ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

گفتار امیرالمؤمنین در خاکسپارى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهما

السلام علیک یا رسول‏اللَّه عنى و عن ابنتک النازله فى جوارک والسریعه اللحاق بک قل یا رسول‏اللَّه عن صفیتک صبرى، ورق عنها تجلدى
الا ان لى فى التأسى بعظیم فرقتک و فادح مصیبتک موضع تعز.
فلقد و سدتک فى ملحوده قبرک و فاضت بین نحرى و صدرى نفسک.
فانا لله و انا الیه راجعون فلقد استرجعت الودیعه و اخذت الرهینه اما حزنى فسرمد، اما لیلى مستهد الى ان یختار اللَّه لى دارک التى انت بها مقیم.
و ستنبئک ابنتک بتضافر امتک على هضمها فاحفها السؤال و استخبرها الحال.
هذا و لم یطل العهد و لم یخل منک الذکر والسلام علیکما سلام مودع لا قال و لا سئم فان انصرف فلاعن ملاله و ان اقم فلاعن سوءظن بما وعداللَّه الصابرین.(۱)
درود بر تو اى فرستاده خدا از من و دخترت که در جوارت آرمیده، زودتر از دیگران به تو رسیده.
اى فرستاده خدا مرگ دختر گرامیت عنان شکیبایى از کفم گسلانده و توان خویشتن‏داریم نمانده اما براى من که سختى جدایى تو را دیده و سنگینى مصیبتت را کشیده‏ام جاى تعزیت است.
تو را تکیه‏گاه ساختم در آنجا که شکاف قبر تو بود و جان گرامیت میان سینه و گردنم از تن مفارقت نمود. «همه ما از آن خداییم و به سوى خدا بازمى‏گردیم» امانت بازگردید. و رهن گرفته شد کار همیشگى‏ام اندوه است. و شبهایم شب زنده‏دارى تا آنکه خدا خانه‏اى را که تو در آن به سر مى‏برى برایم
گزیند (و این غم که در دل دارم فرونشیند) و به زودى دخترت تو را خبر دهد که چگونه امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند، از او بپرس چنانکه شایسته است و خبر گیر از آنچه پیش آمده است که دیرى نگذشته و یاد تو فراموش نگشته. درود بر شما درود کسى که خداحافظى کند (وداع نماید) نه که رنجیده است و راه دورى جوید.
اگر بازگردم نه از خسته جانى است، و اگر بمانم نه از بدگمانى است بلکه امیدوارم بدانچه خدا صابران را وعده داده است.
و در روایتى دیگر در دنبال کلماتش خطاب به رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله اینگونه (درددل را با آن سرور کائنات) ابراز مى‏کند (۲)
اى رسول خدا… فبعین اللَّه تدفن ابنتک سرا و یهضم حقها قهرا و یمنع ارثها جهرا… دخترت در پیش نظر خدا به خاک سپرده شد بدون آنکه کسى از دشمنان از دفنش آگاه شود حق دخترت را به ظلم گرفتند و ارثش را از وى منع کردند… تا آنجا که فرمود:
شعر
نفسى على زفراتها محبوسه -یالیتها خرجت مع الزفرات
لا خیر بعدک فى الحیوه و انما -ابکى مخافه ان تطول حیاتى
در هجران فاطمه نفسم در سینه‏ام محبوس است اى کاش جان من با نفسم بیرون مى‏آمد.
اى فاطمه بعد از تو خیرى در زندگانى نیست فقط گریه‏ام براى این است که مى‏ترسم عمرم پس از تو طولانى شود.


پی نوشت:


1ـ نهج‏البلاغه، دکتر شهیدى/ ۲۳۸- ۲۳۷


2ـ ناسخ، ج ۱/۲۳۰


http://yazahra.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید