا زاده پسر زنازاده فرمانده کل شما، آن کسی که به فرمان او آمده اید به من گفته است که از این دو کار یکی را انتخاب کن یا شمشیر یا تن به ذلت دادن، آیا من تن به ذلت بدهم، هیهات که زیر بار ذلت بروم.[۱۱]
ثالثاً: اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ در آن لحظه سخت، علی اصغر را در آغوش می گیرد، برای اعلام مظلومیّت اهل بیت به جهانیان و برای رسیدن هر چه بیشتر ندای عاشورا به جهان و جهانیان است نه برای آب خواستن.
حاصل آنکه در میان نقل های مختلفی که در این زمینه شده ما هم به تبعیت از بزرگانی چون شیخ مفید، طبرسی و شهید مطهری نقل اول را قبول داریم و نقل های دیگر علاوه بر اینکه متنشان متزلزل است در شأن امام حسین ـ علیه السلام ـ نیست و لذا قاب
ل قبول نمی باشد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:


1. حماسه حسینی، ج۲، استاد شهید مطهری.
۲. قصه کربلاء نوشته علی نظری منفرد.
۳. سوگنامه آل محمد نوشته محمدی اشتهاردی.
۴. الارشاد، شیخ مفید، ترجمه رسولی محلّاتی.


پی نوشت:


[1]. اصفهانی، ابی فرج، مقاتل الطالبین، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ دوم، ۱۴۰۸ هـ ق، ص۹۴.
[۲]</SPAN&g t;. مفید، ارشاد، ج۲، ص۱۰۸ و نظری منفرد، علی، قصه کربلا، ص۳۵۲.
[۳]. ارشاد، ج۲ ص۱۰۸. شهید مطهری در این کتاب ص۴۶ می گوید: شیخ مفید (ره) ارشاد را نوشته و چقدر متقن نوشته ما اگر به ارشاد مراجعه کنیم احتیاج به جایی دیگر نداریم.
[۴]. منتخب طریحی، ص ۴۳۱ و معالی السبطین ج۱ ص۴۲۳.
[۵]. حماسه حسینی، همان، ص۲۰۲.
[۶]. ابن جوزی، تذکره الخواص، نظر منفرد، علی، قصه کربلا، ص ۲۵۳.
[۷]. القندوزی، سلیمان بن الحسینی البلخی، ینابیع الموده، چاپ قدیم، ص۳۴۲ به نقل از مقتل ابو محفف.
[۸]. محمد تقی، سپهر، ناسخ التواریخ، انتشارات اسلامیه، ۱۳۴۳، ص۳۹۴.
[۹]. مفید، ارشاد، تحقیق مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۳، ج۲، ص۹۴.
[۱۰]. امالی، شیخد صدوق مجلسی، ۳۰.
[۱۱]. همان، ج۱ ص۱۳۶.


پایگاه خبری شفقنا

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید