ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تاریخ خط حرفی در ایران و جهان(بخش چهارم)

خط های قدیم ناخوانده و نیمه خوانده در اروپا و ایران


نخست فهرست مطالبی را که در این نوشتار تا کنون با کمال اختصار بیان شده، برای یاداوری و ربط آن ها با دنباله ی سخن تذکر می دهیم:


۱- فرشته‌ای می خواست به یکی از پیغمبران خواندن یاد بدهد؛


& lt;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl” dir=rtl align=justify>۲- تذکری درباره ی علم تجوید یا آواشناسی در هند و ایران، و مقاطع دهان و ترتیب فنی حرف ها از حلق تا بر آمدگی لب؛


۳- درسده ی شانزدهم میلادی در هند گفته اند که خط سنسکریت را از زبان و دهان گرفته اند؛


۴- از سده ی هفدهم در اروپا خواسته اند الفبایی از روی دهان بسازند و نیز کتابی نوشته اند که خط عبری از روی زبان و دهان ساخته شده است؛


۵- در اواسط سده ی نوزدهم در انگلستان الفبای دیگری ساخته اند؛


۶- از اواخر سده ی نوزدهم بررسی تاریخ الفبا سبک دیگری به خود گرفته و اختلاف نظرهای بسیاری پیدا شده است:


۷- آن چه در نتیجه ی بررسی تاریخ الفباهای گوناگون جهان در مدت یک سده روشن و مسلم شده این است که همه ی الفباها از یک اصل مشترک پیدا شده اند و حال باید در پی آن اصل مشترک بود؛


۸- نظریه ای که بیش تر از همه اکنون شهرت دارد، موضوع سامی بودن اصل الفباست؛


۹- اصطلاح نسبتن جدید آلفابتا و نام حرف ها و تلفظ آن ها؛


۱۰- افسانه ی اقتباس الفبا از فنیقیان.


باری از مطالعه کتاب های مفصل و مقاله ها درباره ی تاریخ الفبا و چه گونگی پیدایش حرف ها و غیره ـ گذشته از موضوع اصل مشترک همه ی الفباهای جهان ـ اختلاف نظر بسیار میان پژوهشگران دیده می شود و صاحب هر نظریه در نوشته های خود می کوشد که صاحبان نظریه های دیگر را به اعمال اغراض نژادی و سیاسی و مذهبی در مورد تاریخ الفبا متهم کند.


موضوع اعمال اغراض سیاسی و نژادی حقیقتی است که چه نوشته باشند و چه ننوشته باشند از سبک نگارش هر یک ازا ین صاحب نظران پدیدار است. ولی آن چه مسلم است از این پژوهش های ممتد و دامنه دار، چه در آن ها اعمال غرض شده و یا نشده باشد، تاکنون نتیجه ی فطعی حاصل نشده و نتوانسته اند مشکلات خط حرفی را از نظر تاریخ و انتشار و اقتباس و اختلاف اشکال حرف ها و آموزش و نگارش و چاپ، چنانک ه باید و شاید حل و فصل کنند و راهی برای انتقاد خرده گیران جز انس و عادت و تمسک به سنت های قدیمی باقی نگذارند.


درینگر در کتاب مفصل الفبای خود (۱) که بیش از ششصد صفحه و دویست و پنجاه و دو گراور دارد هنوز موضوع تاریخ خط حرفی را در جهان حل نشده می داند و انتظار دارد که دانشمندان امریکا دنباله پژوهش او را درباره ی تاریخ خط بگیرند، چنان که می نویسد:


«حط های الفبایی و اصل آن ها در خود، تاریخی دارد. آن حط های برای پژوهش، میدان جدیدی عرضه می دارند که دانشمندان امریکایی بر آن شده اند که آن را الفبا شناسی Atpdabelotogy اصطلاح کنند. هیچ یک از شیوه های نگارش، چنین دامنه ی گسترده و پیچیده و جالبی برای خود ندارند و این نویسنده در بخش اخیر همین کتاب کوشش خواهد کرد که اصل و تحولات این مرحله ی اخیر و مهم خط را شرح دهد.» (کتاب الفبای درینگر، برگ ۳۷)


علت این که هیچ یک از دانشمندان متبحر و حتا درینگر، در کتاب مفصل الفبای خود که مدت یک سال دو بار تجدید چاپ شده به قاطع بودن نظریات خود اطمینان ندارند و امیدوار به پژوهش های آینده هستند این است که هر از چندی مدرک بی سابقه ای در گوشه‌ای از این جهان پهناور پیدا می شود و نظریات پیشین دانشمند
ان را متزلزل می کند و ما برای نمونه، سنگ نبشته ای را که اخیرن در افغانستان پیدا شده و خطی شبیه به خط یونانی و اتروسکی و روسی دارد در این جا می آوریم ؛ ولی پیش از این که درباره ی خط آن سنگ نبشته تذکری بدهیم لازم است شرح مختصری درباره ی خط اتروسکی و خط رومی بیان کنیم.


الفبای اتروسکی: پیش از ظهور رومیان در صفحه تاریخ تمدن جهان و بنای شهر رم در ۷۴۷ بیش از میلاد، قومی به نام اتروسک در شمال شبه جزیره ی ایتالیا سکنا داشتند که تا کنون نژاد و زبان و دین آن ها و همچنین سرزمینی که از آن جا به شمال ایتالیا مهاجرت کرده اند معلوم نیست و نیز نمی دانیم که کلیات تاریخ این قوم از نظر زبان و نژاد و دین یا مهاجرت چه ضرر و زیانی برای سبک تاریخ آیندگان داشته که آن را به کلی از میان برده اند.


محال است تصور کرد که رومیانی که جانشینان اتروسک ها بودند، در نوشته های خود یادی از زبان و نژاد و خط و تمدن آنان نکرده باشد و یا این که بگوییم این قوم، نژاد و زبانی غیر از رومیان و یا قوم های دیگری که از آن ها اطلاع داریم داشته اند که این روز ها نمی توان به زبان و در نتیجه به نژاد آنان دسترسی پیدا کرد.


باری در حفاری های یکی دو سده ی اخیر، باستان شناسان آثاری از این قوم به دست آورده‌اند که از تمدن درخشان آن ها سده ها پیش از تاریخ بنای شهر رم حکایت می کند و از مهم ترین این آثار باستانی همانا آثار خطی بسیاری است که با موضوع بحث ما در این چند مقاله ارتباط کامل دارد.


تا کنون بیش از نه هزار نوشته ی مفصل و مختصر با خط اتروسکی در ایتالیا و حتا در مصر و کارتاژ به دست آمده است که مفصل‌ترین آن ها نوشته ایست که ۱۵۰۰ کلمه دارد و روی پارچه ی کتانی نوشته شده که یکی از مومیایی های مصری را در آن پیچیده بودند.


درباره ی این که خط اتروسکی از کدام کشور آمده و اصل آن چه بوده، اختلاف نظر بسیارست که شرحش از گنجایش مقاله ی ما بیرون است و یکی از حدس هایی که در این باب گفته شده، به طور مبهم و کلی این است که خط اتروسکی از شرق گرفته شده است


با وجودی که مدتیست سپاهی از شرق شناسان دانشمندان متبحر، حط های غیر الفبایی نامانوس بی مفتاح میخی و نقشی چند هزار سال پیش از میلاد را خوانده و متن های آن را ترجمه کرده اند، عجب اینست که تاکنون موفق نشده اند که خط ساده ی حرفی اتروسکی را که نظایری زنده
ای از آن در دست است بخوانند ؟!


به نظر ما این عجز و اهمالی که دانشمندان در راه خواندن نوشته های اتروسکی از خود نشان داده اند نمی تواند جز دو علت اصلی داشته باشد:


یا این که خواندن آن ها به صلاح و صرفه ی سبک تاریخ نویسی یکی دو سده ی گذشته نبوده است و چنین حدسی بعید به نظر می آید؛ و یا این که راهی را که برای بررسی تاریخ خط پیش گرفته اند راهی غلط و در جهت مخالف مقصد بوده است.


معلوم است که اگر با در نظر گرفتن تلفظ حدسی حرف های سنگ نبشته ی مشکوک موابی و یا تطبیق تلفظ کنونی حرف های خط یونانی و لاتین با حرف های اتروسکی نتوانیم به نتیجه ای برسیم در این صورت باید از راه علم آواشناسی قدیم و مقاطع دهان، در حل این مساله ی مهم تاریخی و فرهنگی وارد شویم.


برای توضیح پیشنهاد بالا لازمست در این جا بیافزاییم که مثلن اگر رسم مقاطع مخارج حرف ها درنظر گرفته شود شکل های حرف های Ch, M, E (ش) و S (س) و W شباهت به هم پیدا خواهد کرد (۲) و از این رو اگر در خواندن کتیبه‌ای از کتیبه های اتروسکی فقط و فقط تلفظ کنونی M را برای حرفی که شباهت به M یونانی دارد، در نظر بگیریم به نتیجه‌ای نخواهیم رسید، زیرا ممکن است این حرف، تلفظ یکی از چهار صدای دیگر را در خط اتروسکی داشته باشد.


تغییری که در تلفظ برخی از حرف های لاتین و یونانی در زبان های دیگر پیدا شده است امروز برای ما روشن است و از این رو نمی توان یقین داشت که در نقل و اقتباس الفبا از خارج برای زبان یونانی و یا بعدها از نظر اغراض سیاسی و مذهبی، تلفظ اصلی برخی از حرف ها را تغییر نداده باشند. در این صورت تنها راهی که برای چنین روشی برای بررسی وجود دارد همانا علم تجوید قدیم خواهد بود که کتاب های مفصلی به زبان سنسکریت و عربی و فارسی از آن در دست است.


برای این که تصور نشود که پیشینیان در رسم شکل حرف ها از روی حرکات زبان و دهان عجزی داشته‌اند، دراین جا لازم می دانیم که نمونه ای از نقاشی های چند هزار سال پیش را که تا امروز هم مورد توجه استادان هنر است از کتاب درینگر (۳) نقل کنیم.


کتاب های آواشناسی قدیم و مقاطعی که از دستگاه سخن گویی برای ما به یادگار گذاشته اند، آگاهی های عمیق پیشنیان را در این علم که اخیرن در اروپا رواج پیدا کرده نشان می دهد.


الفبای رونی: در شبه جزیره ی اسکاندیناوی و دانمارک و سرزمین های اقوام ژرمنی، خطی تقریبن شبیه به خط اتروسکی
به نام رونی ( رمزی) معمول بوده است.


از قراری که نوشته اند این خط از سده ی ششم پیش از میلاد تا سده ی اخیر، در این کشورها رواج داشته؛ ولی برخی گفته اند که قدمت این خط از قرن دوم میلادی تجاوز نمی کند. همچنین گفته اند که این خط از خط یونانی و لاتین ترکیب و اقتباس شده ولی برخی این نظریه را نپذیرفته اند و گفته اند که اصل این خط اتروسکی است.


معلومست که اگر ثابت شود که خط رونی قدمتش در حدود خط اتروسکی است آن وقت به نظریاتی که درباره ی خط فینیقی و یونانی اظهار شده لطمه وارد می آورد.


آثار ادبی که با خط رونی نوشته شده باشد تا کنون به دست نیامده و نسخه های خطی با خط رونی – جز کتاب دعا ـ کمیابست. ولی تقویم رونی که تا سده ی نوزدهم میلادی به کار رفته خالی از اهمیت نیست.


خلاصه، خط رمزی رونی برای نوشتن نام هنرمندان و نام صاحبان اسلحه و زیور آلات هم چنین پیشگویی رویدادها و پیام ها و غیره معمول بوده و روی هم رفته می توان پذیرفت که این خط اصلن برای مقاصد مذهبی به کار می رفته است.


با وجودی که خط رونی تا اوایل سده ی گذشته در شمال غربی اروپا معمول بوده درباره ی تلفظ برخی حرف های آن اختلاف نظرهایی وجود دارد که به نظر ما باید در آینده از راه مراجعه به علم تجوید و رسم مقاطع گوناگون دهان حل شود.


قابل توجه است که خط رونی شیوه های مختلفی دارد که برای بررسی آن باید به کتاب های ویژه ی مربوط به این خط نگاه کرد و ما در این جا فقط به نقل یکی از جدول های دینگر (۴) می پردازیم و بحث در اختلاف شکل های حرف ها و اختلاف تلفظ آن ها را به جویندگان این موضوع مهم واگذار می کنیم تا خود، اشکال هایی را که در خواندن نوشته های اتروسکی و رونی پیش خواهد آمد دریابند.


اکنون پس از شرح مختصری که درباره ی خط اتروسکی و رونی دادیم می توانیم داخل بحث درباره ی کتیبه ی سرخ کُتل که در ۱۹۵۷ در افغانستان پیدا شده بشویم.


اگر چه در اروپا در چند سال اخیر، چندین مقاله و رساله درباره ی این سنگ نبشته نوشته شده است که مهم ترین آنها به نظر ما رساله ای است که هومباخ (۷) در ۱۹۶۰ منتشر کرده است ولی در این جا ترجیح داده ایم که کلیات مربوط به خط و ترجمه ی این سنگ نبشته را از رساله استاد محترم عبدالحی حبیبی افغانی (۵) که در تالیف آن رنج فراوان برده اند نقل کنیم.


به طوری که آن استاد محترم شرح داده اند در سال ۱۹۵۱ میلادی هنگامی که در افغانستان راه سازی می کردند تکه سنگ هایی که روی آن ها حط هایی شبیه به خط یونانی کنده شده بود به دست آمد. پیدا شدن این پاره سنگ ها باعث شد که در آن منطقه کاوش منظم تری بکنند و در نتیجه در ۱۹۵۷ سنگ نبشته ای چهار ضلعی با همان رسم‌الخط کشف شد که مساحت سطح آن بیش از یک متر مربع است.


در صورتی که معلوم نیست که همه ی حرف های الفبای مخصوص به لهجه ی ایرانی قدیمی در این سنگ نبشته به کار رفته باشد، با این همه حرف های آن از الفبای قدیم یونانی بیش ترست و همچنین دیده می شود که در خواندن برخی از کلمه ها، تلفظی که با اتکا به تلفظ حرف های یونانی برای شکل حرفی تصور کرده اند، مفهوم کلمه را در جمله بی معنی می سازد. 


این اشکال ها تقریبن همان اشکال هایی است که در خواندن حط های اتروسکی و رونی پیش آمده است و در حط های الفبایی جهان هم تا امروز می بینیم. مثلن اگر الفبای معمولی لاتین را در نظر بگیریم می بینیم که شکل حرف C در زبان های مختلف اروپایی دارای چهار صدای مختلف س و ش و ک و چ است و گاهی هم خوانده نمی شو
د و هیچ میزان فنی و عملی هم در دسترس نیست که از روی آن بتوانیم تشخیص دهیم که این شکل در اصل چه صدایی را داشته است.


درباره ی تاریخ و اصل خط روسی نیز اختلاف نظر بسیار است و چندین نفر از دانشمندان روسی این نظریه را که خط روسی مستقیمن از یونانی گرفته شده است نپذیرفته اند و شاید کشف این سنگ نبشته که به یقین نظایر بسیاری دارد، کمک شایانی به روشن شدن تاریخ الفبا و به ویژه تاریخ خط روسی و چند خط دیگر بکند.


چون مراد ما در این چند مقاله که درباره ی تاریخ خط نوشته ایم و خواهیم نوشت فقط بحث درباره ی تاریخ الفبا و اشکال های آنست لازم نمی دانیم که داخل در موضوع زبان و تاریخ کتیبه بشویم و جویندگانی که خواستار آگاهی بیش تری درباره ی این کتیبه هستند لازمست به رساله ی فارسی استاد عبدالحی و رساله ی هومباخ مراجعه فرمایند؛ زیرا که در این رساله از مقاله ها و رساله های دیگری که درباره ی این سنگ نبشته نگاشته شده است نام برده و نقل کرده اند.


اینک ترجمه سنگ نبشته را که به نظر استاد عبدالحی حبیبی، مادر زبان دری و فارسی است از روی آن رساله نقل می کنیم:


«این است مادژکانیش
کای بهره ور: بغلان. که (آن را) شاه بزرگ کانشیکای نامور کرد (ساخت). زودی شد، و فورن (این) مادژ تمام کرده شد. تا که (بالاخره از ین) معبد آب نیست شد. (و) چنین (این) مادژ بی آب (خشک) ایستاد (شد). و (چون) رب النوع نیکوی مقدس آتش معطل ماند. پس خدا پرستان نوشاد تباه شدند (رفتند). چون جویی های آب ایستادند (خشک شدند پس) آب اندک شد و مادژ پدرود گشت. تا که نوکو نزوک کنار نگ فرا خدای (مقرر از طرف شاهنشاه) فریستار آب شاه فغفور (شاه خداوند زاده) لویک بوسر (بن ) شیزوگرگ اروا شاد (شادروان)که هموار نامور باد، با اراده مهیا (قوی) به سی و یکم سال سلطنت. هنگام نیسان ماه. به بغلان آمد. و این مادژ را پرورید تا یک چاه کند و از آن آب بر آورد و آن را به تهداب سنگی قایم کرد، چنین آب مادژ پوره شد و آب نکاهیده و چون رب النوع نیکوی مقدس آتش وجود داشته باشد، پس خدا پرستان نوشاد تباه نخواهند شد (نخواهند رفت) و مادژ پدرود نخواهد شد (پس چون ) آن چاه خام کوب را خشت ریز کرد. بنیادور ایستاد شد.


بدین چاه (و) بدین خشت ریز، همه مادژ نیک پرورده شد. و یک چاه و صحن بزرگ کرد (ساخت). منم بورزو مهر. منم کوز کاشکی پور. منم رییس کانسیگییسم (؟): نوکوتریکی کنار رنگ ماریگ، به فرمان خدای و (بفرمان) ایمن نو بخت. منم مهره من. منم بورزومهر و پور امهره من».


در پایان این مقاله لازم می دانیم که از رساله ای نیز که سهراب جمشید جی بولسارا درباره ی اصل الفبا و قدمت خط اوستا (۶) به انگلیسی در سی صفحه تالیف کرده است یاد کنیم.


به نظر این دانشمند زردشتی که در راه مطالعه ی تاریخ الفباهای جهان رنج بسیار برده، خط اوستا هم مانند خط های دیگر از روی چیزهای معمولی که نزد پیشینیان مانوس بوده ساخته شده است. روی هم رفته این دانشمند نظیر همان راهی را که در غرب برای پیدا کردن اصل الفبا در پیش گرفته اند دنبال کرده و به نظر خود ثابت نموده است که الفبای اوستا مستقلن حرف هایش رسم شده و دارای قدمت بسیار است.


جمع بندی:


ما نخست درباره ی خط کوفی در جهان و ایران و اختلاف هایی که در مدت یک سده درباره ی پیدایش آن پیش آمده بحث کردیم و تا اندازه ی گنجایش، سندهای ایرانی و عربی را نقل کردیم و ارتباط خط را با علم تجوید و مقاطع دستگاه سخن گویی تذکر دادیم، در حالی که نشان داده شد که در اروپا، سند علمی کهنی در این باب یافت نمی‌شود که ذکری از مخترع خط کرده باشد.


سپس دنباله ی مطلب را به سده ی شانزدهم و هفدهم میلادی در اروپا کشانیدیم و بیان کردیم که چون شهرتی پیدا شده بود که خط‌های حرفی از روی دهان پیدا شده، چند نفر کوشیدند که از روی دهان، الفبای منطقی بسازند و یا این که ثابت کنند که الفبای عبری از روی دستگاه سخن گویی ساخته شده است.


و نیز تذکر دادیم که از اواسط سده ی نوزدهم نظریه ی تازه‌ای پیدا شد که حط های حرفی جهان را بازرگانان فینیقی از روی خط مصری ساخته‌اند و این حدسی است که شهرتش به دلیل تبلیغات بسیار، از آن چه قبلن درباره ی خط نوشته شده بود بیش تر است.


همچنین اشاره‌ای درباره ی تبلیغات نظریه سامی بودن اصل خط کرده و علت شهرت آن را بیان کردیم و نظر دو نفر از دانشمندانی که طرفدار این نظریه‌اند داده شد، و نمونه‌هایی از چه گونگی تحول خط مصری به خط فینیقی و مقایسه ی آن با حط های یونانی و اتروسکی و لاتین، و همچنین نقش هایی که خط فینیقی به خط سنسکریت از یک سو، و به خط لاتین از سوی دیگر تحول پیدا کرده است، داده شد.


و نیز بحثی درباره ی افسانه کادموس که می گویند الفبا را به یونان برده، ـ کردیم، و همچنین درباره ی فینیقی و نام آن تذکر مختصری دادیم و آخرین بحث ما درباره ی خط‌های قدیم ناخوانده و نیمه‌خوانده در اروپا و ایران بود.


در این بحث، اختلاف نظر بسیار، میان پژوهشگران را که کوشیده‌اند به همدیگر نسبت اغراض سیاسی و مذهبی و نژادی بدهند یادآور شدیم. افزون بر آن، درباره ی شکل‌های حرف های الفبای اتروسکی و خط رونی و همچنین خط سنگ نبشته سرخ کُتل در افغانستان، چند مطلب به اختصار تذکر دادیم و در پایان، نظریه ی دانشمند زردشتی بولسارا را درباره
پیدایش خط اوستایی بیان کردیم.


خلاصه ی آن چه که تاکنون در این باب نوشته شده و بزرگ ترین دانشمندان غربی که در این راه اظهار نظر کرده‌اند این است که موضوع و تاریخ خط حرفی هنوز در جهان حل نشده است.


پی نوشت ها:


۱- David Dringer, D.Litt. (Flor.) M.A. (Cantab.) The Alphabet. London New York, 1949 Hutchin son is Scientific and Technical Publications.

۲- Organic Alphabet. Solution of the problem of Illiteracy and a Universal Alphabet. (M. Mo ghadam), The Iranian Society, Tehran, Iran , 1947.


۳- نقل از صفحه ۵۴ کتاب الفبای درینگر.


۴- نقل از صفحه ۵۱۴ کتاب الفبای درینگر.


۵- Die Kanska- Inschrift vor Surkh- Totar.(H. Humbach), Otto Harrassowitz. Wiesbaden, 1960


۶- مادر زبان دری، دولتی مطبعه، کابل، ۱۳۴۲.


۷- The Origin of the Alphabet. The Origin and gigh Antiquity of the Avesta writing.(S. Z. Bulsara, M.A.)


 از مجله ی هنر و مردم، دوره ی ۳- ۴، شماره ی ۳۱، اردیبهشت ۱۳۴۴

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید