حجتالاسلام والمسلمين سيدعلیاكبر حسينی، مدير گروه تفسير ترتيبی و ترجمه قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم، در رابطه با ارزش كار علامه طباطبايی در تفسير گفت: علامه كسی بود كه در دورانی كه قرآن و قرآنپژوهی به دست فراموشی سپرده شده بود و در حوزههای علميه علما بيشتر به دانش فقه و اصول میپرداختند، ايشان به حوزه تفسير قرآن وارد شد.
اين محقق و قرآنپژوه ادامه داد: علامه طباطبايی علاوه بر تفسير قرآن در حوزه فلسفه و اخلاق و عرفان نيز سرآمد و بیبديل است. از نظر تحليل جامعهشناختی اگر بررسی كنيم علامه در زمانی شروع به نگارش تفسير كرد كه يك فقيه جامعالشرايط و يك فيلسوف تراز اول و صاحبنظر بود و اگر در هر موضوع ديگری كرسی درس برپا میكرد، مسلماً بيش از تفسير قرآن جلوه میكرد و مورد توجه و استقبال قرار میگرفت.
مدير گروه تفسير ترتيبی و ترجمه قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم افزود: اما از آنجا كه علامه طباطبايی احساس وظيفه كرد، به اين واجب كفايی پرداخت و طبق گفته خودش هنگامی كه بررسی كرد و متوجه شد كه اين مسئله در بين علما وامانده و در حوزه تفسير خلأ وجود دارد، به اين موضوع پرداخت.
حسينی خاطر نشان كرد: تفسير الميزان نيز در هر موضوعی كه وارد شده بسيار موشكافانه و عميق برخورد كرده، بهطوری كه نمیتوان الميزان را در كنار ديگر تفاسير گذاشت و در مورد آن نظر داد، بلكه بايد آن را يك گنجينه معارف دانست كه به واسطه يك نكته و گزاره قرآنی به ذكر مطالب عميق و تخصصی پرداخته است.
اين قرآنپژوه با بيان اينكه حتی الآن نيز بايد به اين سؤال پرداخت كه پس از علامه طباطبايی ما چه اندازه به تفسير پرداختهايم و در اين رابطه چه كردهايم، اظهار كرد: اگر ما به دنبال بومیكردن و توليد علم در حوزه قرآن هستيم، بايد كاوشهای جدی و فراگير در رابطه با تفسير الميزان داشته باشيم كه انصافاً تفسيری بینظير از همه جهت است.
مدير گروه تفسير ترتيبی و ترجمه قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم با توجه به مبانی و نگرش علامه طباطبايی در الميزان خاطر نشان كرد: با عنايت به خاستگاههای فكری و اصول و نظريات علامه در رابطه با مطالب علوم قرآنی میتوان به تأليف كتبی در اين رابطه پرداخت؛ به عنوان مثال علامه در آيه 7 سوره مباركه آل عمران، به توضيح در رابطه با محكم و متشابه میپردازد و يا در آيه 51 سوره مباركه شوری به مبحث وحی و اقسام آن میپردازد.
وی ادامه داد: همچنين علامه طباطبايی در مورد اعجاز بهطور مفصل در تفسير الميزان مطالبی را مطرح میكند كه در هيچ كتاب ديگر به آن پرداخته نشده است و حتی ايشان متفرداتی دارد كه بسيار قابل توجه و بررسی است. نكته جالب توجه در آثار و نظريات علامه اين است كه ايشان در اين مباحث سعی بر اين داشته كه حتیالامكان صبغه قرآنی در مباحث حفظ شود و مطالب بر اساس مبانی قرآنی مطرح شود.
مدير گروه تفسير ترتيبی و ترجمه قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم گفت: اين آرزو هميشه برای قرآنپژوهان شيعه بوده كه يك دوره علوم قرآنی بر اساس آرای اهل بيت(ع) داشته باشيم، اما شايد در اين حد گزاره از اهل بيت(ع) در اين رابطه در اختيار ما نباشد كه بتوان تمام مباحث مطروحه در علوم قرآنی را از احاديث استخراج كرد.
وی افزود: اما در هر صورت میتوان با استفاده آرای جديدی كه علامه طباطبايی بر اساس آيات قرآن طرح كرده است تا حد زيادی اين خواسته را اجرايی كرد و علوم قرآنی را پايهريزی كرد كه برای مباحثی مانند حقيقت وحی، اعجاز، محكم و متشابه و غيره از خود قرآن بهره جسته باشيم.
حسينی با بيان اينكه مستشرقان در رابطه با شخصيتهای برجسته مشرق زمين بيشتر از خود ما شناخت دارند، گفت: در غرب كسانی هستند كه تمام عمر خود را برای شناخت اشخاصی مانند ابنسينا صرف میكنند و در حقيقت ابنسينا شناس میشوند، اما متأسفانه همين بزرگان و نخبگان علمی از ديد ما مغفول میمانند.
وی اظهار كرد: من به شخصه بارها پيشنهاد ايجاد يك پژوهشكده را به مركز فرهنگ و معارف قرآن دادهام تا گروهی در رابطه با شخصيت و آثار علامه طباطبايی بهطور متمركز فعاليت كنند؛ زيرا علامه از تمام متفكران معاصر در اين رابطه اولی است و آثار وی خصوصاً تفسير ايشان در مقايسه با كتب و تفاسير ديگران حكم امالكتاب را دارد و اين مطلب كمك شايانی در رابطه با توليد و بومیسازی علم میكند.
:: iqna