ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

داستان هایی از امام حسن عسگری علیه السلام

ب) ریشه­های روانی دروغ در بزرگ سالی


علل روانی دروغ در بزرگ سالان می­تواند موارد زیر باشد:


یک ـ ترس از فقر


گاهی انسان به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از او و از دست دادن جایگاه و مقام دروغ می­گوید.


دو ـ حب جاه و مقام


زمانی ا
ز روی علاقه شدید به مال و جاه و مقام و دیگر شهوت­ها زبان به دروغ می­گشاید و از این وسیله نامشروع برای تأمین هدف خود کمک می­گیرد.


سه ـ غلبه هوای نفس


گاهی تعصب­های شدید و حب و بغض­های بیش از اندازه و غیر الهی سبب می­شود انسان به نفع فرد دلخواهش یا به زیان کسی که از او نفرت و کینه دارد، برخلاف واقع سخن بگوید.


چهار ـ فخرفروشی


زمانی برای آنکه خود را بیش از آنچه هست نشان دهد و اظهار دانش­ و آگاهی بسیار کند، در مسائل مختلف علمی و تاریخی دروغ می­گوید.


پنج ـ ضعف ایمان و کمبود عزت نفس


همه این عوامل که زمینه­ساز صفت دروغ در آدمی هستند، از شخصیت ناسالم و ناتوانی روح و ضعف ایمان و کمبود عزت نفس ناشی می­شوند. کسانی که خود را باور ندارند و روحشان ناتوان و زبون است، برای رسیدن به هدف­های خود و فرار از زیان­های احتمالی راستگویی به دروغ و دورویی و خیانت پناه می­برند. در مقابل، افراد توانا و آراسته به شخصیتی محکم و مطمئن، به خود و توانایی­شان ایمان دارند و پیروزی و نیک­بختی خود را در آنها می­جویند.


همچنین کسانی که به قدرت لایزال الهی ایمان دارند و سرچشمه همه برکت­ها و کامیابی& amp;shy;ها را در گرو اراده نافذ او می­دانند، قدرت او را برتر از همه قدرت­ها و حمایت او را بالاترین حمایت­ها شناخته­اند و دلیلی نمی­بینند که برای رسیدن به سود یا دفع زیان، دروغ­پردازی کنند.


شش ـ غفلت از زیان های دروغ


گاهی نیز به سبب توجه نکردن به زیان­های دروغ و از یاد بردن اهمیت راستگویی یا آلودگی محیط خانوادگی یا محیط اجتماعی و معاشران، این ویژگی ناپسند در انسان ریشه می­دواند.


هفت ـ کمبود شخصیت


عامل مهم دیگر برای دروغگویی، احساس کمبود شخصیت و عقده خودکم­بینی است. کسانی که به چنین عقده­ای گرفتارند، می­کوشند با انواع دروغ­ها و گزاف­ها، خودکم­بینی­ای را که در خود احساس می­کنند، جبران سازند.[۵]


3. درمان دروغ


الف) راه­های درمان در کودکان


برای اصلاح و باز داشتن کودکان از دروغگویی، راه­هایی وجود دارد که هر کدام را بنا به شرایط مناسب خود باید به کار بست. برخی از این راه­ها عبارتند از:


یک ـ نشان دادن ارزش راستی


کودک باید بفهمد که راستگویی ارزشمند و دروغگویی کاری خطا و بی­ارزش است. او باید­ پی­آمدهای زشت دروغ را با زبان کودکانه از راه داستان­ها و سخنان آموزنده بداند. حتی لازم است گاهی به او فرصت دهند نتیجه تلخ دروغگویی را خود، از نزدیک لمس و درک کند و ببیند که دروغگویی چه رسوایی­هایی به دنبال دارد.


دو ـ پند و اندرز


ارشاد و موعظه به ویژه اگر پنهانی انجام گیرد و با مهر و صفا همراه باشد، در بسیاری م
وارد کارساز است. به کودک باید فهماند که دروغگویی نفرت والدین، دوستان و مهم­تر از همه نارضایتی خداوند را در پی دارد، و فرجامش رسوایی او و خانواده است که همه از آن گریزانند.


سه ـ اجازه بیان احساس


کودک باید اجازه داشته باشد که احساس خود را آشکارا بیان کند. و چنانچه آن احساس ناپسند بود، باید به او کمک کرد تا کم کم آن را ترک کند. اینکه برای کودک چاره­ای نگذاریم جز آنکه امر دلخواه ما را بر زبان براند، خطاست. او باید بی هیچ هراسی بتواند بگوید که از فلان شخص بیزار است، از فلان غذا خوشش نمی­آید، از انجام فلان کار ناتوان است یا از رفتن به فلان مجلس ناراحت است. بدیهی است در بسیاری موارد، پس از آنکه احساس و نظر او فهمیده می­شود، می­توان او را قانع و به سوی هدف مناسب هدایت کرد.


چهار ـ بخشیدن کودک&lt ;/o:p>


در زمان­هایی که کودک به اشتباه خود ادامه می­دهد، والدین وظیفه دارند از او مراقبت کنند تا آن اشتباه را تکرار نکند؛ ولی وقتی خطایی کوچک از او سر زد، ناگزیر باید آن را بخشید و به او فهماند که نیازی نیست که برای سرپوش­گذاشتن بر خطای نخست، دروغ بگوید. کودک را به خاطر اشتباهش یا به سبب حرف راستش هرگز نباید تنبیه کرد. مؤثرترین تصمیم در این زمینه، هشدار و پرهیز دادن از تکرار خطاست. همچنین نباید طفل را غافل گیر کرد که او نیز بی­اختیار به دروغ متوسل شود.


پنج ـ درک کودک و هم دردی با او


کودکی که سرگرم بازی بوده و بر اثر آن لباسش پاره یا کثیف شده است، نباید بازخواست شود، مگر آن گاه که از قبل، سفارش­های لازم را به او کرده باشیم، حتی در این صورت، نیز کودک نباید تنبیه بدنی شود. مناسب ترین تنبیه برای او سرزنش، هشدار یا محروم کردن او از بازی برای ی
کی دو روز است. حتی گاه لازم است با کودک همدردی کنیم و به او بفهمانیم که چاره­ای ندارد، جز اینکه همین لباس پاره را به تن داشته باشد. با این کار، ناراحتی و سختی پیش آمده از خطایش را خود نیز درک می کند.


شش ـ سکوت


سکوت­های معنی­دار و هدفمند، در بسیاری موارد سودمندتر و مؤثرتر است. با سکوت و با نگاه سرزنش آمیز و چهره غم آلود و جدی می­توان به کودک نشان داد که دروغ او را فهمیده ایم.


بهترین راه اصلاح کودک در این وضع، این است که به دروغ او نخندیم یا ابراز تعجب نکنیم، بلکه با پرسیدن چند پرسش از او به او ثابت کنیم حرف­هایش بی­اساس و بی­ارزش است.


هفت ـ هشدار


در صورت پافشاری کودک بر دروغگویی، می­توان از هشدار و تهدید بهره گرفت. بدین صورت که اگر از این کار دست برنداری، ناگزیریم این ویژگی تو را به دوستان و بستگان بگوییم و به آنها تأکید می­کنیم که حرف­های تو بی­اساس است تا آنها فریب تو را نخورند.


البته باید کوشید که کار به این مرحله نرسد و مشکلات، دوستانه حل شود و کودک به راستی و درستی مشتاق شود.


هشت ـ رعایت نکات تربیتی


در اصلاح دروغگویی کودکان، باید به چند نکته­ توجه کرد:


بر عهده والدین و مربیان است که میان واقعیت و پندار کودک فرق بگذارند و هر سخن طفل را بر دروغ حمل نکنند؛ زیرا حتی ممکن است کودکی صحنه­ای را در خواب بیند و آن را قاطعانه به عنوان واقعیت مطرح کند.


والدین نباید نقش یک کاراگاه را برای کودک بازی کنند و پرسش­های آنان از کودک نباید شکل بازجویی داشته باشد تا به اعتراف دروغین منجر نشود. به محض اینکه روشن شد سخن کودک دروغ است، باید پرسش­ها را تمام کرد و به جست­وجوی علت پرداخت.


ن
وع پرسش­ها نباید به گونه­ای باشد که طفل گمان کند، در حال شمردن خطای او یا به دام انداختن او هستیم؛ چون در آن صورت، برای فرار از مسئله ناگزیر به دروغ گفتن رو خواهد آورد.


دروغ گفتن­های بسیار و پی در پی نشان دهنده اضطراب در کودک است که باید کوشید تا ریشه آن را پیدا کرد.


کودک را نباید مجبور کرد از میان دو مسئله­ که هر دو دروغ است، یکی را انتخاب کند.


بعضی رفتارها و تصمیم های ناشیانه و شتابزده والدین زمینه ساز دروغگویی کودک است که باید از آنها دوری کرد.


برای اصلاح دروغ، همیشه با تنبیه نمی­توان پیش رفت. گاهی وقت­ها پند و موعظه تأثیری بهتر دارد.


رفتار و کردار و سخن خود را همانند و هماهنگ کنید. از شما در جایگاه مربی، سزاوار نیست که دروغی شنیده شود.[۶]


ب) راه­های درمان در بزرگ سالان


یک ـ پرورش شخصیت


یکی از مؤثرترین راه­های درمان دروغ، پرورش شخصیت است؛ زیرا چنان که گفته شد یکی از انگیزه­های روانی روی آوردن به دروغ، احساس خودکم بینی و کمبود شخصیت است. افرادی که به این مشکل دچار هستند، دروغ گفتن را راه­کاری برای جبران این کمبود می­دانند. اگر افراد دروغگو استعدادهای درونی خود را بشناسند و بدانند که با پرورش آنها می­توانند ارزش و مقام خود را بالا ببرند، دیگر نیازی به دروغ نمی­بینند.


دو ـ بیان جایگاه والای راستگویان


باید افراد دروغگو را به این باور رساند که ارزش اجتماعی کسی که با راستگویی توانسته است اعتماد اطرافیانش را به دست آورد، بالاترین ارزش­هاست و چنین کسی سرمایه معنوی بزرگی از احترام اجتماعی در اختیار دارد که هیچ سرمایه مادی نمی­تواند با آن برابری کند. انسان راستگو نه تنها میان هم­نوعان خود محترم است، در پیشگاه خداوند نیز مقام بسیار بالایی دارد، چنان که در قرآن مجید، راستگویان هم­ردیف پیامبران و شهیدان معرفی شده­اند.


و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند (در روز رستاخیز) هم­نشین کسانی خواهند بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و راستگویان و شهدا و صالحان و آنها هم­نشینان خوبی هستند. (نساء: ۶۹)


سه ـ از بین بردن عوامل زمینه­ساز در دروغگویی


باید ریشه­های این انحراف اخلاقی مانند طمع، ترس، خودخواهی، حب و بغض­های بی­اندازه و مانند آن را خشکاند تا این صفت خطرناک زمینه مناسبی برای رشد در وجود انسان پیدا نکند.


چهار ـ هم­نشینی با افراد راستگو


پنج ـ ایجاد آرامش در محیط زندگی


شش ـ تقویت اعتماد به نفس


پی نوشت:


[1] . سید رضا صدر، دروغ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸، تلخیص، صص ۱۹۷ ـ ۲۰۹.


[2]. همان، ص ۲۱۲.

&# x0D;

[3]. همان، صص ۲۱۹ ـ ۲۲۸.


[4]. علی قائمی، تربیت و بازسازی کودکان، انتشارات امیری، پاییز ۱۳۷۴، چ ۹، صص ۱۹۸ ـ ۲۰۰.


[5] . ناصر مکارم شیرازی، زندگی در پرتو اخلاق، نشر سرور، ۱۳۷۸، چ ۲، صص ۹۳ و ۹۴.


[6] . تربیت و بازسازی کودکان، صص ۲۰۰ ـ ۲۰۲.


www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید