ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

مۆمن به سه چیز نیاز دارد !

در روایات معصومین علیهم السلام من جمله امام جواد علیه السلام سه چیز بیان شده که هر مۆمنی به آن احتیاج دارد. در ادامه مقاله به شناخت و بررسی این موارد می پردازیم:

اولین چیزی که یک مۆمن به آن محتاج است


انسان در انجام کارهاى خیر، نیاز به عنایت و توفیق از جانب خداوند بزرگ دارد و تا توفیق الهى شامل حال او نشود، به انجام کارهاى خداپسندانه موفّق نخواهد شد. بر این اساس به خاطر موفّقیت در برنامه‏ها و رسیدن به اهداف عالى، لازم است از خداوند درخواست کنیم به ما توفیق عنایت کند تا رسیدن به هدفهاى مهم و ارزنده براى ما، امکان پذیر و آسان شود.


حضرت جواد الائمّه‏ علیه السلام مى‏فرمایند:


«اَلْمُۆْمِنُ یَحْتاجُ اِلى تَوْفیقٍ مِنَ اللَّهِ وَواعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ»


انسانِ مۆمن به سه چیز محتاج است:


1 – توفیقى که از جانب خداوند بدست آورد.


2 – از طریق نفس خود، موعظه‏گر خود باشد.


3 – نسبت به کسى که او را نصیحت مى‏کند، حالت قبول و پذیرش داشته باشد.


بنابراین، توفیق الهى یکى از نیازهاى هر فرد مۆمن است؛ زیرا اراده و قدرت بر انجام امور خیر، علّت تامّه براى تحقّق آنها نیست. براى تحقّق کارهاى پسندیده – گذشته از تصمیم و توانای
ى – احتیاج به توفیق الهى نیز دارید و در صورتى که توفیق خداوند شما را یارى نکند، امکان انجام کارهاى خوب وجود ندارد
.


خداوند از قول حضرت شعیب مى‏فرماید که او به قوم خویش چنین فرمود:


«... إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ… »
(۸هود / ۸۸)


من اراده ندارم مگر اصلاح را به قدرى که استطاعت دارم و توفیق ندارم، مگر به کمک خداوند.


این فرمایش دلیل بر آنست که استطاعت و قدرت در انجام کارها کافى نیست، بلکه توفیق خداوند نیز مورد نیاز است. لطف و توفیق پروردگار باید قوّت و قدرت انسان را تکمیل کند وگرنه توانایى انسان، به تنهایى مشکل گشا نیست.


با این بیان نه تنها افراد معمولى بلکه بزرگان و اولیاء خدا در صورتى در انجام کارهاى خیر موفّق مى‏شوند، که از جانب خداوند توفیق آن را پیدا کنند.


حق کسی که تو را نصیحت می کند این است که در برابر او نرم خو، متواضع و شنوا باشی. و به گوش جان گفته های او را بشنوی. به نصیحت او نگاه کن، اگر موافق با ثواب و درستی بود، بپذیر و خدایت را از این بابت سپاسگزار باش. اگر موافق با ثواب و درستی نبود، برای او طلب رحمت بکن اما او را متهم نساز. این را بدان که در خیرخواهی کوتاهی نکرده بلکه خطا کرده است. اگر در مظان اتهام قرار گرفت، به سخنانش اعتماد نکن


حضرت امیرالمۆمنین‏علیه السلام توفیق ‏را به عنوان بهترین راهنما معرّفى مى‏فرمایند؛ زیرا همان گونه که گفتیم در اعطاء توفیق، قدرت اجرائى اجبارى نهفته نیست؛ به این لحاظ گاهى خداوند توفیق را به ما
عنایت مى‏کند، ولى ما آن را از دست داده و ضایع مى‏سازیم
.


بنابراین این نکته را فراموش نکنیم که براى رسیدن به اهداف عالى معنوى، علاوه بر تصمیم و اراده، باید از نیروى توفیق نیز بهره‏مند باشید. توفیق داراى عنوان راهنما، و جنبه ارشاد است. به این جهت گرچه علّت تامّه براى موفقیّت نیست، ولى در تحقّق آن داراى نقش اساسى است.


ما گذشته از آن که موظّف هستیم براى کسب توفیق دعا کنیم، باید در راه بدست آوردن آن، از کوشش و تلاش سعى کنیم با ضعف و سستى و ارتکاب گناه، توفیقات فراهم شده را از دست ندهیم.


راه جستن ز تو هدایت از او                جهد کردن ز تو عنایت از او


جهد بر تو است و بر خدا توفیق          زآن که توفیق و جهد هست رفیق


واعظ نفس خودت گر باشی


سعی کنیم محاسبه ی اعمال و رفتارهایمان را در همه جا داشته باشیم، در خرج کردن هایمان، در به دست آوردن هایمان، در نشست و برخاست هایمان حتی… در هیاهوی رابطه ها، دوستی ها و دشمنی ها، در میان جمع اطرافیانت، در کنار عقاید و نظرات و اندیشه های متفاوت، بد نیست گاهی سری به خلوت تنهایی خود بزنیم؛ از قالب آدم مدنی و اجتماعی غرق در رابطه ها، رفت و آمدها و داد و ستدها در بیاییم و خودِ خودمان بشویم؛ تنهایِ تنها؛ خود و خدای خود و آن وقت نفس را بر ترازوی محاسبه بگذاریم و سنگینی توشه مان را بسنجیم. در خودمان دقیق شویم و زیبایی و زشتی روح را، زلالی و زنگار گرفتگی دل را و همه خوبی ها و بدی هایمان را در آیینه دین ببینیم و بنگریم که در کجای این عالم ایستاده ایم؟ چه می‌خواهیم؟ تا به حال چه کرده ایم و چه باید بکنیم ؟!


وقتی از این محاسبه نفس به جامعه برگردیم، بیدارتر و هشیارتر خواهیم بود و پله های کمال را بهتر خواهیم پیمود و همراه خوبی خواهیم بود، برای آن هایی که همراه ما هستند


این جمله امام علی(علیه السلام) را حتماً شنیده اید که فرمود: «زیرک ترین و هوشیارترین انسان ها، کسی است که خود را به حساب بکشد و برای بعد از مرگ خود کار کند.»


مردی پرسید: «ای امیرمۆمنان! چگونه نفس، خود را به حساب بکشد؟» امام(علیه السلام) فرمود: «وقتی صبح کرد و سپس شب آن روز فرا رسید، به خویشتن باز گردد و خطاب به خود بگوید: ای نفس! امروز روزی بود که بر تو گذشت و هرگز دیگر باز نمی گردد و خداوند از تو سۆال می کند که این روز را در چه راهی به پایان رساندی؟ چه کاری در آن کردی؟ آیا خدا را به یاد آوردی و او را ستودی؟ آیا نیازهای مۆمنان را برآوردی؟ آیا رفع اندوه از مۆمنی نمودی؟ آیا در غیاب مۆمن، نزد اهل و فرزندانش آبروی او را حفظ کردی و پس از مرگ او، آیا آبرویش را در میان بازماندگانش نگه داشتی؟ آیا از غیبت و بدگویی پشت سر مۆمن خودداری نمودی؟ آیا مسلمان را یاری کردی؟ تو در این روز چه کردی؟ اگر در پاسخ گفت، کارهای نیک انجام دادم؛ خدا را حمد و سپاس کن و تکبیر بگو، به خاطر توفیقی که نصیب تو شده است و اگر گفت، امروز گناه کردم یا کوتاهی نمودم، از درگاه خداوند استغفار و طلب آمرزش کن و تصمیم بگیر که دیگر تکرار گناه نکنی.»[ وسائل الشیعه،
ج ۱۱، ص ۳۷۹]


تا به حال چند بار این سۆال ها را از خود پرسیده ایم؟


مثل کاسبان و فروشندگان با خود رفتار کنیم؛ که همیشه حساب دخل و خرج و سود و زیانشان را دارند ؛ که اگر این گونه نباشد، ورشکستگی نتیجه کارشان است و هدر رفتن سرمایه شان


یادمان باشد که این عمر را به رسم امانت به ما داده اند و روزی هم که امانت را از ما بازپس گیرند، سۆال می کنند که چگونه امانتداری کردی؟… هنوز هم فرصت هست... فکر کنیم در محضر خدا ایستاده ایم و روز یوم الحسره است… خطاهایمان را پیش رویمان آوریم ،غفلت های گذشته و خسران های زندگی مان را


اگر بخواهیم، می توانیم از آنانی باشیم که دفتر و کتاب عمل هایشان را گشوده اند، هر روز و خودشان را محاسبه می کنند، با دقت که برای هر کار کوچکی که کرده اند، از خود حساب می کشند[ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲] و چه نیک اند اینان که خداوند درباره شان فرمود: «ای بندگان من که در راه من جنگیدید و در راه من کشته شدید و آزار دیدید و در راه من جهاد کردید، به بهشت درآیید» و آنان بدون حساب رسی به بهشت وارد می شوند[کنز العمال، ح ۱۶۶۳۵] که اینان همین جا، در همین
سرای فانی نفس خویش را محاسبه کرده اند


حضرت امیرالمۆمنین‏علیه السلام توفیق‏را به عنوان بهترین راهنما معرّفى مى‏فرمایند؛ زیرا همان گونه که گفتیم در اعطاء توفیق، قدرت اجرائى اجبارى نهفته نیست؛ به این لحاظ گاهى خداوند توفیق را به ما عنایت مى‏کند، ولى ما آن را از دست داده و ضایع مى‏سازیم


واعظ نفس خودت گر باشی  خیر و خوبی به برت می بارد


حقوق فرد نصیحت کننده


شاید روزگار استثنا نداشته باشد که هر انسانی اگر با خود خلوت کند، می بیند که یک عده ای او را پند و اندرز داده و نصیحت کرده اند. حافظ، سعدی و دیگران در اشعار خود نصیحت کرده اند. پدر و مادر، معلم، استاد و خیلی افراد دیگر هستند که ما را نصیحت می کنند. اما اینکه ما در مقابل آنها چگونه باید باشیم، سخن آنها را بپذیریم یا نپذیریم، نصیحت ها به چند دسته تقسیم می شود. آیا هرکسی چیزی گفت باید بپذیریم یا خیر؟


برای پاسخ به این سۆال مهم، رساله امام سجاد علیه السلام چراغ راهنمای خوبی است.آنجا که ایشان فرمودند:


حق کسی که تو را نصیحت می کند این است که در برابر او نرم خو، متواضع و شنوا باشی. و به گوش جان گفته های او را بشنوی. به نصیحت او نگاه کن، اگر موافق با ثواب و درستی بود، بپذیر و خدایت را از این بابت سپاسگزار باش. اگر موافق با ثواب و درستی نبود، برای او طلب رحمت بکن اما او را متهم نساز. این را بدان که در خیرخواهی کوتاهی نکرده بلکه خطا کرده است. اگر در مظان اتهام قرار گرفت، به سخنانش اعتماد نکن.


امام سجاد(علیه السلام) به ما که مورد نصیحت دیگران قرار می گیریم و می خواهیم حرف آنها را گوش کنیم، راه و روش می آموزند. امام می فرماید که نصیحت کننده یک حقی دارد. حق او تنها این نیست که از او تشکر کرده و یا حرف او را تصدیق کنیم. نباید در برابر فردی که نصیحت می کند واکنش بد نشان دهید. در برابر او تواضع و فروتنی داشته باشید به گونه ای که حس کند واقعاً حرف او را می پذیرید.


 بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:


بیانات حجت الاسلام نقویان، برنامه سمت خدا


کتاب اسرار موفقیّت، نوشته سید مرتضى مجتهدى سیستانى، جلد اول


سایت حوزه


نهج البلاغه

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید