ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تقیه و امام صادق علیه‌السلام/ بخش سوم

۳-۹. تقیه فقهی


فقه شیعه در دوران ۳۴ ساله امامت امام صادق علیه‌السلام به نقطه اوج بالندگی و شکوفایی خود رسید، به گونه ای که به فقه جعفری معروف شد. روایات فقهی تقیه ای نیز رشد روز افزونی پیدا کرد. گستردگی تقیه و روایات تقیه ای به گونه ای بود که بعضی از یاران در استفتای مکاتبه ای خود تصریح می کنند که مسئله تقیه در میان نیست و خواستار بیان حکم در حالت عادی می شوند. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۵، ص ۴۳۰)، از جمله:


الف) ابوبصیر از امام صادق علیه‌السلام درباره جواز سجده بر گلیم می پرسد و امام جواب می دهد: «اذا کان فی تقیۀ فلا بأس به»، اگر در حالت تقیه باشد، اشکالی ندارد. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۵،  ص ۵۹۶)


ب) امام صادق علیه‌السلام درباره کیفیت برگزاری نماز خود با اهل سنت چنین می فرماید: «فامّا أنا فاُصلّی معهم و اریهم انّی اَسجد و ما اسجُد»، من با آنان نماز می خوانم و چنین وانمود می کنم که سجده می نمایم، در حالی که سجده نمی کنم. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۵، ص ۳۸۵)


ج) امام صادق علیه‌السلام در روایتی سوگند دروغین به جهت تقیه را مجاز شمرده و برای شکستن آن کفاره ای قائل نمی شوند. «لا حنث و لا کفاره علی من حلف تقیۀ یدفع و ذلک ظلماً عن نفسه»، کسی که به جهت تقیه و برای دفع ظلم از خود، سوگند بخورد (و بعد خلاف آن عمل کند) این سوگند شکسته نمی‌شود و کفاره ای ندارد. (مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج ۷۵، ص ۳۹۴)


4-9. تقیه کلامی


به موازات رشد و بالندگی فقه شیعه به وسیله امام صادق علیه‌السلام، کلام و معارف شیعه نیز در این زمان توسط آن حضرت به نقطه اوج شکوفایی رسید و توانست در میان همه مذاهب کلامی رایج در آن روزگار، راه خود را پیموده و خود را در صدر مذاهب کلامی که در ضمن مبتنی بر اصول و قواعد قطعی بود، قرار دهد. لذا در میان اصحاب امام صادق علیه‌السلام به چهره های کلامی متبّحری مانند: هشام بن حکم برخورد می کنیم که در مبارزات کلامی خود با دیگر مذاهب کلامی، همیشه بر آن ها پیروز است؛ به طوری که امام علیه‌السلام هشام را با آن که جوان نورسی است، در صدر مجلس خود جای می دهد. با مراجعه به ابواب مختلف کلامی مشاهده می کنیم که  قسمت عمده روایات کلامی شیعه و همچنین تقیه کلامی از زبان امام صادق علیه‌السلام نقل شده است. حال با این توضیحات، به چند نمونه از تقیه های کلامی امام، اشاره می‌شود:


1.از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند: زده شدن گردن ها برای شما محبوب تر است یا برائت از علی علیه‌السلام، حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: رخصت (یعنی استفاده از تقیه) برای من محبوب تر است و آن گاه به آیه نازل شده در شأن عمار استناد نمود. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۴۷۹)


2. در روایتی امام صادق علیه‌السلام چنین می فرماید: «ایّاکم و ذکر علی و فاطمه علیهما السّلام فانّ النّاس لیس شییٌ ابغض الیهم من ذکر علی و فاطمه علیهما السّلام»، از آوردن نام علی علیه‌السلام و فاطمه علیها السّلام نزد مردم بپرهیزید زیرا آن ها یادآوری این دو را از هر چیز دیگر ناخوش تر می دانند. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۴۸۶)  


5-9. تقیه اکراهی


عمر بن مروان خزاز روایت کرده: از حضرت صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم فرمود: چهار چیز از امت من برداشته شده است:


اول: امری که در انجام آن مضطر باشند.


دوم: کاری که فراموش نمایند.


سوم: امری که اجبار بر آن شده باشند.


چهارم: فعلی که فوق طاقت آن ها است.


و ایشان نیز فرمود: این امر از کتاب خدا استفاده می‌شود: «ربّنا لا تُؤاخِذنا إن نَسینا او اَخطَأنا رَبَّنا و لا تَحمِل عَلَینا اِصراً کَما حَمَلتَه عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِنا رَبّنا وَ لا تُحَمِّلنا ما لا طاقهَ لَنا بِه» (بقره / ۲۸۶)، پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم ما را مواخذه مکن، پروردگارا باری سنگین چنان که بر عهده گذشتگان ما نهادی بر دوش ما مگذار. «الّا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان (نحل / ۱۰۶)، نه آن کس که به زور او را وادارند که کفر بگوید، اما دلش به ایمان آرام است. در این روایت شریف حضرت امام صادق علیه‌السلام از نبی اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم نقل نموده، یکی از امور برداشته شده از این امت، امری است که به انجام آن اکراه و اجبار شوند گرچه ترک واجب و فعل حرام باشد. حضرتش ذیل این حدیث به آیه ای که درباره عمّار نازل شده تمسّک فرموده اند.


از اطلاق این روایت چنین استفاده می‌شود که حرمت یا  وجوبِ امر مورد اکراه  و اجبار، گرچه در نهایت اهمیت و لزوم برای شخص مورد اکراه و یا برای محیط اسلامی اش باشد، برداشته شده و می تواند در فرض اول انجام داده و در فرض دوم ترک نماید. تقیه برای افرادی که قلباً ایمان دارند، در مواقع اضطرار و خطر جانی جایز است و تقیه اکراهی، مطابق روش عقلا، برای حفظ هدف و غرض مسلکی و ترجیح اهم بر مهم است.


6-9. تقیه خوفی


در صورتی که انسان در اثر انجام یک عمل صحیح و مطابق با مذهب و دین وخویش، خوف و ترسی را بر جان خود و یا ناموس خود و یا مال خود و یا دیگران مشاهده کند باید از انجام آن عمل خودداری و تقیّه کند و عملی را که مطابق با مذهب مخالفین و یا کفار باشد انجام دهد. به طور کلّی تقیّه خوفی در موردی است که اضطرار یا اکراهی متوجّه انسان شده باشد. در ادامه به شرح مواردی در خصوص تقیه خوفی پرداخته می‌شود.


الف) حسن بن زید بن علی از امام صادق علیه‌السلام، از پدرش نقل می نماید: رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم مکرّراً می فرمود: «لا ایمان لمن لا تقیه له»؛ کسی که تقیه نکند، دارای ایمان نیست و می فرمود: خدای تعالی فرموده است: «الّا تتّقوا منهم تقاه» (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۲۴)


نبی اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم ذیل کلامش لزوم تقیه را مطرح نموده  و جهت بیان آن، متمسّک به آیه ۲۹ سوره آل عمران شده اند، که خداوند فرموده است: «قُل اِن تُخفُوا ما فی صُدورِکم اَو تُبدوهُ یعلَمُهُ اللهُ وَ یعلَمُ ما فی السّماواتِ وَ ما فی الارض وَ الله عَلی کل شَی قدیر»، فقط در مورد ترس از محذور و به خاطر دفع ضرر، تقیه خوفی نمایید و در ظاهر با کفّار دوستی و همبستگی کنید.


ب) حضرت صادق علیه‌السلام می فرماید: «استعمال تاتقیّه لصیانه الاخوان فان کان هو یحمی الخائف فهو من اشرف خصال الکرام»؛ عمل به تقیه، برای حفظ برادران ایمانی است و اگر عمل مذکور بیمناکی را از هراس رهانده و حفظ نماید، شریف ترین علائم کرم وبزرگواری است. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۲۸)


ج) شیخ طوسی مسنداً از حضرت صادق علیه‌السلام نقل کرده: «عَلیکم بالتقیه فانّه لیس منّا من لَم یجعلها شعاره وَ دثاره مَع من یأمنه لتکون سجیته مَع من یحذره» (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۲۴)، موالیان ما! همیشه ملازم با تقیه باشید. همانا کسی که در حا
ل ایمنی و نزد افراد بی آزار تقیه را شعار و لباس خود ننمایند تا عادت او شده و در مورد خوف و نزد ستمکار فراموش نکند، از ما نیست. در این روایت، امام صادق علیه‌السلام شیعیان خود را دستور به تمرین وظیفه تقیه می فرماید تا در مورد خوف و پیش آمد ناگهانی، به طور طبیعی مهیای انجام وظیفه باشند.


7-9. تقیه کتمانی


تقیّه به معنای کتمان و پنهان نمودن در مقابل افشاء و ورشنگری است. مقصود اصلی از این قسم تقیّه، حفظ مذهب حقه اهل بیت: در برابر قدرت های باطل و حکومت های جائر است به این نحو که چنان چه پیروان اهل بیت به ظاهر در تحت سیطره و قدرت حکومت باطل وضد شیعه قرار گیرند و قطعاً این چنین حکومتی، جهت از بین بردن مذهب حقّه امامیه صرف می کند و هر چه بیشتر سعی خود را در راه محو آثار این این مذهب عزیز معطوف می دارد. در چنین شرایط حساسی که حفظ کیان اسلام بستگی به کتمان و پنهان نمودن مذهب دارد، لازم است شیعیان چنین تقیّه ای را رعایت نما یند.


امام صادق علیه‌السلام در این زمینه نگاه ویژه ای دارند که در ادامه بیان می گردد:


الف) معلّی بن خنیس روایت کرده: حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: «یا معلّی! اکتم امرنا و لا تذعه فانّه من کتم امرنا و لم یذعه اعزّه الله به فی الدّنیا و جعله نوراً بین عینیه فی الآخره یقوده الی الجنّه. یا معلّی! من اذاع امرنا و لم یکتمه اذلّه الله به فی الدّنیا و نزع النور منبین عینیه فی الآخره و …؛ ای معلّی! طریقه ما را مخفی دار (سرّاً ترویج نما) و به طور آشکار منتشر منما، چه هر کس امر ما را مکتوم داشته و نزد عامه مردم آشکار ننماید، روش او را خدا در دنیا موجب عزّتش نموده و در آخرت به شکل نوری بین دو چشم او ظاهر می نماید تا او را به سوی بهشت رهسپار کند. ای معلّی! هر کی ولایت و امر ما را آشکار نموده و از کتمان و مستوری خارج نماید، خدا روش او را موجب خواری او در دنیا و برطرف شدن روشنایی بین دو چشمش در آخرت می نماید و روش او را به شکل تاریکی بین دو چشمش درآمده تا او را به سوی آتش رهسپار نماید. ای معلّی! تقیه از دین من و دین پدران من است. کسی که روشش تقیه نیست، بهره ای از دین ندارد. ای معلّی! همان طور که خدا دوست دارد آشکار (هنگامی که اهل حق واجد اکثریت و  قدرتمند هستند) عبادت شود، همچنین دوست دارد (هنگام ضعف و اقلیت اهل حق) مخفی و به روش سرّی اطاعت گردد. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۳۱)


با تفکر و دقت در این روایت (صدراً و ذیلاً) معرفت لازم در باب این نوع تقیه نیز صورت گرفته و این قسم تقیه هم به کیفیت مذکور استفاده می‌شود، زیرا در صدر روایت، رئیس مذهب جعفریبه گروه خود دستور داد، به طریقه و مسلک او و پدرانش که در آن زمان در اقلیت و ضعف بودند، به طور سرّی عمل نموده و از عامه مردم (اهل سنت) مخفی نگه دارند. در اثنای روایت، تقیه را از دین خود و پدران بزرگوارش معرفی کرده و در ذیل روایت از این عمل به «عبادت سرّی» تعبیر فرموده است. اضافه براین، از تعبیر ایشان از روش مذکور به «روشنایی دو چشم» استفاده می‌شود: این روش، طریق عمل به دین، راهنما و رساننده ما به واقعیات مذهب است و تقیه باید متکفّل عمل به تمام احکام یا مُعظّم (اکثریت) آن باشد که این مقصود، انحصار به تقیه کتمانی (اتخاذ طریق سرّی مطمئن در عمل به تمام احکام و ترویج آن) دارد. لذا می توان گفت: تمام روایاتی که در آن اطلاق دین بر تقیه شده، دلالت بر تشریع این نوع و این نحوه تقیه دارد. (تهرانی، ۱۳۴۵، صص ۵۹ و ۶۵)


ب) حضرت امام صادق علیه‌السلام از پدران بزرگوارش از حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل فرموده: التقیّه دینی و دین اهل بیتی، تقیه، دین من و دین اهل بیت علیهم السّلام من است. (نوری طبرسی، ۱۴۰۷ ق، ص ۲۳)


8-9. تقیه مداراتی


هدف از این قسم تقیه، حسن معاشرت و مدارات و جلب مودّت و درنتیجه تحقق وحدت از یک طرف میان مسلمین با شرکت یکپارچه در شعائر الهی و نماز جماعت و سایر مظاهر وحدت و در حقیقت حصول وحدت کلمه میان همه مسلمان ها و عدم پراکندگی آنان خصوصاً در برابر کفار و دشمنان، می باشد و از سوی دیگر  پیروان مذهب حق مورد تعبیر، مذمت و خواری قرار نگیرند و با شرکت در جماعات رفع هرگونه اتهام را از خود بنمایند و با الزام به شرکت در جماعات و مانند آن خود را از صف مسلمین جدا نکرده و دچار مخاطره نگردند. این قسم از تقیه تقیه مورد تأکید امام صادق علیه‌السلام قرار گرفته و با تحریص و ترغیب، پیروان خویش را به رعایت آن وادار نموده است. در ادامه به نقل چند روایت از این امام همام علیه‌السلام دراین زمینه پرداخته می‌شود:


الف) مدرک از حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام روایت کرده که فرمود: «رحم الله عبداً اجتر مودّهَ النّاس الی نفسه فحدثهم بما یعرفون و ترک ما ینکرون»؛ خدا بنده ای را رحمت کند که دوستی مردم را (به واسطه حسن معاشرت و صحت روش) به خود جلب نماید و سپس در حدود فهم و ادراک آن را نقل احادیث نموده و از نقل امور
ی که مورد انکار آن هاست، خودداری کند. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۶، ص ۲۸)


ب) معاویه بن وهب روایت کرده: از حضرت امام صادق علیه‌السلام سؤال کردم: وظیفه ما در معاشرت با گروه خود و با فرقه های دیگر اسلام که در محیط ما هستند و ما با آن ها سر و کار داریم، چیست و چه نحوۀ معاشرتی سزوار ماست؟ فرمود: «تُؤدّون الامانۀ الیهم و تقیمون الشّهاده لهم و علیهم السّلام و تعودون مرضاهم و تشهدون جنائزهم»؛ امانات همه آنان را مسترد داشته، در موقع مخاصمه و ترافع نزد حاکم، بر نفع درستکار و ضرر گناهکار و نادرست، اقامه شهادت نموده، بیماران شان را عیادت کرده و در مراسم تدفین مردگانشان شرکت کنید. دلیل بر تشریع تقیه مداراتی در روایات مذکور از محضر اهل بیت:، به ویژه حضرت امام صادق علیه‌السلام، مطابق آیات عدیده قرآنی: دستور به اتحاد مسلمانان، کنار گذاردن اختلافات و موجبات تفرقه، اجتناب از دوستی حقیقی و همکاری با مسلمانان و کفار و اجانب می باشد. (تهرانی، ۱۳۴۵، صص ۸۴ و ۹۳)          


10. آثار سازنده تقیه


در عمل به تقیه، هر چند یک رشته از مصالح واقعی ازمکلف فوت می‌شود و مکلف ناچار می گردد بر خلاف احکام واقعی عمل نماید ولی تقیه با مصالحی همراه است که می تواند جبران گر مصلحت از دست رفته باشد، اینک به سه مورد از مهم ترین آن ها اشاره می گردد:


1-10. حفظ جان و مال


در مواردی که جان و مال و یا آبروی مسلمانی به خطر می افتد، تقیه سپری است در برابر آن، زیرا یک هماهنگی ظاهری با دشمن، جان و مال او را بیمه کرده و از دستبرد صیانت می نماید. و در این زمینه امام صادق علیه‌السلام می فرماید: «ان التقیه جنه المؤمن» (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۱، ص ۲۴)، به خاطر حفظ خون شیعیان، و جلوگیری از هدر رفتن نیروها، امام، مطابق فتوای مخالف، فتوای می  داد، و به اصطلاح تقیه می کرد. البته تقیه برای خود نبود، بلکه برای حفظ
جان سؤال کننده بود. (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۷، ص ۱۰۵)


2-10. حفظ وحدت اسلامی


خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ اعتصموا بِحبلِ الله جَمیعاً و لا تَفَرَّقُوا وَ اذکروا نعمتَ الله عَلیکم اذ کُنتم اعداءً فَأَلَّفَ بین قُلُوبکم فَأصبَحتم بنِعمته اخواناً وَ کنتُم عَلَی شفَا حُفرَه مِن النّارِ فَانقذَکُم مِنها کَذَالکَ یبینُ اللهُ لَکُم آیاته لَعَلکُم تَهتَدُونَ» (آل عمران / ۱۰۳)، وحدت کلمه و انسجام افراد یک امت در گفتار و رفتار، حافظ و نگهبان قدرت و کیان آن ها است، در حالی که تفرق و دو دستگی، نشانه زوال قدرت و نابودی آن هاست و لذا قرآن، اصرار بر وحدت و دوری از تفریق دارد. همچنین خداوند در جایی  دیگر می فرماید: «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُم خَلَائفَ الاَرضِ وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعض دَرَجات لَیبلُوَکُم فی مَآءَ اتاکُم انَّ رَبَّکَ سَرِیعُ العِقابِ وَ اَنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیم» می داند (انعام / ۱۶۵)، و او خدایی است که شما را در زمین جانشین (گذشتگان) مقرر داشت و برخی شما را از برخی دیگر بالاتر قرار داد تا شما را در این تفاوت رتبه ها بیازماید. بر این مبنا از این آیه متوجه می شویم که در مواردی، دو دستگی را نوعی عذاب و م
ایه نابودی است. پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله وسلم که وصیت پیامبر نادیده گرفته شد و حق مشروع حضرت علی علیه‌السلام را زیر پا گذاشتند و دیگران زمام خلافت را به دست گرفتند، امام علی علیه‌السلام علت عدم قیام خود را توضیح می دهد که چون در خارج مدینه، گروهی بر ضد اسلام قیام کردند، من در این هنگام مصلحت دیدم که مسئله خلافت را مطرح نکنم و در دفاع از اسلام با دیگر مسلمانان همراهی کنم. اینک به تعبیر امام علی علیه‌السلام می پردازیم که می فرماید: ترسیدم که اگر اسلام، و پیروان آن را کمک نکنم، در آن، شکافی یا ویرانی ای پدید آید که مصیبت آن بر من دردناک تز از آن باشد که حکومت بر شما مردم را از دست بدهم، حکومتی که چند روز بیش نیست و گذرا و مانند سراب یا ابری است که به سرعت متلاشی می‌شود. در این هنگام، من به پا خاستم تا باطل شد و دین استوار گشت و پابرجا شد. (ابن ابی الحدید، ۱۳۷۸ ق، ج ۶، ص ۹۴) تقیه امام، تقیه مداراتی بوده که مصداق واضح آن، همان تأکید بر معاشرت بر آن ها با کارهایی چون عیادت از بیماران، تشییع مردگان و حضور در مساجد و نمازهای آنان است. (مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ص ۳۶۹)


3-10. جلوگیری از فرسایش نیروها


گروه ناتوان، برای حفظ
موجودیت خو راهی جز مماشات با مخالف قوی و نیرومند ندارد و در غیر این صورت دچار فرسایش شده و به تدریج توان خود را از دست می دهد، چیزی که به موجودیت شیعه در برابر تندباد حوادث صیانت بخشیده، همان سپر تقیه بوده است که سبب شده تشیع در پرتو دوری از درگیری، رشد کند و امروز در اقصی نقاط جهان در کنار دیگران زندگی کرده و به وظایف دینی خود عمل کند.


نتیجه گیری


تقیه یعنی مخفی کردن حق و مخفی نگه داشتن اعتقاد به حق و پرده پوشی از مخالفان است. بررسی آیاتی از قرآن کریم که در مورد موحدانی است که در دوران حیاتشان در ضعف و ناتوانی به سر می برده اند، ثابت می کند که در عمل به تقیه، یک روش شرعی و عقلی در طول تاریخ بوده و از این طریق آن ها توانسته اند با حفظ عقیده، جان و مال خود را از دستبرد  و خطر ستمگران  در امان بدارند. سیاست تقیه و فعالیت مخفی به خصوص بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام به دلیل ضعف شیعه و فشارهای سیاسی موجود و به منظور حفظ تشیع و امامیه شدت گرفت و در عصر امام صادق علیه‌السلام، یعنی در زمان خلافت خلفای عباسی به اوج خود رسید. موقعیت امام صادق علیه‌السلام و نگرش ایشان به نظام سیاسی جدید و شرایط بحرانی ای ک
ه عباسیان به وجود آورده بودند، امام را وا داشت تا ابزار جدید برای ارتباط با اعضای جامعۀ خود و همین طور پیشرفت قوای شیعه جستجو کند. لذا امام صادق علیه‌السلام ، نظام زیر زمینی ارتباطات (التنظیم السری) را در جامعه به کار گرفت و به اصحاب خود می آموخت که معارف شیعی را در دسترس همگان قرار ندهند و در بیان آن تقیه نمایند. بدین صورت که در عمل به تقیه هر چند یک رشته از مصالح واقعی از مکلف فوت می‌شود و وی ناچار می گردد بر خلاف احکام واقعی عمل نماید ولی فقیه با مصالحی همراه است که می تواند جبران گر مصلحت از دست رفته باشد که از مهم ترین نتایج آن می توان به: حفظ مال، حفظ وحدت اسلامی و جلو گیری از فرسایش نیروها اشاره نمود.


با نگاه امام صادق علیه‌السلام به مسئله تقیه و ذکر نمونه های چند از احادیث امام علیه‌السلام در باب تقیه و جایگاه آن حضرت به خوبی آشکار می گردد که تقیه به معنی خودداری و حفظ نفس در مواقع خطر، از شیوه های عقلانی است که در هر زمان برای بشر مطرح بوده است و در دوران امامت امام صادق علیه‌السلام شدید ترین حالت خود را داشته است و مهم ترین دلیل برای کاربرد آن اصولاً حفظ جان و تثبیت اعتقادات دینی و احکام الهی می باشد. در این میان آن چه قابل توجه می باشد، این است که تقیه از اساسی ترین عواملی است که باعث شد، شیعه در طول تاریخ خونبار خود به حفظ مکتب و عقایدشان پرداخته و آن را به دست ما برسانند. به همین جهت، یکی از معتقدات کلامی، فقهی شیعه و عملکردهای تاریخی آن برای حفظ موجودیّتش در برابر اکثریت غیر شیعه یا غیر مسلمان محسوب می گردد. با توجه به مطالب مطرح شده، پیشنهادهایی به شرح ذیل ارائه می گردد.


–          درخصوص ابعاد وسیع تر تقیه تحقیقات جامعی صورت پذیرد.


–          تحقیقات جامع تری در خصوص تقیه از منظر سایر ائمۀ اطهار: انجام شود.


–          تحقیقات جامع تری دربارۀ چگونگی تبیین و ترویج مسئله تقیه از منظر امام صادق علیه‌السلام صورت گیرد.


–          مرکز مطالعات علمی تقیه شناسی از منظر امام صادق عل
یه‌السلام در کشور راه اندازی گردد.


 منابع


قرآن کریم.


ابن ابی الحدید، عزالدین (۱۳۷۸ ق)، شرح نهج البلاغه، قاهره: دار احیاء  الکتب العربیه.


بغدادی، ابوعبدالله (۱۳۷۷ ق)، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، طهران: دارالکتب الاسلامیه.


تهرانی، علی (۱۳۴۵)، تقیه در اسلام، مشهد مقدرس: انتشارات فیروزیان.


حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۹ ق)، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث.


سرخسی، محمد ابی سهل (۱۴۰۶ ق)، المبسوط، بیروت: دارالمعرفه.


شیخ مفید (۱۳۷۱ ق)، شرح عقائد صدوق وتصحیح الاعتقاد، تصحیح واعظ چرندابی، تبریز:


طباطبایی، سید محمد حسین (۱۴۱۷ ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم.


طبرسی، امین الاسلام (۱۴۰۳ ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، قم: دارالکتب العربی.


طبری، ابو جعفر (۱۴۰۶ ق)، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت: افست دارالمعرفه.


فیروز آبادی، مجد الدین (۱۴۰۶)، قاموس المحیط، بیروت: دارالعلم للجمیع.


مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ ق)، بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم.


معین، محمد (۱۳۸۵)، فرهنگ فارسی معین، تهران: نشر ندا.


نوری طبرسی، میرزا حسین (۱۴۰۷ ق)، مستدرک الوسایل، قم: مؤسسه آل البیت.



پی نوشت:


[1]. مدرس دانشگاه بیرجند و مرکز تربیت معلّم شهید باهنر بیرجند. Havanan391@yahoo.com


[2]. وَ جاءَ رَجلٌ مِن اقصا المَدینه یسعی قَالَ یمُوسی اِنَّ المَلَا یاتَمِرونَ بِکَ لِیَقتُلوک فَرُج اِنّی لَکَ مِن الناصحِین (سوره قصص، آیه ۲۰)


منبع: ابعاد شخصیت و زندگی امام صادق(ع)، فصل دوازدهم، دانشگاه امام صادق(ع)، چاپ اول: ۱۳۹۱، ص ۳۳۹.


www.vahhabiyat.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید