ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

شباهت امام جواد(ع) با پیامبرانی که در کودکی به نبوت رسیدند

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با اشاره به شبهه امامت حضرت جواد(ع) در سنین کودکی، استدلال امام رضا(ع) را درباره دو پیامبری که در سنین کودکی به مقام نبوت رسیدند، مطرح کرد.


امامت حضرت جواد(ع) در سنین کودکی از جمله مسائلی است که ممکن تصور شود امروزه به صورت شبهه مطرح شده و مسئله‌ای عجیب به نظر برسد در حالی که این گونه نیست.


شاید اولین زمانی که این بحث و این شبهه به وجود آمد بعد از شهادت امام رضا(ع) باشد لذا تا قبل از امام رضا(ع) چون هیچ کدام یک از ائمه اطهار علیهم‌السلام در سنین پایین به امامت نرسیدند، این مشکل به وجود نیامده بود اما بعد از شهادت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) و موضوع جانشینی ایشان، نه تنها مخالفان و یا آنهایی که با ائمه تعامل خوبی نداشتند بلکه برای برخی از بزرگان شیعه نیز امامت امام جواد(ع) در سنین کودکی قابل هضم نبود.


پس از شهادت امام رضا(ع) عده‌ای از بزرگان شیعه در نقاط مختلفی از جمله خراسان، بغداد و مدینه به نوعی از حیرت و یا عدم پذیرش طیب‌خاطر نسبت به امامت امام جواد(ع) دچار شدند و افراد معروفی مانند «یونس بن عبدالرحمان» و «ریّان بن صلت» که بعضاً‌ با امام رضا (ع) حشر و نشر داشته‌اند و به نوعی از اصحاب حضرت نیز شمار می‌آمدند در ارتباط با امامت حضرت محمدتقی دچار مشکل شدند لذا جلسه‌ای تشکیل دادند.


یونس بن عبدالرحمان یکی از اعضای این جلسه می‌گوید: ما باید صبر کنیم تا «ابو جعفر» یعنی امام جواد(ع) بزرگ شود و سپس بحث تصدی امامت را مطرح کنیم، «ریان بن صلت» ضمن اعتراض به این سخن با تندی با او برخورد کرد و حتی «یونس بن عبدالرحمان» را متهم کرد که تو ظاهراً ایمان آورده‌ای و شاید در باطن مشرک باشی! مگر نمی‌دانی کسی که از جانب خدا به امامت منصوب شود چه کودک باشد و حتی نوزاد یک روزه و یا حتی اگر پیرمرد کهن سالی باشد تفاوتی نمی‌کند بنابراین چنین گفت‌وگویی نشان می‌دهد که در آن زمان نیز شبهه امامت حضرت در سنین کودکی وجود داشته است.


*استدلال امام رضا(ع) برای تبیین سن امامت جواد الائمه(ع)


در خصوص توجه دادن امام رضا(ع) به امامت پسرش حضرت جواد (ع) در سن کودکی، وقتی یکی از اصحاب علی بن موسی‌الرضا(ع) در خراسان از حضرت سؤال می‌کند که اگر مسئله یا حادثه‌ای برای ما به وجود آمد باید به چه کسی مراجعه کنیم امام رضا(ع) با وجود اینکه امام جواد(ع) در سن ۳ سالگی بودند فرمودند: به پسرم «محمد» باید رجوع کنید و از آنجایی که این موضوع برای این شخص نیز قابل هضم نبود و امام رضا(ع) برای اینکه شبهه را حل کرده باشد بلافاصله می‌فرمایند: خداوند عیسی بن مریم را در سنی کمتر از سن فعلی محمد من به پیامبری برانگیخت در حالی که حضرت عیسی(ع) مأمور به برپایی یک شریعت و دین جدیدی بود اما پسر من، برای برپایی شریعتی
و دینی تثبیت شده، یعنی اسلام معرفی شده است
.


اگر بخواهیم مقایسه‌ای میان حضرت عیسی(ع) و امام جواد(ع) داشته باشیم در می‌یابیم که شرایط حضرت عیسی (ع) شرایط سخت‌تری بوده است؛ اولاً که او در شیرخوارگی و دوران نوزادی خویش به پیامبری برگزیده شد و ثانیاً برای یک دین جدید، اما پسر من نوزاد نیست و حداقل ۵ سال سن دارد و این مقایسه جالبی بود که امام رضا (ع) انجام داد.


از همین فرمایش امام رضا(ع) می‌توان استفاده کرد و به آیات قرآن رجوع کرد و آن اینکه دسته کم ۲ پیامبر را در قرآن داریم که خداوند متعال تصریح می‌کند که در عنفوان کودکی به نبوت رسیده‌اند، یکی حضرت عیسی (ع) با همان تعبیری که در قرآن کریم وجود دارد؛ «آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا» و پیامبر بعدی که قرآن کریم از آن یاد می‌کند حضرت یحیی(ع) است که در آیه ۱۲ سوره «مریم» می‌فرماید: «یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»؛ اى یحیى کتاب [خدا] را به جد و جهد بگیر و از کودکى به او نبوت دادیم،


امام رضا(ع) با این مقایسه، مشکل را کاملاً حل می‌کند، بحث نبوت که بر اساس استدلال انسان‌ها سخت‌تر از امامت است به فردی در گهواره یا در کودکی اعطا شده است در حالی که امامت، به دلیل اینکه ادامه کار نبوت پیامبر اکرم(ص) است در دوران کودکی به امام جواد(ع) سپرده می‌شود در مجموع وقتی بحث قدرت پیدا کردن و توانایی یک ش
خص برای تلقی در مقام نبوت یا تلقی و داعیه امامت از امام قبلی به امام بعدی وجود دارد با این بحث قرآنی و استدلالی که حضرت رضا (ع) نسبت به امامت امام جواد (ع) داشتند موضوع کاملاً قابل حل است
.


امام جواد(ع) به جز موضوع معجزه، تصریح امام رضا(ع) به امامت ایشان، به لحاظ اثباتی نیز امامت خویش را با تفوق علمی و سیطره علمی در مجالس گوناگون آن زمان برای همگان اثبات کرد لذا در عین حال که ۷ سال بیشتر ندارد اما می‌تواند امامت شیعه را برعهده داشته باشد.


کم بودن سن افراد، جوانی، نوجوانی و حتی نداشتن تجربه کاری در برخی از امور، صرفاً‌ نباید دستاویزی برای کنار زدن جوانان و دور کردن آنها از یک سری از موقعیت‌‌ها و منصب‌ها، امور اجرایی و اموری که می‌شود از جوانان به خوبی بهره برد،
شود در عین حال که می‌توان نتایج بسیار نیکویی را به دست آورد
.


*سیره پیامبر(ص) حاکی از توجه ویژه به جوانان است


پس از امام جواد(ع) امام هادی و امام عسکری علیهم‌االسلام نیز در سنین نوجوانی و جوانی به امامت رسیدند و این سه امام بزرگوار با وجود سن کم، جامعه شیعی آن روز را به گونه‌ای رهبری می‌کنند که با تشکیل سازمان وکالت، ارتباط با وکلا، رهبری جامعه شیعه از طریق وکلا و تأثیر بسیار آن برای پذیرش دوران غیبت و ارتباط با نایبان امام عصر(عج) به صورت عام و سپس به عنوان ولی فقیه، همگی از برکات ابتکا
رات، رهبری و برکات ارتباط و تعاملی است که این سه امام بزرگوار پس از امام رضا(ع) با شیعیان داشتند که این مسائل به دوران جوانی و نوجوانی ائمه پس از علی بن موسی‌الرضا(ع) برمی‌گردد
.


همین نگاه و طرز فکر ائمه اطهار علیهم‌السلام را می‌توان در نگاه امام خمینی(ره) مشاهده کرد لذا در ابتدای بحث شکل‌گیری جمهوری اسلامی و نظام اسلامی، عمده نیروهایی که امام (ره) روی آنها سرمایه گذاری کرده به آنها امید دارند چه قبل از جنگ و چه پس از آن، همان نیروهای جوان و نوجوان هستند به طوری که در موقعیت تمجید از نیروهای کارآمد جامعه آن روز، نوجوان سیزده ساله «شهید فهمیده» را به عنوان رهبر خطاب می‌کند که نشان از یک طرز فکر بسیار نزدیک به ائمه علهیم‌السلام است.


ما باید این ویژگی را مدنظر داش
ته باشیم چراکه اثر، نتیجه و خاصیت تاریخ به این است که ما بیاییم از این تشابهات برای امروز و آینده خویش درس بگیریم و به جای اینکه به دنبال شیخوخیت و صرفاً تجربه باشیم باید مقداری از این تفکر فاصله گرفته و به بحث جوان‌گرایی و میدان دادن به جوانان بیندیشیم که اگر حتی این نسل در مقطعی از زمان مرتکب اشتباه و یا خطایی شود اما باز هم ثمرات و نتایجی که می‌توان از میدان دادن به جوانان بگیریم قطعاً بسیار ارزشمندتر است از اینکه بخواهیم این قشر را کنار نهیم
.


حضرت رسول(ص) نیز چنین طرز تفکر را در بحث فرمانده لشکری «اسامه» دارد که «اسامه بن زید» را در ۱۸ سالگی به عنوان فرمانده معرفی می‌کند و اتفاقاً همین اعتراض را شیوخ، بزرگان و صحابه آن روز نیز به پیامبر اکرم(ص) داشتند که این همه بزرگان با سابقه‌های فراوان، تجربه‌های بسیار در غزوات و جنگ‌ها داشته‌اند و شایان ذکر است که این حادثه پس از جنگ‌های درخشان بدر، احد، خندق و خیبر صورت گرفت و نبی اکرم(ص) «اسامه ‌بن زید» ۱۸ ساله را فرمانده کل یک سپاه برای رفتن به جنگ با رومیان می‌کند لذا توجه به جوانان از سیره حضرت رسول(ص)<SPAN dir=rtl&gt ;، ائمه اطهار علیهم‌‌السلام و همچنین امام راحل و مقام معظم رهبری نیز هست که باید جزو سیره مسئولان و تصمیم‌گیرندگان اصلی نظام ما در عرصه‌های مختلف باشد.


www.alvadossadegh.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید