ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بررسی سه مقتل عاشورا با رویکرد تحریف‌شناسی/۳

نقش‌آفرینی سه اثر متأخر در نشر مطالب تحریفی مقاتل نامعتبر


«تحریف‌شناسی تاریخ امام حسین(ع) با رویکردی کتاب‌شناسانه» عنوان یادداشتی از محمد صحتی سرورودی، پژوهشگر حوزه عاشوراشناسی است که بخش اول و دوم آن که شامل بررسی کتاب‌های «مقتل الحسین» منسوب به ابومخنف، «کتاب نورالعین»، «روضه الشهدا» ملاحسین واعظ کاشفی، «منتخب طریحی»، «تظلم الزهراء(س)» از ملارضی قزوینی و «اسرار الشهاده» فاضل دربندی بود، از نظر خوانندگان گذشت و اکنون بخش سوم آن در ارتباط با بررسی سه کتاب دیگر از کتاب‌های تحریف‌ساز در حوزه عاشورا، در ادامه می‌آید:


<P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=MsoNormal align=justify&gt ;الدمعه الساکبه
کتاب «الدمعه الساکبه»[۱] نوشته محمدباقر بهبهانی (متوفای ۱۲۸۵ق) است که در چندین مجلد، از زندگانی چهارده معصوم(ع) سخن می‏‌گوید و دو جلد آن به امام حسین(ع) و عاشورا اختصاص یافته است.
مؤلف کتاب از شاگردان و مریدان فاضل دربندی بوده و از او با عنوان «قال الفاضل» نقل می‏‌کند. برخی از منابع کتاب، عبارت است از: منتخب طریحی، بحارالانوار، عوالم، تظلم الزهرا، مسند البتول، تذکار الحزین، تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، جامع الاخبار، نورالعین، مهیج الاحزان، معدن [البکاء] یا [المصائب] و مقتل منسوب به ابومخنف. در این میان بیش از همه از منتخب و مقتل طریحی روایت شده است. واعظ خیابانی به نقل از کتاب دارالسلام، نوشته شیخ محمود عراقی، سخنی درباره الدمعه الساکبه و مؤلف آن نقل می‏‌کند که در ضمن آن می‌‏نویسد:
«…ذکر مصائب می‏‌نمود به طوری که در آن عصر و بلد [نجف] متعارف بود از کتاب‌های مقتل فارسی مثل روضه الشهدا و محرق القلوب و مانند این‌ها کتابی به دست می‏‌گرفت و می‏‌خواند و چون نیت خالص بود، تأثیری تمام می‌‏نمود. در عربیت دستی نداشت؛ زیرا که او را سواد عربی درستی نبود»[۲].
ناسخ التواریخ
کتاب «ناسخ التواریخ»[۳] دیگر کتاب در این زمینه است. نویسنده ناسخ، نامی‏‌ترین نویسنده درباری و حکومتی در عصر قاجار بود که مفصل‌‏ترین تاریخ را با عنوان ناسخ التواریخ پرداخته است. چهار جزء آن که در دو مجلد قطور منتشر شده است، درباره امام حسین(ع) و عاشوراست. محمدتقی سپهر خود به مناسبتی، نقاب از چهره تحریف‏‌ساز کتابش برمی‏‌دارد و به وضوح می‏‌نویسد:
«مکشوف باد که من بنده نخست روز، بر ذمت نهادم که هر خبری و حدیثی را که دست‏خوش کِلک و بنان سازم، چنان از در استقراء و استیعاب بپردازم که مطالعه‏‌کننده را به مراجعه هیچ کتاب حاجت نیفتد، لاجرم واجب می‏‌کند که هر قصه[ای] را که در کتب معارف مورخین و محدثین دیدار کنم، دست بازندارم و بی‏‌توانی [بدون
سستی و بی‏درنگ] بنگارم»[۴].
در ادامه برخی از منابع و مآخذ کتابش را پیرامون عاشورا و امام حسین(ع) نام می‌‏برد که در میان آنها کتاب‌هایی چون بحارالانوار، عوالم العلوم، مقتل مجعول به نام ابی‌‏مخنف، زبده الفکره از منصوری و روضه الشهدای کاشفی به چشم می‏‌خورد. با مراجعه به متن کتاب، معلوم می‏‌شود که بیشتر از بحار و عوالم و روضه الشهداء، همچنین از روضه الأحباب و منتخب طریحی،[۵] نقل کرده است. به این ترتیب، تحریف‌هایی که در کتاب‌های پیش گفته شده، پرداخته شده بودند، به این کتاب نیز با ترجمه و تفصیل بیشتر راه یافته‏‌اند. برای نمونه به موارد زیر اشارتی می‌‏رود:
۱. تأویل کهیعص، ج ۱، ص ۲۸۰؛
۲. وهب بن عبدالله به جای عبدالله بن عمیر کلبی، ج ۲، ص ۲۶۹؛
۳. هلال بن نافع، و تبدیل وی از «اشقیا» به «شهدا» و با عنوان «شهادت هلال بن نافع»!، ج ۲، ص ۲۷۷؛
۴. «شهادت طرماح بن عدی»، ج ۲، ص ۳۱۱، غافل از اینکه طرماح هرگز از شهدای کربلا نبوده، بلکه فقط دیداری در میان راه با امام حسین(ع) داشته است و سپس پیش از آنکه به کربلا برسد، خبر شهادت امام حسین(ع) را شنیده و برگشته بود.[۶]
۵. تعارف امام حسین(ع) و اسبش به یکدیگر بر سر آب خوردن…!، ج ۲، ص ۳۷۹؛
۶. «ترجمه «اسقونی شربهً من الماء» ج ۲، ص ۳۶۵؛
۷. «مکالمه سیدالشهدا(ع) با شمر ملعون» ج ۲، ص ۳۹۰؛
۸. «دیدن طرماح، پیغمبر(ص) را در قتلگاه» ج ۳، ص ۱۵؛
۹. «حدیث مسلم جصّاص» ج ۳، ص ۵۲؛
۱۰ .قصه فاطمه صغری، ج ۳، ص ۸۵؛
۱۱. رسیدن اهل‏‌بیت، روز اربعین به کربلا» و توجیه آن به اینکه اهل‏‌بیت هنگام رفتن از کوفه به سوی شام، اربعین را در کربلا دریافته‌اند!، ج ۳، ص ۱۰۰ و ۱۷۵؛
۱۲. روایت رؤیای سکینه، ج ۳، ص ۱۶۸؛
۱۳. افسانه ساربان، ج ۴، ص ۱۹؛
به همین سیزده مورد بسنده می‏‌گردد؛ هر چند بسی بیش از اینهاست.
معالی السبطین
کتاب «معالی السبطین»[۷] اثر شیخ مهدی حائری مازندرانی (متولد ۱۳۰۰ق) است که آن را پس از انتشار دو کتاب پیشین خویش الکوکب الدری و شجره طوبی، نگاشته است. در مقدمه از آن دو یاد کرده و کتاب مورد بحث را «معالی السبطین فی احوال الحسن والحسین(ع)» نامیده است. کتاب در دو جزء و در یک مجلد قطور تألیف شده که تنها ۳۹ صفحه از جزء اول درباره ام
ام حسن مجتبی(ع) است که در دوازده مجلس تنظیم شده است و در آخر هر مجلس پس از سخنان کوتاهی درباره امام مجتبی(ع) بالاخره به عاشورا و امام حسین(ع) گریز زده است. از صفحه ۳۹ به بعد و سراسر جلد دوم نیز یک سره پیرامون عاشورا و عزاداری و روضه‌‏خوانی است.
تحریف‌هایی که هنگام بحث از کتاب‌های پیشین شمردیم، در این کتاب توسعه یافته، به توالد و تکاثر رسیده‌اند. مؤلف معالی در ضمن بازتولید تحریف‌های پیشین، خود نیز با نقل اخبار و حکایات غیرمستند، ده‏‌ها تحریف دیگر به آنها افزوده است.
مؤلف خود را حتی ملزم به این نمی‏‌داند که سخنانش را از کتاب‌ها نقل کند و یا منبع و مأخذ حرفش را اگرچه با اشارتی مختصر، یادآوری کند. چندین صفحه را گاه فقط با عبارت «فی الخبر» یا «قالوا» و یا «وفی بعض الکتب» روایت می‏‌کند، و مواردی که مآخذ و منابع خود را نام می‌‏برد، بیشتر از کتاب‌های نامعتبر و غیرمستند است که در این میان بیشترین سهم را اسرار الشهاده دربندی و منتخب طریحی و بحارالانوار دارند. افزون بر این سه کتاب، مآخذ دیگرش نیز در سطح آنها و یا حتی کمتر از آنها دیده می‏‌شوند؛ مانند روضه الشهدای کاشفی؛ نورالعین؛ معدن البکاء؛ تظلم الزهراء؛ ایقاد القلوب که به واسطه آن از نورالعین نقل می‏‌کند؛ منتخب التواریخ؛ کامل التواریخ؛ کشکول بحرانی؛ روضه الصفا؛ ریاض الشهاده؛ مدینه المعاجز؛ عوالم؛ مقتل منسوب به ابی‏‌مخنف؛ ناسخ التواریخ؛ انوار الهدایه؛ التبر المذاب و مهیج الاحزان.
و گاهی نیز از مناقب؛ الارشاد؛ الامالی؛ عده الشهور؛ کبریت احمر؛ خصائص الحسینیه؛ نفس المهموم و سفینه البحار نقل کرده است.
شهید قاضی طباطبایی را درباره معالی السبطین، سخنی است که نقل آن خالی از فایده نیست. ایشان می‌‏نویسد:
«به نقلیات کتاب معالی السبطین از هر جهت چندان اعتماد نیست؛ مگر اینکه مدارک و مصادر نقلیات خودش را نشان داده و ذکر کند. از کتبی نیست که آن را بتوان مدرکِ نقل، قرار داد. با مؤلف آن مرحوم آقای حاج شیخ مهدی مازندرانی(ره) آشنایی و مکاتبه داشتم و در کتاب نام برده‏‌اش صحیح و ضعیف را به هم آمیخته و بر ناظر بر کتابش لازم است که دقت کند و صحیح را از سقیم در آن کتاب، تشخیص دهد.»[۸]
اما اخبار ساختگی و تحریف‌شده و یا روایت‌های ضعیف و بی‏‌سند و مدرک، در معالی السبطین بسیار است برای نمونه به اخبار زیر ارجاع داده می‏‌شود:<BR& gt;1. خروج شاهانه امام حسین(ع) از مدینه و تفصیل دبدبه و کبکبه، خدم و حشم، زیورآلات و عطریات کاروان، با عبارت: «اقول قد وجدت فی بعض الکتب» (ج ۱، ص ۱۳۴)؛
۲.  پراکنده شدن یاران امام حسین(ع) در شب عاشورا، به نقل از نور العین آن هم به واسطه ایقاد القلوب (ج ۱، ص ۲۰۸ـ۲۰۹)؛
۳. شهیدی به نام «وهب بن عبدالله بن حباب الکلبی» (ج ۱، ص ۲۳۷)؛
۴. افسانه پناه بردن امام حسین(ع) به حضرت ابوالفضل در روز عاشورا، به نقل از منتخب التواریخ و با استناد به رؤیای شاعرانه شیخ کاظم اُزری (ج ۱، ص ۲۶۹)؛
۵. افسانه عروسی قاسم (ج ۱، ص ۲۷۹)؛
۶. «اسقونی شربهً من الماء» به نقل از منتخب طریحی (ج ۲، ص ۷)؛
۷. نسبت بی‌‏خبری به امام سجاد(ع) در ضمن خبر مجعولی که می‏‌گوید: امام سجاد(ع) از یک‌‏یک یاران و خویشان پرسید و امام حسین(ع) در جواب هر بار گفت: کشته شد. کشته شد. و بالاخره گفت که جز من و تو مردی نمانده است. البته به نقل از الدمعه الساکبه (ج ۲، ص ۱۱ـ۱۲) و…


ادامه دارد …


نوشته محمد صحتی سرورودی*، دانش‌آموخته حوزه علمیه قم


 


پی‌نوشت‌ها


*وی از پژوهشگران عرصه علوم اسلامی به ویژه در تاریخ‌نگاری عاشورا مدتی قلم زده است. تاکنون علاوه بر چندین مقالات که در نشریات علمی کشور به چاپ رسیده چندین عنوان کتاب نیز درباره عاشورا و تاریخ اسلام از ایشان چاپ و منتشر شده است. وی هم‌اکنون در کتابخانه بزرگ آیت‌الله مرعشی نجفی به تحقیق اشتغال دارد.
[۱] الدمعه الساکبه فی احوال النبی (ص) والعتره الطاهره، محمدباقر بن عبدالکریم بهبهانی، به تصحیح حسین اعلمی، بحرین و بیروت، مکتبه العلوم العامّه و مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۹، عربی، جزء چهارم، ۳۸۶ ص و جزء پنجم، ۳۱۱ صفحه وزیری.
[۲] واعظ خیابانی، وقایع الایام فی تتمه محرم‏الحرام، ص ۲۵.
[۳] ناسخ التواریخ در احوالات حضرت سیّدالشهداء علیه‏السلام، محمدتقی سپهر، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیّه، ۱۳۹۸ق، فارسی، جلد اول، ۳۹۸ ص؛ جلد دوم، ۴۰۰ ص؛ جلد سوم، ۳۹۸ ص و جلد چهارم ۲۸۴ صفحه وزیری.
[۴] محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ در احوالات حضرت سیدالشهداء، ج ۱، ص ۳۷۸.
[۵] همان، ج ۲، ص ۳۵۸، ۳۶۵ و… .
[۶] ر.کـ: محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج ۵، ص ۵۵۹ـ۵۶۲.& lt;BR>[7] معالی السبطین فی احوال السبطین الامامین الحسن والحسین، محمدمهدی مازندرانی حائری، تبریز، کتابفروشی قرشی، ۱۳۵۶ق، عربی، جزء اول، ۲۸۳ ص و جزء دوم، ۲۰۰ صفحه وزیری، چاپ سنگی.
[۸] قاضی طباطبایی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا، ص ۳۸۲.


www.iqna.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید