ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

مصلحت های آفرینش در بیان توحیدی امام صادق علیه السلام/۲

۶- آب دهان کودک


در مورد آب دهان کودک که سرازیر می شود، در واقع با این عمل رطوبتی از بدن آن ها خارج می شود که در صورت باقی ماندن در بدن موجب حوادث عظیمی می شود. مانند کسی که رطوبت بر بدن او غلبه کرده و منجر به ضعف و ناتوانی فکری، جنون، اختلالات ذهنی و عقلی و دیگر امراض گوناگون همچون فلج و لقوه و… در او می گردد.


خداوند با خارج کردن این رطوبت از طریق آب دهان به هنگام کودکی، سلامتی آن ها را در بزرگ سالی تامین می نماید. بنابراین پروردگار به مخلوقاتش، از طریق آن چه که بدان واقف نیستند و از آن بی اطلاعند نظر لطف به آن ها دارد. اگر نعمت های پروردگار را می شناختند. این شناخت آن ها را از مشغول شدن به معصیت ها و نافرمانی های مداوم از خداوند باز می داشت. پاک و منزه است خداوند، چقدر نعمت هایش عظیم و فراوان است و چقدر این نعمت ها بر بندگانش ریزان.


7- اعضای بدن انسان


ای مفضل در یک یک اعضای بدن بنگر و در تدبیر هریک از آن ها که برای برآوردن حاجتی است دقت کن: دست ها برای کار و رسیدگی به امور است، پاها برای راه رفتن و دویدن، چشم ها برای باز شناختن و هدایت کردن، دهان برای خوردن غذا، معده برای هضم، کبد برای تصفیه، منافذ بدن برای خروج زائدات و مجراها برای حمل آن ها و فرج برای دوام نسل است. همه ی اعضای بدن، به همین منوالند. اگر لحظه ای درنگ کنی و فکرت را متمرکز کنی، می بینی که هرکدام از آن ها برای کاری مقدر شده اند و این تقدیر منطبق بر حکمت و درست است سپس فرمودند:


8- دستگاه گوارش و تصفیه بدن:


ای مفضل! درباره چگونگی رسیدن غذا به بدن و آن تدبیرها و راه هایی که بدان وسیله چنین عملی صورت می گیرد بیندیش. غذا به معده می رود معده آن را طبخ می کند و از طریق مجرای بسیار تنگ خود آن را به کبد می فرستد. این کار از طریق رگ های نازک درهم پیچیده ای صورت می گیرد که کار یک تصفیه کننده را برای غذا دارد و این، بدان جهت است که چیزی به کبد نرسد که آن را زخم کند، چرا که کبد، حساس و نازک است و تحمل چیزهای سخت و درشت را ندارد. بنابراین پس از تمام شدن این مرحله کبد مواد آماده شده را قبول می کند و آن را با بهترین روش به خون مبدل می سازد. و آن را از طریق مجاری که به همین منظور تهیه شده به تمام بدن می رساند. درست مانند مجاری و آب راه هایی که برای عبور آب تهیه می شود تا آب را به تمام نقاط زمین برسانند.


به  هرحال ناپاکی ها و مواد ناخالص و زائدات به سمت مخزنی می رود که برای آن آماده شده است، اگر از نوع زرد رنگ باشد به صفرا می رود و اگر از نوع سیاه و سودا باشد به طحال می رود و اگر از رطوبت و نم باشد به مثانه جاری می شود. سپس در حکمت این روش و تدبیر خداوند در مورد سیستم و ترکیب بدن انسان بیندیش! به اعضایی فکر کن که هریک در جای خود قرار گرفته اند و جاری هم آماده و مهیا هستند تا مواد زائد را حمل کرده و خارج نمایند تا در تمام بدن منتشر نگردند و باعث بیماری و هلاکت انسان نگر
دند. آفرین بر این حسن تقدیر و استحکام تدبیر!


9- قامت و هیات آدمی


سپس امام علیه السلام فرمودند: ای مفضل! بنگر به آن صفتی که انسان بدان ممتاز گشته و به خاطر آن بر سایر بهائم و حیوانات شرافت و برتری یافته است او آفریده ای است که راست می ایستد و صاف و استوار می نشیند تا دست ها و پاهایش با اشیا مواجه شود. این دست ها و پاها به او امکان چاره جویی و کار می دهند. اگر چون چهارپایان سرش را پایین می انداخت و چهار دست و پا راهم می رفت انجام هیچ کاری برایش ممکن نبود.


10- حواس پنج گانه و اعضای آن ها


اکنون ای مفضل به این حواسی که انسان به واسطه ی آن مختص شده است و بر دیگر مخلوقات برتری یافته نظری بینداز ببین چگونه چشم ها در سر انسان همچون چراغ هایی بر فراز مناره یا برجی هستند تا بتوانند اشیاء را زیر نظر و تحت دید خود بگیرند و بر آن ها مشرف باشند. خداوند چشم ها را در اعضایی که در حرکتند و حمل می شوند، مانند دست ها و پاها قرار نداد. چرا که در این صورت در معرض انواع صدمات و بلایا قرار گرفته و در اثر تماس مستقیم با کار و حرکت دچار درد و بیماری می شدند. آن ها به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و ناقص می شدند. همچنین چشم ها در اعضای میانی بدن همچون شکم و پشت قرار ندارد چرا که در این صورت چرخش آن ها سخت و دشوار می شد و نمی توانستند به خوبی بر اشیاء اشراف داشته و به طور کامل دید داشته باشند. به دلیل اینکه در هیچ یک از این اعضاء مکان مناسبی برای چشم ها وجود ندارد. سر بالاترین و بهترین مکان برای جا دادن حواس و چشم های حساس به شمار می آید. و حکم یک صومعه را برای آن ها دارد. (صومعه در لغت عرب به معنی مکان مرتفعی است که راهب در آن به تنهایی به سر می برد. ترجمه ی المنجد استاد سیاح، ص۱۰۸۹)&l t;/P>

خداوند پنج حس را در انسان قرار داد تا محسوسات پنج گانه را دریافت نماید و چیزی از محسوسات از کف او نرود. چشم را آفرید تا رنگ ها را بشناسد، اگر رنگ ها بودند و چشمی برای دیدن و ادراک ان ها نبود هیچ فایده ای نداشت، گوش را آفرید تا صداها را درک کند و اگر اصوات وجود داشت و گوشی برای ادراک آن نبود وجود اصوات چه سودی داشت و چه نیازی به آن بود و همینطور سایر حواس؛ متقابلا اگر چشم آفریده می شد، اما رنگ ها نبودند دیگر داشتن چشم بی معنا بود و اگر گوش ها بودند و صداها وجود خارجی نداشتند، گوش دیگر جایگاهی نداشت. پس ببین که یکی برای دریافت دیگری تقدیر شده است. برای هر حسی، محسوسی است که کار و عملکرد آن حس در رابطه با همان محسوس است و بر عکس برای هر محسوسی حسی وجود دارد که برای دریافت آن محسوس خاص، ساخته شده. با این وجود اشیاء، واسطه و رابطه ی میان حواس و محسوسات قرار داده شده اند کار حواس جز با وجود آن ها تکمیل نمی شود. مثلا نور و هوا، اگر نور رنگ ها را آشکار و واضح نکند چشم قادر به شناخت رنگ ها نیست و اگر هوایی وجود نداشت که صدا را به گوش برساند، گوش قادر به شنیدن اصوات نبود.


11- زوج و فرد بودن اعضای بدن:


پس از اینکه امام علیه السلام کمی از فواید حواس سخن راندند گفتند، فرمودند: ای مفضل! در مورد اعضای بدن انسان که به صورت زوج و فرد آفریده شده اند و همینطور به حکمت و تقدیر الهی و تدبیر درست و نیکویی که در آن نهفته است بیندیش!


سر یکی از اعضای فرد بدن انسان است و داشتن بیش از یک سر نه تنها هیچ فایده ای جز زحمت برای انسان ندارد بلکه باعث سنگینی او نیز می شود چراکه همه ی حواس در یک سر، می گنجند و جای می گیرند. اگر چنین فرضیه ای تحقق یابد در واقع انسان به دو قسمت تقسیم می شود، زمانی که به واسطه ی یکی از این دو سر سخن می گوید، دیگری بی فایده و زائد است اگر در سخن گفتن هر دو را به کار گیرد کاری عبث و بیهوده می باشد. اگر با یکی، یک سخن به زبان آورد و همزمان با دیگری کلامی متفاوت از اولی بگوید، شنونده نمی داند به کدامیک گوش فرا دهد. و با این فرض نیر این اختلالات و در هم آمیختن ها فراوان می شود.


اما دست ها از اعضای زوج هستند چرا که یک دست چندان فایده ای برای انسان ندارد. زیرا به هنگام کار کردن و در برخورد با اشیاء دچار مشکل می شود. حتما دیده ای که اگر نجار و بنا، یکی از دست هایشان از کار بیفتد و شل شود قادر به ادامه ی کار و انجام عملشان با توجه به وسیله و ابزار کارشان نیستند و اگر هم انجام دهند، نمی توانند به آن خوبی و استحکام اولیه که در زمان سلامت و به کار گیری هر دو دست کار می کردند، عمل کنند.


12- دستگاه صدا و کلام آدمی


مفضل! به صدا و کلام آدمی و آماده بودن دائمی دستگاه های مربوط به آن دقت کن!


ببین حنجره به مانند لوله ای جهت خروج صدا عمل می کند و زبان، لب ها و دندان ها حکم محافظ را برای الغای حروف و نغمه ها دارند. هیچ توجه کرده ای که کسی که دندانش می افتد، سین را نمی تواند تلفظ کند و آنکه لب هایش صدمه دیده یا از بین می روند قادر به تلفظ صحیح فاء نیست و آنکه زبانش سنگین است راء، را به خوبی نمی تواند ادا کند. شبیه ترین چیز به دستگاه صوتی بدن نی بزرگ است، حنجره مثل چوب نی است و ریه شبیه آن کیسه ای است که در آن می دمند تا باد وارد آن شود و عضلاتی که باعث انقباض ریه می شوند به مثابه همان انگشتانی هستند که کیسه را می فشارند تا باد در نی جریان یابد و لب و دندان ها هم که صوت را به صورت حروف و نغمه های متفاوت در اورده و شکل می دهند به مثابه همان انگشتانی هستند که بر روی نی قرار می گیرند؛ لذا آن صدایی که از نی خارج می شود به شکل الحان و نغممه های زیبا ظاهر می گردد. گرچه دستگاه صوتی انسان به نی تشبیه می شود تا تشریح و تعریف آن را واضح تر و به ذهن نزدیک تر گرداند اما در واقع این نی است که به دستگاه صوتی انسان شباهت دارد به هر حال من تو را از چگونگی ایجاد کلمات و حروف و عملکرد اعضای مربوط به آن آگاه کردم که البته این اعضا نیازهای دیگر بدن را هم برآورده می سازند. به عنوان مثال هوا در حنجره به سمت ریه در حرکت است و از آنجا هوای تصفیه شده به صورت مداوم و پیاپی به سمت قلب می رود، اگر یک شی ء کوچک سد راه شود موجب هلاکت انسان می گردد.


www.maaemaaien.blogfa.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید