عاقبت توهین به تربت

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

موسی بن عبدالعزیز بر در حرم امام حسین(ع) رسید و باز نگاهش به یوحنای نصرانی، همان پزشک حاذق شهر، افتاد. یوحنا گوشه ای می ایستاد و نگاهش را ساعت ها به حرم حسین(ع) می دوخت. موسی با دیدن این صحنه یاد پرس و جو های یوحنا افتاد، سوالش از پسر پیغمبر اسلام.

 

یادش آمد روزی را که یوحنا از او پرسید: تو را به حق پیغمبر و دینت سوگند مى دهم که بگویى این کیست که مردم به زیارت قبر او مى روند؟ آیا او از اصحاب پیغمبر شما است؟

موسی جواب داد: نه، بلکه او امام حسین(ع)، پسر دختر پیغمبر ما است. منظورت از این سوال چیست؟
یوحنا گفت: خبر شگفتى دارم و ادامه داد: یک شب شاپور، خادم خلیفه رشید، مرا احضار کرد، نزد او رفتم، او مرا به خانه موسى بن عیسى که از خویشان خلیفه بود، برد، دیدم موسى بى هوش در رختخواب خود افتاده و طشتى پیش روى او گذاشته اند که تمام احشاء و امعاء او در آن ریخته شده بود.

 

شاپور از خادم پرسید: این چه حالی است که براى موسى رخ داده؟

 

خادم جواب داد: یک ساعت قبل حالش خوب و با خوشحالى نشسته بود و با ندیمان خود صحبت مى کرد. شخصى از بنى هاشم اینجا بود، او گفت: من بیمارى سختى داشتم و با هر چه معالجه کردم، مفید واقع نشد تا اینکه از تربت امام حسین(ع) استفاده کردم و شفا یافتم

 

موسى گفت: از آن تربت چیزى نزد تو باقى مانده است؟

 

گفت: بله، شخصى را فرستاد و قدرى از آن تربت را که باقى مانده بود آورد.</SPAN& gt;

 

موسى آن را گرفت و بی احترامی بزرگی به آن تربت کرد.

 

در همان لحظه فریاد او بلند شد. او فریاد می زد: آتش، آتش؛ طشتى بیاورید.

 

ندیمان متفرق شدند و مجلس سرور موسى به ماتم مبدل شد.

 

 شاپور به من گفت : بیا نگاه کن، آیا مى توانى او را معالجه کنى؟

 

من چراغی خواستم و آنچه در طشت بود را به دقت نگاه کردم دیدم جگر و شش و دل و روده ی مرد، همه از بدنش خارج شده است.
تعجب کردم و گفتم: هیچ کس نمى تواند درباره این شخص کارى بکند مگر حضرت عیسى که مرده را زنده مى کرد.

 

شاپور خادم گفت: راست می گویی، تو اینجا باش تا معلوم شود که حال موسى به کجا ختم مى گردد.

 

یوحنا آن شب تا سحر بالای سر موسی بیدار ماند و دید که موسی در فجیع ترین حال از دنیا رفت.

 

***
حالا معجزه ی تربت حسین(ع)، یوحنای نصرانی را مسلمان و دوستدار اهل بیت، کرده بود.

 

منبع: وقایع الایام : ج ۲، ص ۱۸۲؛ به نقل از کتاب داستان های شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهداء(ع)، حیدر قنبری؛ با تصرف و تلخیص.

 

http://mastoor.ir

بازدیدها: 79

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی