ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

راهکارهای پرورش و افزایش حجاب در جامعه

چکیده:


کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر استعما لش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که بر حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه (ستر) که به معنی پوششی است به کار رفته است فقها معترض این مطلب شده اند کلمه (ستر) را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه (پوشش) را به کار می بردیم. زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده باشدو بیرون نرود وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده است بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند،، زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.پوشش زن در اسلام اینست که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد. (مطهری، ۱۳۵۳،۱۲۴).


با توجه به مطالب فوق در مقاله حاضر در پی آنیم با استفاده از روش کتابخانه ایی و اسنادی به بررسی موضوع حجاب پرداخته و تا حد امکان به سوالات زیر
پاسخ دهیم:


1- فلسفه پوشش


 2- علت ودلیل پیدا شدن حجاب


3- بررسی و دلیل بی حجابی و بد حجابی در جامعه


4- روش های پرورش و افزایش حجاب در جامعه


مقدمه


حجاب نه تنها مانع آرامش و کمال و آزادی نیست بلکه باعث حفظ زن از بسیاری از مزاحمتها و اتلاف استعداد شده ، به ترقی او کمک شایان کرده وی را از احساس پوچی و افسردگی می رهاند و در نتیجه مسرت خاطر فراهم می سازد. تا سه قرن قبل اوضاع پوشش زنان در جهان مناسب بوده است و شکلهای مبتذل امروزی وجود نداشت عواملی از قبیل صنعت و تکنولوژی، پیدایش نظریات فلسفی و مکاتب جدید باعث گسترش فرهنگ برهنگی بوده اند و موجب از بین رفتن شخصیت زن و ایجاد ناامنی برای او شده و آرامش روانی او را بر هم زده است.کسی که همه کمالات انسان را به زینت و زیبایی ظاهری، خود نمایی، دلفریبی، شهوت جنسی و مانند اینها را می داند چگونه می تواند به سمت سعادت و مراحل بالاتر عملی حرکت کند و دچار اسارت و کج اندیشی نشود. (شجاعی ۱۳۷۶،۱۵۰). </P&g t;

اهمیت و ضرورت موضوع


همانطور که گفتیم آثار سوء رفع حجاب و بی بند و باری زن بسیار است که همه اینها حاکی از نقش موثر زن در جامعه است. در ضرورت لزوم حجاب می توان موارد زیر را بیان کرد:


الف) جلوگیری از اذیت دیگران: قرآن کریم وقتی مساله لزوم حجاب را باز گو می کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان
می فرماید: ذلک ادنی یعرفن فلا یوذین”آیه ۵۹ سوره احزاب “برای اینکه شناخته
نشوند و مورد اذیت واقع نگردند.)


ب: امانت الهی: از نظر قرآن زن به عنوان امین حق الله مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خوداوست به زن داده و از او خواسته که از این حقش به عنوان امانت الهی محافظت نماید. یعنی زن باید کاملا در ک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست و حجاب زن حق الهی است.


در اسلام عصمت وعفت زن حق الله است. یعنی حتی اگر خود زن یا شوهررضایت به بی عفتی و بی حجابی زن بدهد کار تمام نیست زیرا زن ناموس خداست.وبارضایت مشروع نمی شود. فرق کشورهای غربی با اسلام این است که در غرب اگر زنی بی عفتی کرد او یا پدر و مادر و شوهر او رضایت دادند مشکل حل است.اما در اسلام با رضایت کار تمام نمی شود بلکه حکم خدا باید جاری شود. این نشانگرآن است که عفت زن از آن خداست وباید محفوظ بماند.همه این حرف ها حاکی از عظمت زن است که خداوند می خواهد حرمت او حفظ شود.و مردها صرف جذاب بودن و با دید فساد نگاه نکنند(جوادی آملی،۴۶۲) 


ج: انگیزه فطری: فطرت به عنوان یک نعمت درونی و همگانی در وجود انسانها قرار دارد و افراد بدون استثنا از این نعمت الهی بر خوردار می باشند. قرآن کریم در ترسیم چهره زندگی آدم و حوا پس از تناول از شجره منهیه می فرماید: چون از آن در خت تناول کردند، زشتیهایشان (مانند عورت ودیگر زشتیهای پنهان) آشکار گردید وبر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند.


د: عقل: عقل سلیم ما را به پوشش و حجاب دستور می دهد و آن را مایه کرامت و حفظ انحرافات و بیهودگی ها و پوچیها و موجب استواری انسان می داند و آنچه را که باعث بی عفتی و پیامدهای شوم بر هنگی می شود مذموم و ناپسند
می داند. (همان،۴۵۲)
 


ه: آرامش روانی: بنابر فرمایش استاد مطهری، اولین خاصیت حجاب و پوشش، خاصیت روانی یعنی آرامش روانی است. (مطهری،۱۳۵۳، ۱۲۰).


فلسفه پوشش


1- حرمت بخشیدن به زن: زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حفظ پوشش به نوعی احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وی از نگاههای شهوانی و حیوانی است . چنانچه زن حدود را رعایت ننماید هر بیمار دلی به او طمع نموده و با نگاه آلوده اش حریم زن را می شکند. آن شخصیتی که باید سالم بماند و نسل سالم تربیت کند تحت تاثیر دیده های آلوده به گناه به طرف شهوات سوق داده شده و در نتیجه هویت واقعی اش را فراموش کرده و در چنگال بیمار دلان و هوسبازان گرفتار می آید و از منش انسانیش سقوط کرده و به غرقاب حیوانیت می رود. کلام گوهر بار فاطمه زهرا (س) نشانگر جایگاه والای زن است که فرمود: (خیرالنسا ء ان لایرین الرجال و لا یراهن الرجال) بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند ومردی هم او را نبیند.


2- مبارزه با نفس: میل به خود نمایی و جلوه گری به مصالحی در سرشت زن، نهفته است که باید در مسیر و هدفی والا به کار گرفته شده شود. بیگمان این گرایش در وجود زن اگر همچون سایر میل ها به درستی به کارگرفته شود، ثمرات مطلوبی خواهد داشت و درجهت کمال او کارآمد خواهد بود و در مسیر فراهم آوردن محیطی مناسب همراه با زندگیش سودمند خواهد شد چرا که هیچ گرایش درونی بدون جهت د
ر جان انسان به ودیعت نهاده نشده است. اما اگر این گرایش، مرزی نداشته باشد و خود نمایی و جلوه گری همراه و در همه جا نمود داشته باشد، قطعا فساد آفرین خواهد بود.


3- جواز حضور در اجتماع: اسلام با طرح پوشش زن در حقیقت جواز حضور در اجتماع را رقم زده است و با دستورات حکیمانه و راهگشایی که در چگونگی منش و روش داده از یک سو این نیروی عظیم تباه شدن در گوشه ای بی هدف و اثر ماندن نجات داده و از سوی دیگر جلو فساد گستری و ناهنجاری های ناشی از اختلاط مرد و زن را گرفته است همه آحاد جامعه در قبال سلامت نفسانی جامعه مسئولند و مسئولیت مهمتر در این باره بر دوش خانم ها است.


4- ایجاد امنیت: جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف ، برای افراد فراهم سازد، بخش عمده ای از این مهم بر عهده زن است که با حفظ پوشش به این امر جامه عمل بپوشاند. اگر این حریم دریده شود ضمانتی برای سلامتی شخص وجود ندارد، زن چون از این حصار منیع در آمد،
درمعرض ضربات دیده های آلوده و قلوب منحرف قرار می گیرد و آرامش خود را از دست داده نهایتا نجات از تلاطم امواج بلا را نامعلوم می سازد. (غررالحکم و درر الحکم، ج/۴، ص ۱۰۵.)


– علت پیدا شدن حجاب:


در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است. ما مجموع آنها را ذکر می کنیم. نظریاتی که به دست آورده ایم بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلا ذکر می شود.


1- میل به رهبانیت و ریاضت (ریشه فلسفی)


2- عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)


3- پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)


4- حسادت و خود خواهی مرد (ریشه اخلاقی)


5- عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم ندارد به علاوه مقررات خنثی که در زمینه پلیدی او وترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)


علت نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضا درپدید آمدن بعضی از سیستم های غیر اسلامی تاثیر داشته است در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب نبوده است


مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده یک طرز تفکر فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی می کنند و گاهی ریشه سیاسی و اجتماعی بر آن ذکر می کنند گاهی آن را معلول علل اقتصادی می دانند و گاهی جنبه های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت می دهند (استاد مطهری،۱۳۸۱،۶۹).


عوامل بد حجابی و بی حجابی و راههای مبارزه با آن


بی حجابی پدیده ای است اجتماعی برای رسیدن به عوامل و علل آن باید با نگاهی اجتماعی، مسائل و زمینه های آن را کاوید.


الف) عوامل بد حجابی


1) تلاش استعمار در زدودن پوشش: به این اظهار نظر که نشانگر گوشه ای از طرح استعمار پیر یعنی انگلستان است، دقت کنید: در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادرها مشتاق شوند. باید به استناد شواهد ودلائل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متدوال شده و مطلقا سنت اسلام نیست..زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش مردان فعالیت داشته اند. پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه ماموران ما آن است که جوانان را به عشقبازی و روابط جنسی نا
مشروع با زنان تشویق کنند.(فتاحی زاده؛۱۳۷۹؛۱۱۲)


2- دگرگونی ارزشها: فرهنگ ستیزان در جوامع اسلامی برای زدودن ارزشها تلاشی شگرف به کار گرفته اند بی گمان روشها ومنشهای انسانی از بینشهای او سرچشمه می گیرد. شیوه نگرش او به ارزشها در چگونگی موضع گیری اش نقش مهمی ایفا ء می کند. اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و کوشش خوانده اما با حجب، حیاء، وقار، متانت، سنگینی رفتار، شکوه گفتار و سلامت کردار و این همه را برای او ارزش دانسته است اسلام حجاب را نشانی از شخصیتش تلقی کرده است، وقتی این ارزشها دگرگون شود و تلقی از زن از شخصیت و ارزش، عرصه وجود، نمایاندن آرایه ها و زیباییهایش می شود و در بینش او دیگر سانی به وجود آمده خودنمایی را ارزش می پندارد در عمل نیز در این وادی گام می نهد و گرایش درونی و تمایل فطریش راهی دگر می گیرد و به فساد آفرینی دست می یازد.(همان،۱۲۰)


1.        الگوهای نا هنجار: انسان فطرتا الگو گزین و الگو پذیر است. پیوسته در این اندیشه ها است ارزش هایی را که بدان باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد. مسئله الگو در اخلاق اسلامی و روان شناسی امروز جایگاه مهمی دارد. توجه دادن قرآن، انسان را به پیامبر به عنوان (اسوه حسنه) وبر نمودن چهره های نیک و بد همه و همه در جهت توجه به جایگاه الگو در ساختار روحی و انسانی است از این رو هویت ستیزان در پی اقدام های گسترده، در جایگزینی الگوها نیز تلاشی شگرف به کار گرفته اند. قهرمان سازی، الگو آفرینی آنچنانی برای زن در جهت زدایش هویت او برنامه وسیع استعمار بوده است. (همان۱۲۹)


4)خلاء های درونی: انسان گاه به کمبودهای شخصیتی دچار می شود و در پی جبران این خلاء ها به راههایی دست می یازد. کمبودهای عاطفی در خردسالی و گاهی در بزرگسالی ، هویت و شخصیت را به شدت دچار کاستی می کند آنگاه این گونه افراد چنانچه راهنمایان درستی نباشند، برای جبران آن به شیوه های غیر طبیعی متوسل می شوند و شخصیتی دروغین و بی پایه برای خود رقم می زنند . بررسی چگونگی بر خورد بر خی از زنان و دختران در مسئله پوشش کاملا نشانگر آن است که خود آرایی وخود نمایی نوعی ایجاد شخصیت پنداری است تا جلب کردن نظر ها و آفریدن جاذبه، خلا ها را بپوشاند. (همان۱۶۰) </SPAN&g t;


ب) راههای مبارزه با بد حجابی و بی حجابی


1) تقویت ایمان و اعتقاد: در زن باید باور آسمانی عمیق ایجاد شود، زنی که دل به حق داده و اندیشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنیوی اش را پذیرفته چطور حاضر می شود خودآرایی و خود نمایی کند و خود را در معرض دیده های آلوده قرار دهد و زمینه های تذلزل دیگران و فساد آفرینی را به وجوداورد ؟


2) احیا ء فرهنگ اصیل اسلامی: احیاء ارزشهای اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعلق و دریافتن ارزشها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به این نقش مهمی در این زمینه خواهد داشت. زن مومن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان می نگرد، باور داشته باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا، قلب پاک و جان پیراسته از آلودگی است که او را به روشی انسانی و منش اسلامی فرا خواهد خواند و بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نشان دهنده شخصیت نیست.


3) شناساندن الگوهای والا: امروز یکی از تاسف های جدی آن است که زن مسلمان آنچنان که بایسته و شایسته با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست، زندگانی حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش پیام آور عاشورا حضرت زینب (س) و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن مومن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت ووقار و متانت می تواند در جامعه حضور پیدا کند و ایفای نقش نماید.


روش ها ی پرورش عفاف


1- عادت دادن: همانگونه که در یادگیری بسیاری از رفتارهای مطلوب با استفاده از روش پاداش و تشویق می توان عادت مطلوب را در فرد ایجاد کرد، در مورد ارزش اخلاقی عفاف نیز می توان از این روش سود جست. آنچه که ندای فطرت از عمق وجود درخواست می کند به شرطی که مورد تشویق قرار گیرد سریعتر به عمل می انجامد در صورتی که از ابتدای کودکی، خانواده و مخصوصا مادردر مقابل رفتارهای مطلوب همراه با عفاف عکس العمل مثبت نشان دهد. مثلا در چگونگی لباس پوشیدن به دختر کوچکش، توجه و دقت لازم را نشان دهد (معصومی ۱۳۸۰،۷۴)


2- ارائه الگو: همزمان با گذر از دوران کودکی به اندازه ای که دختر توانایی درک معانی رفتار و حرکات را بیشتر پیدا می کند، احساس نیاز بر همانند سازی با والد همجنس (مادر) در او بیشتر می شود.اولین و بهترین همجنس دختران، مادران پر عاطفه و محبت آنها هستند که بیشترین علاقه را به رشد و تکامل فرزندانشان دارند. مادری که توان مندی برقراری رابطه صمیمی با فرزند خویش را داشته باشد، رفتار و حرکات و حتی طرز لباس پوشیدن و نگاه کردن او بر رفتار، احساس و عقاید دخترش تاثیر خواهد گذاشت. (همان،۸۳)


3- آگاهی دادن: پرورش عادت مطلوب وارائه رفتارهای مثبت توسط الگوی مناسب در سنین پایین به تنهایی موثر است. اما همچنان که رشد ذهنی و عقلی فرد افزایش می یابد و در گذراز کودکی به نوجوانی و بلوغ قرار می گیرد، همراه با استفاده از شیوه ها ی قبل، نیاز فراوان به شناخت و آگاهی کافی از جنبه های مختلف این ارزش اخلاقی، آثار مثبت آن در زندگی فردی و اجتماعی و تاثیر معنوی آن دررشد شخصیت فردی می باشد. این نقش خطیر توسط خانواده، مدرسه و رسانه های جمعی قابل انجام است. (معصومی ۱۳۸۰،۹۵)


4- تذکر: یکی از دستورات مهم اسلامی درباره ی فروع و احکام دین ثبات اخلاقیت در جامعه، امر به معروف و نهی از منکر است هنگامی که تمام افراد پیرامون، خانواده دوستان،فامیل و همکاران او درباره رعایت شئونات شرعی و ارزش های اخلاقی خصوصا مساله عفاف نوجوانان به جا و به موقع تذکر لازم را بدهد؛ وی را دوستانه از خطاهایش آگاه سازند و آثار منفی رعایت نکردن را به وی گوشزد کنند، میزان ارج نهادن به این ارزش در جامعه بیشتر خواهد شد (همان،۱۰۴). 


نتیجه گیری:


لزوم پوشیدگی زن
در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است. در خود قرآن درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنانکه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است، ریشه بسیاری از انحرافات دینی واخلاقی نسل جوان را در لابلای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آنچنانکه باید راهنمایی نشده است و از این نظر فوق العاده نیازمند است. جهان امروز به نام آزادی زن و صریح تر (آزادی روابط جنسی) روح جوانان را سخت فاسد کرده است، به جای اینکه این آزادی به شکفتن استعدادها کمک کند به شکل دیگر و به صورت دیگر غیر آنچه در قدیم وجود داشت، نیروها و استعدادهای انسانی را هدر داده است و می دهد.در اثر این بی بند و باری و دور افکندن قیود انسانی، از راندمان تحصیل جوانان کاسته شده، جوانان از تحصیل و مدرسه فراری شده اند، جنایتهای عشقی فراوان شده، بازار سینماها رونق گرفته، جیب کارخانه داران مولد لوازم آرایشی پر شده، ارزش رقاصها و رقاصه ها و کولی ها صد برابر دانشمندان ومتفکران مصلحان شده است. اسلام با همه توجهی که به خطر شکسته شدن حصار عفاف دارد. همانطور که روش این آیین پاک خدایی است که آیین معتدل و متعادل است و از هر افراط و تفریطی به دور است و امتش را (امت وسط) می خواند از جنبه های دیگر غافل نمی شود. زنان را تا حدودی که منجر به فساد نشود از شرکت در اجتماع نهی نمی کند و در بعضی موارد شرکت آنها را واجب می کند.


نویسنده:


فاطمه ابراهیمی،مربی،گروه علوم اجتماعی،دانشگاه پیام نور


محبوبه شهسواری کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی و کارمند دانشگاه پیام نور گلپایگان.


مهدی جمالی،کاردانی روابط عمومی و کارمند شبکه بهداشت و درمان گلپایگان


 


منابع و مآخذ:


-تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، ترجمه جمال الدین محمد بن حسین خوانساری، غررالحکم و دررالکلم، تهران انتشارات دانشگاه تهران، بهمن


-جوادی آملی عبدالله، آیینه جلال و جمال، نشر اسراء


شجاعی، محمد (۱۳۷۶) دروصدف (مبحثی دینی، اجتماعی سیاسی در باره حجاب) تهران


-فتاحی زاده، فتحیه (۱۳۷۹) حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، تهران


مطهری، مرتضی (۱۳۸۱). مقام زن (خلاصه آث
ار)، انتشارات صدرا


معصومی، مسعود (۱۳۸۰) احکام مربوط به زن و مرد، تهران


مطهری، مرتضی(۱۳۵۳)مسئله حجاب. تهران: نشریه انجمن اسلامی.. 


http: //emamemobin.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید