ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بررسی سه مقتل عاشورا با رویکرد تحریف‌شناسی/۲

«منتخب طریحی»، «تظلم الزهرا(س)» و «اسرار
الشهاده»؛ سه اثر تحریف‌ساز


«تحریف‌شناسی تاریخ امام حسین(ع) با رویکردی کتاب‌شناسانه» عنوان یادداشتی از محمد صحتی سرورودی، پژوهشگر حوزه عاشوراشناسی است که بخش نخست آن که شامل بررسی سه کتاب «مقتل الحسین» منسوب به ابومخنف، «کتاب نورالعین» و «روضه الشهدا» بود، از نظر خوانندگان گذشت و اکنون بخش دوم آن در ارتباط با بررسی سه کتاب دیگر از کتاب‌های تحریف‌ساز در حوزه عاشورا، در ادامه می‌آید:

۱. منتخب طریحی یا کتاب الفخری
این کتاب منتخب طریحی یا کتاب الفخری[۱] که به فخرالدین طریحی نجفی (۱۰۸۵ـ۹۷۹ق) نسبت داده می‏‌شود، برای مقتل‏‌خوانان و مرثیه‏‌سرایان نوشته شده است تا دستشان در گریاندن مردم، هر چه بیشتر باز باشد. منتخب را نه می‏‌توان تاریخ یا مقتل نامید و نه می‏‌توان آن را کتاب حدیثی یا روایتی خواند، بلکه مجموعه‏‌ای است از مراثی و مطالب گریه‏‌آور که در قالب نثر خطابی و شعر، گردآوری شده است. از متن کتاب پیداست که مؤلف، آن را نخست در مجالسی که شبانه‏‌روز در دهه محرم برپا می‏‌شد، در حال و هوای روضه‏‌خوانی برای مردم خوانده و سپس در قالب مجالس‏‌نگاری آن را تألیف کرده است.
کتاب غیرمستند و کشکول‌گونه


از آنجا که این کتاب کشکول‏‌گونه، به صورت غیرمستند و بدون تحقیق، تألیف شده است بسیاری از کتاب‌شناسان و حدیث‏‌پژوهان از آن انتقاد کرده‏ اند[۲] و گفته‌اند که کتاب منتخب طریحی، بر مطالب موهومی مشتمل است مثل آنکه از عروسی قاسم بن الحسن(ع) سخن می‏‌گوید یا می‏‏‌نویس
د که حضرت عبدالعظیم حسنی را دشمنانش در شهر ری زنده به گور کردند[۳]. میرزا محمد ارباب نیز در جایی می‏‌نویسد: «در کتاب منتخب، مسامحات بسیاری نموده که بر اهل بصیرت و اطلاع پوشیده نیست.»[۴] و در جایی دیگر می‏‌نویسد: «روایت مختصه به آن کتاب (منتخب) اعتباری ندارد.»[۵] در جایی که سخن از حدیث کساء است، پس از آنکه به متواتر بودن حدیث کساء تصریح می‏‌کند، در ادامه می‏‌نویسد: «و اما حدیث کسای معروف در زمان ما، در کتب معتبره نقل نشده، و از خصایص منتخب شیخ طریحی است. خالی از اختلال در متن نباشد، و حال خصائص منتخب بر اهل علم مکشوف است.»[۶]
با این همه، منتخب طریحی همواره مطلوب طبع روضه‏‌خوانان بوده است و بسیاری از مؤلفانی که پیرامون عاشورا و امام حسین(ع) کتاب تألیف کرده‏‌اند، فراوان از آن نقل قول کرده و از آنجا که کتابی مشهور و متداول است، بدون تأمل و تحقیق، آن را مأخذ و منبع اقوال و آرای خود ساخته‏‌اند. غافل از اینکه بسیاری از تحریف‌های عاشورا، ریشه در منتخب طریحی دارد و دست‏‌کم این است که با انتشار منتخب، آن تحریف‌ها نیز منتشر شده‏ اند. در توضیح، فهرست کوتاهی از تحریف‌‌های منتخب را در اینجا می‏‌آوریم:
۱. «هل من ناصر ینصر الذریه الاطهار»[۷]
طریحی این سخن را چندین بار با تکرار از زبان امام حسین(ع) آورده است.[۸] اما ما هر چه گشته‌‏ایم مستند و مأخذ آن را نیافته و آن را در کتابی که قابل استناد باشد، هرگز ندیده‏ایم.[۹]
۲. «سپاه ابن سعد، هفتاد هزار سواره بود.»![۱۰]
۳. افسانه ساربان.[۱۱]
۴. داستان دختر سه ساله در خرابه شام.[۱۲]
۵. افسانه عروسی قاسم.[۱۳]
۶. «اسقونی شربه من الماء».[۱۴]
فخرالدین طریحی این سخن ساختگی را نیز از زبان امام حسین(ع) نقل کرده است که تنها می‏‌تواند مطلوب طبع کسانی واقع شود که همه چیز را در گریه و عزاداری خلاصه می‏‌کنند وگرنه این حدیث مجعول را سند و مدرکی نیست. مفهوم ذلت‏‌بار و توهین‏‌آمیز آن، حضرت ابوالاحرار و پیشوای رادمردان را که به حق «سرور آزادگان» و «امام العزّه» خوانده شده است، هرگز نشاید و تناسبی با روح حسینی ندارد.[۱۵]
۷. «امام حسین(ع) ده هزار سواره را در روز عاشورا کشت، اما از بس که در سپاه بسیار بودند، شکافی دیده نشد.»![۱۶]
۸. خبر مسلم جصّاص؛ حاکی از اینکه حضرت زینب(س) در کوفه سر به چوب محم
ل کوبید و… عبارت طریحی در این باره چنین است که می‏‌نویسد: «فرأت رأس اخیها فنطحت جبینها بمقدم المحمل حتی رأینا الدم یخرج من تحت قناعها وأومت الیه بحرقه وجعلت تقول: یا هلالاً لما استتمّ کمالا/ غاله خسفه فأبدی غروبا»[۱۷]
محدث قمی با اینکه این خبر را پیشتر، بدون اینکه نقد و بررسی کند، در جایی نقل کرده بود،[۱۸] اما پس از تحقیق در جایی دیگر به نقد و ردّ آن پرداخته و نوشته است: «ذکر محامل و هودج در غیر خبر مسلم جصاص نیست، و این خبر را گرچه علامه مجلسی نقل فرموده، لکن مأخذ نقل آن منتخب طریحی و کتاب نورالعین است که حال هر دو کتاب بر اهل فن حدیث، مخفی نیست. نسبت شکستن سر به جناب زینب(س) و اشعار معروفه نیز بعید است از آن مخدره که عقیله هاشمیین و عالمه غیر معلمه و رضیعه ثدی نبوت و صاحب مقام رضا و تسلیم است.»[۱۹]
سخن آخر اینکه طریحی نجفی به روضه الشهدای ملا کاشفی نیز اعتماد نموده و در منتخب خویش از آن مطالبی را نقل کرده است.[۲۰]
۲. تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء
کتاب «تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء»[۲۱] اثر ملا رضی قزوینی (زنده در ۱۱۳۴ق) است که فقط با همین یک کتابش شناخته می‏‌شود. اثر دیگری از وی نمانده است. در کتاب‌های تراجم نیز تنها از این کتاب وی، سخن رفته و گفته شده است که وی روضه‏‌خوان بود.
کتاب به سبک الملهوف یا لهوف سید ابن طاووس نوشته شده و به نوعی شرح لهوف شمرده می‏‌شود. مؤلف، افزون بر لهوف، بیشتر از بحارالانوار و منتخب طریحی نقل می‏‌کند؛ همان‏‌طوری که خود در خاتمه کتاب می‏‌نویسد: «هذا ما أتّفق تخریجه من أخبار تلائم شرح اللهوف. وقد کنت فیما مضی، جمعتُ منها نبذاً والّفتُ علی شاکلتها طرفاً، الی أن وقع فی یدی نسختا البحار ومنتخب المراثی فالتقطت فرائدهما وجمعتُ فوائدهما.»[۲۲]
مؤلف با این که بیشتر از بحارالانوار نقل کرده است، حتی خود در مقدمه، کتابش را «بحیره من بحارالانوار» نامیده است.[۲۳] اما بیشترین تأثیر را پس از لهوف از عقاید طریحی پذیرفته و نه فقط از منتخب طریحی که از مقتل طریحی نیز ـ که خود کتابی دیگر و مخطوط است ـ[۲۴] فراوان نقل کرده است.
مرحوم واعظ خیابانی در حاشیه جلد دوم وقایع الایام (وقایع الایام فی تتمه محرم‏‌الحرام، ص ۱۱۲ـ
۱۲۱) به تفصیل از این کتاب سخن گفته است؛ حاکی از اینکه برخی از استنساخ‌‏کنندگان در آن دست برده و دخل و تصرف کرده‏‌اند. سخنان واعظ خیابانی در این باره، بیش از همه برای مصحح محترم کتاب، جناب سید مهدی رجایی، می‏‌توانست راهگشا و کارآمد باشد. اما افسوس که اشکال‌هایی که واعظ خیابانی درباره برخی از نسخه‏‌های خطی و چاپی کتاب، مطرح کرده بود، همچنان بر چاپ جدید و تصحیح شده آن نیز وارد است.[۲۵] مرحوم واعظ خیابانی، نویسنده تظلم الزهرا را نیز به خاطر نقل سخنان بی‏‌اساس به شدت سرزنش می‏‌کند و پس از نقل و نقد دو مورد از تحریف‌های آن می‏‌نویسد:  
لسان مقال و مسامحه عظیم


«به عنوان زبان حال که موهم طرز خبر و لسان مقال است، به قدر یک صفحه وزیری نقل کرده که عقل متحیر است که با این تفاصیل بی‏‌اصل و بی‏‌معنی، داعی چه بوده؟ والحق از صاحب تظلم در این مقام مسامحه عظیمی و غفلت کلی واقع شده و از مثل چنین کسی بسی شگفت و نهایت اسف است…»[۲۶]
در اینجا برای آشنایی بیشتر با تظلم الزهرا، فهرست برخی از تحریف‌های آن را می‏‌آوریم:
۱. حکایت صاحب ذخائر الافهام، ص ۷۰ـ۷۴؛
۲. تأویل آیه کهیعص، ص ۱۱۵؛
۳. تحریف روایت شهادت عبدالله بن عمیر و تولید شهیدی با نام «وهب بن عبدالله بن حباب الکلبی»!، ص ۲۲۸؛
۴. «اسقونی شربهً من الماء»، ص ۲۵۰ و ۲۵۹؛
۵. تعارف امام حسین(ع) و اسبش با همدیگر بر سر آب خوردن پس از فتح فرات و بالاخره محروم ماندن هر دو. ص ۲۵۲؛
۶. امام حسین(ع) ده هزار سواره را در روز عاشورا کشت، اما از بس که در سپاه دشمن بسیار بودند، شکافی دیده نشد. ص ۲۵۲؛
شگفت اینکه مؤلف پس از نقل سخن فوق از منتخب طریحی به توجیه و تأیید آن نیز می‏‌پردازد!
۷. زبان حال ذلت‏‌بار و مرثیه مجعول و غلیظ قتلگاه، ص ۲۶۴ـ۲۶۹؛
۸. گریه اسبها و…، ص ۲۷۰ـ۲۷۲؛
۹. قصه شیر و فضّه، ص ۲۷۳؛
۱۰. دا
ستان طرماح بن عدی، ص ۲۷۴؛
۱۱. قصه فاطمه صغری، ص ۲۸۳ـ۲۸۴؛
۱۲. خبر مسلم جصّاص، ص ۲۹۹ـ۳۰۰؛
۱۳. روایت رؤیای سکینه، ص ۳۳۱ـ۳۳۴؛
۱۴. بازگشت اهل‏‌بیت از شام به کربلا، ص ۳۴۶؛
۳. اسرار الشهاده، از فاضل دربندی
اسرار الشهاده، از فاضل دربندی[۲۷] دیگر کتاب تحریف‌ساز در مورد واقعه عاشوراست و همه آن اشکال‌هایی که در مقدمه مقاله گفته شد، به جز مورد نهم و یازدهم، بر این کتاب وارد است. در نتیجه، کاستی‌ها و ناراستی‌های آن، بیشتر از آن است که به شمار آید. «کشته از بس که زیاد است کفن نتوان کرد.»
نویسنده کتاب، فاضل دربندی (متوفای ۱۲۸۶ق) است که بیش از هر چیز عاشق عزاداری بود و در عشق به عاشورا سر از پا نمی‏‌شناخت و در این کار تا می‏‌توانست غلوّ و افراط می‏‌کرد. این معنا از کتاب او به وضوح فهمیده می‏‌شود تا آنجا که در مقدمه به صراحت می‏‌نویسد: «جهان و هر چه که آفریده شده است، برای این است که عزای حسین(ع) به پا داشته شود.»[۲۸] و در توضیح آن می‏‌نویسند:
«انّ الله عزوجل خلق هذه الخیمه المرتفعه والسقف المحفوظ ای السموات المرفوعه والارضین المدحوه دارالأحزان وبیت الأشجان لأجل [سید] شباب الجنان وبعباره اخری دارالتعزیه الحسینیه قبل أن یولد وبعد أن یولد الی یوم القیامه ثم إن کلّ ما تری من خلق الرحمن فقد خلقه أهلاً وأسباباً وأموراً متعلقه باقامه العزاء فی هذه الدار الحسینیه المبنیه من خیمه محفوظه وبسیطه مبسوطه ولعمری ایها الموّالون انّ هذا المطلب الأنیق الدقیق کان من مرکوزات قلبی ولکن جرأتی وجسارتی کانت قاصره فی اظهارها.»![۲۹]
«خدای عزیز و جلیل این خیمه بلند و سقف محفوظ، یعنی آسما‌ن‌های فراداشته شده و زمین‌های گسترده را برای سرور جوانان جنّت، سرای اندوه و خانه غصّه، آفریده است به عبارت دیگر پیش از آنکه ایشان متولّد گردد و حتّی پس از تولّدش تا روز قیامت، این جهان را سرای عزاداری حسین قرار داده است. و از مخلوقات خدای مهربان هر چه را که ببینی همگی شایسته و اسباب و اموری هستند که متعلّق به برپا کردنِ عزاداری در این دنیای حسینی می‏‌باشند که در زمین و زمان برقرار و گسترده شده‏‌اند.
ای شیفتگان و دوستدارانِ امام حسین! به جانم سوگند این مطلب شایسته و دقیقی ر
ا که گفتم از عقایدی بود که در دلم جای گرفته بود، ولی جرأت و جسارتم از آشکار کردن آن و گفتنش ناتوان بود»!!
از این عبارت‌ها به روشنی پیداست که به باور نویسنده اسرار الشهاده، خداوند هفت آسمان و زمین و همه آفریدگان دیگرش را تنها برای تعزیه و اقامه عزای حسینی آفریده است و با همین باور است که سرای هستی و دار دنیا «دارالأحزان و بیت الأشجان و دارالتعزیه و دارالحسینیه» وصف می‏‌شود. سراسر کتاب اسرار الشهاده بر این پایه پرداخته شده است که این غم و غصه، و این تعزیه و عزا و ماتم، فراتر از هر رسم و آیینی، و بیشتر از هر کار و باری بوده باشد.
شگفتا که انسان اگر بر چیزی یا کسی عشق ورزد و دل از دست بدهد، دیگر چیزی و کسی به غیر از معشوق و محبوبش نخواهد دید. از امیرمؤمنان علی(ع) روایت است که گفت: «من عشق شیئاً أعشی بصره وامرض قلبه[۳۰].»[۳۱]
این کتاب چنان آکنده از سخنان دور از عقل و منطق، آشفته و آغشته از اخبار متناقض و غیرمتعارف و نامعقول است که هر خواننده خبیری به راحتی می‏‌تواند به غیر عادی بودن آن پی ببرد. با این حال برای توضیح بیشتر، دیدگاه چند دانشمند شیعی را درباره این کتاب می‏‌آوریم. محدث نوری(۱۲۵۴ـ۱۳۲۰ق) که خود معاصر با نویسنده این کتاب بوده است، در این باره می‏‌نویسد:
«اخبار ضعیفه بی‏‌اصل و مأخذ، با این اسباب وهن، اگر به جهت بعضی از اغراض فاسده مثل اظهار کثرت تتبع و اطلاع، و آوردن مطالب تازه، و برتری بر مقاتل سابقه در کتابی جمع شود مسنائی[۳۲] برای این مذهب پیدا می‏‌شود که نتیجه واضحه و ثمره ظاهره آن، توهین بزرگی بر مذهب و ملت جعفریه خواهد بود و اسباب سخریه و استهزاء و خنده به دست مخالفین خواهد بود و موجب خواهد شد که آنها سایر احادیث و منقولات امامیه را با این اخبار موهونه و قصص کاذبه قیاس کنند.
کار به جایی رسید که مخالفان در کتاب‌های خود نوشتند که شیعه بیت کذب است و اگر کسی منکر شود، کافی است که آنها برای اثبات ادعای خود در این دعوا کتاب اسرار الشهاده را به میدان آورند.»[۳۳]
محدث نوری در جای دیگری، از اسرار الشهاده چنین پرده برمی‏‌دارد: «به خاطر دارم در ایام مجاورت کربلای معلی و استفاده از علامه عصر خود شیخ عبدالحسین تهرانی که در تبحر و فضل و اتقان، عدیل نداشت، سید عرب روضه‏‌خوانی از حله آمد ـ و پدرش از معاریف این طایفه بود ـ و اجزای کهنه‏‌ای از میراث پدر
داشت، خدمت شیخ استاد آورد و غرضش استعلام اعتبار و عدم اعتبار آن بود، و آن اجزاء را اول و آخر نبود و در حاشیه آن نوشته بود که این از مؤلفات فلان است و یکی از علمای جبل عامل از تلامذه محقق صاحب معالم را اسم برده بود. چون در کتاب‌های تراجم حالش مذکور بود، مراجعه نمود اصلاً در مؤلفاتش اسمی از مقتل نبرده بودند. و چون در خود اجزاء، مطالعه کردند، معلوم شد که از کثرت اشتمال آن بر اکاذیب واضحه و اخبار واهیه، احتمال نمی‏‌رود که از مؤلفات عالمی باشد.
پس آن سید را که آن اجزای کهنه را در دست داشت، از نشر آن و نقل از آن، نهی فرمود ولکن بعد از چند روزی به مناسبتی مرحوم فاضل دربندی آقاخوند ملا آقا مطلع شد و آن را از آن سید گرفت و چون مشغول تألیف کتاب اسرار الشهاده بود، روایت ان اجزا را به صورت پراکنده در جای جای کتابش درج کرد و بر عدد اخبار واهیه و مجعوله بی‏‌شمار آن افزود و برای مخالفین شیعه، ابواب طعن و سخریه و استهزا باز نمود و همتش او را به آنجا کشانید که عدد لشکر کوفیان را به ششصد هزار سواره و دو کرور پیاده رسانید! و برای جماعت روضه‏‌خوانان میدانی وسیع مهیا نمود که هر چه کمیت نظر را در آن بتازند، به آخر نرسانند و در بالای منابر با نهایت قوت قلب، مستند ذکر کنند که فاضل دربندی چنین فرموده!


اذعان مولف به ضعف روایات و عذر بدتر از گناه


فاضل مذکور از علمای مبرز و افاضل معروف، و در اخلاص به خامس آل‏‌عبا(ع) بی‏‌نظیر بود. ولکن این کتاب در نزد علمای فن و نقادان احادیث و اخبار مربوط به سیره امامان معصوم(ع) بی‏‌وقع و بی‏‌اعتبار است و اعتماد بر آن
کاشف از خرابی کار ناقل و قلت بصیرت او در امور است، با آن‌که خود در آن کتاب تصریح به ضعف روایات آن اجزاء و ظهور علامات کذب و وضع در آن کرده است، ولکن برای نقل آنها در آن کتاب عذری خواسته که در خرابی با روایات اجزا، شریک است. [عذر بدتر از گناه آوردن است] و از مطالب عجیبه آنکه: برای خودم مرحوم مذکور مشافههً نقل کرد که من در ایام سابقه شنیدم که فلان عالم گفت یا روایتی نقل کرد، که روز عاشورا هفتاد ساعت بود. من در آن وقت این را غریب شمردم و متعجب شدم که چگونه چنین سخنی نقل می‏‌کند، ولکن حال که تأمل در وقایع روز عاشورا کردم، خاطر جمع شدم یا یقین کردم که آن نقل راست است و آن همه وقایع نمی‏‌شود مگر در آن مقدار زمان که گفته شد (هفتاد ساعت).
این حاصل فرموده ایشان است. به جهت طول زمان، عین الفاظ ایشان در خاطرم نمانده است، اما همین سخن را در همان کتاب (اسرار الشهاده) تقویت کرده است و از این فقره [فهم و درک ایشان] به سلیقه ایشان باید پی برد.»[۳۴]
بزرگ کتاب‌شناس شیعی، شیخ آقابزرگ تهرانی نیز پس از آنکه در ذیل مدخل «اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات» که اسم دیگر این کتاب است، از مؤلف و چاپ‌های کتاب سخن می‏‌گوید، در ادامه می‌‏نویسد: «به آن اسرار الشهاده گفته می‏‌شود. خودش قسمت‌های پایانی آن را به فارسی ترجمه کرده است. به آن «سعادات ناصری» گفته می‌‏شود؛ چرا که آن را به اسم سلطان ناصرالدین شاه ترجمه کرده است که آن هم چاپ گردیده است. از شدت خلوص و صفای نفسی که داشت، در این کتاب اموری را نقل کرده که در کتاب‌های معتبر یافت نمی‏‌شود و او آنها را فقط از مجموعه‌‏های مجهول گرفته است؛ با اتکا به قاعده تسامح در ادله سنن این کار را کرده است؛ غافل از اینکه به مجرد یافتن در ورق پاره‌‏ای یا به خط مجهولی، رسیدن روایت صدق نمی‏‌کند.»[۳۵]
آیت‏الله سید احمد حسینی خوانساری مشهور به «صفایی» نیز در این باره می‏‌نویسد: «این کتاب معروف و مشهور در میان شیعیان و اهالی منبر و مرثیه است، مگر اینکه در آن غثّ و سمین (راست و دروغ، سره و ناسره) هر دو پیدا می‏‌شود و این بر کسی که نقاد در فن حدیث‏‌شناسی باشد، پوشیده نیست.»[۳۶]
استاد مطهری هم در این مورد که کتاب اسرار الشهاده کتابی مجعول و بی‏‌اعتبار است و هرگز نباید به محتوای آن، ارزشی قایل بود، سخنان زیادی دارد که می‌‏تواند مفید باشد. ایشان به مناسبتی، پس از آنکه
از نامعتبر بودن روضه الشهدای کاشفی سخن می‏‌گوید، در ادامه از  اسرار الشهاده نام برده و می‏‌گوید: «در شصت ـ هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد. تمام حرف‌های روضه الشهدا را به اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یکجا جمع کرد و کتابی نوشت به نام اسرار الشهاده، واقعاً مطالب این کتاب انسان را وادار می‏‌کند که به اسلام بگرید.»[۳۷]
استاد مطهری سپس حکایتی را که از این پیش، از محدث نوری نقل شد، یادآوری می‏‌کند و دیدگاه محدث نوری را در این باره درست می‏‌داند. استاد مطهری در چند جای دیگر نیز، به شدت از کتاب اسرار الشهدا انتقاد کرده و اخبارش را سراسر جعلی و ساختگی دانسته‏‌اند که در اینجا مجال نقل همه آنها نیست و اگر کسی خواست خود می‏‌تواند در جای جای کتاب سه جلدی حماسه حسینی، انتقادات شدید استاد را درباره این کتاب ببیند.[۳۸]
با مراجعه به کتاب‌های مختلف، معلوم می‏‌شود هر کس که به مناسبتی از اسرار الشهاده نام برده است، به نوعی اظهار شگفتی کرده و از آن و نویسنده آن، انتقاد نموده است.[۳۹]
ادامه دارد …


نوشته محمد صحتی سرورودی* دانش‌آموخته حوزه علمیه قم

پی‌نوشت‌ها
* وی از پژوهشگران عرصه علوم اسلامی به ویژه در تاریخ‌نگاری عاشورا مدتی قلم زده است. تاکنون علاوه بر چندین مقالات که در نشریات علمی کشور به چاپ رسیده چندین عنوان کتاب نیز درباره عاشورا و تاریخ اسلام از ایشان چاپ و منتشر شده است. وی هم‌اکنون در کتابخانه بزرگ آیت
‌الله مرعشی نجفی به تحقیق اشتغال دارد.
[۱] المنتخب للطریحی فی جمع المراثی والخطب المشهور بالفخری، فخرالدین طریحی نجفی، النجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۷۹ق، عربی، ۵۰۴ صفحه وزیری.
[۲] آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج ۲۲، ص ۴۲۰؛ ثقه‏الاسلام تبریزی، مرآت‏الکتب، ج ۴، ص ۱۰۱، چاپ سنگی؛ محدث قمی، منتهی‏الآمال، ج ۱، ص ۷۵۳ـ۷۵۴.
[۳] محدث نوری، لؤلؤ و مرجان، ص ۱۸۳ـ۱۸۴.
[۴] میرزا محمد ارباب، اربعین حسینیه، ص ۹.
[۵] همان، ص ۶۴.
[۶] همان، ص ۲۴۳.
[۷] المنتخب للطریحی، ص ۳۸۸.
[۸] همان، ص ۲۲، ۲۰۰ و ۲۶۳.
[۹] ر.کا: صحتی سردرودی، «بازخوانی چند حدیث مشهور، پیرامون عاشورا»، مجله علوم حدیث، شماره ۲۶، زمستان ۸۱.
[۱۰] المنتخب للطریحی، ص ۳۷ و ۲۸۰.
[۱۱] همان، ص ۹۲ـ۹۴.
[۱۲] همان، ص ۱۴۰.
[۱۳] همان، ص ۳۷۲ـ۳۷۵. در این مورد مراجعه شود به: سید علی، میرشریفی، فریادی به بلندای تاریخ، ص ۱۹۹ـ۲۱۴، مقاله «افسانه عروسی حضرت قاسم»، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
[۱۴] المتنخب للطریحی، ص ۴۵۱.
[۱۵] ر.کا: صحتی سردرودی، «بازخوانی چند حدیث مشهور، پیرامون عاشورا»، مجله علوم حدیث، ش ۲۶.
[۱۶] المنتخب للطریحی، ص ۴۶۳.
[۱۷] همان، ص ۴۷۸.
[۱۸] محدث قمی، نفس المهموم، ص ۳۹۹ـ۴۰۱.
[۱۹] همو، منتهی‏الآمال، ج ۱، ص ۷۵۳ـ۷۵۴.
[۲۰] واعظ خیابانی، وقایع الایّام در احوال محرم‏الحرام، ص ۲۵۳.
[۲۱] تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء علیهم‌السلام، المولی رضی بن نبی القزوینی، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، منشورات الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق / ۱۳۷۵ / ۱۹۹۶م، ۵۵۹ صفحه وزیری.
[۲۲] رضی قزوینی، تظلم الزهرا، ص ۵۴۷.
«۲۳] همان، ص ۱۸.
[۲۴] آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج ۲۲، ص ۲۷.
[۲۵] رضی قزوینی، تظلم الزهرا، ص ۷۰ـ۷۴، ۲۶۴ـ۲۶۹.
[۲۶] واعظ خیابانی، وقایع الایام فی تتمه محرم‏الحرام، ص ۱۱۹.
[۲۷] اسرار الشهاده، الآخوند ملا آقا الشهیر بالفاضل الدربندی، تهران، منشورات الاعلمی، ۱۲۸۴ق، عربی، چاپ سنگی، ۵۸۰ صفحه وزیری.
[۲۸] فاضل دربندی، اسرار الشهاده، ص ۵: «إن الدنیا وما خلق لأجل اقامه عزاء الحسین(ع) فیها.»!
[۲۹] همان، ص ۱۱۵.
[۳۰]
هر کس به چیزی عشق ورزد چشمش را کور و دلش را بیمار می‏کند.
[۳۱] نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۹، به تصحیح صبحی صالح.
[۳۲] «مسنا» یا مثناه از کتابهای یهود است.
[۳۳] محدث نوری، لؤلؤ و مرجان، ص ۱۸۵.
[۳۴] همان، ص ۱۶۰ـ۱۶۱.
[۳۵] آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۲، ص ۲۷۹.
[۳۶] سید احمد حسینی خوانساری، کشف الاستار، ج ۳، ص ۴۵۸، قم، مؤسسه آل‏البیت، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
[۳۷] مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج ۱، ص ۵۵.
[۳۸] همان، ص ۲۹، ۴۴؛ ج ۳، ص ۲۶۲.
[۳۹] برای تفصیل بیشتر، ر.کـ: محمد، اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)، ص ۱۰۷ـ۱۱۴.
مثل اینکه در ترجمه مؤلف اسرار الشهاده، میان فاضل دربندی و ملامیرزای شیروانی جمع شده و دو نفر، یک تن انگاشته شده‏ اند. ر.کـ: تنکابنی، محمد، قصص العلماء، ص ۱۰۷ و همچنین مراجعه شود به همو (تنکابنی، محمد)، تذکره العلماء، ص ۱۴۱ـ۱۴۴.


www.iqna.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید