ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نفرین امام علی(ع) به کتمان کنندگان غدیر

آیا امام علی (ع) به کتمان کنندگان ماجرای غدیر نفرین کرده است؟


سماک بن عبید بن ولید عبسى می گوید: به نزد عبد الرحمان بن ابى لیلى رفتم. به من گفت که شاهد بوده است على علیه السلام در رُحبه فرموده است: «سوگند مى دهم هر کس را که شنیده و شاهد بوده است که پیامبر خدا روز غدیر خم چه گفته، برخیزد و کسى جز آن که او را دیده است، برنخیزد».
دوازده تن برخاستند و گفتند: ما دیدیم و شنیدیم که دست علی(ع) را گرفت و فرمود: «هرکه من مولاى اویم، پس على مولاى اوست. خدایا! دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار؛ یاورش را یارى ده و واگذارنده اش را وا گذار». همه برخاستند، جز سه نفر. على علیه السلام هم آن سه تن را ن
فرین کرد، که نفرینش کارگر افتاد. (۱)

همچنین عمیره بن سعد مى گوید: شاهد بودم که على علیه السلام اصحاب پیامبر خدا را بر روى منبر، سوگند داد و ابوسعید و ابو هریره و انس بن مالک هم گرد منبر بودند. على علیه السلامبر بالاى منبر بود و دوازده مرد هم گرد منبر بودند که اینان در میان شان بودند.
على علیه السلام فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم! آیا شنیدید پیامبر خدا بفرماید: هرکه من مولاى اویم، پس على مولاى اوست؟».
همگى برخاستند و گفتند: به خدا، آرى! ولی انس بن مالک برنخاست.على علیه السلام فرمود: «چه چیز تو را از برخاستن بازداشت؟».
گفت: اى امیر مؤمنان! پیر و فراموشکار شده ام!
(على علیه السلام) فرمود: «خدایا! اگر دروغ مى گوید، بر او بلایى نیکو نازل کن». آن مرد نمرد، تا آن که چنان پیسى و سفیدى اى در بین دو چشمش دیدیم که دستار (عمامه) هم آن را نمى پوشاند. (۲)
ابن قتیبه ـ درباره اَنَس بن مالک ـ می نویسد: صورتش پیسى داشت. و مردم می گفتند که على علیه السلام از او درباره گفته پیامبر: «خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار» پرسید. و او گفت: سالخورده شده ام و از یاد برده ام. على علیه السلام فرمود: «اگر دروغ مى گویى، خدا تو را به چنان پیسى اى مبتلا کند که دستار هم آن را نپوشانَد».(۳)
همچنین اُسد الغابه ـ به نقل از ابو اسحاق ـ می نویسد: عدّه بى شمارى، از جمله: عمرو ذو مرّ، یزید بن یثیع، سعید بن وهب و هانى بن هانى برایم نقل کرده اند که على علیه السلام مردم را در رحبه، سوگند داد که چه کسى شنیده است پیامبر خدا بگوید: «هرکه من مولاى اویم، پس على مولاى اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار»<SPAN dir=ltr& gt;.
پس، عدّه اى برخاستند و گواهى دادند که آن را از پیامبر(صلى الله علیه وآله) شنیده اند و گروهى هم کتمان کردند. این گروه از دنیا نرفتند، مگر آن که کور شدند و بلایى گریبانگیرشان شد. یزید بن ودیعه و عبد الرحمان بن مدلج، از آن جمله اند. (۴)
و نیز در أنساب الأشراف ـ به نقل از ابو وائل، و شقیق بن سلمه ـ آمده: على علیه السلام بر منبر فرمود: «هر کسى را که شنیده است پیامبر خدا(ص) در مورد من روز غدیر خم فرمود: خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار، سوگند مى دهم که برخیزد و گواهى دهد».
انس بن مالک، براء بن عازب و جریر بن عبد الله در پایین منبر بودند. على علیه السلام سخنش را تکرار کرد امّا پاسخش ندادند. پس فرمود: «خدایا! هر کس این مطلب را مى دانست و گواهى نداد، او را از دنیا مبر، تا آن که علامتى برایش قرار دهى که بدان شناخته شود». بعد ازآن انس، پیسى گرفت؛ و بَراء، کور شد؛ و جریر، پس از ایمان، به جاهلیّت بازگشت و به سَرات(۵) رفت و در خانه مادرش مُرد. (۶)
زید بن ارقم نیز می گوید: على علیه السلام مردم را (چنین) سوگند داد: « هر کسى را که شنیده است پیامبر خدا فرمود: هر که من مولاى اویم، پس على مولاى اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار سوگند مى دهم که برخیزد». پس، دوازده بَدرى برخاستند و بدان گواهى دادند؛ و من در میان کسانى بودم که کتمان کردند. پس، بینایى ام (از دست) رفت.(۷)


پی نوشت:


1. مسند ابن حنبل: ج ۱ ص ۲۵۳ ح ۹۶۴؛ تاریخ دمشق: ج ۴۲ ص ۲۰۷ ح ۸۶۸۴؛ البدایه والنهایه: ج ۵ ص ۲۱۱ .


2. حلیه الأولیاء: ج ۵ ص ۲۶ ؛ محاضرات الاُدباء: ج ۲ ص ۴۱۵ نحوه .


3. المعارف لابن قتیبه: ص ۵۸۰؛ الإرشاد: ج ۱ ص ۳۵۱؛ شرح الأخبار: ج ۱ ص ۲۳۲ ح ۲۲۱؛ الخرائج والجرائح: ج ۱ ص ۲۰۷ ح ۴۹ و الثلاثه الأخیره عن طلحه بن عمیره؛ إرشاد القلوب: ص ۲۲۸ نحوه .


4 . اُسد الغابه: ج ۳ ص ۴۸۷ الرقم ۳۳۸۸ .


5 . سَرات، کوهى مشرِف بر عرفه است که تا صنعاء کشیده شده است (معجم البلدان: ج ۳ ص ۲۰۴) .


6 . أنساب الأشراف: ج ۲ ص ۳۸۶.


7 . المعجم الکبیر: ج ۵ ص ۱۷۵ ح ۴۹۹۶ و ص۱۷۱ ح ۴۹۸۵ عن أبی سلیمان زید بن وهب عن زید بن أرقم وفیه «ستّه عشر رجلاً» بدل «اثنا عشر بدریّاً»، المناقب لابن المغازلی: ص ۲۳ ح ۳۳ و فیه «أبی سلیمان» ولیس فیه «فقام اثنا عشر بدریّاً فشهدوا بذلک»؛ الاحتجاج: ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۳۶، شرح الأخبار: ج ۱ ص ۱۰۰ ح ۲۲ و فیه «ستّه عشر» بدل «اثنى عشر» و ص۲۳۲ ح ۲۲۲ و فیه «جماعه» بدل «اثنا عشر» وکلّها نحوه .


http://makarem.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید