ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

راز هزار در زندگی مولا علیه السلام

پدید آورنده : محمد جواد مروجی طبسی ، صفحه ۸۷


طلیعه


زندگی ۶۳ ساله امیرمؤمنان علی (علیه السلام) پر از افتخارات است که در زندگی کمتر کسی جز وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیده می شود. از جمله مسائل اعجاب انگیزی که در حضرت جلوه خاصی داشت، عدد «هزار» است که در بخش های گوناگونی از زندگی امام علیه السلام دیده می شود. ین عدد آن چنان با زندگی امیرمؤمنان آمیخته بود که گویا دوست می داشت هر چیزی را که بری خدا و در راه محبوب خویش انجام می دهد، آن را به عدد هزار برساند.&lt ;/P>

مدتی در این فکر بودم که شاید از بررسی موارد آن بتوان به راز و رمز ین عدد در زندگی امیرمؤمنان پی برد، اما به چنین نتیجه ای دست نیافتم. به امید اینکه پژوهشگران بتوانند به چنین چیزی دست یابند؛ اگر چه اطمینان دارم که این رمز بین علی (علیه السلام) و خدای خود باقی خواهد ماند.


هزار نشانه از هزار پیامبر


یکی از بارزترین مصداق های این عدد در امیرمؤمنان علیه السلام، وجود هزار نشانه از هزار پیامبر خدا بود. او علم آدم، تقوی نوح، قدرت داود، صبر ایوب، ز
هد و پارسایی یحیی، جمال یوسف، اقتدار موسی و سیمای عیسی را داشت و آئینه تمام نمای پیامبر خاتم بود
.


بدون شک از میان تمام پیامبران، خصلت های پیامبران اولوالاعزم در علی (علیه السلام) وجود داشت. همچنین نشانه ی از چند پیامبر که نامشان در قرآن آمده، در علی بود. اما به غیر از این عده محدود از کدام یک و چه نشانه ی داشت، به درستی روشن نیست.


امام محمد باقر علیه السلام درباره وجود این نشانه ها چنین می فرماید&lt ;/SPAN>:


«کانت فی علی سنه ألف نبی… ؛[۱] در علی از هزار پیامبر، نشانه و سنتی بود


هزار رکعت نماز در سیهای شب


تهجد و شب زنده داری علی (علیه السلام) و عبادت وی زبانزد عام و خاص بود و همه شیفته عبادت و مناجات او بودند؛ چرا که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هایچ کس به اندازه امیرمؤمنان به نماز و عبادت نپرداخت. امام سجاد علیه السلام با اینکه خود زین العابدین بود، اما به فرزندش امام محمد باقر علیه السلام که به حال پدرش رقت کرده و گریه اش گرفته بود، فرمود: «چه کسی می تواند همانند عبادت جدم امیرمؤمنان را بیاورد؟»


علی (علیه السلام) شخصیت بی نظیری بود که از تلاش در راه خدا هرگز به کم قانع نبود، بلکه همیشه به دنبال بهترین و بیشترین و ارزشمندترین آن بود تا به درگاه خدا تقدیم کند.


هرگز به نماز های یومیه و مستحبات آن بسنده نکرد، بلکه در سیهای شب تا تعداد رکعات نمازهای مستحبی را به هزا
ر رکعت نمی رساند، محراب عبادت را رها نمی ساخت و آرام نمی گرفت
.


البته محدث قمی در سفینه البحار از خصال صدوق نقل کرده که امیرمؤمنان در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند،[۲] و نیز گفته شده آن حضرت در اواخر عمر، هزار رکعت نماز می گزارد، اما از اینکه امام سجاد علیه السلام خود هزار رکعت نماز در سیهای شب می خواند و خود او درباری عبادت امیرمؤمنان فرمود: «چه کسی می تواند همانند عبادت علی را بیاورد»، می توان گفت که امیرمؤمنان علیه السلام شبانه هزار رکعت نماز می خواند. علاوه بر آن، ابن شهرآشوب در مناقب نوشته است که:


«و کان یصوم النّهار و یصلّی باللیل ألف رکعه؛ حضرت روزها را روزه می گرفت و شبانه هزار رکعت نماز می گزارد».[۳]


آزاد سازی هزار بنده


هر انسانی بری رفاه خود و زندگی بهتر در این دنیا تلاش می کند. امیرمؤمنان علیه السلام نیز تلاش می کرد؛ اما نه فقط برای رفاه خود و نه بری زندگی بهتر و آسایش بیشتر. او زحمت های طاقت فرسایی می کشید و چاه و قنات حفر می نمود، اما همه آنها را وقف فقرا و مستمندان می کرد. بدین جهت، در روایت می خوانیم که وی از دسترنج خود هزار بنده را می خرد و در راه خدا آزاد می کند. امام صادق علیه السلام فرمود:


«إنه أعتق ألف نسمه من کدّ یده جماعه لیحصون کثره؛ [۴] امیرمؤمنان هزار بنده را از دسترنج خویش آزاد ساخت؛ گروهای که به خاطر زیاد بودنشان قابل شمارش نیست.»


باز شدن هزار درِ علم به روی او


این روشن است که امیرمؤمنان به عالم ترین فرد در امت اسلامی پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و عالم ترین فرد به ظاهر و باطن و تفسیر و تأویل کتاب خدا و سنت رسول الله بود.


علی (علیه السلام) در زمان خود مرجع اختلاف در مسائل و محل رجوع مشکلات در زمان خلفا به ویژه در زمان عمر بن خطاب بود؛ چرا کها ین وجود مقدس از دوران کودکی در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تربیت شده و معارف ناب محمدی را بدون هیچ واسطه ی از شخص پیامبر دریافت کرده بود.


ابن شهر آشوب از ابو نعیم حافظ به سند خود از زید بن علی از پدرش، از جدش، از علی (علیه السلام) نقل کرده که فرمود:


«علّمنی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ألف باب یفتح کل باب الی الف باب؛[۵] رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هزار در علم را به من آموخت که از هر در آن هزار در دیگر گشوده می شد


وی پس از نقل ین خبر می نویسد: ابن بابویه همین خبر را در کتاب خصال از ۲۴ طریق و سعد بن عبدالله قمی در بصائر الدرجات از ۶۶ طریق نقل کرده است.[۶]


معصومان علیهم السلام تعبیرهای مختلفی درباری این روایت دارند که شیخ مفید به برخی از آنها اشاره کرده است. و
ی از امام صادق علیه السلام تعبیر الف باب[۷] و همچنین تعبیرهایی چون: باباً، الف حدیث،[۸] الف حرف،[۹] حرف[۱۰] و کلمه[۱۱] را نقل کرده است
.


ممکن است گفته شود: این چه عملی بوده و چگونه، به چه وسیله، در چه زمان و در چه مدتی به علی (علیه السلام) انتقال یافته است؟


پاسخ می دهام که برخی زمان انتقال این هزار حدیث یا کلمه را در وقتی می دانند که او با پیامبر به نجوی می پرداخت[۱۲] و برخی دیگر زمان آن را در وقت احتضار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانند؛ زمانی که رسول خدا وصیی خود را به علی (علیه السلام) می فرمود.[۱۳] اما ین علوم چه بوده اند، متأسفانه باید گفت که به صورت اجمال بیان شده است.&l t;/P>

در حدیثی از اصبغ بن نباته بخشی از آن علوم مربوط است به مسائلی که تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد. وی می گوید: از علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هزار درب از حلال و حرام را به من آموخت، از آنچه اتفاق افتاده و یا در اینده اتفاق خواهد افتاد تا روز قیامت… .


و از برخورد امیرمؤمنان با عمرو بن حریث و همراهان متخلف وی و ایراد حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:


«إن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أسرَّ إلی الف حدیث و فی کل حدیث ألف باب، لکل باب ألف مفتاح»،[۱۴] روشن می شود که این هزار حدیث و هزار باب علم، به صورت راز در نزد علی (علیه السلام) همچنان باقی است و معصومان نیز از آن پرده برنداشته اند.


هزار ضربت شمشیر بهتر از مردن در رختخواب


گاهی یاران علی (علیه السلام) از جنگ با معاویه تع
لّل می کردند. از این رو، آن حضرت ضمن تشویق آنها برای ریشه کن کردن ظلم و فساد و دفع فتنه معاویه و دار و دسته اش، فرار از کشته شدن و پناه بردن به مردن در رختخواب را کاری سخت تر از مرگ با عزت و افتخار در سایه برق شمشیر و کشته شدن در راه خدا دانست. او این امر را باور داشت و دو بار در کوفه به این عقیده قلبی خود اشاره کرده است. مورد اول زمانی بود که می دید یارانش از برق شمشیر هراسان هستند. در آنجا فرمود: ایا از کشته شدن با شمشیر بیم دارید و آن مرگ را با مرگ در رختخواب سودا می کنید. شهادت بدهید که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: مرگ در رختخواب از هزار ضربت شمشیر سخت تر است. این را جبرئیل به من خبر داده است.[۱۵]


مورد دوم به هنگام نبرد در جنگ صفین بود که سربازان خویش را مخاطب قرار داده، فرمود: همانا مرگ به سرعت در جستجوی شما است. آنها که در نبرد مقاومت می کنند و آنها که می گریزند، هیچ کدام را از چنگال مرگ رهایی نیست و همانا گرامی ترین مرگ ها کشته شدن در راه خداست. سوگند به آن کسی که جان پسر ابوطالب در دست اوست، هزار ضربت شمشیر بر من آسان تر از مرگ در بستر استراحت است که در مخالفت با خدا باشد.[۱۶]


هزار ضربه شمشیر بر بدن علی (علیه السلام)


عشق امیرمؤمنان علیه السلام به دفاع از اسلام و ارزش های والی اسلامی، او را به حضور در صحنه های نبرد با دشمنان خدا وا می داشت. او به جز جنگ تبوک که به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه ماند، در تمام جنگ ها در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و در صف مقدم، به حمیت از دین خدا پرداخت. او خط شکنی فاتح بود. او کسی بود که بیشترین ضربه را به دشمنان خدا وارد می کرد و در نتیجه این رویارویی، بدن شریفش بیشترین زخم ها را برمی داشت. در جای جای بدن امیرمؤمنان علیه السلام از فرق مبارک که در جنگ بدر آسیب دید، تا کف پی او که در جنگ صفین تیری به آن اصابت کرد، آثار زخم و شمشیر و نیزه و تیر وجود داشت.


فقط در جنگ احد نود جراحت بر بدن مبارکش وارد آمد[۱۷] و به گفته مورخان جیی در بدنش سالم نماند و مانند گوشت جویده شده ی، روی زیر اندازی از پوست به استراحت پرداخت.[۱۸]


شیخ مفید در کتاب اختصاص، ضمن برشمردن هفتاد خصلت برای امیرمؤمنان، به مسئله آثار هزار زخم شمشیر اشاره کرده و چنین فرموده:


«فعّد ما به من أثر الجراحات عند خروجه من الدّنیا فکانت ألف جراحه من قرنه ألی قدمه صلوات الله علیه؛[۱۹] آثار زخم را در بدن علی (علیه السلام) به هنگامی که از دنیا رفت برشمردند که هزار اثر جراحت از فرق سر تا کف پیش بود».</SPAN&g t;


7. شهادت با هزار شمشیر دِرهمی


سرانجام زندگی علی (علیه السلام) به وسیله ضربت خون آشامی همچون ابن ملجم مرادی پایان یافت؛ مرد شقی و پلیدی که برای رسیدن به لذت های زودگذر دنیا دست به ین جنایت هولناک زد و فرق مبارک مولای متقیان را به وسیله شمشیری که آن را به هزار درهم تهیه کرده و هزار درهم، زهر بر آن آغشته کرده بود، بشکافد و آن امام مظلوم را به شهادت برساند. محدث قمی از شیخ مفید و دیگران نقل کرده که چون ابن ملجم را به زندان بردند، ام کلثوم گفت: ای دشمن خدا! امیرمؤمنان را کشتی؟ آن پلید گفت: امیرمؤمنان را نکشته ام، بلکه پدرت را کشتم. ام کلثوم فرمود: امیدوارم که آن حضرت از این ضربت شفا یابد و حق تعالی تو را در دنیا و آخرت عذاب کند. ابن ملجم گفت: شمشیر را با هزار درهم خریده ام و هزار درهم دیگر داده ام که آن را به زهر آغشته سازند و ضربتی بر او زدم که اگر آن ضربت را میان اهل زمین قسمت کنند، همه را هلاک کند.[۲۰]


عجیب این است که دشمن می دانست که آن حضرت با ضربت عادی از پای در نمی اید، بلکه باید با گران ترین و برنده ترین و تیز ترین شمشیر که آغشته به زهر است، عالم را به سوگ امیرمؤمنان بنشاند.


پاسخ به یک پرسش


ممکن است پرسیده شود که در قرآن و روایات به موضوعات خاصی اشاره شده که در آنها از اعداد شماره های مخصوصی همانند هفت، ده ، سی، چهل، صد و هزار استفاده شده است. یا ذکر این شماره حکمت خاصی داشته است یا نه؟


پاسخ می دهیم: چند احتمال وجود دارد:


1. شاید ذکر ین عدد برای یادآوری خاطره پیشینیان و بری پیروی و تأسی از فعل و کردار پیامبری باشند؛ همانند حضرت ابراهیم که هفت عدد سنگ به شیطان در سرزمین منی پرتاب کرد.


2. ممکن است رساندن به آن عدد برای کمال چیزی باشد؛ همانند چهل که در دوران نشئت و شکل گیری انسان نقش مهمی دارد و یا در چهل سالگی، کمال و رشد انسان است.


3. شاید هم اشاره به عدد خاصی نباشد و مراد از آن عدد، زیادت و کثرت باشد؛ مثلاً در ایه شریفه (…إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّهً فَلَن یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ )[۲۱] ؛ «اگر هفتار بار بری آنها استغفار کنی، هرگز خدا آنها را نمی آمرزد»، گویا گفته شده که حتی اگر بسیار استغفار کنی، خداوند آنها را نمی آمرزد. بنابراین چنین نیست که اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عدد استغفار را از هفتاد می گذراند، خداوند گناهان منافقان را می بخشید، بلکه مراد این است که هر قدر برای آنها استغفار کنی، چه کم چه زیاد، چون جرم و گناهشان نابخشودنی است، خداوند گناهشان را نخواهد بخشید.


4. ممکن است برخی از این شماره ها راز و رمز باشد و بشر به راز این اعداد نرسد؛ از جمله شماره هزار که در تاریخ امیرمؤمنان جلوه خاصی داشته است.


پی نوشت ها


[1] . بصائر الدرجات، ص۱۱۴.


[2] . سفینه البحار، ج۲، ص۱۱۴.


[3] . مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۲۳.


[4] . همان، ص۱۲۲.


[5] . همان، ص۳۶.


[6] . همان.


[7] . ا
لاختصاص، ص۲۷۵
.


[8] . اختصاص مفید، ص۲۷۷.


[9] . همان، ص۲۷۸.


[10] . همان؛ سفینه البحار، ج۱، ص۲۴۳.


[11] . همان.


[12] . مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳۶.


[13] . همان.


[14] اختصاص مفید، ص۲۷۷.


[15] . . سفینه البحار، ج۲، ص۵۵۴.


[16] . امالی طوسی، ص۱۶۹.


[17] . سفینه البحار، ج۱، ص۱۴۹.


[18] . بحارالانوار، ج۴۰، ص۱۱۴.


[19] . الاختصاص، ص۱۵۳.


[20] . منتهای الامال، ج۱، ص۱۷۸.


[21] . توبه/۸۰.


www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید