ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

قضاوتهای امیرالمومنین علیه السلام/ بخش هفتم

نشانه جهاد کنندگان


حضرت امیر علیه السلام در جنگ جمل و صفین و نهروان در میان یاران کشته خود به دقت نظر مى کرد و بر کسى که از پشت سر زخم داشت نماز نمى خواند و مى& lt;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; COLOR: black; FONT-SIZE: 9pt” dir=ltr lang=AR-SA> فرمود: او از جهاد در راه خدا فرار کرده و بر کسى که از پیشرو زخم داشت نماز بجاى مى آورد و او را به خاک مى سپرد (۴۷۶).


اثر وضعى


غلامى را نزد<SPAN dir=ltr& gt; عمر آوردند، غلام، مولاى خود را کشته بود، عمر دستور داد او را بکشند. امیرالمومنین علیه السلام از قضیه خبردار گردیده غلام را به حضور طلبید و به او فرمود: آیا مولایت را کشته اى؟
غلام: آرى.
امیرالمومنین علیه السلام: چرا؟
غلام: با من عمل خلاف نمود.
على علیه السلام از اولیاى مقتول پرسید؛ آیا کشته خود را به خاک سپرده اید؟
گفتند: آرى.
فرمود: چه وقت؟
گفتند: همین الان.
حضرت امیر به عمر رو کرده و فرمود: غلام را بازداشت کن و او را عقوبت نده و به اولیاى مقتول بگو پس از سه روز دیگر بیایند.
چون پس از سه روزه آمدند، على علیه السلام دست عمر را گرفت و به اتفاق اولیاى مقتول به جانب گورستان رهسپار شدند، و چون به قبر آن مرد رسیدند، آن حضرت به اولیاى مقتول فرمود: این قبر کشته شماست؟ گفتند: آرى.
فرمود: آن را حفر کنید! آن را حفر کردند تا به لحد رسیدن
د آنگاه به آنان فرمود: میت خود را بیرون بیاورید، آنها هر چه نگاه کردند جز
کفن میت چیزى ندیدند. جریان را به آن حضرت عرضه داشتند.
امیرالمومنین علیه السلام دوبار تکبیر گفت و فرمود: به خدا سوگند نه من دروغگو هستم و نه کسى که به من خبر داده است، شنیدم از رسول خدا صلى الله علیه و آله که فرمود: هر کس از امتم که کردار قوم لوط را مرتکب شود، پس از مردن سه روز بیشتر در قبر نمى ماند و زمین او ر
ا
به قوم لوط که به عذاب الهى هلاک شدند مى رساند، و در روز قیامت با آنان محشور مى گردد (۴۷۸).


تاثیر استخوان


جوانى</SPAN& gt; نزد عمر رفت و میراث پدر را از او طلب کرد و اظهار داشت که او هنگام فوت پدرش در مدینه کودکى بوده است. عمر بر او فریاد زد و او را دور نمود. جوان از نزد عمر بیرون رفت و از دست او تظلم مى کرد. اتفاقا حضرت امیر علیه السلام به جوان رسید و چون از قضیه آگاه شد به همراهان خود فرمود: جوان را به مسجد جامع بیاورید تا خودم در ماجرایش تحقیق کنم.
جوان را به مسجد بردند. على علیه السلام از او سوالاتى کرد و آنگاه فرمود: چنان درباره شما حکم کنم که خداوند بزرگ به آن حکم نموده و تنها، برگزیدگان او بدان حکم مى کنند سپس بعضى از اصحاب خود را طلبیده به آنان فرمود: بیایید و بیلى نیز همراه بیاورید، مى خواهیم به طرف قبر پدر این کودک برویم. چون رفتند، آن حضرت به قبرى اشاره کرد و فرمود: این قبر را حفر کنید و ضلعى از اضلاع بدن میت را برایم بیاورید، و چون آوردند حضرت آن را به دست کودک داد و به وى فرمود: این استخوان را بو کن. کودک از استخوان بو کشید، ناگهان خون از دو سوراخ بینى او جارى شد، على علیه السلام به کودک فرمود: تو پسر این میت هستى.
عمر گفت: یا على! با جارى شدن خون، مال را به او تسلیم مى کنى؟
حضرت فرمود: این کودک سزاوارترست به این مال از تو و از سایر مردم و آنگاه به حاضران دستور داد استخوان را بو کنند، و چون بو کشیدند، هیچ گونه تاثیرى در آنها نگذاشت و دوباره کودک از آن بو کشید و خون زیادى از بینى او خارج شد، پس مال را به کودک تسلیم نمود و فرمود: به خدا سوگند نه من دروغگو هستم و نه آن کسى که این اسرار را به من آموخته است (۴۷۹).


حد شارب الخمر


امیرالمومنین علیه السلام مى فرمود: کسى که شراب نوشد مست مى شود و در آن حال هذیان مى گوید و به مردم تهمت مى زند، پس شارب الخمر را به اندازه تهمت زننده تازیانه بزنید (۴۸۶).


عمر اعتراف کرد


چند نفر شامى در حال احرام، پنج تخم شتر مرغ، بریان کرده و خوردند پس از آن گفتند: ما محرم بودیم و این عمل برایمان حرام بود، چون به مدینه آمدند مساءله را از عمر پرسیدند، عمر پاسخش را ندانست و به آنان گفت: چند نفر از اصحاب رسول خدا پیدا نموده و حکم مساءله را از آنها بپرسید، پس مساءله را از بعض اصحاب پیامبر پرسش نمودند، ولى پاسخ آنان مختلف بود، شامیان نزد عمر بازگشته و جریان را گفتند. عمر گفت: در این شهر مردى هست که ما ماموریم در مواقع اختلاف از او حکم بخواهیم، پس برخاست و با آن گروه به طرف خانه حضرت امیر علیه السلام روانه گردیده آن حضرت را در محلى به نام ینبع یافت، شامى ها مساءله خود را از آن حضرت پرسیدند.
على علیه السلام فرمود: باید پنج ماده شتر از فحل بکشند و نتاج آنها را جهت قربانى به خانه خدا بفرستند.
عمر گفت: ماده شتر گاهى بچه مى اندازد<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 9pt" dir=ltr& gt;.
على علیه السلام فرمود: تخم هم گاهى فاسد مى شود. در این موقع عمر گفت: براى مثل چنین مشکلاتى مامور شده ایم از شما سوال کنیم (۴۸۷).


آثار شراب نوشى 


از امیرالمومنین علیه السلام پرسیدند، شما معتقدید که شراب نوشیدن از زنا و دزدى بدترست؟
آن حضرت فرمود: آرى، زیرا کسى که زنا مى کند بسا مرتکب گناه دیگرى نشود، ولى کسى که شراب نوشید هم زنا مى کند هم دزدى مى کند، هم مرتکب قتل حرام مى شود، و هم نماز نمى خواند & lt;/SPAN>(485).


پی نوشت:


476عجایب القضایا، قمى، ص ۴۶، حدیث ۴۵
۴۷۸مناقب، ج ۱، ص ۴۹۵


479مناقب، سروى، ج ۱، ص ۴۹۱
۴۸۶فروع کافى، ج ۷، ص ۲۱۵
۴۸۷مناقب، سروى، ج ۱، ص ۴۹۶
۴۸۵فروع کافى، ج ۶، ص ۴۰۳


www.ghadeer.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید