ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳

قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/3

لیاقت های قضایی

 

پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نسبت به ویژگی‏ها و لیاقت‏های قضائی امام علی‏ علیه السلام فرمود:
اَقْضَاکُمْ عَلِی
(بهترین شما در قضاوت علی‏ علیه السلام است.) [۱].
و «علقمه از عبداللَّه» روایت کرده است که ما اصحاب رسول خدا هرگاه با هم سخن می‏گفتیم همه اعتراف می‏کردند که بهترین قاضی اهل مدینه، علی بن ابیطالب‏ علیه السلام است.
و سعید عبداللَّه روایت کرده است که:
اَعْلَمُ اَهْلِ الْمَدینَهِ بِالْفَرائِض اِبْنُ اَبیطالِبْ
(داناترین اهل مدینه به واجبات الهی علی بن ابیطالب است.)
و «احمد بن زُهَیر» از عُبیداللَّه بن عمر قواریری و او از مُؤَمِّلِ بن اسماعیل، و او از سُفیانِ بن ثوری و او از یحیی بن سعید و او از سعید بن مسیب نقل کرد که او گفت:
«کانَ عُمَر یتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنْ مُعْضَلَهٍ لَیسَ لَها اَبُوحَسَنٍ»
(عُمَر به خدا پناه می‏بُرد از مشکلی که ابوالحَسَن در آن نباشد.)

تازیانه زدن بر استاندار خلیفه سوم

 

ولید بن عُقبه، با قبیله «بنی المصطلق» در جاهلیت بر سر ریخته شدن خون نزاع داشتند.
پس از اسلام در سال نهم او با همراهانش برای گرفتن زکات به سوی قبیله یاد شده رفتند:
وقتی استقبال مردم را دید فکر کرد برای انتقام گرفتن می‏آیند، ناچار فرار کرد و به دروغ نزد رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم اظهار داشت:
قبیله بنی المصطلق می خواستند مرا بکشند.
که ناگاه جبرئیل با آوردن آیه:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا [
۲].
«ای کسانی که ایمان آوردید اگر فاسقی خبری بر
ای شما آورد، پیرامون آن تحقیق کنید.»
پدر ولید «عقبه» در مکّه همسایه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بود که پس از بعثت انواع آزارها را به آن حضرت روا می‏داشت.
او بود که با گستاخی تمام آب دهان به صورت پیامبر انداخت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از آینده شوم او خبر داد و از شدّت آزار و اذیت او می‏فرمود:
(من در میان دو همسایه شرور «ابولهب و عقبه بن ابی معیط» قرار گرفته‏ام.)
که در جنگ بدر، عقبه اسیر و کشته شد.
ولی پسر او «ولید» برادر مادری خلیفه سوم بود که به ظاهر مسلمان شد، امّا در دربار خلیفه سوم نفوذ کرد و استاندار کوفه شد و در کوفه به عیش و نوش و میگساری و غارت بیت المال پرداخت، از عبداللَّه بن مسعود با اصرار فراوان مبلغ زیادی از بیت المال قرض کرد که آن را نپرداخت، وقتی عبداللَّه به خلیفه سوم شکایت کرد به او نوشت:
«تو خزانه دار ما هستی، کاری به ولید نداشته باش.»
ای مسلمانان، صد هزار درهم ولید از بیت المال مسلمین گرفت و تاراج کرد ولی خلیفه مسلمین آن را بازخواست نکرد.
سرانجام خلیفه سوم عبداللَّه را عزل و به مدینه بُرد تا ولید در کوفه آزاد باشد.
استاندار کوفه شراب می‏خورد و با مستی وارد مسجد کوفه می‏شد، و نماز صبح را چهار رکعت می‏خواند، در یکی از صبح‏ها که مست و بیهوش در محراب افتاده بود، مالک اشتر و جُندب بن زهیر و جمعی از بزرگان، انگشتر خلیفه را از دست او گرفتند و به مدینه رفتند و با شواهد و قرائن به خلیفه سوم شکایت کردند،
خلیفه سوم به جای دادرسی، چند ضربه شلاّق بر بدن «جندب» نواخت.
وقتی اعتراضات بالا گرفت، خلیفه سوم ناچار شد سعید بن عاص را به استانداری کوفه نصب و ولید را عزل کند.
ولید به مدینه آمد، و شهادت شاهدان تکمیل شد که می‏بایست حدّ شراب خواری ۸۰ ضربه شلاّق) بر او جاری گردد، امّا چون برادر مادری خلیفه سوم بود، کسی به خود این اجازه را نمی‏داد که حَد شرعی را اجرا کند و خلیفه سوم نیز می‏گفت چه کسی بر بدن برادر من شلاّق می‏زند؟
در این هنگام حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام شلاّق را گرفت و برخاست و فرمود:
«بنی اسرائیل چون اجرای حدود الهی را تعطیل کردند نابود شدند.»
و سپس ضربات پیاپی شلاّق«۸۰ ضربه» را بر بدن استاندار خلیفه سوم در کوفه نواخت.
خلیفه سوم ناراحت شد
ه گفت:
ای علی تو حق نداری با ولید اینگونه رفتار کنی.
امام علی‏ علیه السلام پاسخ داد:
«ولید شراب خورده و حکم خدا باید در حقّ او اجرا شود.» [
۳].

اعدام عروس

 

«عنیزه» از قبیله «اسلم» با جوانی به نام «عقیل اسلمی» طرح دوستی و آشنایی ریخت.
و چون کار عاشق هم شدند، بدون آن که مرتکب گناهی شوند عقیل به خواستگاری معشوقه‏اش «عنیزه» آمد، لیکن خانواده عنیزه او را به بهانه هایی به دامادی نپذیرفتند و علاقه و محبت او را نادیده گرفتند و سرانجام بر خلاف میل دخترشان عنیزه او را به عقد عموزاده‏اش (رماح بن سهم) در آوردند.
این ازدواج چون سدّی در برابر آروزهای عقیل و عنیزه قرار گرفت، امّا دل از هم نکندند و گاه و بیگاه در فرصت‏های کوتاه بین راه، محبّت خود را به یکدیگر خاطر نشان می‏ساختند، تا شب زفاف «عنیزه و رماح» فرا رسید، عقیل از شنیدن این خبر سخت برآشفت و سوگند یاد کرد که هر چند به قیمت جانش باشد معشوقه‏اش را به رقیب تسلیم نکند.
عقیل به حجله رماح رفت، امّا با توطئه‏ای که قبلاً توسّط عقیل و عروس حجله (عنیزه) ریخته شده بود آن شب را عقیل پشت پرده مخفی شده بود تا در فرصتی مناسب وارد حجله شود و
رقیب خود را که رماح باشد بکشد، اتفاقاً این طرح شیطانی به مرحله عمل در آمد و عقیل از پشت پرده وارد حجله شد و داماد را به مبارزه خواند، امّا رماح با چشم بر همزدنی شمشیر خود را کشید و در قلب عاشق ناکام (عقیل) فرو بُرد و در همان حال خون از قلبش سرازیر شد و جان از لبش پرواز کرد.
او در لحظه آخر گفت:
ای عنیزه! خود را تسلیم رماح نکن و حرمت عشق و پاس عهد و وفا را منظور بدار.
این را گفت و مرد.
عقیل مُرد، امّا عنیزه خائن که عاشق فداکار را در آن حال دید تاب نیاورد و شمشیر را از نیام کشید و چون شیر خشمگینی بر شوهرش «رماح» حمله کرد و با ضربتی به حیاتش خاتمه داد و او هم روی زمین افتاد.
بستگان عروس و داماد که منتظر پایان شب عروسی بودند، برای سرکشی و اطلاع از اوضاع حجله، زنان سر در حجله کشیدند تا خبر بگیرند.
ناگهان خود را در برابر چنان منظره‏ای سهمگین و در کنار دو بدن بی‏جان و مرده یافتند، و چون از ماجرا آگاه شدند عروس را از حجله زفاف دستگیر و به محضر دادگاه بردند.
حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام در مسجد کوفه در میان مردم نشسته بودند که ناگهان صدای هیاهو بلند شد همه دیدند دوشیزه‏ای را که لباس عروسی بر تن داشت و انگشتانش به خون داماد آلوده بود، به مسجد کشاندند و تقاضای قصاص کردند.
حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام از ماجرا پرسید و هرکس چیزی گفت، امّا «عنیزه» پرده از راز برداشت و با صراحت تمام به جنایت خود اعتراف کرد که از آمدن عقیل به پشت پرده حجله آگاه و با اطلاع بوده است که در نتیجه اگر عقیل در آن ماجرا پیروز می‏شد، با او پیوند زوجیت برقرار می‏کرد و اگر کشته می‏شد به خونخواهی او برخیزد،
بستگان عقیل که در محضر دادگاه حاضر شدند فریاد می‏زدند که خون‏بهای او را از قاتلش رماح بگیرد، و از طَرَفی خونخواهان «رماح» بانگ بر آوردند که «عنیزه» را قصاص کنند،

 

هیاهو و فریاد خونخواهان وضع دادگاه را آشفته ساخته بود.

 

حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام همه را فرمان به سکوت داد، و تمام حاضران به لبان امام دوختند.

 

امام علی‏ علیه السلام چنین قضاوت کرد:

 

الف- «عنیزه» محکوم است و باید دیه عقیل را که به شمشیر شوهرش از پا در آمده بپردازد، زیرا او عقیل را در معرض قتل قرار داده و جانش را به خطر انداخته است، و علّت این که او به پرداخت غرامت و دیه سزاوارتر از مباشر قتل است این است که دست زدن به قتل عقیل برای رماح مجاز و روا بوده است، زیرا در مقام دفاع از جان و نیز دفاع از ناموس خود، عقیل را کشته است، پس اولیای عقیل هیچگونه حقّی بر گردن ورثه رماح ندارند و نیز ورثه رماح هیچ گونه غرامتی بابت قتل عقیل نخواهد پرداخت.
ب- «عنیزه» از نظر ارتکاب جرم قتل شوهر خود، محکوم به قتل است.
همین که حکم حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام صادر شد، صدای اللَّه اکبر مردم بلند شد. [
۴].

پی نوشت ها:

 

[1] فرائد السمطین، ج۱، ص۹۷ – و الغدیر، ج۳، ص۹۶ – و کامل بهائی، ج۱، ص۶۸ – و مناقب خوارزمی، ص۴۹ – و ارشاد مفید، ص۳۲.

 

[2] سوره حجرات، آیه ۶.

 

[3] حدیقه الشیعه، ص۲۸۸ – و حق الیقین، ص۲۶۸ – و نقش عایشه در اسلام، ص۱۶۵ – و مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۴ – و منهاج البراعه، ج۱۶، ص۲۱۹ و در تاریخ ابن أثیر – و یعقوبی – و صحیح مسلم – و عقدالفرید – و مسند احمد – و اسدالغابه نیز آمده است.

 

[4] عدالت و قضا در اسلام، ص۲۴۷.

 

www.ashoora.ir

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳.  قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳.  قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳.  قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳.  قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳. قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام/۳.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید