ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تاریخ خط حرفی در ایران و جهان(بخش سوم)

 علیقلی اعتماد مقدم
نخست خلاصه ی آن چه را که در گفتار های پیشین درباره ی اختراع و پیدایش الفبا با کمال اختصار نوشته شده برای یاد آوری خوانندگان گرامی و پیوند این مقاله با مقاله های گذشته می آوریم:


۱- فرشته ای که می خواست خواندن را به یکی از پیغمبران یاد بدهد، به آن حضرت گفت که این «ب» است و لب تو است، و این «س» است و دندان…


۲- تذکری درباره ی علم تجویدی در ایران و هند و رسم مقاطع دهان در قدیم و ترتیب فنی و طبیعی حرف ها از حلق تا برآمدگی لب…


۳- در سده ی شانزدهم در هند گفته اند که پنجاه و سه خط سنسکریت را از زبان و دهان گرفته اند.


۴- در سده ی هفدهم در اروپا از سویی خواسته اند الفبایی از روی دهان و دندان و زبان بسازند و از سوی دیگر کتابی تألیف شده که خطی که از روی دهان و زبان ساخته اند خط عبری است.


۵- در اواسط سده ی نوزدهم الفبای منطقی دیگری به نام «الفبای پدیدار» در انگلستان اختراع شده است.


۶-
در اواخرسده ی نوزدهم میلادی بررسی تاریخ الفبا سبک دیگری به خود گرفته و اختلاف نظرهای بسیاری میان بزرگ ترین دانشمندان پیدا شده است که برای آگاهی از جزییات هر نظریه ای باید به کتاب های مفصل و مقاله های بسیاری که در دائره‌المعارف‌های زبان های گوناگون و مجلات(۱) اروپا درج شده نگاه کرد. جدیدترین کتاب مفصل و جامعی که در این موضوع نوشته شده کتاب الفبای دانشمند محقق داود درینگر است که شماره ی صفحاتش بیش از سیصد صفحه است(۲).


این بود اساسی‌ترین نکاتی که در دو مقاله ی گذشته با کمال اختصار تذکر داده شده بود.


باری هر چند پس از بیش تر از یک سده کوشش هنوز تاریخ الفبا و چه گونگی رسم حرف های آن از پرده ی حدس و احتمال و اختلاف نظر پا بیرون نگذاشته ولی یک مطلب مسلم شده است که همه ی خط های حرفی جهان از یک اصل مشترک پدید آمده اند و حال باید در جست و جوی این اصل مشترک کوشید و
به حقیقت آن پی برد.


در میان حدس ها، احتمال ها و نظریه های گوناگون، حدس نسبت الفبا به فینیقی ها و سامی بودن اصل خط های حرفی از همه بیش تر شهرت دارد و کتاب ها و مقاله های زیاد تری درباره ی آن نوشته شده است.


تبلیغات درباره ی نظریه ی سامی بودن اصل الفبا در مدتی بیش تر از یک سده طوری منظم و مرتب بوده که برای کسانی که فرصت و حوصله ی مراجعه به کتاب های تاریخ و ایرادهایی که دانشمندان بر این نظریه وارد کرده ندارند، مطلب را حل شده و مسلم تصور کرده اند. علت شهرت این حدس و ترجیح آن بر حدس های دیگر اینست که این نظریه ـ چنان که گفته خواهدشد ـ سنتی افسانه ای – تاریخی دارد؛ در صورتی که نظریه های دیگر از مرحله ی حدس یا احساسات نژاد پرستی آغاز می شود و یا حدس و احتمال ها پایان می یابد و حتا یک افسانه یا یک مدرک علمی و فنی که ان ها را تأیید کند در دست نیست.


آن چه باعث پیدا شدن نظریه های مخالف بوده اینست که نظریه ی فینیقی بودن اصل الفبا در همه ی موارد و نسبت به همه ی الفباهای جهان که مشترک بودن اصل آن ها مسلم است، صدق نخواهد کرد.


جدیدترین مقاله ای که درباره ی اصل
سامی حط های جهان به نظر رسیده مقاله ایست که دو سال پیش در آخرین چاپ دایره المعارف امریکانا رسیده است. نویسنده ی آگاه و توانای این مقاله مانند بسیاری از دانشمندان دیگر از نظریه ی اسحق تیلور و داود درینگر طرف داری کرده و نظریه ها و حدس های مخالفان را به اختصار ذکر و روی هم رفته رد کرده است. ولی از روی کمال انصاف و اطلاع تصریح کرده که بررسی این موضوع مهم تا کنون صورت کمال به خود نگرفته و باید در آینده درباره ی این بخش از تاریخ تمدن جهان بررسی دقیق کرد تا حقیقت روشن تر شود.


ما در پایین خلاصه ی جامعی را از آن چه که در آن مقاله ذکر شده و مربوط به مقاله ی ما می شود می آوریم:


« بررسی تاریخ الفبا از عصر یونانیان تا کنون چندان اشکالی ندارد، ولی نظرهایی که درباره ی پیش از عصر یونان داده شده در آن شک و تردید بسیارست. ولی با وجود همه ی این ها می دانیم که چون حرف ها های یونانی آلفا، بتا، گاما، دلتا و غیره نام های سامی دارند، از این رو خط یونانی اصل سامی دارد.


یکی از قدیم ترین الفباهای سامی که کشف شده روی تخته سنگ مؤابی است که تاریخ آن از سده ی نهم پیش از میلادست. یک سنگ نبشته ی قدیمی دیگری در جزیره ی قبرس پیدا شده که قدمت آن را هم در همین حدود گذاشته اند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که خط سنگ نبشته مؤابی نماینده ی شکل اصلی حرف های الفبای قدیم نیست بلکه حرف ها و شکل های حرف های که به دست آمده از یک اصل مشترک گرفت
ه شده اند.


اکتشاف های جدیدی که پیوسته صورت می گیرند مانع از این است که یک نظر قطعی در این باره اظهار داشت و نتیجه گرفت و گفت که شکل های این حرف ها در اصل چه گونه بوده و در کدام سرزمین پیدا شده است.


نظریه های دانشمندان آگاه نسبت به هم اختلاف بسیار دارد و برای هر نظریه ای دلایل قوی بیان شده است. لنرمان (۳) در ۱۸۷۴ اظهار نظر کرده که همه ی خط های سامی از مصر آمده است. دانشمندان دیگری معتقدند که خاستگاه اصلی حط های حرفی جهان، خط میخی بابلی و یا خط کرت و یا خط سیلابی قبرس است. نظر سرآرتور ایوانس (۴) که از دانشمندان اخیرست اینست که جزیره ی کرت میهن اصلی الفباست و خط حرفی از کرت به فلسطین رفته و فینیقی‌ها خط را از آن ها اقتباس کردند و از آن جا به یونان برگشته است.


سرفلندر پطری (۵) در اوایل سده ی بیستم در شبه جزیره ی سینا سنگ نبشته ای کشف کرد و کشف او باعث شد که دوباره نظریه ی اقتباس الفبا از خط مصری را دکتر گاردینر (۶) زنده کند. از قراری که حدس زده اند این سنگ نبشته از سده ی پانزدهم پیش از میلادست و نماینده ی مرحله ای مابین خط مصری و خط سامی است.


اگر حط های سامی جنوب شبه جزیره عربی را در نظر بگیریم آن گاه لازم می اید که یک حلقه ی مخصوص که هنوز ثابت نشده است کشف بشود. باری این گونه سنگ نبشته های سامی که کشف شده است تاریخش را تا دو هزار سال پیش از میلاد قرار داده اند.


در هنگامی که مصر و بابل و آسور و کرت نفوذ خود را از دست دادند سه قوم مهم دیگر: اسرائیل و فینیقی و آرامی سربلند کردند.


حال اگر ما شاخه های جنوبی را در نظر نگیریم در این صورت دو شاخه ی ممتاز سامی های شمالی باقی می ماند و آن دو شاخه: یکی کنعانی است از آن عبری قدیمی (۷) و فینیقی و آرامی بیرون می آید و نفوذ خود را روی الفبای عربی و پهلوی ایرانی نشان می دهد؛ و دیگری خط آرامی سامی است که به نظر می آید نفوذ قابل توجهی روی الفبای ارمنی و خط های هندی داشته باشد. (۸)


اکنون بر می گردیم به شاخه ی کنعانی حط های سامی و به ویژه به فینیقی که می توان آن را به سه دسته تقسیم کرد:


۱- فینیقی اصلی که در فینیقیه به کار می رفته است؛


۲- خط مستعمرات فینیقی ها در قبرس و ساردنی و کارتاژ؛


۳- شاخه ی نگارشی آن در شمال افریقای غربی.


آشکار است که فاصله ای میان حرف های الفبای یونانی و حرف های خط فینیقی وجود دارد و در این حا لازم نمی دانیم درباره ی صورت های گوناگون آن بحث کنیم ولی به تر این است که سه حقیقت زیر در نظر گرفته شود:


نخست این که سنت تاریخی یونان تصریح می کند که کادموس پادشاه تبس، خط را از فینیقی ها اقتباس کرده است و دانشمندان عقیده دارند که این سنت تاریخی کافیست که از هر گونه شک و تردیدی درباره ی اصل خط یونانی جلوگیری کند.


دوم این که نام های حرف های الفبای یونانی کلمه های زبان فینیقی است و روح شکل حرف های یونانی نشان می دهد که از خط فینیقی اقتباس شده است.


سوم ترتیب حرف های یونانی که شبیه به ترتیب
حرف های فینیقی است.


باری نکته دیگری که قابل توجه است اینست که الفبای یونانی در آغاز از راست به چپ نوشته می شده ولی بعدها از چپ به راست مرسوم شده است.


در جدولی از جدول های اصلی دایره المعارف امریکانا نویسنده ی دانشمند مقاله ی الفبا، تحول حرف های الفبای لاتین و الفبای اتروسکی را از الفبای کلاسیک یونانی، و کلاسیک یونانی را از فینیقی، و حرف های فینیقی را از هیروگلیفی مصری نشان داده است. ولی چنان که دیده می شود پنج حرف از الفبای کلاسیک یونانی و پنج حرف از الفبای فینیقی، و سه حرف از الفبای لاتین سده ی چهارم میلادی، اصلی در خط فینیقی و خط نقشی مصری ندارد.


هر چند بسیاری از دانشمندان معتقدند که مردم شبه جزیره ی ایتالیا خط را از یونان گرفته اند ولی نباید چنین باشد. آن چه در این مورد به حقیقت نزدیک تر است این است که الفبای اتروسکیان که قومی از قوم های ساکن شبه جزیره ی ایتالیا بوده اند یک مرحله ی میانی و مهم مابین الفبای یونانی و رومی است. الفبای اتروسکی از سده ی هشتم پیش از میلاد است و حرفش را از چند الفبای یونانی قدیم عاریه کرده است. » این بود خلاصه کلیه ی مطالب مهمی که در مقاله ی درباره ی تاریخ الفبا در دایره المعارف امریکایی چاپ ۱۹۶۲ درج شده است و خوانندگان برای یافتن آگاهی بیش تر می توانند بدان مراجعه کنند. چون نظریه هایی که تا کنون درباره ی تاریخ و چه گونگی پیدایش خط اظهار کرده اند بنیادش با افسانه و حدس ها و احتمال ها بوده است، از این رو خواهی نخواهی ایرادهایی به هر یک از آن ها وارد می شود.


در زیر چند ایراد مهم فنی و تاریخی را که در مورد هر نظریه باید در نطر گرفت تذکر می دهیم تا جویندگان در هنگام بحث و بررسی تاریخ خط، آن ها را در نظر داشته باشند.


آلفابت (آلفابتا):


اصطلاح آلفابت «برای خط حرفی» قدیمی، درست نیست.


ولتر می گوید چرا اصطلاحی برای کلید دانش ها که آن را الفبا می گویند نداریم؛ در حالی که برای شمارش می گوییم علم شمارش (حساب) و نمی گوییم دانش یک دو
سه.


نخستین جایی که در کتاب های قدیم به اصطلاح آلفابت بر می خوریم در تالیف های لاتینی ترتولین (۸) و سن ژرم (۱۰) است. گفته اند این دو شخصیت روحانی در سده های سوم و پنجم میلادی می زیسته اند ولی چون وضع تاریخ میلادی از سده ی دهم – یازدهم میلادی است، در این تاریخ گذاری ها اختلاف هایی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود و شرحش از موضوع مقاله ما خارج است.


بنا براین، اصطلاح آلفابت چند سده پس از میلاد از لاتین به یونانی رفته است.


ترتیب حرف های حط های اسلامی پس از سده ی سوم هجری، الف ب ت شده است. این ترتیب، ترتیب مشاقی است و ترتیب علمی و فنی مطابق آن چه در کتاب های تجوید و مقاطع دهان آمده نیست.


خوش نویسان برای آموزش خط، حرف هایی را که شکل های آن ها به هم شباهت داشته و با نقطه گذاری از هم تشخیص داده می شده پهلوی هم گذاشته اند و از این رو در هنگام بررسی تاریخ الفبا لازمست که ترتیب «الف ب ت» را هم در نظر بگیریم، زیرا که اگر این سه حرف با اصواتی برای آسان شدن تلفظ و اختصار به هم بچسبند ممکن است آلفابت هم تلفظ شود.


نام حرف ها:


نکته ی دیگری که در این مورد قابل توجه است این است که نام های برخی از این حرف ها در زبان فارسی شبیه به فرانسه یا انگلیسی است و این شباهت را نمی توان به آسانی به صورت توارد پذیرفت.


اکنون در ایران به، ته، ثه تلفظ می کنند و این نام ها با این تلفظ شبیه به تلفظ نام های این حرف ها در فرانسه است. در برخی از کتاب های خطی نام این حرف ها را بی تی ثی نوشته اند که به تلفظ انگلیسی نام های این حرف ها شباهت دارد.


سه حرف از حرف های الفباهای اسلامی: میم و نون و واو (واو کردی و عربی) نام دارد. علت این که ای
ن نام ها را بر این حرف ها گذاشته اند این است که «م» و «ن» و «و» که در اول یا آخر هر سه کلمه (میم، نون، واو) تلفظ شود از نظر علم تجوید یا آواشناسی باهم اختلاف دارد. از این رو آن ها را در اول یا آخر این نام ها قرار داده اند تا اختلاف و امتیاز آن ها نسبت به هم در هنگام تلفظ معلوم باشد.


خلاصه، گفته اند که نام های برخی از این حرف ها مثل الف و جیم و دال نام هایی هستند که ترکیب شده اند از خود حرف با یکی از صفات ذاتی با عرضی آن؛ چنان که در کتاب های تجوید شرح داده شده است. مانند این نام ها را در الفبای یونانی و الفباهای دیگر هم می بینیم. مثلن Omega در یونانی یعنی O کشیده یا مفخم، و Igrec در فرانسه یعنی I</SPAN&g t; یونانی.


در هر صورت دیده می شود که خود حرف با صفت و خصوصیت حرف، ترکیب و نامی برای آن حرف پدید آورده است.


اصطلاح آلفابتا در یونانی قدیم برای خط حرفی به کار نرفته است. در یونانی قدیم آن چه را که کنون آلفابتا می گویند «گراما» یعنی نگارش یا دبیره می گفتند. چنان که در پیش تذکر دادیم در ایران به الفبا دبیره می گفتند و نام خط های آنان ویسپ دبیره، گشته دبیره …. بوده است. در کتاب های عربی نیز به الفبا، حرف های معجم می گویند که کلمه ی معجم در این مورد قابل توجه و بررسی است.


در زبان سنسکریت که زبان هندی قدیم است، خط حرفی را «دیواناگری» می نامند و درباره ی معنای آن گفته اند که «دیوا» یعنی الاهی و مقدس، ولی معنای «ناگری» معلوم نیست.


چه گونه ممکن است پذیرفت که در یک زبان دقیق و کامل مانند زبان سنسکریت که اصول وضع کلمه های آن بر دلالت لفظ بر معنی نهاده شده است کلمه ی مهمی مانند «ناگری» بی معنی باشد. اگر فرض شود که«ناگری» تلفظ هندی «نگاری» است در این صورت واضح است که آن کلمه درست به معنای «گراما» ی یونانی، و «دبیره» ی فارسی است. از این گونه کلمه ها
که اصوات آن ها در گویش های گوناگون زبان های آریایی بلند و کوتاه شده و تغییر می کند بسیار است.


فینیقی: در کتاب های عهد عتیق و در انجیل های چهار گانه نامی از قومی یا کشوری به نام فینیقی وجود ندارد. فقط در اعمال رسولان، دو مرتبه سرزمینی به نام «فی نی سی» و یک بار «فونی سیا» آمده است. می گویند که فینیقی ی یونانی معادل کنعان است و چون این بخش از تاریخ، مهم ترین بخش های تاریخ فرهنگ بشریت است، از این رو در این امور مدارک بیش تری لازم است.


در آغاز کتاب هرودت چنین آمده است:


 ـ «بنا به گفته ی فارسیانی که به ترین اطلاعات تاریخی را دارند جدال را فینیقی ها شروع کردند. این مردمان که سابقن در سواحل دریای اریتره (خلیج فارس)سکنا داشتند به سواحل مدیترانه مهاجرت کردند و در سرزمینی که اکنون در آن جا هستند فرود آمدند و در سفر های طولانی خود در کشتی ها، اجناس مصری و آسوری حمل می کردند. در یکی از این سفرها دختر پادشاه هلاس (یونان) را ربودند و به مصر بردند و…. » (۱۱)


در کتاب جغرافیای حدود العالم که در ۳۷۲ هجری تالیف شده و از قدیم ترین کتاب های جغرافی است در برگ ۷۴ چاپ تهران چنین می نویسد: «فینیکی و ارماسل از حدود مکران دو شهرند با خواسته بسیار و به دریا نزدیک و بر کنار بیابان نهاده ». (۱۲)


هرودت در کتاب پنجم چنین می نویسد:


ـ «فینیقی هایی که با کادموس به یونان آمدند هنرهای بسیاری را که در میان آن ها خط است به همراه خود آوردند و تا آن هنگام یونانیان نوشتن را نمی دانستند ».


در این جا بی مناسبت نیست که افسانه ی کادموس پادشاه شهر تبس را که به عنوان یک حقیقت تاریخی پذیرفته شده بیاوریم:


کادموس و فینیقی: «شاه زاده خانم اروپا دختر زیبایی بود و گاوی آن را برده بود. پدرش، برادرانش را به جست و جوی او فرستاد و به ایشان فرمان داد که برنگردند تا این که آن دختر را پیدا کنند. یکی از آن شاه زادگان، کادموس بود، و به جای این که بی هوده به جست و جوی خواهر خود بپردازد از روی خردمندی به پرستشگاه دلفی رفت و از ایزد آپولو پرسید که خواهرش در کجاست. آن ایزد به او گفت که بی خود برای خواهرش خود را به زحمت نیاندازد و تصمیم پدرش را در آن باره اجرا نکند؛ بلکه شهری برای خود بسازد. پس از این که از پرستشگاه دلفی بیرون خواهد آمد به گوساله ای برخورد خواهد کرد و باید در پی آن گوساله برود و شهر خودش را در جایی بسازد که آن گوساله فرود می آید. بدین سان شهر تبس ساخته شد و سرزمین اطراف آن به نام گاوستان نامیده شد. در آغاز، کادموس به جنگ اژدهایی پرداخت و آن را بشکست. این اژدها چشمه ای را نگهبانی می کرد و هنگامی که همراهان کادموس برای به دست آوردن آب رفته بودند همه را درید.


کادموس به تنهایی نمی توانست شهری بسازد ولی هنگامی که اژدها کشته شد ایزد آتنا بر او ظاهر شد و به او گفت که دندان های اژدها را در زمین بکار. کادموس فرمان ایزد را بی آن که بداند چه پیش می آید پذیرفت. ولی از جایی که آن دندان ها را کاشته بود مردانی مسلح از کشت زار بیرون پریدند و باعث وحشت او شدند. ولی آن مردان مسلح توجهی به کادموس نکردند و به جنگ هم پرداختند تا این که همه ی آنان به جز پنج نفر همدیگر را کشتند و کادموس آن پنج تن را راضی
کرد که با او همکاری کنند.


با کمک این پنج تن، کادموس شهر تبس باشکوه را ساخت و در آن جا با جلال و ثروت فراوان و خرد شایان فرمان روایی کرد. این کادموس همان کسی است که هرودت می گوید الفبا را به یونان آورد».


این بود خلاصه ی افسانه ی کادموس و تبس که تنها مدرک تاریخی اقتباس خط یونانی از فینیقیان است.


چون سرزمینی که تصور شده است فینیقی ها به آن جا مهاجرت کرده اند و اقامت گزیده وسعت قابل ملاحظه ای برای رشد مادی و معنوی قوم های دوران های قدیم را ندارد و از میزان جمعیت و زبان و دین و هنر آنان نیز آگاهی در دست نیست و حتا نمی دانیم که این مردم، هنر دریانوردی را در کجا و چه گونه آموخته و به مدیترانه برده اند، از این رو خالی از اشکال نیست که تاریخ خط را در جهان بر پایه ی افسانه ای قرار داد که نام هایی در آن وجود دارد که قدمت آن را سده ها از آن چه تصور شده است پایین تر می آورد.


اگر از سده ی شانزدهم تا اواسط سده ی نوزدهم میلادی موضوع ارتباط خط با دهان و اختراع یک الفبای منطقی در اروپا مطرح بوده است جای تعجب است که در هیچ یک از کتاب های مفصل تاریخ الفبا درباره
ی آن چیزی نوشته نشده است؛ بلکه دانشمندانی که بررسی این بخش از تاریخ فرهنگ بشر را به عهده گرفته اند موضوع را از خط نقشی مصری یا حط های میخی آغاز کرده و گذشته را به کلی نادیده گرفته اند.


در جدولی از مقدمه ی فرهنگ سنسکریت ـ انگلیسی، تالیف سر. م. منیر ـ ویلیامز ستونی هست که بالای آن شماره یک گذاشته شده است و در این ستون، یازده حرف که تصور شده حرف ها خط فینیقی قدیم، و از سده ی نهم پیش از میلاد است داده شده است.


در طرف چپ، در ستون شماره ی دو، حرف های خط قدیم یونانی، و در شماره ی سه، حرف های قدیم خط رومیان، و در ستون چهارم حرف های خط انگلیسی دیده می شود. در طرف راست، ستون شماره ی دو، حرف های خط برهمایی است که اکنون می گویند قدیم تر از خط ناگری است. در ستون سه، کوشش شده که تحولات شکل حرف ها را از برهمایی به خط ناگری نشان دهند. در ستون چهار، حرف های خط ناگری یا دیواناگری است.


پیش از این گفتیم که پس از یک سده بررسی درباره ی تاریخ الفبا، دیگر روشن است که همه ی حط های جهان، یک اصل مشترک دارد و همیشه در هر الفبایی می توان چند حرف پیدا کرد که با تغییراتی شبیه به حرف های الفبای دیگر بشود. ولی تاکنون یک اصل مشترک که در آن اختلاف نباشد به دست پژوهشگران نیامده که به وسیله ی آن همه ی حرف های یک الفبا را مقایسه کنند و به تلفظ حقیقی حرف ها و تغییر شکلی که به حرف ها وارد شده با کمال یقین پی ببرند. از این رو در این جا می بینیم ک
ه فقط یازده حرف را به هنگام مقایسه در جدول بالا در نطر گرفته اند، نه همه ی حرف های خط فینیقی و ناگری را.


اگر همه ی حرف ها در نظر گرفته شود روشن خواهد شد که خط فینیقی و اشکال خط نقشی مصری نمی تواند بدون ایرادهایی، اصل مشترک قرار گیرد.


Sanslrit –English Dictionary, (Sir M. Monier – Williams) New Edition, Oxford.


پی نوشت ها:


۱- از قیبل journal Asiatigue Royal Asiatic Society.


۲- David Dringer, D. litt (flor). M.A.(Cantab).


TH Alphabet, London New York,1949,Hutchin son’s Scientific and Technical Publications.


۳- François Lenormant


۴- Sir Arthur Evans


۵- & lt;/SPAN>Sir W. Flinders


۶- Gardiner


۷- مقصود عبری جدید نیست که در مقاله ی پیشین تذکر دادیم


۸- H.f.j. Junker,Das Awestaalphabet und der Ursprung drr armenischen und georischen Schrift, Caucasica, 1925-1927


۹- St. Gerome


۱۰- Tertullien


۱۱- هرودت این قصه را علت اصلی و مقدمه جنگ های ایران و یونان قلمداد کرده است.


۱۲- در نظر گرفتن کتاب حدود العالم در این مورد خالی از اهمیت نیست به ویژه این که هرودت فینیقیان را مهاجرینی از خلیج فارس به مدیترانه دانسته است همچنین از قراری که نوشته اند کادموس می خواسته است نفوذ ایران را بر یونان تحمیل کند


 از مجله ی هنر و مردم، دوره ی ۳- ۴، شماره ی ۳۱، اردیبهشت ۱۳۴۴

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید