ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حیات علمی امام علی(ع) از منظر ‌اندیشمندان غیرمسلمان و مستشرقان/۳

۳. رد بر منزلت علی(ع)


 نداشتن هوش و ذکاوت کافی، یکی از تهمت‌هایی است که لامنس در مورد علی(ع) مطرح کرده تا مقام ایشان را پایین آورد. وی در دایره المعارف الاسلامیه در مدخل «حسین» می‌نویسد:


ثابت شد که پسر (حسین) دو صفتی را که موجب هلاکت پدر (علی) شد، از او به ارث برده است، یعنی دو صفت بی‌ارادگی و کمی ذکاوت و هوشمندی.۴۳


نقد


به نظر می‌رسد که مقصود لامنس از این اتهام، عدم هوشمندی و ذکاوت در تدبیر امور سیاسی و حکومت‌داری علی(ع) در دوران حکومتشان باشد، چنان که مستشرقان دیگری نظیر اشپولر، گلدزیهر، والیری و… نیز چنین اتهامی را مطرح کرده‌
اند. البته اتهام ضعف سیاسی به امام(ع) در زمان حیات ایشان هم مطرح بوده و بسیاری از افراد، سیاست ابوبکر و عمر را که در زمان آنها اوضاع داخلی آرام بود و مسلمانان، تمام ایران و قسمتی از روم را فتح کرده و غنایم فوق‌العاده‌ای به دست آورده بودند، بر سیاست امام ترجیح ‌داده
اند، همچنان که بعضی از آنها پا را فراتر نهاده و سیاست معاویه را هم بر سیاست او ترجیح می‌دادند. این قضاوت بر اساس مظاهر دنیوی بود، نه بر اساس اصول و مبانی دینی و ارزش‌های اسلامی، البته امام در همان زمان نیز در مقام پاسخ‌گویی به این شبهه به زیبایی جواب آنها را داد. چنان که فرمود:


سوگند به خدا معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما او نیرنگ می‏زند و مرتکب انواع گناه می‏شود، اگر نیرنگ ناپسند و ناشایسته نبود، من سیاستمدارترین مردم بودم، ولی هر نیرنگی گناه است، و هر گناهی یک نوع کفر است، (در قیامت هر غدار و مکاری پرچم خاصی دارد که به آن وسیله شناخته می‏شود). به خدا سوگند من با کید و مکر اغفال نمی‏شوم و در رویارویی با شداید ناتوان نمی‏گردم. ۴۴


ابن ابی‌الحدید و بسیاری از بزرگان دیگر در شرح خطبه‌های امام علی(ع) به تفصیل به توانمندی و تدبیر امام پرداخته‌اند که در جای خود قابل طرح است.۴۵


همچنین اگر مقصود لامنس از این اتهام، کمی ذکاوت و هوشمندی در همه امور باشد، مسلم است که چنین اتهامی بر خلاف حقیقت است و ناشی از غرض‌ورزی است، چنان که جرج جرداق مسیحی (هم کیش لامنس) در نقد این اتهام وی می‌نویسد:


لامنس در تألیفات فراوان خود، علی(ع) را به این منظور یاد می‌کند که دستاویزی برضد او پیدا کرده و طعنی را در باره او خلق کند. او هر وقت این قهرمان یگانه را یاد کرده، او را از نظر ذکاوت و هوشمندی، «محدود» معرفی کرده و نخواسته است به بلاغت و شاعری صاحب نهج البلاغه اعتماد کند. او با اسلوبی نیرنگ‌آمیز، روایات مسلّمی که شجاعت و سلحشوری علی(ع) را اثبات می‌کند، تمسخر کرده است. خیلى عجیب است که نویسنده‌ای بتواند امام على(ع) را از بلاغت و ذکاوت و شجاعت بى‌بهره بداند، در حالى که اینها صفاتى است که ملزوم علوم است و همچون حرارت نسبت به آتش، از علی جدا شدنی نیست، بلکه این‌ها صفاتی است که حتی معاویه بن ابی‌سفیان و عمرو بن عاص نیز آنها را انکار نکرده‌اند، اما لامنس، خود آنها را انکار می‌کند! اگر انسان بخواهد در انکار امتیازهای علوی، اسلوب لامنس را در پیش گیرد، نه تنها می‌تواند بی‌هیچ زحمت و رنجی، منکر صفات معینی در وجود علی، محمد، مسیح، سقراط، شکسپیر و ناپلئون بناپارت شود، بلکه حتی می‌تواند اصل وجود خارجی آنها را نیز از بیخ انکار کند! هیچ کاری از این آسان تر نیست که شخصی در صفحاتی از کتاب، حقیقتی از حقایق را وارونه سازد و با اشاره به بعضی منابع و مآخذ، آن را به بعضی از گزارش‌ها نسبت دهد!۴۶


جرج جرداق درباره هوشمندی علی(ع) می‌نویسد:


علی بن ابی طالب(ع) در منبر، با آرامش خاطر و اعتماد کامل به خویشتن و سخن عادلانه خود، می‌ایستاد و سخن می‌گفت. او بسیار زیرک و سریع الادراک بود. و راز دل مردم، هوس‌ها و خواست‌های درونی آنان را به خوبی می‌دانست. دلی داشت مالامال از مهر، آزادی، انسانیت و فضیلت،… علی بن ابی‌طالب(ع) با راستی و راست‌گویی، در زندگی شناخته شد و امتیاز یافت.۴۷


ابن ابی‌الحدید نیز در رد بر اتهام زنی دشمنان و بدخواهان امام علی(ع) می‌نویسد:


و چه گویم در باره مردى که دشمنان و بدخواهانش نیز سر به آستان فضائلش فرود آوردند و انکار مناقب و کتمان فضایل او را برنتابیدند، زیرا دانستى بنى‌امیه بر حکومت اسلامى در شرق و غرب زمین مسلط شدند و به هر نیرنگى در خاموش ساختن نور او کوشیدند، و حقایق را علیه او تحریف نمودند، عیب‌هایى براى او تراشیدند، او را بر سر منبرها لعن کردند، ستایشگرانِ او را تهدید، بلکه حبس کردند و کشتند، از نقل روایتى که حاوى فضل او و مایه بلندآوازگى او مى‌شد، جلوگیرى نمودند تا آنجا که اجازه ندادند نام او را بر کسى بگذارند، اما این ترفندها جز بر والایى و سربلندى او نیفزود، همچون مشک که هر چه بر آن سرپوش نهند بویش بپیچد، و به سان خورشید که با کف دست نتوان چهره آن پوشاند، و چون روز روشن که اگر چشم از آن فروبندى دیدگان بسیارى آن را مى‌بیند. و چه گویم در باره مردى که همه فضیلت‌ها به او انتساب برد، و هر فرقه‌اى بدو منتهى مى‌شود، و هر گروهى او را به خود منتسب مى‌دارند، پس او رئیس و سرچشمه و سالار همه فضیلت‌هاست.۴۸


بسیاری از صاحب نظران و ‌اندیشمندان و بزرگان معتقدند که على بن ابى‌طالب(ع) داناترین فرد زمان خویش بوده است و مردم در علوم عقلى و نقلى از او بهره مى‏بردند. البته روشن است که لازمه چنین جایگاهی داشتن هوش و ذکاوت فوق‌العاده است.


اینک به مواردی اندک از اظهار نظر ‌اندیشمندان و صاحب نظران مکاتب و مذاهب مختلف در خصوص جایگاه علمی امام اشاره می‌شود.


اسکافی دانشمند برجسته اهل سنت در تبیین جایگاه علمی امام علی(ع) چنین می‌نویسد:


علم توحید که منزلت آن والاتر از همه علوم و رتبه آن برتر از همه آن‏هاست و علما قبلا پیرامون آن سخن گفته بودند و خطبا در باره آن داد سخن داده بودند، با على(ع) به منصّه ظهور رسید و حضرت(ع) این علم را نشانه متعلّمان و حجّت منکران قرار داد. این است ویژگى مختصر و مفصّل حضرت(ع) در ایمان، و آیا کسى توانسته است این ویژگى را چنین گرد آورد و به اوجش دست یازد؟۴۹


ابن ابی‌الحدید نیز مى‏نویسد: به طور کلی جایگاه او در علم آن قدر بالاست که هیچ کس نه به او مى‏رسد و نه به او نزدیک مى‏شود، و سزاوار است آن حضرت، خود را معدن علم و سرچشمه حکمت بداند.۵۰


شیخ طوسى در بیان دلایل امامت حضرت(ع) مى‏گوید:


زیرا على(ع) آگاه‏تر بود به سبب قوّت در حدس، و فراوانى ملازمت رکاب پیامبر(ص) و بهره‌گرفتن بسیار از ایشان. صحابه در بیشتر رویدادها پس از خطا نزد حضرت(ع) مى‏آمدند. پیامبر(ص) فرموده است: برترین شما در قضاوت على است. فضلا در همه علوم به او استناد مى‏جویند و او خود از این امر خبر داده بود.۵۱


علامه حلی در تشریح هوش و ذکاوت آن حضرت این چنین استدلال می‌کند:


على بن‌ ابى‌طالب در نهایت تیزهوشى و ذکاوت بود و در تعلّم و فراگیرى بسیار حریص. از کوچکى تا هنگام جدایى (از پیامبر)، شب و روز با پیامبر</SPAN&gt ;(ص) که در علم و فضل کامل‏ترین افراد بود، ملازمت بسیارى داشت. بنابر این، روشن است که چنین شاگردى ملازم با چنین معلمى کامل که در آموزش دادن بسى آزمند است و از شاگرد در فراگرفتن؛ شاگردى در نهایت کمال و اوج فضل و دانش، خود برهانى قطعى و لمّى است که در آن اختلافى به چشم نمى‏خورد.۵۲


این گونه اتهامات در حالی مطرح می‌شود که حتی دشمنان حضرت علی(ع) هم، زبان به اعتراف در عظمت علمی گشوده‌اند. عبدالله‌بن عمر هنگامی که خبر شهادت حضرت امیرالمؤمنین‏(ع) را شنید بسیار تأسف خورد و این آیه شریفه را خواند: «اَوَلَمْ یَرَوْا اَنّا نَأْتِیَ الْأرضَ نَنْقُصُها مِنْ اَطْرافِها» (رعد:۴۲) آنگاه گفت: ای امیرالمؤمنین! همانا تو در علم، ظرف اکبر بودی، امروز با رفتن تو عَلَمِ اسلام ناقص شد و رکن رکین ایمان شکست خورد و از بین رفت.۵۳


مغیره بن شعبه نیز می‌گوید:


معاویه در روزی بسیار گرم، با زن خود مشغول صحبت بود. وقتی خبر شهادت امیرالمؤمنین‏(ع) را به وی دادند آیه استرجاع را خواند و گفت: مردم چگونه معدن علم و حلم و فضیلت‌ها و فقه را از دست دادند؟ زنش گفت: من تعجّب می‏کنم، تو تا دیروز به او ناسزا می‏گفتی، امروز بر مرگ او متأثّری؟ معاویه گفت: وای بر تو، تو نمی‏دانی که علی(ع) از جهت علم و فضل، شبیه چه شخصیّتی بود؟۵۴


نتیجه‌گیری


یکی از ویژگی‌های ممتاز و برجسته علی(ع) وسعت علم و دانش ایشان است که دوست و دشمن بدان اعتراف کرده‌اند. همچنین یکی از ویژگی‌های ایشان را دانش وسیع ایشان به احکام شریعت و علوم قرآن دانسته‌اند. نیز یکی دیگر از صفات ایشان را در فن خطابه و تسلط فوق‌العاده ایشان در بهره‌گیری از کلمات و جملات در ایراد سخن دانسته‌اند. بسیاری از خاورشناسانی که در لابه لای تحقیقاتشان جایگاه و شخصیت علی(ع) را بررسی و ایشان را معرفی کرده‌اند نیز بدان اعتراف نموده و عظمت علمی امام را در ابواب گوناگونش ستوده‌ و به تشریح آن پرداخته و تحلیل و بررسی کرده‌اند. اما در میان ایشان برخی از خاورشناسان نیز به دلایل مختلفی همچون ناآگاهی از جایگاه امامت در مکتب اسلام و عدم بررسی کافی منابع مرتبط با این موضوع و همچنین عدم مراجعه به منابع معتبر و در مواردی به شکل مغرضانه‌ای در بعضی از ابواب دانش امام(ع) تشکیک کرده و به خرده‌گیری پرداخته‌اند.


پی‌نوشت‌ها:


1. محمدحسین على الصغیر، المستشرقون و الدراسات القرانیه، ص ۱۱.


2. همان.


3. همان، ص ۱۲- ۱۵.


4. ناصرمکارم، ترجمه گویاوشرح فشرده ای برنهج البلاغه، خطبه۱۹۲(قاصعه)، ج۲، ص۳۱۹.


&lt ;/A>5. نهج البلاغه، خطبه۲۳۱.


6. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۳۴۶.


7. شیخ صدوق، الأمالی، ص۳۴۳؛ محمدبن محمدبن نعمان مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۳.


8. علی‌بن موسی‌بن سیدابن طاووس، طرائف، ترجمه داود الهامى، ص۱۹۲؛علی‌بن محمدبن المغازلى، مناقب ابن مغازلى، ترجمه سیدجواد مرعشى‌نجفى‏، ص۳۲۰.


9. سبط‌ابن جوزى، تذکره الخواص، ص۱۶؛ قاضی نورالله مرعشی تستری، احقاق الحق، ج۷، ص۵۹۷.


10. «لَوْلاعَلِی ّ ُلَهَلَکَ عُمَرُ»، سیدقاضى نور الله شوشترى‏، احقاق الحق، ‏ج۳، ص۱۰۲ ر.ک: حسین نمازی، علی در آیینه نهج البلاغه.


11. جان نورمن هالیستر، تشیع در هند، ترجمه ‌آزر میدخت مشایخ فریدنی، ص۲۴.


12. ارزینا لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمدباقر(ع)، ترجمه فریدون بدره‌ای، ص۱۰.


13
. انجمن تاریخ پژوهان (به کوشش محمدرضابارانی)، تشیع و خاورشناسان(ترجمه ونقدمقالات خاورشناسان)، مقاله نمادپردازی مذهبی شیعه…، ص۳۷.


14. گابریل دانکیری، شهسوار اسلام، ترجمه کاظم عمادی، ص۲۵۳-۲۵۱.


15. محمدمهدی علیقلی، سیمای نهج البلاغه، ص۵۲.


16. هبهالدین شهرستانی، ما هو نهج البلاغه، ترجمه عباس میرزاده، ص۴۳.


17. دوایت دونالدسون، تعریب ع. م، ص۳۹.


18. همان، ص۳۷-۳۹.


19. ردولف ژایگر، خداوند علم وشمشیر، ترجمه ذبیح الله منصوری، ص۳۰و۱۵۴.


20. جرج جرداق، امام علی(ع) صدای عدالت انسانیت، ترجمه سیدهادی خسرو شاهی، ج۱، ص۱۰۲.


21. جان نور من هالیستر، تاریخ تشیع در هند، ص۲۰.


22. روکس العزیزی، الامام علی أسدالاسلام و قدّیسه، ص ۷۵و۷۶.


23. محمود تقی‌زاده داوری، تصویر امامان شیعه در دائرهالمعارف اسلام، ص۳۶.


24. دوایت دونالدسون، عقیدهالشیعه، ص۶۳.


25. محمودتقی زاده داوری، تصویر امامان شیعه در دائرهالمعارف اسلام، ص۳۶.


26. هاینس هالم، تشیع، ص۳۷و۳۸.


27. ژان محمد عبدالجلیل، تاریخ ادبیات عرب، ص۹۶و.۹۵.


28. عبدالحمیدبن هبه‌الله‌بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۵و۲۴؛ ر.ک: عباس احمدوند؛ سحر کاوندی، «پژوهش‌های خاورشناسان درباره نهج‌البلاغه»، علوم حدیث، ش ۴۹.


29عبدالحمید بن هبه الله بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۵و۲۴؛ محمدتقی تستری، بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۲۰.


30. هبهالدین شهرستانی، ماهونهج البلاغه، ص ۳۸و۳۹.


31. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۰، ص۱۶۳.


32. محمد عبده، شرح نهج البلاغه، ج۱،
ص۱۲.


33. جرج جرداق، بخشی از زیبائی‌های نهج البلاغه، ص۵۶.


34. على بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ص ۴۱۹.


35. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۰، ص۱۲۷و۱۲۸.


36. هبهالدین شهرستانی، شرح نهج البلاغه، ص۸۷.


37. محمد عبده، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۹و۱۰.


38. محمود تقی‌زاده‌داوری، تصویر امامان شیعه در دائره المعارف اسلام، ص۳۶.


39</SPAN&gt ;. ملامحسن فیض کاشانى، تفسیر الصافى‏، ج ۱، ص ۴۰؛ محمدهادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۹؛ با کمی تفاوت: جلال الدین سیوطی، الاتقان، ص۱۶۰و۱۶۲.


40. حسن‌بن شعبه حرانى، تحف العقول، ص ۱۹۶.


41. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۳۳؛ محمدهادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۹۱و۲۹۲.


42. ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲،ص۴۱، محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۷۴.


43<SPAN style="mso-bookmark: _edn43"&gt ;. جمعی از مستشرقین، دایرهالمعارف‌الاسلامیه، ج ۷، ص۴۲۷.


SiraFatima, Fatima etlesfilles de mahpmet, notes critiues pour l, etude de la, p23, 26, 48.


Etudes sur Le regan du Ca Life Omayyade Moawialer, p79-83.


44. ناصر مکارم‌شیرازی، ترجمه گویا نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱، ص۳۵۵.


45. ر.ک: نهج البلاغه، خطبه‌های ۱۹۱و۲۰۰ و نامه۴۵؛ ابن‌ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۸ و ج۱۰، ص۲۱۲؛ مهدی پیشوایی، «نقد دیدگاه تاریخی یک شرق شناس» تاریخ در آینه پژوهش، ش ۶، ص ۵۶-۲۷؛ و محمدرضا هدایت پناه، «نقد و بررسی مقاله علی بن ابی طالب(ع) در کتاب دائرهالمعارف اسلام؛ تشابه اسمی، تفاوت ماهوی»، نامه علوم انسانی، ش ۴و۵، ص ۱۹۸-۱۶۰.


46. جرج جرداق، الامام علی صوت العداله الانسانیه، ج ۵، ص ۲۴۰-۲۴۱.


47. جرج جرداق، روائع نهج‏البلاغه، ص۳۲؛ محمدابراهیم سراج، امام علی خورشید بی غروب، ص۳۳۳.


48. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۱۶و۱۷.


49. ابوجعفرمحمدبن عبدالله اسکافى، المعیار و الموازنه، ص۲۶۲.


50. عبدالحمیدبن هبه الله بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۲۲۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۰، ص۸۰.


51. خواجه نصیرالدین طوسى، تجرید الاعتقاد، ص۲۶۳-۲۶۶.


52. علامه حلى، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۸۴.


53. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۰۸.


54. ابن‌عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۵۸۳؛ الموفق الخوارزمی، المناقب، ص۳۹۱.


 


منابع


ابن المغازلى، ابو الحسن على‌بن محمد جُلابى‏، مناقب ابن مغازلى، ترجمه سیدجواد مرعشى نجفى، ‏قم‏، مکتبه آیه الله المرعشى النجفى، ‏۱۳۵۶.‏


ابن‌ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۳۷۸.


ابن‌جوزى، سبط، تذکره الخواص‏، قم‏، منشورات الشریف الرضى، ‏۱۴۱۸ ق.‏


ابن‌شهرآشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، علّامه، ۱۳۷۹ق.


ابن‌عساکر، ابی‌القاسم علی‌بن الحسن‌بن هبهالله شافعی، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.


احمدوند، عباس، کاوندی، سحر، «پژوهش‌های خاورشناسان درباره نهج‌البلاغه»، علوم حدیث، ش ۴۹، پاییز و زمستان ۱۳۸۷، ص۳۳۰-۳۴۳.


اسکافى، ابوجعفرمحمدبن عبدالله، المعیار و الموازنه، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۲ق.


انجمن تاریخ پژوهان (به کوشش محمدرضابارانی)، تشیع و خاورشناسان، ترجمه و نقد مقالات خاورشناسان)، قم، خاکریز، ۱۳۸۸.


آنکیری، گابریل، شهسوار اسلام، ترجمه کاظم عمادی، چ پنجم، تهران، سپهر، ۱۳۵۴.


پیشوایی، مهدی، «نقد دیدگاه تاریخی یک شرق شناس» تاریخ در آیینه پژوهش، ش ۶، تابستان ۱۳۸۴، ص۲۷-۵۶.


تستری، محمدتقی، بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، تهران، امیرکبیر، ۱۴۱۸ق.


تقی‌زاده داوری، محمود، تصویر امامان شیعه در دائره المعارف اسلام، قم‏، مؤسسه شیعه‏شناسى‏، ۱۳۸۵.


جرداق، جرج، امام علی(ع) صدای عدالت انسانیت، ترجمه سیدهادی خسرو شاهی، مؤسسه انتشاراتی فراهانی، ۱۳۷۹.


جرداق، جرج، بخشی از زیبائی‌های نهج البلاغه، ترجمه محمدرضا انصاری، تهران، محمدی، ۱۳۷۳.


جرداق، جورج، روائع ‏نهج‏البلاغه، چ دوم، ،بی‌جا، مرکزالغدیرللدراسات‏الاسلامی، ۱۳۷۵.


جمعی از مستشرقین، دایره المعارف الاسلامیه، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.


خوارزمی، الموفق، المناقب، چ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۱۴ق.


دونالدسن، دوایت، عقیده الشیعه، تعریب ع. م بیروت، مؤسسه المفید، ۱۴۱۰ق.


ژایگر، ردولف، خداوندعلم وشمشیر، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، تهران، مجید، ۱۳۷۶.


سراج، محمدابراهیم، امام علی خورشید بی غروب، تهران، نبوی، ۱۳۷۶.


سیدابن طاوس، طرائف&lt ;/I>، ترجمه داود الهامى، ‏قم‏، نوید اسلام، ‏۱۳۷۴.‏


سیوطی، جلال‌الدین، الاتقان، قاهره، دارالسلام، طاول، ۱۴۲۹ق.


شهرستانی، هبهالدین، ماهو نهج البلاغه، ترجمه عباس میرزاده، چ ششم، قم، مؤسسهالنشرالاسلامی، ۱۴۲۰ق.


شیخ صدوق، الأمالی، بی جا، کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲.


شیخ مفید، الارشاد، قم، کنگره جهانى شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.


طوسى، خواجه نصیرالدین، تجرید الاعتقاد، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۴۰۷ق.


عبدالجلیل، ژان محمد، تاریخ ادبیات عرب، ترجمه آذرتاش،آذرنوش، چ سوم، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۷۶.


عبده، محمد، شرح نهج البلاغه، قاهره، مطبعه الاستقامه، بی‌تا.


العزیزی، روکس، الامام علی أسدالاسلام و قدّیسه، چ دوم، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۹۹ق.


علّامه حلى، حسن‌بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، بی تا.


علیقلی، محمدمهدی، سیمای نهج البلاغه، تهران، تاریخ و فرهنگ، ۱۳۷۹.


على‌الصغیر، محمدحسین، المستشرقون و الدراسات القرانیه، بیروت، دار المورخ العربى، ۱۴۲۰ ق.


فیروزآبادی، سیدمرتضى، ‏فضائل الخمسه من الصحاح السته، چ دوم،‏ تهران‏، اسلامیه، ۱۳۹۲ ق.


فیض کاشانى، ملامحسن، تفسیر الصافى‏، چ دوم، تهران، الصدر، ۱۴۱۵ ق.‏


کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، چ چهارم، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ‏‏۱۴۰۷ق.


لالانی، ارزینا، نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمد باقر(ع)، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، فروزان، ۱۳۸۱.


مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.


مرعشى تستری، قاضى نور الله،‏ إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، ‏مکتبه آیه الله المرعشى النجفى‏، ۱۴۰۹ ق‏.


مسعودی، على‌بن الحسین‌بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، چ دوم، قم، دار الهجره، ۱۴۰۹ق.


معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، چ چهارم، قم، مؤسسهالنشرالاسلامی، ۱۴۲۵ق.


نمازی، حسین، علی در آیینه نهج البلاغه، بی‌جا، مرکزتحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، بی‌تا.


هالم
، هاینس، تشیع، ترجمه محمدتقی اکبری، قم، ادیان، ۱۳۸۵.


هالیستر، جان نور من، تشیع در هند، ترجمه آزر میدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز دانشگاهی،۱۳۷۳.


هدایت‌پناه، محمدرضا، «نقد و بررسی مقاله علی بن ابی طالب(ع) در کتاب دائره المعارف اسلام؛ تشابه اسمی، تفاوت ماهوی»، نامه علوم انسانی، ش ۴ و ۵، زمستان ۱۳۷۹ و بهار۱۳۸۰، ص۴۲-۹۵.


http://tarikh.nashriyat.ir/node/656

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید