ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

وظائف مسلمانان در برابر پیامبر (ص)/ بخش سوم

۴– رعایت وقت پیامبر (ص)


برخى از یاران پیامبر خواستار آن بودند که پیامبر وقت خصوصى در اختیار آنان بگذارد ولى موافقت با این درخواست، مایه اتلاف وقت گرانبهاى پیامبر بود.
از طرف دیگر بستن این باب به طور کلى مقرون به مصلحت نبود، زیرا چه بسا مطالبى باید به طور خصوصى به پیامبر برسد و دیگرى از آن آگاه نگردد، در این موقع براى جلوگیرى از تفویت وقت پیامبر، مقرر شد که هر کس بخواهد، با پیامبر خصوصى سخن بگوید، باید قبلاً مبلغى به عنوان صدقه بپردازد تا از این طریق، فقط کسانى که واقعاً کار جدى دارند، به طور خصوصى سخن بگویند.
این حکم الهى روى مصالحى هر چند بعدها نسخ شد ولى عملاً ثابت نمود که این گروه براى وقت گرانبهاى پیامبر به اندازه یک دینار ارزش قائل نبودند و لذا پس از نزول آیه احدى از آنان حاضر به «نجوى» با پیامبر نشد زیرا شرط لازم آن این بود که یک دینار، قبلاً به عنوان «صدقه» بپردازند فقط در این میان، امیرمؤمنان به این آیه عمل نمود و چون کار ضرورى داشت یک دینار صدقه داد آنگاه با پیامبر به «نجوى» پرداخت.
مجاهد وقتاده مى‏گویند: احدى پس از این حکم با پیامبر «نجوى» نکرد جز على بن ابى طالب (ع) یک دینار صدقه داد و به طور خصوصى با پیامبر به سخن پرداخت ۴.
قرآن در این مورد مى‏فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدى نجویکم صدقه ذلک خیرلکم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحیم ءاشفقتم ان تقدموا بین یدى نجویکم صدقات فاذلم تفعلوا و تاب الله علیکم فاقیموا الصلوه و اتو الزکوه و اطیعوا الله و رسوله و الله خبیر بما تعملون» (مجادله /۱۲-۱۳).
«اى افراد با ایمان هر موقع بخواهید با پیامبر سرى سخن بگوئید، پیش از آن صدقه‏اى بدهید این کار براى شما نیکو و مایه پاکیزگى است اگر چیزى براى دادن صدقه نیافتید در این صورت خدا آمرزنده و مهربان است، آیا از «فقر» ترسیدید، از اینکه پیش از «نجوى» صدقه‏اى بدهید اکنون که انجام ندادید و خدا نیز توبه شما را&lt ;SPAN dir=ltr> پذیرفت نماز را بپا دارید و زکات بدهید، خدا و پیامبر او را اطاعت کنید، خدا از آنچه که انجام دهید آگاه است».


5– ایذاء و آزار پیامبر حرام است


یکى از محرمات در اسلام، ایذاء مسلمان است و این حکم به پیامبر اختصاص ندارد ولى تحریم آن درباره پیامبر، از تأکید بیشترى برخوردار است از این جهت در آیات قرآن روى تحریم ایذاء پیامبر تأکید شده مى‏فرماید:
«ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الاخره و اعدالهم عذاباً مهیناً» (احزاب /۵۷)
«آنان که خدا و پیامبر او را آزار مى‏دهند، در دنیا و آخرت، مورد لعن الهى قرار مى‏گیرند و براى آنان در آخرت عذاب خوار کننده‏اى است».
روح هر چه لطیف‏تر شد، تأثیر او از کارهاى ناشایست و خارج از حدود ادب بیشتر مى‏شود از این جهت قرآن امورى را متذکر مى‏گردد که مایه ایذاء پیامبر بود هر چند آنان به آن توجه نداشتند و بخشى از این امور در سوره احزاب آیه ۵۳ وارد شده است:
«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبى الا ان یوذن لکم الى طعام غیر ناظرین انیه ولکن اذا دعیتم فادخلوا فاذا طبتم فانتشروا ولا مستانسین لحدیث ان ذلکم کان یودی النبى فیستحیى منکم و الله لا یستحیى من الحق».
: اى افراد با ایمان به خانه‏هاى پیامبر وارد نشوید، مگر اینکه به شما اذن دهند (و اگر براى صرف طعام دعوت شدید، پیش از موعد نیائید) و در انتظار وقت غذا ننشینید وقتى دعوت شدید وارد شوید، هنگامى که غذا صرف کردید متفرق شوید، به بحث و گفتگو ننشینید این کار پیامبر را ناراحت مى‏کند و از شما شرم مى‏کند ولى خدا از بیان (حق) شرم ندارد».
در این آیه امورى که مایه ناراحتى روحى پیامبر بود و یاران از آنها غفلت داشتند بازگو شده است و آنها عبارتنداز:
۱
– بدون اذن وارد خانه پیامبر نشوید.
۲
– در صورتى که براى صرف طعام دعوت شده‏اند، پیش از موعد مقرر نیایند و در انتظار وقت غذا ننشینند.
۳
– پس از صرف غذا متفرق شوند وخانه رسول خدا را خانه انس قرار ندهند زیرا این کار وقت پیامبر را مى‏گیرد، و او را از انجام امورى بزرگ که بر عهده او است، باز مى‏دارد.
در آیه دیگر یکى از مظاهر ایذاء پیامبر، اتهام «خوش باورى» «خوش بینى» به او زدن است چنانکه مى‏فرماید:
«و منهم الذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن قل اذن خیرلکم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین و رحمه للذین آمنوا منکم و الذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم» (توبه /۶۱)
«از منافقان کسانى هستند که پیامبر را اذیت مى‏کنند و به او مى‏گویند خوش باور و گوش است (به سخن همه هر چه هم ضد و نقیض باشد گوش فرا مى‏دهد) بگو خوش باور بودن او به نفع شما است، او به خدا ایمان دارد و به نفع مؤمنان تصدیق مى‏کند، و براى آنان که فرستاده خدا را اذیت مى‏کنند، عذاب دردناک است».
البته مقصود از «خوش بینى» این نیست که او در همه جا به طور جدى تصدیق مى‏کند، زیرا چنین چیزى امکان ندارد و هیچ گاه به نفع جامعه اسلامى نیست، بلکه مقصود این است که سخنان همه را مى‏شنود، و به ظاهر هیچ کس را تکذیب نمى‏کند ولى در مقام عمل، به تحقیق مى‏پردازد.


2– وظیفه مسلمانان نسبت به فرزندان او



شعار همه پیامبران الیه این است:
«و ما اسلکم علیه من اجر ان اجرى الا على رب العالمین» (شعراء /۱۰۹)
از شما براى اداء پیامهاى خدا مزد و پاداشى نمى‏طلبیم، پاداش فقط بر پروردگار جهان است».
اصولاً کارى که براى خدا است باید مزد آن نیز بر عهده او باشد و ن
باید از
دیگران مطالبه شود.
گذشته از این، اعمال ارزشمند و بزرگ آنان بالاتر از آن است که بتوان با درهم و دینار بر آنها ارزش گذارد و آن را با «زخارف» دنیا معاوضه نمود.
از این جهت قرآن پاداش پیامبر را چنین معرفى مى‏کند: و مى‏فرماید:
«وان لک لاجراً غیر ممنون» (قلم /۳) براى تو پاداش عارى از منت است».
ولى در عین حال قرآن در آیه‏اى به گونه دیگر سخن مى‏گوید و یادآور مى‏شود که پاداش تلاشهاى من در راه هدایت شما مودت نزدیکان من است:
«قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فى القربى (شورى /۲۳).
بگو مزد و پاداشى از شما نمى‏خواهم جز دوستى نزدیکان من».
و در آیه دیگر یادآور مى‏شود که اجر و پاداشى که از شما خواسته‏ام به نفع شما است چنانکه مى‏فرماید:
«قل ما سالتکم من اجر فهو لکم ان اجرى االا على الله و هو على کل شى‏ء شهید»(سبأ /۴۷).
«بگو آنچه را که به نام مزد طلبیده‏ام به سود شما است، اجر من بر خدا است و او بر همه چیزشاهد و ناظر است»
زیرا همین دوستى خاندان رسالت، که در آیه ۲۳ شورى اجر رسالت قرار گرفته است صد در صد آثار تربیتى داشته و باعث ارتباط نزدیک با آن بزرگوار مى‏باشد چون دوست داشتن گروهى که جانسین پیامبر و بازگو کننده احکام و مربى جامعه اسلامى هستند، پیوسته ملازم با آگاهى انسان از فروع و اصول اسلام و موجب اطاعت و پیروى از دستورات آنان است، در این صورت دوستى آنان مایه نجات جامعه و سعادت اجتماع مسلمین است و نفع چنین مودتى به خود جامعه باز مى‏گردد و در نتیجه، درخواست مودت نسبت به اهل بیت، دربرگیرنده درخواست عمل به متن شریعت است و در حقیقت درخواست چنین پاداشى بسان درخواست پزشک معالج در مثال زیر است:
پزشک معالجى بیمارى را به طور رایگان معالجه مى‏کند و پس از معاینه دقیق نسخه بلند بالائى مى‏نویسد و اظهار مى‏دارد که من از تو هیچ نوع پاداشى نمى‏طلبم جز این که به این نسخه عمل کنى.
هر شنونده به روشنى قضاوت مى‏کند و مى‏گوید پزشک از چنین بیمارى اجر و پاداش نخواسته است و اگر مى‏گوید پاداش من این باشد که به این نسخه عمل نمائى، پاداش صورى و ظاهرى است و در حقیقت پاداش نیست .
و مناسب است که در این زمینه حدیثى از خاندان رسالت ذکر نمائیم. حدیثى را که شیخ طوسى در امالى خود از امام باقر نقل کرده است یادآور مى‏شویم. اما باقر به جابربن یزید جعفى فرمود:
«اى جابر آیا کافیست که انسان تنها خود را به تشیع نسبت دهد و ما اهل بیت را دوست بدارد؟ بخدا سوگند شیعه واقعى ما کسى است که تقوى را پیشه خود سازد و خدا را اطاعت کند. (تا آنجا که مى‏فرماید) جابر! این سو و آن سو مرو، فکر نکن که براى آدمى کافى باشد که بگوید: على را دوست دارم در حالیکه از نظر عمل با او همراه نباشد، اگر بگوید: پیامبر خدا را دوست مى‏دارم و رسول خدا (ص) افضل از على است ،اما از کردار و رفتار او پیروى نکند، محبت رسول خدا او را سودى نخواهد بخشید.
از مخالفت خدا بپرهیزید، و بدانید میان خدا و انسانى خویشاوندى نیست، بهترین بندگان و گرامى‏ترین آنان نزد خدا پرهیزگارترین آنها است».
آرى آنجا که محبت با پیروى از گفتار و رفتار پیشوایان اسلام توأم باشد، تبعاً خود محبت نیز بى پاداش نبوده و بحکم گفتار پیامبر گرامى (ص) «حبُ علىّ حسنه» تبعاً خود محبت و مودت بى اجر نخواهد بود. بنابراین محبت اهل بیت در حالى که مایه پیروى از اهل بیت است و در عین حال درصورت توأم بودن با عمل، ثواب نیز خواهد داشت .
از این جهت استاد شیعه و مرحوم شیخ «مفید» مى‏گوید:
استثناء مودت در قربى از جمله قبل، استثناى منقطع است ۵ نه متصل. زیرا مودت در قربى، پاداشى نیست که در مفهوم «اجر» داخل شده باشد و سپس به وسیله کلمه استثناء (الا) خارج گردد، بلکه مودت به خویشاوندان از اول در مفهوم «اجرا» داخل نبود تا خارج گردد، بلکه درخواست فوق‏العاده‏اى است که از امت شده است .
و این نوع استثناء در قرآن و کلمات عرب فراوان به چشم مى‏خورد چنانچه قرآن مجید در باره اهل بهشت چنین مى‏فرماید:
«لا یسمعون فیها لغوا الا سلاماً» (مریم /۶۲): در آنجا سخن بیهوده نمى‏شنوند جز سلام» در حالى که گفتار دور از لغو در این آیه (سلام) از نظر موضوع داخل در لغو نیست که از آن خارج
گردد
.
مؤید این مطلب (هدف از دوست داشتن اهل بیت، تحکیم روابط و استفاده از علوم و معارف آنها است) روایات متواترى است که از پیامبر گرامى پیرامون مودت اهل بیت خود ارد شده است، پیامبر به وسیله حدیث ثقلین ۶ و حدیث سفینه ۷ به مردم دستور مى‏دهد که اصول و فروع حلال و حرام خود را از این خاندان فرا گیرند و برنامه زندگى خود را با گفتار و رفتار آنان تطبیق دهند.
با در نظر گرفتن این مراتب روشن مى‏گردد که مقصود از ایجاب مودت و محبت خاندان معصوم پیامبر، جز این نیست که مردم در شؤون دینى و دنیوى خود به آنان رجوع کرده و از رجوع به گروههاى دیگر که پیراسته از گناه یا خطا نیستند، بپرهیزند.
هدف از الزام مودت آنان جز وسیله جوئى براى بقاى دین، و آگاهى مردم از متن شریعت و عمل مردم به دستورات دین، چیز دیگرى نیست .
شکى نیست که دوستى با این خاندان و مراوده با آنان، مایه آگاهى انسانهاى تشنه، از حقائق نورانى اسلام، و موجب تکامل فکرى و علمى امت است و علم و آگاهى از متن شریعت، انسان را به سوى عمل کشیده سرانجام انسان، راهى به سوى خدا پیدا مى‏کند.


8– درود بر پیامبر (ص)


قرآن یکى از وظایف مؤمنان را این مى‏داند که بر او درود بفرستند چنانکه مى‏فرماید:
«ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» (احزاب /۵۶).
«خدا و فرشتگان بر پیامبر درود مى‏فرستند اى افراد با ایمان بر او درود بفرستید، و تسلیم وى شوید».
محدثان نقل مى‏کنند: وقتى این آیه ن
ازل گردید مردم از پیامبر پرسیدند که
چگونه بر تو درود بفرستیم پیامبر فرمود: بگوید: «اللهم صل على محمد و آل محمد کما صلیت على ابراهیم و آل ابراهیم» ۸


9– خیانت بر پیامبر (ص) حرام است


خیانت بر مؤمن مطلقا حرام و درباره پیامبر گرامى این حرمت از تأکید بیشترى برخوردار است قرآن در این مورد مى‏فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون» (انفال /۲۷).
«اى افراد با ایمان! خدا و پیامبر او را خیانت نکنید و به امانتهاى خود خیانت مورزید در حالى که مى‏دانید».
آیه درباره «ابولبابه» نازل شده که در کتاب‏هاى تفسیر و سیره پیامبر وارد شده است .


10– درخواست استغفار از پیامبر (ص)


درهاى رحمت خدا و مغفرت و آمرزش او، به روى بندگان باز است، این فیض گاهى بدون واسطه و احیاناً از طریق اولیاى او به افراد مى‏رسد از این جهت قرآن گنهکاران را دستور مى‏دهد که براى تحصیل مغفرت او، حضور پیامبر برسند و از او درخواست کنند که درباره آنان از خدا طلب مغفرت کند و در این حالت دعاى او مستجاب مى‏باشد و در پوشش مغفرت او قرار مى‏گیرند چنانکه مى‏فرماید:
«ولوانهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً» (نساء /۶۴).
«هر گاه آنان که بر خویشتن ستم کردند پیش تو مى‏آمدند و خود طلب مغفرت کرده و پیامبر نیز درباره آنان طلب آمرزش مى‏کرد، خدا را توبه‏پذیر و رحیم مى‏یافتند».
در آیه دیگر منافقان را مذمت مى
‏کند و یادآور
مى‏شود که: وقتى به آنان گفته مى‏شود که به حضور پیامبر رسند تا وى درباره آنان طلب مغفرت کند سرهاى خود را به عنوان اعتراض به عقب بر مى‏گردانند، چنانکه مى‏فرماید:
«و اذا قیل لهم تعالوا یستغفرلکم رسول الله لووا ررسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون» (منافقون /۵).
«همانطور که فیض مادى از طریق اسباب ظاهرى به انسانها مى‏رسد، مثلاً اشعه حیات بخش به وسیله خورشید در اختیار ما قرار مى‏گیرد، همچنین فیض معنوى خدا، گاهى بدون واسطه و گاهى از طریق پیامبران و اولیاى خدا به انسانها مى‏رسد و این حقیقت در دو آیه دیگر کاملاً متجلى است:
۱
– خدا به پیامبر دستور مى‏دهد که در حق مؤدیان زکات، دعا کند زیرا دعاى وى مایه سکونت و آرامش خاطر آنها است چنانکه مى‏فرماید:
«وصل علیهم ان صلوتک سکن لهم (توبه /۱۰۳): درباره آنان دعا کن، زیرا دعاى تو مایه آرامش خاطر آنان است».
۲
– این حقیقت به اندازه‏اى روشن بوده که فرزندان گنهکار یعقوب به خاطر پرورش در خانه وحى به آنان توجه داشتند و آنگاه که پرده از راز آنان برافتاد، از پدر درخواست استغفار کرده گفتند: «قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفر لکم ربى انه
هو الغفور
الرحیم» (یوسف آیه‏ها ۹۷ و ۹۸).
«گفتند پدرجان براى ما درباره‏گناهان طلب آمرزش بنما زیرا ما خطا کار بودیم (یعقوب گفت به همین زودى براى شما طلب مغفر مى‏نمایم، او بخشایشگر و رحیم است».
تا اینجا وظائف مهم مسلمانان درباره پیامبر خدا روشن گردید، هر چند دائر وظائف گسترده‏تر از این است ولى این ده وظیفه به عنوان بارزترین وظائف بیان گردید.


پى‏نوشتها:


1– نور الثقلین، ج ۵، ص ۸۰.
۲
– التاج، ج ۴، ص ۲۱۳ – ۲۱۴.
۳
– نورالثقلین، ج ۵، ص ۸۰ – ۸۱.
۴
– مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۵۲.
۵
– امالى شیخ طوسى، مجلس یوم الترویه جزء دوم، ص ۹۵، چ سنگى.
۶
– در مورد حقیقت «استثناء منقطع» به جلد چهارم «مفاهیم القرآن» مراجعه بفرمائید.

۷- «انى تارک فیکم فیکم الثقلین کناب الله و عترتى: من در میان شما دو چیز گرانبها مى‏گذارم یکى کتاب خدا و دیگر عترت من».
۸-<SPAN dir=ltr&g t; «مثل اهل بیتى کسفینه نوح من رکبها نجى و من تخلف عنها غرق: خاندان من بسان کشتى نوح است که هر کس بر آن سوار گشت نجات یافت، وگروه مخالف غرق گردید.»
۹
– مسند الشافعى، ج ۲، ص ۹۷.


تفسیر منشور جاوید، آیت الله سبحانى، ج ۱۶۷/۶ – ۱۹۲


www.aviny.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید