ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ایران پیش از تاریخ

اروپای‌ یخین‌، ایران‌ بارانین‌ 


در اینجا سرزمین‌ ایران‌ را از دیدگاه‌ تحقیقات‌ زمین‌شناسی‌ و مورّخان‌ نامداری‌ چون‌ گیرشمن‌ ایرانشناس‌ معروف‌ و دیگر دانش‌پژوهان‌ و تاریخ‌نگاران‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌. 


بنابر تحقیقات‌ اخیر زمین‌شناسی‌، در هنگامی‌ که‌ بخش‌ اعظم‌ اروپا را توده‌های‌ یخ‌ پوشیده‌ بود، فلات‌ ایران‌ دوره‌ی‌ باران‌ را از سر می‌گذراند که‌ طی‌ آن‌ حتّی‌ نقاط‌ مرتفع‌ نیز در زیر آب‌ قرار داشت‌، در آن‌ زمان‌ در بخش‌ مرکزی‌ این‌ فلات‌ – که‌ امروزه‌ به‌ شکل‌ بیابان‌ نمکزار وسیعی‌ درآمده‌ است‌ – دریاچه‌ای‌ پهناور قرار داشت‌ که‌ رودهای‌ بسیاری‌ از کوههای‌ بلند به‌ سوی‌ آن‌ س
رازیر می‌شد. سنگواره‌های‌ ماهیان‌ و صدفهای‌ این‌ دریاچه‌ (که‌ نه‌ تنها در بیابان‌ مزبور بلکه‌ حتّی‌ در دره‌های‌ مرتفع‌ نیز به‌ دست‌ آمده‌ است‌)، وضع‌ طبیعی‌ این‌ آب‌ و خاک‌ را در چند هزار سال‌ پیش‌ از میلاد مسیح‌ مجسم‌ می‌سازد. در دورانی‌ که‌ می‌توان‌ آن‌ را بین‌ ده‌ تا پانزده‌ هزار سال‌ پیش‌ از میلاد فرض‌ کرد، به‌ تدریج‌ وضع‌ آب‌ و هوا رو به‌ تغییر نهاد: دوران‌ بارانی‌ از میان‌ رفت‌ و به‌ جای‌ آن‌ دورانی‌ فرا رسید که‌ اصطلاحاً « عصر خشک‌ » نامیده‌ می‌شود، و هنوز هم‌ ادامه‌ دارد. کم‌شدن‌ باران‌ از یک‌ طرف‌ و بلند بودن‌ سطح‌ دریاها و دریاچه‌های‌ داخلی‌ از سوی‌ دیگر موجب‌ کندی‌ جریان‌ رودها و جویبارهایی‌ شد که‌ آب‌ کوهها را به‌ منابع‌ مزبور می‌رسانید. بر اثر نظم‌ جریان‌ رودخانه‌ها، در مصب‌ آنها ذخایر رسوبی‌، گرد آمده‌ قطعه‌ زمینهایی‌ را تشکیل‌ داد که‌ به‌ زودی‌ سر از آب‌ بیرون‌ آورده‌ حد فاصلی‌ میان‌ دره‌ی‌ موجود یا دشت‌ آینده‌ و کوه‌ به‌ موجود آورد. در این‌ دوران‌، انسان‌ پیش‌ از تاریخ‌ که‌ بیشتر در فلات‌ ایران‌ به‌ سر می‌برد، در سوراخهایی‌ سکنی‌ می‌گزید که‌ در اطراف‌ پر درخت‌ کوهها حفر می‌کرد و سقف‌ آنها را با شاخه‌های‌ درختان‌ می‌پوشاند گاهی‌ نیز غارها یا پناهگاههای‌ سنگی‌ متعددی‌ را که‌ اغلب‌ آنها بسترهای‌ زیرزمینی‌ رودهای‌ کهن‌ بودند، به‌ عنوان‌ سرپناه‌ مورد استفاده‌ قرار می‌داد. 


 در بهار سال‌ ۱۹۴۹ مکتشفین‌ برای‌ نخستین‌ بار در ایران‌ آثار و بقایای‌ انسان‌ دوره‌ی‌ مورد اشاره‌ را طی‌ حفاری‌ غاری‌ در تنگ‌ پیده‌ (در کوههای‌ بختیاری‌ واقع‌ در شمال‌ شرقی‌ شوشتر) تشخیص‌ دادند. انسان‌ در اینجا برای‌ تهیه‌ی‌ غذا به‌ شکار می‌پرداخت‌ و درین‌ رهگذر از حیله‌ و تدبیر، بیش‌ از نیرو و قدرت‌ استفاده‌ می‌کرد. وی‌ به‌ طرز کاربرد چکش‌ سنگی‌، تبردستی‌ و تبری‌ که‌ به‌ چوبدستی‌ شکافداری‌ متصل‌ بود، آشنایی‌ داشت‌. با اندکی‌ صیقل‌ دادن‌، از ناهنجاری‌ این‌
ابزارهای‌ بدوی‌، اندکی‌ کاسته‌ می‌شد. آلات‌ استخوانی‌ از قبیل‌ درفش‌ که‌ از استخوان‌ حیوانات‌ می‌ساختند، به‌ مراتب‌ کمتر از مصنوعات‌ سنگی‌ تداول‌ داشت‌. انسان‌ در آن‌ موقع‌ از نوعی‌ ظرف‌ سفالین‌ استفاده‌ می‌کرد که‌ به‌ طور ناقص‌ پخته‌ می‌شد و در پایان‌ سکونت‌ وی‌ در غار، بر اثر دودخوردگی‌ کاملاً سیاه‌ رنگ‌ شده‌ بود. این‌ نوع‌ ظرفها همراه‌ با قدیمی‌ترین‌ بقایای‌ انسان‌ در فلات‌ ایران‌ پیدا شده‌ و بنابراین‌ نشانه‌ی‌ مهمی‌ از وجود ارتباط‌ بین‌ دو مرحله‌ی‌ سکونت‌ اوست‌. 


زنان‌ ایرانی‌ در عصر نوسنگی‌ 


در این‌ جامعه‌ی‌ ابتدایی‌ وظیفه‌ی‌ خاصی‌ برعهده‌ی‌ زن‌ گذاشته‌ شده‌ بود: وی‌ گذشته‌ از آنکه‌ نگهبان‌ آتش‌ و شاید مخترع‌ و سازنده‌ی‌ ظرفهای‌ سفالین‌ بود، می‌بایستی‌ چوبدستی‌ بردارد و در کوهها به‌ جستجوی‌ ریشه‌های‌ خوردنی‌ گیاهان‌ یا جمع‌آوری‌ میوه‌های‌ وحشی‌ بپردازد. شناسایی‌ گیاهان‌ و فصل‌ رویش‌ آنها و دانه‌ هایی‌ که‌ می‌آورد، مولود مشاهدات‌ طولانی‌ و مداوم‌ وی‌ بود و او را به‌ آزمایش‌ کشت‌ و زرع‌ رهنمون‌ می‌شد. نخستین‌ کوششهای‌ وی‌ در زمینه‌ی‌ کشاورزی‌، بر روی‌ زمینهای‌ رسوبی‌ انجام‌ گرفت‌ و در همان‌ حال‌ که‌ مرد اندکی‌ پیشرفت‌ کرده‌ بود، زن‌ با کشاورزی‌ در عصر نوسنگی‌ – که‌ سکونت‌ در غاربدان‌ دوره‌ تعلق‌ دارد – ابتکارات‌ فراوانی‌ به‌ منصه‌ی‌ ظهور رسانید. این‌ امر ناگزیر به‌ ایجاد تفاوتی‌ بین‌ زن‌ و مرد می‌انجامید، و شاید همین‌ موضوع‌ سبب‌ شده‌ باشد که‌ در جوامع‌ ن
خستین‌، زن‌ بر مرد برتری‌ یابد. در چنین‌ جوامعی‌ زن‌، کارهای‌ قبیله‌ را اداره‌ می‌کرد، به‌ مقام‌ روحانیت‌ می‌رسید، و در عین‌ حال‌ سلسله‌ی‌ وی‌ زنجیر اتصال‌ خانواده‌ بود. این‌ نحوه‌ از اولویت‌ و برتری‌ زن‌ از مختصات‌ ساکنان‌ اصلی‌ فلات‌ ایران‌ بوده‌ و بعدها در آداب‌ آریاییان‌ فاتح‌ وارد شده‌ است‌. 


نخستین‌ ساکنان‌ فلات‌ ایران‌ 


 خشک‌شدن‌ روزافزون‌ دره‌ها که‌ معلول‌ پیشرفت‌ دوره‌ی‌ بی‌آبی‌ (خشک‌) بود، موجب‌ بروز تغییرات‌ ژرفی‌ در شرایط‌ زندگانی‌ انسان‌ گردید. به‌ تدریج‌ دریاچه‌ی‌ بزرگ‌ مرکزی‌ خشک‌ شد و سواحل‌ دریاچه‌ی‌ مزبور که‌ رودها در آن‌ ذخیره‌ای‌ از رسوبات‌ حاصلخیز به‌ جای‌ گذاشته‌ بود، از مراتع‌ و مرغزارهای‌ فراوان‌ پوشیده‌ شد. جانورانی‌ که‌ در کوهها می‌زیستند به‌ سوی‌ چمنزارهای‌ نوپدید ره‌ سپردند و انسان‌ که‌ وسیله‌ی‌ زیستش‌، شکار بود، به‌ تعقیب‌ آنها پرداخت‌ و در دشت‌ سکنی‌ گزید. از این‌ زمان‌ که‌ می‌توان‌ تاریخ‌ آن‌ را در حدود هزاره‌ی‌ هشتم‌ پیش‌ از میلاد فرض‌ کرد، این‌ امکان‌ را در دست‌ داریم‌ که‌ پیشرفت‌ حاصله‌ در تمدّن‌ مادی‌ ساکنان‌ فلات‌ را تقریباً بدون‌ انقطاع‌ پی‌گیری‌ کنیم‌. این‌ تمدّن‌ تابع‌ تأخیر محیط‌، وضع‌ طبیعی‌ زمین‌، آب‌ و هوا، تماس‌ با ملل‌ همسایه‌ و نیز ه
جوم‌ و مهاجرت‌ بوده‌ است‌. اما نمی‌توان‌ تغییرات‌ حاصله‌ را در اینجا مورد مطالعه‌ قرار داده‌ در حقیقت‌ هنوز غالب‌ این‌ امور بر ما مجهول‌ است‌، چه‌ حتّی‌ تا حال‌ حاضر سراسر خاک‌ ایران‌ از نظر تحقیقات‌ باستان‌شناسی‌ بکر و دست‌ نخورده‌ باقی‌ مانده‌ است‌. 


 کهن‌ترین‌ محل‌ سکونت‌ انسان‌ که‌ در دشت‌ ایران‌ شناخته‌ شده‌، سیالک‌ (Sialk) نزدیک‌ کاشان‌ در جنوب‌ تهران‌ است‌ که‌ در آنجا نشانه‌های‌ سکونت‌ اولیه‌ی‌ انسان‌ در پایه‌ی‌ تپه‌ای‌ مصنوعی‌ و درست‌ برفراز خاک‌ بکر و دست‌ نخورده‌ پیدا شده‌ است‌. در آن‌ روزگار انسان‌ هنوز خانه‌ را نمی‌شناخت‌، طرز ساختن‌ آن‌ را نمی‌دانست‌ و در زیر آلونکهایی‌ که‌ از شاخه‌ی‌ درختان‌ درست‌ شده‌ بود، خود را محفوظ‌ می‌داشت‌. ولی‌ به‌ زودی‌ چینه‌های‌ محقری‌ بر بالای‌ باقی‌مانده‌های‌ مساکن‌ پیشین‌ ساخته‌ شد. انسان‌ همچنان‌ که‌ به‌ شکار ادامه‌ می‌داد، فعالیتهای‌ کشاورزی‌ را نیز توسعه‌ می‌بخشید. سومین‌ نوع‌ فعالیت‌ وی‌ ذخیره‌ کردن‌ آذوقه‌ بود و این‌ امر از آنجا بر می‌آید که‌ در میان‌ بقایای‌ دوران‌ نخستین‌، استخوان‌ گاو و گوسفند اهلی‌ پیدا شده‌ است‌. 


 علاوه‌ بر ظروف‌ سفالین‌ و سیاه‌ و دود زده‌ که‌ در غارها با دست‌ و بدون‌ داشتن‌ ابزاری‌ چون‌ چرخ‌ ساخته‌ می‌شد – یک‌ نوع‌ ظرف‌ قرمز زنگ‌ هم‌ پیدا شده‌ است‌ که‌ آن‌ را در کوره‌های‌ بسیار ابتدایی‌ می‌پخته‌اند و عوارض‌ ناشی‌ از این‌ نوع‌ پختن‌ لکه‌های‌ سیاه‌رنگی‌ بر سطح‌ آنها به‌ جای‌ گذاشته‌ است‌. در این‌ دوران‌ نخستین‌ پیشرفت‌ در فن‌ کوزه‌گری‌ صورت‌ گرفت‌، و آن‌ پیدایش‌ ظروف‌ نقش‌دار بود. ظرفهای‌ مزبور عبارت‌ از کاسه‌های‌ ناهموار و کم‌ دوام‌ بود با پایه‌ای‌ به‌ شکل‌ جای‌ تخم‌مرغ‌ و پوشیده‌ از قشری‌ سفیدرنگ‌ که‌ بر روی‌ آن‌ خطوط‌ افقی‌ و عمودی‌ نقش‌ می‌کردند. با مطالعه‌ی‌ دقیق‌تر معلوم‌ می‌شود که‌ نقش‌ مزبور مقدمه‌ی‌ سبد سازیست‌، زیرا هنوز چیزی‌ از آن‌ زمان‌ نگذشته‌ بود که‌ انسان‌ به‌ جای‌ ظرف‌، سبدهایی‌ را به‌ کار برد که‌ روی‌ آنها را با گل‌ رس‌ اندوده‌ و در آفتاب‌ خشک‌ کرده‌ بود. 


 پیداشدن‌ تعداد قابل‌ ملاحظه‌ای‌ حلقه‌ که‌ از گل‌ رس‌ پخته‌ یا از سنگ‌ ساخته‌ شده‌ است‌ نشان‌ می‌دهد که‌ انسان‌ قدیم‌ ایران‌ مبادی‌ صنعت‌ نساجی‌ را می‌شناخته‌ است‌ . ابزار کار همه‌ از سنگ‌ بود، مثل‌ تیغه‌ی‌ کارد که‌ از سنگ‌ چخماق‌ ساخته‌ می‌شد، تیغه‌ی‌ داس‌، تیر صیقلی‌ شده‌ و آلت‌ تراش‌. در اواخر این‌ عصر نخستین‌ اشیاء کوچک‌ مسین‌ که‌ چکش‌کاری‌ می‌شد، پدید آمد. انسان‌ غارنشین‌ تازه‌ داشت‌ نخستین‌ فلزی‌ را می‌شناخت‌ که‌ می‌بایستی‌ آن‌ را مورد استفاده‌ قرار دهد و نیز متوجه‌ شده‌ بود که‌ مس‌ از قابلیت‌ انعطاف‌ و تورق‌ برخوردار است‌. اما هنوز راه‌ ذوب‌ کردن‌ آن‌ را نمی‌دانست‌، و این‌ زمان‌ درست‌ پایان‌ عصر نوسنگی‌ بود. مرد و زن‌ هر دو به‌ آرایش‌ علاقه‌ داشتند. گردنبندهایی‌ از صدف‌ ترتیب‌ می‌دادند و حلقه‌ی‌ انگشتری‌ و دستبند را از صدفهای‌ بزرگ‌ یا سنگهای‌ نرم‌ می‌ساختند. احتمالاً خالکوبی‌ و یا بزک‌ ه
م‌ معمول‌ بود و مواد لازم‌ برای‌ این‌ کار را در هاونهای‌ ظریف‌ نرم‌ می‌کردند. 


 در کنده‌کاری‌، ذوق‌ هنری‌ بر روی‌ استخوان‌ جلوه‌گری‌ می‌کند. انسان‌ ایرانی‌ سابق‌ بر آن‌ کشیدن‌ شکل‌ جانور و آدمی‌ را آغاز کرده‌ بود. هنرمند عصر حجر اخیر بر روی‌ استخوان‌ کنده‌ – کاری‌ می‌کرد و دسته‌ی‌ ابزار خود را با تصویر سر غزال‌ یا خرگوش‌ می‌آراست‌. زیباترین‌ قطعه‌ای‌ که‌ تاکنون‌ کشف‌ شده‌ دسته‌ی‌ چاقویی است‌ که‌ انسان‌ این‌ دوران‌ را نشان‌ می‌دهد، در حالی‌ که‌ شب‌ کلاهی‌ بر سرنهاده‌ و لنگی‌ را به‌ وسیله‌ی‌ کمربند به‌ دور خود بسته‌، و این‌ یکی‌ از کهن‌ترین‌ تصاویری‌ است‌ که‌ از انسان‌ خاور نزدیک‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. 


ایرانیان‌ نوسنگی‌ و حکایت‌ مرگ‌


 مرده‌ را به‌ طور مچاله‌ و به‌ طرز در هم‌ پیچیده‌ای‌ در کف‌ آلونکها یا اتاقها به‌ خاک‌ می‌سپردند. این‌ نزدیکی‌ و همجواری‌ با مرده‌، زندگانی‌ را از لزوم‌ تهیه‌ی‌ هدایا برای‌ او معاف‌ می‌داشت‌، زیرا که‌ روح‌ وی‌ می‌توانست‌ در خورد و خوراک‌ با سایر افراد خانواده‌ شریک‌ ش
ود. انسان‌ از قدیم‌ معتقد بود که‌ پس‌ از مرگ‌ همان‌گونه‌ زندگی‌ خواهد کرد که‌ در روی‌ زمین‌ زیسته‌ بود. وجود تبری‌ از سنگ‌ صیقلی‌ و دو فک‌ گوسپند در نزدیکی‌ سر مرده‌ (که‌ در غار به‌ دست‌ آمده‌ است‌) این‌ باور را نشان‌ می‌دهد. همچنین‌ خوردنیهای‌ جامد و به‌ احتمال‌ قوی‌ مایعات‌ نیز در گور گذاشته‌ می‌شد. جسد مرده‌ را به‌ رنگ‌ قرمز در می‌آوردند و این‌ پدیده‌ در نقاطی‌ غیر از ایران‌ نیز مشاهده‌ شده‌ است‌ و ازین‌ موضوع‌ چنین‌ بر می‌آید که‌ یا افراد انسانی‌ بدن‌ خود را با پوششی‌ از رنگ‌ قرمز می‌پوشانده‌ و یا پیش‌ از به‌ خاک‌ سپردن‌ مرده‌ اکسید آهن‌ بر روی‌ جسد وی‌ می‌پاشیده‌اند. 


 اهلی‌کردن‌ حیوان‌ – که‌ انگیزه‌ی‌ آن‌ نیاز انسان‌ به‌ داشتن‌ چهارپایانی‌ بوده‌ است‌ که‌ قابل‌ قربانی‌شدن‌ باشند – در پیشرفت‌ تمدّن‌ عامل‌ مهم‌ و عمده‌ای‌ به‌ شمار می‌رود و حیوان‌ – بی‌آنکه‌ در مورد تغذیه‌ به‌ انسان‌ نیازمند باشد – خوراک‌ و پوشاک‌ بشر را تأمین‌ می‌کرد و نیز می‌توانست‌ در کاریا حمل‌ و نقل‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد. گله‌داری‌ و تربیت‌ اغنام‌ و احشام‌ مستلزم‌ وجود خانواده‌ای‌ بزرگ‌ بود که‌ زنان‌، فرزندان‌ و حتّی‌ بردگان‌ را در بر می‌گرفت‌. بدین‌ ترتیب‌ در این‌ دوران‌ عناصر اولیه‌ی‌ اقتصادی‌ به‌ وجود آمد: شکار، صید ماهی‌، باغداری‌، کشت‌ و زرع‌، تربیت‌ حیوانات‌ و بهره‌برداری‌ از منابع‌ زیرزمینی‌. 


 بدینسان‌ بشر از وضعی‌ که‌ در آن‌ برای‌ تهیه‌ی‌ خوراک‌ روزانه‌ ملزم‌ به‌ شکار کردن‌ بود بیرون‌ آمد،
به‌ کار تولید پرداخت‌ و وارد نخستین‌ مرحله‌ی‌ گسترش‌ تجارب‌ یعنی‌ ایجاد مواد اضافی‌ شد که‌ می‌توانست‌ آنها را با کالاهای‌ مورد نیاز دیگر مبادله‌ کند. در حقیقت‌ بازرگانی‌ پیش‌ از آن‌ زمان‌ به‌ وجود آمده‌ بود. صدفها و جانوران‌ صدفی‌ که‌ ساکنان‌ سیالک‌ کاشان‌ در این‌ عصر (دوران‌ اول‌) به‌ عنوان‌ زینت‌ به‌ کار می‌بردند، مورد آزمایش‌ متخصصان‌ قرار گرفته‌ و معلوم‌ شده‌ است‌ که‌ تعلق‌ به‌ انواعی‌ دارد که‌ تنها در خلیج‌ پارس‌ – که‌ در حدود هزار کیلومتر تا سیالک‌ فاصله‌ دارد – به‌ دست‌ می‌آمده‌ است‌. بدیهی‌ است‌ که‌ مبادلات‌ مستقیماً انجام‌ نمی‌گرفت‌، بلکه‌ دست‌ فروشان‌ دوره‌گرد وسیله‌ی‌ اجرای‌ آن‌ بودند. 


حتّی‌ در این‌ تاریخ‌ هم‌ ساکنان‌ یک‌ دهکده‌ی‌ ما قبل‌ تاریخی‌ از زندگی‌ مجزا و منفرد برخوردار بوده‌اند. شروع‌ تجارت‌ از امتیازات‌ خاص‌ ساکنان‌ فلات‌ ایران‌ نبوده‌ است‌، زیرا معاصران‌ آنان‌ در آلمان‌ نیز صدف‌ را از اقیانوس‌ هند و فرانسویان‌ و انگلیسیان‌ عنبر را از بالتیک‌ وارد می‌کرده‌اند. محتملاً در معتقدات‌ یهودی‌ و مسیحی‌ درباره‌ی‌ رانده‌شدن‌ بشر از بهشت‌، خاطره‌ای‌ از پایان‌ عصر نوسنگی‌ وجود دارد. انتقال‌ انسان‌ از وضع‌ پیشین‌ به‌ حالت‌ روستایی‌ یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ تحولات‌ جامعه‌ی‌ بشری‌ بوده‌ است‌ که‌ نتایج‌ آن‌ تا زمان‌ حاضر هم‌ ادامه‌ دارد.


در این‌ دوران‌ در کشور ما در صنعت‌ کوزه‌گری‌ یک‌ پیشرفت‌ قطعی‌ – که‌ ایران‌ هنوز هم‌ از فواید آن‌ برخوردار است‌ – پیدا شد و آن‌ اختراع‌ چرخ‌ کوزه‌گری‌ و ضم
ائم‌ وسیله‌ی‌ مزبور بود. کوزه‌گر به‌ مدد ابزار پیشرفته‌ی‌ خود ظروفی‌ با شکلهای‌ گوناگون‌ و مزین‌ به‌ طرحهای‌ تازه‌ به‌ مشتریان‌ خود عرضه‌ می‌کرد: جامهای‌ بزرگ‌، کاسه‌های‌ عالی‌، خمره‌های‌ توشه‌دان‌ و نیز جامهای‌ شراب‌ با پایه‌های‌ بلند، رنگ‌ خمیر بر حسب‌ شدت‌ و ضعف‌ گرمای‌ کوره‌ تغییر می‌کرد و کوزه‌گر می‌توانست‌ آن‌ را به‌ میل‌ خود به‌ رنگهای‌ خاکستری‌، رنگ‌ گل‌ سرخ‌، قرمز و سبز درآورد 


http://noorportal.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید