ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

سیری در اندیشه‏های اجتماعی و سجایای اخلاقی سعدی






در مدایحش نیز، به رغم دیگر گویندگان متملق به جای چاپلوسی و تملق و مبالغه در اوصاف ممدوح، غالبا به عنوان ناصحی دلسوز و بیم دهنده، صاحبان قدرت را به بی‏ثباتی دنیا و زوال پذیری قدرتهای مادی و سرنوشت‏شوم ستمگران توجه داده و با تازیانه هوشیاری بخش ملامت و نصیحت‏به تادیب ممدوحان خود پرداخته است و بدین شیوه، حق‏گویی، آنان را به خداترسی و عدالت و نیکوکاری دعوت کرده است. ابیات ذیل گلچینی است از این گونه مضامین:
… اگر زمین تو بوسد که خاک توام مباش غره که بازیت
می‏دهد عیار گرت سلام کند، دام می‏نهد صیاد ورت نماز برد، کیسه می‏برد طرار میان طاعت و اخلاص و بندگی بستن چه‏پیش خلق به خدمت، چه پیش بت زنار بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا در نبندد هوشیار ای که دستت می‏رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار این که در شهنامه‏ها آورده‏اند رستم و روئینه تن اسفندیار تا بدانند این خداوندان ملک کز بسی خلق است دنیا یادگار این همه رفتند و ما ای شوخ چشم هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار… نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزو ماند سرای زرنگار… چون خداوندت بزرگی داد و حکم خرده از خردان مسکین درگذار شکر نعمت را نکویی کن که حق دوست دارد بندگان حقگزار کام درویشان و مسکینان بده تا همه کارت برآرد کردگار… منجنیق آه مظلومان به صبح سخت گیرد ظالمان را در حصار از درون خستگان اندیشه کن وز دعای مردم پرهیزکار سعدیان چندان که می‏دانی بگوی حق نباید گفتن الا آشکار (
۱۶)


۸) تفسیر زندگی یا رمز و رازهایی از حکمت عملی


از دیگر مزایای معنوی شعر کهن فارسی، وفور نصایح اخلاقی و رهنمودهای ارزشمندی است که در زمینه حکمت عملی و وظائف فردی و اجتماعی انسان توسط شاعرانی چون سعدی ارائه گردیده و راه و رسم زندگی شرافتمندانه، در خلال مواعظی که خود عصاره‏ای از تعلیمات عالیه اسلامی است، تفسیر و توجیه شده است.
با نگاهی گذرا به درونمایه اغلب اشعار و حکایات سعدی معلوم می‏شود که وی علاوه بر داشتن طبعی خلاق و برخورداری از قدرت سخنوری و هنر شاعری، خردمندی فرزانه و معلمی راهشناس و آگاه از رمز و رازهای هستی بوده و به سهم خود کوشیده است تا اسرار حیات متعالی و هدفدار انسان را به صورت لطیفترین تعبیرات تفسیر کند و فراز و نشیب‏های راه زندگی را ضمن دستورالعملهایی خردمندانه نشان دهد و براستی این وظیفه خطیر را آن گونه دقیق و استادانه به انجام رسانیده است که کلامش در پاره‏ای موارد رنگی از سخنان انبیا و عطر و بویی از کتب آسمانی یافته است و از لحاظ کثرت استعمال در ردیف کلمات قصار و ضرب‏المثلهای متداول در زبان فارسی درآمده است.
در اشعار نغز سعدی، جز از موضوعاتی که تاکنون برشمردیم از ارزشهای معنوی دیگر، هر چه که مقدس و والاست و از دیدگاه اسلامی در زمره جنود عقل محسوب می‏شود، ستایش شده و هر چیز ناپسند و فرومایه که جزء جنود جهل به شمار می‏رود، نکوهش و تقبیح گردیده است.
سعدی
بحق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استاد، و به گفته خود او:
سخنهای سعدی مثال است و پند به کار آیدت گر شوی سودمند سعید آورد قول سعدی به جای که ترتیب ملک است و تدبیر رای مخصوصا در بوستان که آکنده از نیکی و پاکی و ایمان و صفاست و شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد گلگشت در این فضای معنوی دارند، آنان را به آرمانشهری از اخلاق و فضیلت رهنمون می‏شود که در چشم‏انداز زیبای آن انسان بر قله رفیع آدمیت‏برمی‏آید و از رذایل اخلاقی پاک و منزه می‏شود، اسراری از حیات متعالی انسان تفسیر گردیده و راز و رمزهایی از حکمت عملی در قالب تعابیر لطیف، بیان شده است از جمله:
نخواهی که باشد دلت دردمند دل دردمندان برآور ز بند خنک آن که آسایش مرد و زن گزیند بر آسایش خویشتن… چو انسان نداند بجز خورد و خواب کدامش فضیلت‏بود بر دواب اگر بد کنی چشم نیکی مدار که هرگز نیارد گز انگور بار… حذر کن ز پیکار کهتر کسی که از قطره سیلاب دیدم بسی اگر پیل زوری و گر شیر چنگ به نزدیک من صلح بهتر که جنگ… گرت مملکت‏باید آراسته مده کار مغطم به نوخاسته نخواهی که ضایع شود روزگار به ناکار دیده مفرمای کار… زر و نعمت اکنون بده کان توست که بعد از تو بیرون ز فرمان توست (
۱۷)
در اغلب اشعار سعدی، تفسیر زندگی هدفدار و تبیین و ظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی انسانی و موضوعاتی چون; احسان به پدر و مادر، صله رحم، احترام به معلم، اکرام میهمان، شفقت‏به یتیم و اسیر و فقیر، آداب سخن گفتن، تربیت فرزند، فواید پرهیزگاری و پاکدامنی، ایثار و بخشندگی، حق شناسی، فروتنی، شکیبایی، وفاداری، امیدواری، رازداری، پاکیزگی، نظم و ترتیب در امور، اعراض از لغوگویی و عیب‏جویی و غیبت و آزمندی و غرور و حسادت و… به کرات دیده می‏شوند.


بازتاب مسائل اجتماعی در اشعار سعدی


مفاهیمی که شاعران و نویسندگان قدیم ایران – از قرن چهارم تا پایان قرن هشتم با درونمایه‏های اجتماعی در آثار خویش به کار برده‏اند، متناسب با اوضاع اجتماعی و سیاسی زمان بوده است. گروهی بی آن که راه حلی برای رفع تبعیض و ستمهای روزگار خویش نشان دهند، به اصول و نظام ظالمانه اجتماعی – اقتصادی عصر خویش اعتراض کرده‏اند.
یورش مغول و تاثیر آن بر همه ابعاد زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن زمان و دوره‏های پس از آن، چندان عمیق است که «در هیچ دولت‏بر اهل هیچ ملت نشان نداده‏اند و لوث آن حادثه ننگین هنوز از دامن ملت ایران شسته نشده است‏». (
۱۸)
سخن شاعران و اهل
ادب در این دوره بیش از هر دوره‏ای درخور توجه است. با آن که بسیاری از گویندگان آن زمان به اعتکاف و بی‏اعتنایی به عوالم مادی گراییده بودند، باز عظمت واقعه و شومی پیامدهای آن، تحت تاثیرشان قرار داده و حقایقی را به زبان شعر بیان کرده‏اند. آنچه در آثار این شاعران و نویسندگان می‏یابیم، انعکاس دردهای بی‏پایان مردمی است که در آن دوره زندگی می‏کرده‏اند.
این بغضهای فروخورده به صورت مطایبات و هزلیات در آثار سعدی منعکس شده است. وی یکی از معدود شاعران و نویسندگان و متفکرانی است که مسائل اجتماعی زمان خویش را با بیانی زیبا تصویر کرده است. خوشبختانه دیدگاههای اجتماعی سعدی کم نیست. او در قطعه‏معروف «بنی آدم اعضای یک پیکرند» به اتحاد مردم جامعه که باید در دشواریها و سختیهای زندگی یار یکدیگر باشند، اشاره می‏کند.
حکایت «جدال سعدی با مدعی‏» اختلاف طبقاتی و مفاسد ناشی از آن را نشان می‏دهد: «اغلب تهیدستان دامن عصمت در معصیت می‏آلایند و گرسنگان نان ربایند».
در آثار سعدی چه منظوم و چه منثور، از یک جامعه طبقاتی متشکل از ستمگران و ستمکشان، گرسنگان و سیران سخن به میان آمده است. مظالم و مفاسد حکمرانان زمان و دردهای اجتماعی با شیوه‏ای بسیار عالی در این آثار مورد بررسی قرار گرفته است.
«گلستان سعدی حاصل دریافت و برخوردهای گوناگون مردی اندیشه وراست‏با دنیا و مسایل و دشواریهای حیات انسان‏». (
۱۹)
وی درباره یکی از ملوک بی‏انصاف می‏نویسد: «یکی از ملوک بی‏انصاف پارسایی را پرسید: از عبادتها کدام فاضلتر است؟ گفت ترا خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری!
ظالمی را خفته دیدم نیمروز گفتم این فتنه است‏خوابش برده به آنکه خوابش بهتر از بیداری است آنچنان بد زندگانی مرده به (
۲
۰)

در آثار منظوم و منثور سعدی، سیاست کلی حکام و سلاطین و عوامل آنان در امر گرفتن خراج و مالیات نشان داده شده است. بیان چنین واقعیتی پایگاه اجتماعی مردم آن روزگار را روشن می‏کند به حکایت زیر توجه کنیم:
«ذوالنون مصری پادشاهی را گفت: شنیدم فلان عامل را که فرستاده‏ای به فلان ولایت، بر رعیت درازدستی می‏کند و ظلم روا می‏دارد. گفت: روزی سزای او بدهم. گفت‏بلی. روزی سزای او بدهی که مال از رعیت تمام شده باشد. سپس به زجر و مصادره از وی بازستانی و در خزینه نهی، درویش و رعیت را چه سود؟ پادشاه خجل گشت و دفع حضرت عامل بفرمود در حال‏».
به نظر سعدی وظیفه دولت در مورد مصرف مالیات و خراج، ساختن عمارت، جسر و مسجد و خانقاه و چاهها بر سر راههاست و نیز معتقد است که اگر عامل و ماموری بر مردم ستم روا داشت‏باید او را مجازات کرد و آنچه به زور گرفته از او بازستاند و به مردم غارت شده داد.
«سلطان گدا طبع آن که طمع در مال رعیت و درویش کند».
و
«پادشاهی که عدل نکند و نیکنامی توقع دارد، بدان ماند که جو همی کارد و امید گندم دارد».


ماحصل سخن


باری، ستایش سخن سعدی بشایستگی صورت‏پذیر نیست و برای درک زیبایی آن و عمق تفکر و اندیشه ‏ناب وی، جز این که به ذوق خوانندگان عزیز احاله شود کاری نمی‏توان کرد. کلمات قصارش را همه به یاد داریم و از آن مهمتر عبارات قابل تاملی است که از آن محکمتر، موجزتر، و پرمعنی‏تر کمتر شنیده‏ایم، می‏فرماید:
«طایفه دزدان عرب بر سر کوهی نشسته بودند و منفذ کاروان بسته و رعیت‏بلدان از مکاید ایشان مرعوب و لشکر سلطان مغلوب، لاجرم دشمنی صعب روی نمود همه پشت‏بدادند.»
و یا می‏فرماید:
«پادشاهی به دیده حقارت در طایفه درویشان نظ
ر کردی یکی از آن میان به فراست دریافت و گفت: ای ملک، ما در این دنیا به جیش از تو کمتریم و به عیش از تو خوشتر و به مرگ برابر و به قیامت‏بهتر».
و یا می‏فرماید:
«ای پدر، فواید سفر بسیار است، از نزهت‏خاطر و جر منافع و دیدن عجائب و شنیدن غرائب و تفرج بلدان و محاورت خلان و تحصیل جاه و ادب و مزید مال و مکتسب و معرفت‏یاران و تجربت روزگاران…».
با این همه اعجاب که در زیبایی سخنانش احساس می‏کنیم لطف معانی‏اش اگر از آن بیش نباشد کمتر نیست و درباره او با اطمینان می‏توان گفت از معدود سخن‏سرایانی است که به هیچ وجه لفاظی و فضل‏فروشی نکرده و سخنی بی‏مورد نگفته است کمتر برای «اظهار افکار متعالی و معانی لطیف‏». گلستان و بوستانش یک دوره کامل حکمت عملی است. علم سیاست و اخلاق و تدبیر منزل را جوهر کشیده و در این دو کتاب به دلکش‏ترین عبارات درآورده است. در عین این که در نهایت‏سنگینی و متانت است از مزاح و طیب هم خالی نیست و چنان که خود می‏فرماید: «داروی تلخ نصیحت‏به شهد ظرافت‏برآمیخته تا طبع ملول از دولت قبول محروم نماند» و انصاف این است که بوستان و گلستان را چه مکرر بخوانند ملالی به خواننده هوشیار و صاحبدل دست نمی‏دهد.
هیچ کس به اندازه سعدی پادشاهان و صاحبان اقتدار را به حسن سیاست و دادگری و رعیت‏پروری دعوت نکرده و ضرورت این امر را مانند او روشن و مبرهن نساخته است. از سایر نکات کشورداری نیز غفلت نورزیده و مردم دیگر را هم از هر صنف و طبقه، از امیر و وزیر و لشکری و کشوری، زبردست و زیردست و توانا و ناتوان، درویش و توانگر و زاهد و دین‏پرور و عارف و کاسب و تاجر و عاشق و رند و مست و آخرت‏دوست و دنیاپرست، همه را به وظایف خودشان آگاه کرده دقیقه‏ای از مصالح و مفاسد را فرونگذاشته است.
از خصایص شگفت‏انگیز سعدی دلیری و شهامت در حقیقت‏گویی او است. در دوره ترکتازی مغول و جباران دست نشانده ایشان که از امارت و ریاست جز کامجویی و هوسرانی تصوری نداشتند و هیچ چیز را مانع و رادع اجرای مقاصد خود نمی‏انگاشتند با آن خشم‏آوران آتش مزاج، حقایق را شیخ ما، آشکارا به نظم و نثر فریاد کرده است، چنان که در هیچ عصری کسی به این صراحت‏سخن نگفته است و عجب‏تر این که در همان هنگام تنها به صاحبان اقتدار نپرداخته بلکه از تشریح احوال زاهد و عابد ریایی و قاضی فاسد و صوفی دنیادار و پوچی عبادتها و ریاضتهای ناصادق
انه و ریایی و غیرخدایی خودداری نکرده است و عجب بصیرتی به احوال مردم و طبایع و افکار ایشان و اوضاع جهان و جریان کار روزگار دارد و با چه زبردستی در این امور نکته‏سنجی می‏کند و چگونه در هر باب رای صواب را می‏یابد، گویی او مصداق همان هنرمند خردپیشه است که به قول او در این روزگار دوبار عمر کرده و تجربه آموخته و اینک تجربه را به کار می‏برد.
وجود سعدی سرشته از عشق است و محبت، همه مطالب را به بهترین وجه ادا می‏کند اما چون به عشق می‏رسد شور دیگر می‏یابد. هیچ کس عالم عشق را به مانند سعدی درک و بیان ننموده است. عشق سعدی بازیچه و هوی وهوس نیست، عشقی پاک و تمام است که عشقبازش در طلب معشوق از خود می‏گذرد و خود را برای او می‏خواهد نه او را برای خود، عشق او از مخلوق آغاز می‏شود اما سرانجام به خالق می‏رسد:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی‏است به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست.


پی‏نوشتها:


۱- متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی به کوشش دکتر مظاهر مصفا، کانون معرفت تهران، ۱۳۴۰ ه. ش، ص ۶۹۴.
۲-کلیات‏سعدی،چاپ‏محمدعلی‏فروغی،.۳۰۲
۳- ر.ک: جامع الصغیر، سیوطی، احادیث‏شماره ۶۲۸۵-۶۲۸۴.
۴- بوستان سعدی (سعدی‏نامه)، تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی، چ‏۲،۱۳۶۳ ه. ش، ص‏۳۳.
۵- متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی.
۶- سوره نور /۲۴.
۷- متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، ص‏۶۹۹.
۸- همان، ص ۶۹۴.
۹- همان، ص‏۶۷۹.
۱۰- فیض القدیر، ۵/۵۱۴.
۱۱- بوستان (سعدی‏نامه) تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، ص‏۸۹.
۱۲- گلستان سعدی (سعدی‏نامه)، تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی، ص ۱۸۰.
۱۳- بو
ستان سعدی (سعدی‏نامه)، تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، ص‏
۱۵۳.
۱۴- همان، ص ۱۴۸.
۱۵- گلستان سعدی، تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، ص‏۶۷.
۱۶- متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، ص ۷۰۵.
۱۷- بوستان (سعدی‏نامه)، ص ۵۴.
۱۸- دکتر ذبیح‏الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، کتابفروشی ابن‏سینا، ج‏۳.
۱۹- دکتر غلامحسین یوسفی، دیداری با اهل قلم، ج‏۱.
۲۰- متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، ص ۷۸۰.


مآخذ:
۱- فروغی، محمدعلی، کلیات سعدی، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۳۰.
۲- زرین کوب، عبدالحسین; شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، انتشارات علمی، تهران،۱۳۴۶.
۳- صفا، ذبیح‏الله، تاریخ ادبیات در ایران، انتشارات ابن‏سینا، تهران، ۱۳۳۲، ج‏۱.
۴- ریپکا، یان; تاریخ ادبیات ایران، ترجمه دکتر عیسی شهابی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۵۴.
۵- ای. زند، میخائیل، نور و ظلمت در تاریخ ادبیات ایران، ترجمه ح. اسدپور پیرانفر، پیام، تهران،۱۳۵۶.
۶- اقبال، عباس; تاریخ مفصل ایران- از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تهران، ۱۳۱۲.
۷- دشتی، علی، قلمرو سعدی، انتشارات کیهان، تهران، ۱۳۳۸.
۸-
یوسفی، غلامحسین; بوستان سعدی، انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی، تهران،۱۳۵۹.
۹- شریعتی، علی; تاریخ و شناخت ادیان، انتشارات تشیع، تهران،۱۳۵۹.
۱۰- رزمجو، حسین; شعر کهن فارسی در ترازوی نقد اخلاق اسلامی، ج دوم، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد،۱۳۶۶.
۱۱- ماهنامه ادبی ادبستان، سال اول، شماره نهم، شهریور۱۳۶۹.


منبع: فصلنامه مشکوهٔ، شماره ۵۱
سید محمد ثقفی


www.noorportal.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید
پخش ویدئو

مسابقه ی کتابخوانی تفسیر سوره ی انسان

مشاوره رایگان کلاسهای مجازی