ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حضرت علی (ع) نمادی از انسان کامل/۲

جهاد اعظم


و اما بالاترین جهاد که باید آن را «جهاد اعظم» نامید، جهاد بیست و پنج ساله آن حضرت پس از رحلت رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ، با دنیاپرستان و جاه‏طلبان در لباس اسلام و پوشش مسلمانی و صحابی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، بود که هدفشان بازگرداندن جاهلیت و ریشه‏کن کردن اسلام بود و بالطبع مردم تازه مسلمان که هنوز نهال اسلام و توحید در سرزمین وجودشان ریشه نگرفته و در عمق جانشان ننشسته بود که با تنش و چالش در مظهر آن که خلافت باشد از اصل اسلام دست می‏شستند و به جاهلیت بازمی‏گشتند.</o:p&g t;


لذا امیرمؤمنان علیه‏السلام به خاطرحفظ اسلام و مصلحت مسلمین نه تنها با خلفاء درگیر نشد و سکوت کرد بلکه آنچه از خیرخواهی و ارشاد بود مضایقه نفرمود.


این صبر و سکوت از دو جهت سنگین وشکننده بود: یکی آنکه امام علیه‏السلام خلأ عظیم شرایط رهبری را در پوشنده لباس خلافت می‏دید و خطر آنها را که مدعی ادامه رسالت نبوی در سیر انسان و جامعه به کمال مطلوب بود، احساس می‏کرد، و دیگر آنکه شرایط کامل رهبری که در رأس آن فرمان خداوند و تعیین و تصریح پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در موارد متعدد من جمله در  غدیر خ
م بود در خود می‏دید و آن را
مسؤولیتی الهی و وظیفه‏ای شرعی می‏دانست ولی متأسفانه دستهایش بسته و جامعه که در قفس تهدید و تطمیع افتاده و فضای توطئه و جوّ مسموم نفاق حاکم گردیده، زمینه و آمادگی را به کلی منتفی ساخته بود.


با توجه به این موقعیت و تضادّ، که هر دو سوی آن دربردارنده ضررها و خطرهای زیادی بود، دورنمای آن جهاد عظیم ترسیم می‏گردد.


اگر غیر از علی هر کس دیگر بود اساس اسلام متزلزل و نابود می‏شد، این جهاد اعظم امام بود که در سایه عنایات الهی توانست کشتی متلاطم اسلام را به ساحل نجات برساند، و زمینه‏ای فراهم سازد که امروزه در دنیا بیش از یک میلیارد و نیم مسلمان جبهه گسترده و نیرومندی را تشکیل داده و انقلاب اسلامی ایران که همان اسلام ناب محمدی است سیاست دنیا را
تحت‏الشعاع خود قرار داده و قدرتی مافوق همه
قدرتهای مادی بوجود آورده که نمونه آن پیروزی در دفاع مقدس هشت ساله بود که محققان از مورخان معاصر بدان اعتراف دارند.
گرچه امپریالیسم خبری و مزدوران رسانه‏ای و
خبرگزاری‏های صهیونیستی که متأسفانه حوزه اطلاعات و اخبار بین‏المللی را در تیره خود گرفته‏اند آن را مخفی کرده و به سکوت و یا تحریف آن پرداخته‏اند. اما عاقلان دانند که این اسلام بود که بر کفر جهانی پیروز شد.


راستی چه شرایط سخت و جانکاهی را به وجود آورده بودند که امام با علم و تقوی و جهاد بی‏نظیر خود دست روی دست گذاشت و صبر و سکوت پیشه کرد آنجا که خود فرماید:


«و طفقت ارتئی بین ان اصول بید جذّاء او اصبر علی طخیه عمیاء یهرم فیها الکبیر و یشیب فیها الصغیر»


آن جهادی که دشمن کافر و بت‏پرست رویاروی اسلام ایستاده است در مقایسه با دشمنی که لباس اسلام دربر کرده و عنوان صحابی رسول خدا را یدک می‏کشد بسیار ساده و راحت است سنگینی این جهاد عظیم (صبر و سکوت) از این جمله امام به خوبی روشن می‏شود&l t;/SPAN>:


«فرأیت اَنّ الصبر احجی فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شبحی.»


پس صبر را عاقلانه‏تر یافتم لذا صبر کردم اما چه صبری که خار در چشم و استخوان در گلو.


و سپس این جهاد بزرگ و صبر و سکوت جانکاه در دوران خلیفه دوم هم ادامه می‏یابد که آن حضرت فضای نامناسب و پرمخاطره خلافت و شخص خلیفه را چنین ترسیم می‏نماید:


«لشدّ ما تشطّرا ضرعیها فصیّرها فی حوزه خشناء یغلظ کلمها و یخشن مسّها و یکثر العثار فیها و الاعتذار منها… فصبرت علی طول المده و شده المحنه».


راستی هر یک از آن دو، تا توانستند<SPAN dir=ltr&g t; ناقه خلافت را به سهم خود دوشیدند، پس او که طبیعتی خشن داشت خلافت را در آن مستقر ساخت.
طبیعتی که برخورد با
آن «جراحت شمشیر» بود و ارتباط با آن «سوهان روح» و مالامال از لغزشها و عذرخواهی‏ها…
و من هر چه بود، بر این رنج طولانی و اندوه جانکاه شکیبا بودم تا
راهش به پایان رسید.


صبر و سکوت امام مسیری طولانی را پیمود و دو خلیفه را تحمل کرد و خسارتهایی به عدالت اسلامی وارد آمد و امام همچنان در حصر و محدودیت بود و جامعه هنوز به عمق فاجعه پی نبرده بود تا خلیفه سوم که محصول انحراف کامل حکومت از مسیر رسالت بود به کرسی خلافت تکیه زد و صریح و بی‏پرده به ظلم و فساد و تاراج بیت‏المال پرداخت و عدالت اجتماعی که رکن اصلی حکومت اسلامی بود، سقوط کرد.


«الی ان قام ثالث القوم نافجا حضنیه بین نثیله و معتلفه و قام معه بنوابیه یخضمون مال اللّه خضمه الابل نبته الربیع»


تا سرانجام سومین از آن باند به خلافت برخاست در حالی که باد نخوت به غبغب افکنده و هدفی جز کامجویی از خلافت در سر نپرورده بود و همراه او فامیلش به غارت بیت‏المال پرداختند و چون شتری که بر گیاه بهاران درآمده، مال خدا را لگدکوب<SPAN dir=ltr&g t; کرده و بر باد دادند


اینک غده انحراف چرکی شده و زمان انفجار فرارسیده و بیست و پنج سال جهاد سکوت زمینه رشد و آگاهی عمومی را فراهم آورده و مردم به خوبی و از نزدیک انحراف و سقوط را احساس کرده و
به جایی رسیده
که دیگر تحمل یک لحظه این خلافت را ندارند.


آنان به تجربه دریافتند که ناخدای این کشتی جز علی علیه‏السلام نیست و استقرار حق و عدل جز با قیام توده مردم و قطع قاطعانه دستهای پلید ظلم و تبهکاری تحقق نخواهد یافت و این است ثمره جهاد اعظم امام علیه‏السلام .


آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری


صفات برجسته دانش و تقوی و جهاد، آن هم در سطح عالی و منحصر به فرد در وجود امیرالمؤمنین، او را نماد&l t;SPAN dir=ltr> انسان کامل به دنیا معرفی کرده است.


این صفات و خصوصیات است که شرایط رهبری و امامت را در او بوجود آورد و پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به فرمان خدا و بر اساس این ویژگی‏ها او را به امامت پس از خود منصوب فرمود، زیرا تحقق جامعه برتر انسانی و عدالت اجتماعی بدون رهبری انسانی که در علم و تقوی و جهاد سرآمد باشد عملی نیست. لذا در دوران کوتاه خلافت پنج ساله امام با همه درگیری‏ها و تحمل سه جنگ خانمان برانداز آن حضرت موفق شد در کوفه که در واقع می‏توان گفت پرجمعیت‏ترین شهرها و مرکز خلافت بود، این عدالت و رفاه عمومی را فراهم سازد و قطعا به سایر شهرها هم کشیده شده بود.


در کتاب فضائل احمد از امام نقل شده است که «ما اصبح بالکوفه احدٌ الا ناعما انّ ادناهم منزله لیأکل البرّ و یجلس فی الظل و شرب من ماء الفرات».(۱۷)


در کوفه همه در رفاه و آسایش زندگی می‏کنند و کمترینشان از نظر زندگی کسانی هستند که تغذیه سالم و خوراک گندم دارند و از سر پناه و آب آشامیدنی سالم فرات برخوردارند
.


و از همین جاست که علت پذیرفتن خلافت ظاهری را تحقق عدالت اجتماعی و گرفتن حق مستضعفان و محرومان از چپاولگران و غارتگران اعلام فرمود:


«لولا حضورالحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر وما اخذاللّه علی العلماء، ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لاسعب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها».


«سوگند به شکافنده بذر و آفریننده جان اگر نبود حضور فشرده مردم برای بیعت&l t;/SPAN> و عهدی که خدای از عالمان گرفته است که بر شکمبارگی ستمگر و محرومیت ستمدیده «صحه» نگذارند حتما افسار خلافت را رها می‏کردم و هرگز زیر بار مسوولیت نمی‏رفتم».


و پس از پذیرفتن خلافت بدون معطلی اعلام فرمود اموال عمومی که بی‏جا و از روی بذل و بخشش‏های بی‏مورد و غصبی بوده باید به بیت‏المال برگردد.


«واللّه لو وجدته قد تزوج به النسا، و ملک به الاما، لرددته فان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل، فالجور علیه أضیق».(۱۸)


به خدا سوگند اگر این املاک، کابین همسران و بهای کنیزکان هم گشته باشد آن را به بیت‏المال برمی‏گردانم که در عدالت گشایش است و آن که کس که «داد» بر او سخت آید از «بیداد» به فریاد آید.


و بر قاضی خود سخت می‏تازد که چرا خانه را به این قیمت (۸۰ دینار) تهیه کرده‏ای</SPAN& gt;.


«فانظر یا شریح لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک او نقدت الثمن من غیر حلالک فاذا انت قد خسرت
دار الدنیا و دارالاخره اما انک لو کنت أتیتنی عند شرائک ما اشتریت لکتبت لک کتابا علی هذه النسخه فلم ترغب فی شراء هذه الدار بدرهم فما فوق».(۱۹)


ای شریح! مباد که این خانه را از مال دیگران فراچنگ آورده باشی، یا پول آن از غیرحلال فراهم آمده باشد، که دنیا و آخرت خویش را تباه کرده‏ای. اگر
آنگاه که آهنگ خرید خانه را داشتی نزدم می‏آمدی، سندی برای تو می‏نوشتم که هرگز میل خرید این خانه را به یک درهم یا بیشتر نمی‏کردی؟!.


و یا وقتی برادرش عقیل اضافه بر سهمیه و حقوقش از بیت‏المال می‏خواست امام با او قاطعانه برخورد کرد و پس از آنکه آهن گداخته‏ای را به او نزدیک نمود و او فریادش بلند شد، چنین فرمود:


«ثکلتک الثواکل یا عقیل اتئنّ من حدیده أحماها انسانها لمدعیه و تجرّنی الی نار سجرها جبارها من غضبه؟ أتئنّ من‏الاذی و الا ائنّ من لظی؟»
.


ای عقیل! سوگواران به سوگت نشینند!
چگونه از آهنی که انسانی به
بازیچه آن را گداخته است به فریاد می‏آیی و ناله سرمی‏دهی ولی مرا به آتشی می‏کشانی که خدای جبار از غضبش برافروخته است؟ آیا تو از آزاری به فریاد می‏آیی ولی من از آتش دوزخ به فریاد نیایم؟!


و از این شگفت‏تر آنکه شبا هنگام کوبنده‏ای در خانه‏ام را کوبید و در ظرفی سربسته حلوایی آورده بود…
پس بدو گفتم آیا این به خاطر پیوند خویشاوندی
است یا زکات است و یا صدقه؟ که این دوبر ما خاندان پیامبر حرام است. گفت هیچ کدام اما هدیه است، آنگاه گفتم گریه‏کنندگان بر تو بگریند آیا آمده‏ای تا از دین خدا مرا بفریبی… به خدا سوگند اگر هفت اقلیم زمین را با آنچه در آسمانهاست به من بخشند تا پوست جوی را به گناه از موری بگیرم هرگز نگیرم.(۲۰)


در اینجا مناسب است کلام بوعلی سینا در الهیات شفا آورده شود:


«رؤوس هذه الفضائل عفه و حکمه شجاعه و مجموعها العداله و هی خارجه عن الفضیله النظریه، و من اجتمعت له معها الحکمه النظریه فقد سعد و من فاز مع ذلک بالخواص النبویه کاد أن یصیر ربّا انسانیا و کادان أن تحل عبادته بعدالته تعالی و هو سلطان العالم الارضی و خلیفه الله فیه».(۲۱)


نکته‏ای که از این کلمات دریافت می‏شود این است انسانی که در اوج حکمت نظری و عملی است و از سویی در رابطه ویژه با پیامبر است، همان انسان کامل و حجت الهی در زمین است که باید گفت&lt ;/SPAN> مقصود از خلقت منحصر در این انسان کامل است و سایر موجودات و مخلوقات طفیلی وجود او و در خدمت او می‏باشند.(۲۲)


امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام که همواره از خودستایی پرهیز می‏نموده و اصولاً فراتر از این مسایل فکر می‏کرده در بستر
شهادت وقتی از او سؤال
می‏شود که آیا شما افضلید یا پیامبران (به جز حضرت ختمی مرتبت) پیش از آنکه پاسخ<SPAN dir=ltr& gt; مشروح را بیان نماید، فرمود:


«تزکیه المرء النفسه قبیحه»


خودستایی ناپسند است، ولی گاهی برای بی
ان حقیقت و آشنایی مردم باید
حقایق اظهار شود.


امام علیه‏السلام در حدیثی به هفتاد فضیلت از فضائل خود که نشان‏دهنده سیمای انسان کامل است اشاره می‏فرماید باشد که
شیفتگان و علاقمندان سیر
و سلوک ویژگی‏ها و نشانه‏های آن را دریابند و از آن الهام گیرند که برای رعایت اختصار از ذکر آن خودداری و به کتاب خصال شیخ صدوق ارجاع می‏گردد.& lt;SUP>(23)


بی‏جهت نیست که در طول تاریخ اسلام دانشمندان و محققان کتابهایی درباره این انسان کامل نوشته‏اند که تازه باید گفت یکی از هزار را بیان نکرده‏اند و اینک به بعضی از آنها اشاره می‏شود:


1ـ الخصائص: تألیف احمدبن محمد بن قمی متوفای ۳۵۰ ه.


2ـ الخصائص: تألیف طبری.


3ـ خصائص الأئمه: تألیف شریف رضی متوفای ۴۰۶ ه.


4ـ خصائص امیرالمؤمنین: تألیف شریف ابومحمدحسن بن احمد، متوفای ۴۲۵ ه.


5ـ خصائص امیرالمؤمنین: ابوالقاسم عبیداله بن عبداله بن احمد معروف به حسکانی، متوفای ۴۰۷ ه.


6ـ خصائص امیرالمؤمنین: ابوجعفر محب‏الدین احمد بن محمد طبری، مکی شافعی، متوفای ۶۹۴ ه.


7ـ خصائص علی: تألیف ابوالحسن شاذان بن فضلی.


8ـ الخصائص العلویه: تألیف ابوالفتح محمد بن احمد بن علی بن ابراهیم نطنزی، متوفای ۵۵۰ ه.


9ـ الخصائص العلویه: تألیف محمد بن علی بن الفتح


10ـ الخصائص فی فضل علیّ بن ابی طالب: تألیف ابوعبدالرّحمن احمد بن شعیب نسائی، متوفای ۳۰۳ ه.


11ـ الخصائص فی فضل علی: تألیف حافظ ابونعیم اصفهانی، متوفای ۴۳۰ ه.


12ـ خصائص مرتضوی: ترجمه و شرح خصائص نسائی به زبان اردو تألیف&lt ;/SPAN> مولوی سعید اولاد حسین صاحب شاعر.


13ـ خصائص الوحی المبین فی مناقب امیرالمؤمنین ـ تألیف یحیی بن الحسن الحلی ـ متوفای ۶۰۰ ه.


14ـ خصائص یوم الغدیر: تألیف محمد بن یعقوب کلینی، متوفای ۳۲۹ ه.


15ـ ما تفرّد به امیرالمؤمنین من الفضائل: تألیف ابوالقاسم علی بن احمد بن موسی بن الامام الجواد، متوفای ۳۵۲ ه.



16ـ الفضائل: تألیف ابن شاذان، تألیف ابی‏الفضل‏سدیدالدین‏بن‏جبرائیل، متوفای۶۶۰ ه.


17ـ قبسات من فضائل امیرالمؤمنین: تألیف سیدعبدالعزیز الطباطبایی.


پانوشت‏ها:


1-                   به سلسله درسهای انسان کامل از دیدگاه مکاتب از انتشارات بنیاد &l t;/SPAN>نهج‏البلاغه مراجعه شود.


2-                   انسان کامل از دیدگاه نهج‏البلاغه، ص ۴۰، حسن‏زاده آملی، حسن، بنیاد نهج‏البلاغه.

&# x0D;

3-                   خطبه همام ۱۸۴ نهج‏البلاغه


4-                   الخصال: ۲/۵۷۴.


5-                   الاستیعاب (هامش الاصابه) ۳/۴۰.


6-                   الخصال: ۲/۵۷۲


7-                   الفتوحات الاسلامیه: ۲/۳۳۷ ـ الغدیر: ۲/۴۴-۴۵.


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: Tahoma"&g t;8-                   مناقب خوارزمی فصل دهم.


9-                   مناقب خوارزمی، فصل ۲۷.


10-               نام محلی است در کوفه.


11-               بحارالانوار: ۴۰/۳۳۴.


12-               بحارالانوار: ۴۰/۳۳۲.


13-               </SPAN&gt ;نهج‏البلاغه: نامه ۴۵.


14-               بحار: ۳۷/۲۵۶.


15-               نهج‏البلاغه، نامه ۲۵.


16-               خصال شیخ صدوق: ۲/۵۷۹.


17-               بحارالانوار: ۴۰/۳۲۷.


18-               نهج‏البلاغه، خطبه ۱۵.


19-               نهج‏البلاغه، نامه ۳.


20-               نهج‏البلاغه، خطبه ۲۱۵.


21-               انسان کامل، حسن زاده آملی، ص ۱۲۷.


22
              
انسان کامل، حسن‏زاده آملی، ص ۱۲۶.


23-               2/572-580.


&lt ;I>rasoolnoor.com


http://emamemobin.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید