قرآن در زندگی بزرگان

قرآن مثل بعضی کتابهای مذهبی نیست که یک سلسله مسائل رمزآسا در مورد خداوند و خلقت و تکوین مطرح کرده باشد و حداکثر یک سلسله اندرزهای ساده اخلاقی هم ضمیمه کرده باشد و بس، بطوریکه مؤمنین ناچار باشند دستورها و اندیشه ها را از منابع دیگر اخذ کنند.


قرآن اصولی معتقدات و افکار و اندیشه هایی را که برای یک انسان به عنوان یک موجود باایمان و صاحب عقیده لازم و ضروری است و همچنین اصول تربیت و اخلاق و نظامات اجتماعی و خانوادگی را بیان کرده و تنها توضیح و تفسیر و تشریح و احیانا اجتهاد و تطبیق اصول بر فروع را بر عهده سنت و یا بر عهده اجتهاد گذاشته است.


این است که استفاده از هر منبع دیگر موقوف به شناخت قبلی قرآن است. قرآن مقیاس و معیار همه منابع دیگر است ما حدیث و سنت را باید با معیار قرآن بسنجیم تا اگر با قرآن مطابق بود بپذیریم و اگر نه نپذیریم.


شیخ مفید شبها اندکی می‌خوابید و بیشتر به نماز، مطالعه یا تلاوت قرآن مجید می‌پرداخت.[1]


محدث قمی می‌نویسد: «… میرداماد قرآن مجید را بسیار تلاوت می‌نمود به طوری که یکی از افراد مورد اعتماد برای من نقل کرده که در هر شب پانزده جزء قرآن می‌خواند.[2]»


علامه مجلسی اوّل در اجازه‌ای که برای فرزندش ملا محمد باقر (صاحب بحار الانوار) نوشته، او را به قرائت یک جزء قرآن در هر روز و … سفارش کرده است[3]


شیخ انصاری: عباداتی که شیخ انصاری از سن بلوغ تا آخر عمر بر آن مداومت می‌کرد گذشته از فرائض … قرائت یک جزء قرآن، نماز جعفر طیار، زیارت جامعه و عاشورا در هر روز بود[4]


علامه طباطبایی شبهای ماه رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه می‌کرد و بعد به دعا و قرائت قرآن، نماز و ذکر می‌پرداخت[5]


مرحوم اقبال لاهوری که در اواخر زندگی‌اش، دچار ضعف و بیماری چشم شده بود و از مطالعه نیز محروم مانده بود، تنها مونسش قرآن بود، امّا با همان اندک بینایی، به قرآن می‌نگریست و با لذتی سرشار از ایمان، آیات را قرائت می‌کرد و می‌گفت: پدرم به من توصیه کرده است که؛ فرزندم! هر گاه قرآن می‌خوانی، چنان بخوان که گویی خداوند آن را بر تو نازل کرده است[6]


فیض کاشانی از قول یکی از حکیمان می‌گوید که ابتدا قرآن را می‌خواندم و لذتی نمی‌بردم. چندی بعد که آن را می‌خواندم، چنان که گویی آن را از رسول الله می‌شنوم که بر اصحابش می‌خواند. بالاتر رفتم و آن را از جبرئیل شنیدم که بر پیامبر ـ علیه السّلام ـ می‌خواند. از آن هم بالاتر رفتم و اینک آن را از خود خداوند می‌شنوم و لذتی می‌برم و تنعمی دارم که نمی‌توانم از آن بگذرم[7]


 


پی نوشت ها :


1] کوثر ربانی، محمد رضا ربانی، ص 107.


2] سیمای فرزانگان، ص 172.


3] همان، ص 167.


4] همان، ص 162.


5] همان، ص 164.


6] اوصاف پارسایان، ص 182.


7] اوصاف پارسایان، ص 181.


 


بخش قرآن تبیان

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

اشتراک گذاری لینک
ارسال به تلگرام
ارسال به وات ساپ
ارسال به فیس بوک
ارسال به ایمیل
پرینت
ارسال به توییتر