ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حدیث ولایت و فضائل امیرالمؤمنین (ع) به روایت ابوذر غفاری

علامه طباطبایی – المیزان – ذیل تفسیر آیات ۵۵ و ۵۶ سوره مبارکه مائده


از تفسیر ثعلبى نقل شده که مى گفته است . ابوالحسن محمد بن قاسم فقیه مرا خبر داد از عبد الله بن احمد شعرانى از ابو على احمد بن على بن رزین از مظفر بن حسن انصارى از سرى بن على وراق از یحیى بن عبد الحمید جمانى از قیس بن ربیع از اعمش ‍ از عبایه بن ربعى که گفت روزى عبدالله عباس کنار زمزم نشسته و براى مردم حدیث مى کرد و مرتب مى گفت (قال رسول الله ص ‍) ، (قال رسول الله ص) تا اینکه مرد عمامه بسرى که با عمامه اش صورتش را پوشانیده بود نزدیک آمد و هر دفعه
که ابن عباس ‍ مى گفت (قال رسول الله) و حدیثش را مى خواند او نیز مى گفت (قال رسول الله ص) و حدیثى مى خواند، ابن عباس پرسید تو را به خدا سوگند بگو ببینم کیستى ؟ ابن ربعى مى گوید دیدم عمامه را از صورت خود کنار زد و گفت اى مردم هر کس مرا مى شناسد که هیچ و هر کس مرا نمى شناسد بداند که من جندب بن جناده بدرى ابوذر غفاریم ، با این دو گوش خود از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) شنیدم و اگر دروغ بگویم خداوند آن دو را کر کند و با این دو چشمم دیدم و اگر دروغ بگویم هر دو را کور کند، شنیدم که فرمود: (على قائد البرره و قاتل الکفره ، منصور من نصره ، مخذول من خذله – على پیشوا و زمامدار نیکان است ، على کشنده کافران است ، على کسى است که یاورش را خداوند نصرت مى دهد و دشمنش را خدا خذلان مى دهد).


هان اى مردم بدانید که روزى از روزها با رسول الله (صلى الله علیه و آله) نماز ظهر مى خواندم سائلى در مسجد از مردم چیزى سؤ ال کرد و کسى به وى چیزى نداد، سائل دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت : خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو سؤ ال کردم و کسى به من چیزى نداد، در همین حالى که او شکوه مى کرد على (علیه السلام) در رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره به سائل کرد، سائل نزدیک رفته و انگشتر را از انگشت آن جناب بیرون کرد، این را هم بگویم که على (علیه السلام) همواره انگشتر را در آن انگشت مى کرد. بارى رسول الله (صلى الله علیه و آله) ناظر تمامى این جریانات بود و لذا وقتى نمازش تمام شد سر بسوى آسمان بلند نمود و عرض کرد: بار الها موسى از تو خواست تا شرح صدرش دهى و کارهایش را آسان سازى ، و گره از زبانش بگشایى تا مردم گفتارش را بفهمند، و نیز در خواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهى و با وى پشتش ‍ را محکم نموده و او را در کارها و ماموریت هایش شریک سازى ، و تو در قرآن ناطقت پاسخ
ش را چنین داده اى : بزودى بوسیله برادرت تو را در کار نبوت کمک مى دهیم و براى شما نسبت به آیات خود در کار نبوت کمک سلطنتى قرار مى دهیم تا به شما دست نیابند.


بار الها من محمد، نبى وصفى توام ، بار الها مرا هم شرح صدرى ارزانى بدار و کار مرا نیز آسان بساز، و از اهل بیتم على را وزیرم قرار بده و به این وسیله پشتم را محکم کن . آنگاه ابوذر گفت : رسول الله هنوز دعایش در زبان بود که جبرئیل از ناحیه خداى جلیل به حضورش آمد و عرض کرد: اى محمد بخوان . پرسید چه بخوانم ؟ ابوذر مى گوید جبرئیل گفت این آیه را بخوان : (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون


www.shafaqna.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید