ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

کتاب سلمان محمدی، خبر جاثلیق، بخش دوم

در چشمه سار علم


على(ع) فرمود: شفاى درد سینه هاى شما، و روشنایى دلهاى شما نزد من است، من آنچه را شما دنبال آن هستید شرح خواهم داد، به گونه اى که
براى شما تردیدى باقى نماند. من از کارهاى شما خبر مى دهم و با دلیلو برهان شما را راهنمایى خواهم کرد. اکنون به من توجه کن، گوش جان به من بسپار، ذهن خود را کاملا آماده کن، وآنچه را من بیان مى کنم، به خاطر سپرده دار.


خداوند متعال، که ستایش دائم براى اوست، با فضل و لطف و عنایت خویش، عهد خود را تصدیق نمود، دین خود را عزت بخشید، و بنده و رسول خویش محمد(ص) را نصرت داد، و احزاب را به تنهایى در هم شکست، پس ملک مطلق وحمد بى پایان متعلق به اوست، و او بر همه کارى توانا است.


خداوند متعال، محمد(ص) را برگزیده و هدایت کرد، با رحمت خویش او را گرامى داشت و براى همه مردم فرستاد، و نیز با رافت خویش او را بر «جن و انس» مبعوث داشت، و اطاعت او را بر اهل آسمان و زمین واجب گردانید، و آن حضرت را «امام» پیامبران قبل از خود، و «خاتم پیامبران – ع » و وارث آنان قرار داد.


آرى، خداوند کلیدهاى دنیا و آخرت را به او سپرد، او را نبى و رسول و حبیب و امام قرار داد، به سوى خود(معراج) برد، به سمت راست عرش خود، جایى که هیچ فرشته مقربى و نیز هیچ نبى مرسلى راه نداشت، نزدیک گردانید، و به او وحى کرد: آنچه را دید، دل او هم حقیقت یافت (۱۹) و نشانه هاى او را هم براى انبیاء بیان کرد، و از آنان پیمان گرفت: به او ایمان بیاورند، و او را یارى نمایند (۲۰) .


سپس خداوند به پیامبران فرمود: آیا آنچه را گفتم، اقرار کردید، و از پیمان من پیروى خواهید کرد؟ آنان گفتند: اقرار داریم، خداوند هم فرمود: پس شما گواه باشید، و من هم بر شما شاهد خواهم بود (۲۱) .


هم چنین خداوند درباره پیامبر ما فرمود: او را در تورات و انجیلى که در دست آنهاست مى یابند، که آنها را امر به معروف و نهى از منکر مى کند، پاکیزه ها را حلال و پلیدها را براى آنان حرام مى گرداند، و احکام پر رنج را که چون زنجیر به گردن نهاده بودند بر مى دارد، پس آنها که به او ایمان آوردند، و او را عزت و نصرت بخشیدند، نورى(قرآن) را که به او نازل شد، پیروى نمودند، آنان رستگاران خواهند بود (۲۲) .


خلاصه، وضع پیغمبر(ص) چنین بود، تا اینکه خداوند مقام او را کمال بخشید، او را وسیله رحمت خود نمود، مقام او را بالا برد، هرگاه خداوند نام خود را مى برد، آن حضرت را به اطاعت خویش متصل ساخته و مى فرماید: هر کس اطاعت رسول خدا کند، از خداوند اطاعت کرده است (۲۳) . و نیز فرموده: هر چه را رسول(ص) به شما دستور مى دهد، بگیرید و به کاربندید، و از هر چه شما را منعمى کند، پرهیز داشته باشید (۲۴) .


پیامبر(ص) هم، رسالت الهى خویش را به پایان رسانید، ولایت خود را با دلیل وبرهان روشن نمود، آیات خداوندى را تحکیم بخشید، راه احکام شریعت را هموارنمود، و امت را به راه نجات راهنمایى کرد، باب هدایت و حکمت را به روى آنان گشود، و این ویژگى هاى پیامبر(ص) چیزى بود که، پیامبران قبل از او هم مژده آن داده بودند، عیسى روح الله و معجزه الهى در «انجیل» مى گوید: احمد عربى، پیامبردرس ناخوانده اى است، که صاحب شتر سرخ مو و عصا مى باشد، و وصى خود رابراى امت تعیین خواهد کرد.


وصى محمد(ص) کانون علم الهى، جایگاه اسرار خداوند، تحکیم بخش آیات کتاب او، تلاوت کننده حقیقى آیات قرآن، باب حطه (۲۵) یعنى باب توبه و گناه شویى، و وارث کتاب خداست، که او را با کتاب در میان مردم به یادگارگذاشته، و از مردم براى او پیمان اطاعت گرفته، و فرموده: قد خلفت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلواابدا، کتاب الله و عترتى اهل بیتى...


در میان شما چیزى را به یادگار گذاشتم، که اگر بدان چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد، آنان: کتاب خدا وعترت من از اهل بیت من مى باشند، آنان دوسرمایه گران قیمت هستند، کتاب خدا «ثقل اکبر» است، که چون ریسمانى از آسمان تا زمین امتداد دارد، یک سر آن به دست شما و سر دیگر آن به دست خداوند متعال است، و کتاب و عترت(ع) جدایى ناپذیرند، تا روز قیامت کنار «حوض کوثر» بر من وارد شوند (۲۶) .


آرى، از عترت جلوتر حرکت نکنید، که از دین خارج مى شوید، و چیزى را از دیگران نپذیرید که هلاک مى گردید، از دیگران چیزى نیاموزید، چون آنان از دیگران اعلم مى باشند، و من هم وصى پیامبر(ص) و مفسر کتاب، عارف به حلال و حرام آن، آشنا به محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، و مثالها و عبرتها و معانى آن هستم، وعلم و دانشى که پس از پیامبر(ص) مورد احتیاج امت است نزد من مى باشد، و وضع هر شخص صالح و منحرف را مى دانم.


بارى، علم به بلاها، مرگها، وصیتها، انساب، و تشخیص حق از باطل نزد من است، من از پیدایش اسلام و کفر، وضع کرات و حکومت دولتها اطلاع دارم، بنابراین، از هر چه تا روز قیامت واقع
مى شود، از من سؤال کنید، از وضع آنچه درروزگار عیسى(ع) آن گاه که خداوند او را به پیامبرى مبعوث داشت بپرسید، وضع هر «وصى»اى، هرگروهى را که صد نفر صد نفر هدایت یا گمراه مى شوند، و از وضع پیشوایان و سردمداران آنان تا روز قیامت سؤال کنید.


هم چنین، از هر آیه اى از کتاب خدا، که در شب یا روز نازل شده بپرسید، از تورات و انجیل و فرقان عظیم سؤال کنید، زیرا رسول خدا(ص) چیزى از علم خویش را براى من مکتوم نداشته، و هر چه را امتهاى اهل تورات وانجیل وگروههاى کافران و مخالفان و ادیان مختلف نیاز داشته باشند، براى من بیان فرموده، زیرا آن حضرت«خاتم پیامبران – ع » است و بر همگان ایمان و اطاعت و نصرت وى واجب خواهد بود، و این مطلب هم در تورات و انجیل و زبور آمده و خداوندمى فرماید:



در صحیفه هاى پیامبران پیشین، به خصوص در صحف ابراهیم(ع)وموسى(ع) آمده است (۲۷) و خداوند هرگز عهد و پیمان خویش را در مورد بندگان ضایع نمى گرداند، و امت را پس از پیامبر(ص) سرگردان نمى گذارد، و این کار ممکن نیست، چون خداوند خود را با خصلتهاى رافت و رحمت و عفو و امر به معروف و نهى از منکر و اقامه میزان مستقیم، توصیف فرموده است.


آرى، خداوند متعال به پیامبر(ص) وحى فرموده، همانطور که به «نوح – ع » وسایر پیامبران بعد از وى وحى مى کرده، چنانکه به موسى(ع) و عیسى(ع) وحى نازل مى کرده، بنابراین، خداوند نبوت پیغمبر(ص) را ت
صدیق فرموده، آن حضرت نیز رسالت خویش را به انجام رسانده، و من هم بر آن عمل شاهد مى باشم، چنانکه خداوندخود نیز فرموده است: چگونه است آن گاه که از هر امتى شاهدى بیاوریم، و تو را نیز بر این امت به گواهى بخواهیم؟
(۲۸) . هم چنین خداوند فرموده: براى شهادت (به نبوت تو) خداوند و کسى که علم کتاب نزد او هست، کفایت خواهدکرد (۲۹) .


باز هم خداوند متعال، نبوت محمد(ص) را تصدیق فرموده، به وى وسیله عطاکرده، و او را وسیله ارتباط باخویش قرار داده و مى فرماید: اى اهل ایمان! خدا را درنظر داشته، و همراه صادق
ین باشید.
(۳۰) و آن صادقین ماهستیم، من برادر پیامبر(ص)در دنیا و آخرت مى باشم، و شاهد او براى بعد از رحلت او خواهم بود، و من وسیله میان پیغمبر(ص) و امت او هستم، و من و فرزندانم وارث او مى باشیم، و من و فرزندانم مانند «کشتى نوح- ع» در میان امت او مى باشیم، نجات یافت و هر کس تخلف نمود هلاک گردید، و من و فرزندانم مانند «باب حطه» براى توبه و بازگشت از گناه، در میان «بنى اسرائیل» هستیم، و من نسبت به پیامبر(ص) مثل «هارون» نسبت به «موسى – ع » مى باشم، با این تفاوت که پس از پیغمبر(ص) پیامبر دیگرى نمى آید.


بارى، شاهد از جانب پیامبر(ص) در دنیا و آخرت من هستم، و رسول خدا(ص)هم، که بر اساس هدایت وراهنمایى هاى الهى سخن مى گفت، اطاعت و محبت نسبت به من را براى اهل ایمان و کفر و نفاق واجب
شمرده، هر کس مرا دوست بدارد مؤمن است، و هر کس با من کینه ورزد، کافر خواهد بود.


به خدا سوگند، من هرگز دروغ نگفته ام، هرگز پیامبر(ص) هم به من دروغ نگفته، من گمراه نشده ام، کسى هم مرا به گمراهى نکشانده، و من بر راه هدایتى که خداوندبراى پیامبر خویش تبیین فرموده، و آن حضرت نیز مرابدان فرا خوانده حرکت مى کنم. بنابراین، شما از هر چه هست و هرچه خواهد شد تا روز قیامت، از من سؤال کنید.


حجت اوصیاء


جاثلیق، با شنیدن سخنان على(ع) متوجه همراهان خویش شد و گفت: به خداوند سوگند، این شخص سخنگوى دانشمند پرتوان و گشاینده مشکل ما است، ما هم از خداوند مى خواهیم، به وسیله او به حقست یابیم و نور هدایت گیریم، چون این مرد «حجت اوصیاء» از جانب «انبیاء – ع » برقوم خویش مى باشد.


آن گاه، جاثلیق على(ع) را مخاطب قرار داد و گفت: این مردم چگونه از تو، روى گردان شدند؟ و مقامى را ادعاکردند که تو بدان سزاوارترى؟ البته این کار به زیان خود آنها تمام شده، آنان به حق خود ظلم کرده اند، و این کاربه ضرر «اوصیاء» نخواهد بود، زیرا خداوند با عطاى علم و دانش و ارتباط با پیامبران(ع)، آنان را از دیگران بى نیازکرده است. اکنون، اى عالم حکیم! از وضع من و خود خبر بده، آیا تو در پیشگاه خداوند چه مقامى دارى؟ و وضع من نزدخدا چگونه خواهد بود؟


امام على(ع) فرمود: من، در پیشگاه خداوند مؤمن هستم، و نیز در نزد خود باف
ضل و رحمت و هدایت و نعمتى که به من عطا فرموده، مؤمن استوارى هستم، خداوند متعال هم پیمان مرا از اهل ایمان گرفته و به عرفت خویش هدایت فرموده، و من در این جهت هیچگونه شک و تردیدى ندارم، بر میثاق الهى که از من گرفته استوار مى مانم، و با لطف و رحمت الهى، این روش را تغییر نخواهم داد.


البته جایگاه من هم بهشت مى باشد، و در این جهت هم هیچ شک و تردیدى ندارم، چنانکه اگر کسى هم پس از آنکه خداوند به من یقین و گواهى عطا کرده، شک و تردید کند، گرفتار شرک و الحاد گردیده است.


اما تو، در پیشگاه خداوند کافر هستى، زیرا پیمانى را که خداوند به هنگام ولادت و آن گاه که بالغ شده اى، و قدرت تشخیص خوب و بد، و خیر و شر رایافته اى، از تو گرفته و بدان اقرار نموده اى، منکر شده اى، چنانکه آنچه را خداوند از اخبار پیامبران(ع) در انجیل نازل فرموده، نادیده انگاشته اى، و اگر بر این حال باقى بمانى، بدون تردید در آتش خواهى بود.


جایگاه ما، در بهشت و دوزخ


جاثلیق ادامه داد: به من خبر بده، جایگاه من در آتش، و جایگاه تو در بهشت کجاست؟


على(ع) فرمود: من هنوز داخل بهشت نشده ام، که جاى خود را در بهشت و جاى تو را در دوزخ بشناسم، امامى توانم به استناد کتاب خداوند متعال، جایگاههارا به تو معرفى کنم.


خداوند متعال، محمد(ص) را بر اساس حق مبعوث داشته، و بر او کتابى نازل کرده که: «از پیش و پس در آن باطل راه ندارد، زیرا آن نازل شده خداى حکیم وحمید است » (۳۱) .


خداوند در این کتاب، همه علوم را تبیین و تحکیم بخشیده، و براى رسول خود، اخبار بهشت و درجات و منزلهاى آن را بیان فرموده، بهشت را میان بندگان تقسیم نموده، و هر کس در مقابل عمل خویش و فضایل و ایمانى که داشته، مکان و منزلتى خواهد داشت.


بر این اساس، خداوند مقام ما را تصدیق کرده، و منزلگاه «نیکان» و جایگاه «فاجران» را که، عذاب براى آنان آماده شده به ما معرفى نموده، و مى فرماید: «دوزخ داراى هفت در است، و هر درى براى گروهى از گمراهان معین گردیده است (۳۲) .


بنابراین، هر کس بر حال کفر و فسق و شرک و نفاق و ظلم بمیرد، «هر کدام از درى داخل دوزخ خواهند شد». (۳۳) چنانکه خداوند در جاى دیگر مى فرماید: «در این عذاب براى هوشمندان، عبرت و بصیرتى است» (۳۴) و پیامبر(ص) و آل او «متوسمین» هستند، و من و امامانى که از نسل من به وجود مى آیند، «متوسمین» و هوشمندان خواهیم بود.


هر چه مى خواهى سؤال کن


آن گاه جاثلیق، رو به یاران خود کرد و گفت: ما به خوب شخصى دست یافتیم، امید است به وسیله او به حقست یابیم و خواسته خویش را به دست آوریم، اکنون مسایل دیگرى از وى سؤال مى کنیم، اگر توانست جواب مارا بدهد، در کارخود تجدید نظر مى کنیم، و آن را از او مى پذیریم.


امام على(ع) فرمود: اگر سؤالهاى تو را جواب دهم، و همراه با دلیل و برهان روشن باشد، که نتوانى آن را رد کنى و به پذیرش آن ناچار شوى، حاضرى به دین مادرآیى؟


جاثلیق گفت: آرى.


امام على(ع) فرمود: مى توانى خدا را بر خود گواه و کفیل بگیرى، که اگر حق وراه و هدایت براى تو روشن گردید، خود و یاران تو به دین ما درآیید؟


جاثلیق گفت آرى، نسبت به تعهد باتو، خدارا وکیل و شاهد برخودمى گیرم، که تسلیم دین شما شوم.


على (ع) فرمود: حال که چنین است، از یاران خویش عهد و پیمان بگیر، که جاثلیق این عمل را انجام داد، وعلى(ع) فرمود: اکنون هرچه مى خواهى سؤال کن.


خدا، و «عرش »


جاثلیق پرسید: به من بگو، آیاخدا «عرش» را حمل مى کند؟ یا «عرش» خدا را؟


امام على (ع)فرمود: خداوند عرش، آسمانها، زمین، و آنچه در آسمان و زمین وآنچه را در آنها وجود دارد، حمل مى کند، و در کتاب خویش هم فرموده است: «خداوند آسمانها وزمین را از اینکه نابود شوند، نگه مى دارد و اگرآنها رو به زوال نهند، غیراز او هیچ کس نمى تواند آنهارا محفوظ بدارد، به راستى خداوند حلیم وآمرزنده است » (۳۵) .


حاملان «عرش»


جاثلیق گفت: این آیه قرآن که مى گوید: «عرش پروردگارتو را، درآن روزهشت(فرشته) حمل مى کنند». (۳۶) <SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA& gt;چگونه خواهد بود؟ در حالى که تو گفتى: خداوند عرش و آسمانها و زمین را حمل مى کند؟!


على(ع) فرمود: عرش را خداوند از نورهاى چهارگانه آفریده است: نور قرمز، که از آن قرمزى به وجود مى آید، نور سبز که منشا نور سبز است، نور زرد، که زردى رارنگ مى بخشد، و نور سفید که سفیدى را تشکیل مى دهد، و این نورها علمى است، که خداوند حمل آن را عهده دار است، و این نورها از عظمتى که به عظمت و نور اوست، دلهاى اهل ایمان سفید و نورانى مى گردد، اما در مقابل عظمت و نور او، جاهلان به دشمنى مى پردازند، ولى به عظمت و نور حق، هر چه در آسمانها و زمین است، و همه خلایق، بهره مند مى شوند، و با اعمال و ادیان مختلف وسیله پیدامى کنند، و هر محمولى را خداوند با نور عظمت و قدرت خویش حمل مى کند، بدون اینکه به حال او نفع و ضرر، موت و حیات و زنده شدنى مطرح باشد.


بنابراین، همه چیز محمول است، و خداوند متعال نه دارنده آسمانها و زمین است از نابودى، و مسلط بر آسمانهاو زمین و هر چه در
آنهاست، و پرودگار عالم حیات همه چیز و نور (وجودى) همه چیز است، «خداوند از آنچه مى گویند، بسیار منزه و برتر و متعالى تر است
» (۳۷) .


خدا کجاست؟


جاثلیق گفت: به من بگو خدا کجاست؟!


حضرت على(ع) بیان داشت: خدا اینجاست، خدا اینجاست، خدا اینجاست، او در بالا و پایین وجود دارد، بر مامحیط است، با ماهست و خود فرموده: «هیچ رازى را سه نفر باهم نمى گویند، مگر اینکه خدا چهارمى آنهاست، و نه پنج نفرمگر اینکه خدا ششمى آنهاست، نه کمتر و نه بیشتر آن جز اینکه آنان هر جا باشند، خدا با آنهاست، آن گاه روز قیامت از اعمالى که (همه) انجام داده اند، آگاه است و خبر خواهد داد، زیرا خداوند به هر کارى توانااست » (۳۸) . کرسى هم، بر آسمانهاوزمین احاطه دارد، و «نگهدارى آنها (براى خداوند)هیچگونه زحمتى ندارد، زیرا او داناىبزرگوار، و تواناى با عظمت است » (۳۹) .


آنهایى هم که «عرش» را حمل مى کنند، علمایى (انبیاء) هستند که خداوند علم خویش را بر آنان افزوده است، و آنان بیش این چهار گروه (که روز قیامت هر گروهى دو نفر مى شوند) (۴۰) نیستند، که خداوند آنان را در ملکوت(عالم فرشتگان) خویش آفریده و آن ملکوت جایى است که خداوند آن را به برگزیدگان نشان داده، و هم چنین به ابراهیم خلیل (ع) نمایانده و فرموده است: « هم چنین، ما به ابراهیم ملکوت و باطن آسمانها و زمین را ارائه دادیم، تا به مقام اهل یقین برسد» (۴۱) .


بنابراین، حاملان عرش الهى چگونه مى توانند، آن را حمل کنند، در حالى که باحیات الهى دلهاى آنان حیات مى یابد؟ و با نور الهى آنان به معرفت حق، هدایت مى یابند؟ جاثلیق باشنیدن این مطالب متوجه یاران خود شد، و گفت: بخداسوگند، این مرد حق است، و با عنایت خداوند، از زبان مسیح(ع) و پیامبران(ع) واوصیا سخن مى گوید.


بهشت کجاست؟


جاثلیق پرسید: آیابهشت دردنیاست یاآخرت؟ و آخرت و دنیادرکجا قراردارند؟


على(ع) فرمود: دنیا در آخرت است، و آخرت بر دنیااحاطه دارد، و مانندانتقال از حیات به مرگ ظاهرمى شود، آخرت هم خانه حیات و زندگانى است، اگر به آن آگاهى داشته باشند، و این بدان جهت است، که دنیا انتقال دهنده است، و آخرت جاى حیات و ماندن، مثل وضع کسى که مى خوابدوجسم او به خواب مى رود، اماروح نمى خوابد، بدن مى میرد اما روح نمى میرد، و خداوند هم فرموده است: «به راستى، خانه آخرت سراسر حیات (وحرکت) است اگر آنان این رابدانند»&l t;SUP> (42) .


بنابراین، دنیا نشانى از آخرت است، و آخرت نیز نشانى از دنیا، چنانکه دنیا آخرت نیست و آخرت هم دنیا نخواهدبود، بلکه هرگاه روح از جسم جدا شود، هریک به جایگاه خلق و پیدایش خود باز مى گردد.


هم چنین بهشت و دوزخ، در دنیا و آخرت موجودند، چون شخص وقتى مى میرد، به خانه اى از زمین منتقل مى شود، که یا باغى از باغهاى بهشت است، یا(سرزمین محدودى از سرزمینهاى آتش، و روح هم روانه یکى از ایندو خانه مى گردد، یابه خانه نعمتها که در آن مرگى وجود ندارد، اقامت مى گزیند، یا در خانه عذاب دردناک که مرگى د
ر آن نیست گرفتارمى گردد.


به هرحال، نشانه و راه براى هرکس که عاقل باشد روشن است، و خداوند هم فرموده است: «اگراز عالم آخرت غافل نمى شدید، در حقیقت به طور یقین مى دانستید، و دوزخ رامشاهده مى کردید، سپس به طوریقین مى دیدید، آنگاه از نعمتها شماراسؤال مى کنند» (۴۳) . خداوند، در باره کافران هم فرموده است: «بر چشم(دل) آنها پرده(غفلت)بود، و از یاد من غافل بودند، و توانایى شنیدن (آیات الهى را) نداشتند» (۴۴) . بنابراین، اگر انسان بداند چه وضعى خواهد داشت؟ از ترس مرگ خواهد مرد، و کسى نجات خواهد یافت، که به فضیلت یقین آراسته باشد. </SPAN&gt ;


تکلیف بهشت و دوزخ


جاثلیق پرسید: معناى این سخن خداوند چیست، که مى فرماید: «آنان حق عظمت خداوند را نشناختند، و زمین(روز قیامت) در قبضه قدرت اوست، و آسمانها رابه قدرت خویش، درهم مى پیچد و ذات پاک او از آنچه مشرکان مى پندارند، منزه و متعالى است»(۴۵).


راستى، اگر زمین در قبضه الهى باشد، و او آسمانها را در هم پیچد، در حالى که بهشت و دوزخ در آنها قرار دارد، پس بهشت و دوزخ درکجا خواهد بود؟ على(ع) دستور داد: براى او دوات و کاغذى حاضرکردند، آن گاه برکاغذ نوشت: بهشت و دوزخ، سپس کاغذ را درهم پیچید و دست عالم مسیحى داد و فرمود: آیااین کاغذ در هم پیچیده نیست؟


دانشمند مسیحى گفت: همینطوراست.


آن گاه على(ع) فرمود: کاغذ را باز کن و ببین نوشته دوزخ و بهشت در آن محوشده است؟


وقتى جاثلیق جواب داد: نوشته بهشت و دوزخ به جاى مانده، على(ع) فرمود: قدرت خداوندمتعال هم، چنین است، و آن گاه که آسمانها را درهم پیچد و زمین رادر قبضه قدرت خویش گیرد، بهشت و دوزخ نابودنخواهدشد، همانطور که نوشته آن براین کاغذ محو نگردیده است.


ادامه دارد…


پی نوشت:


19. سوره نجم، آیه ۱۱.


20. سوره اعراف، آیه ۸۱.


21. سوره اعراف، آیه ۸۱.


22. سوره اعراف، آیه ۱۵۷.


23. سوره نساء، آیه ۸۰.


24. سوره حشر، آیه ۷.


25. اشاره به آیه ۵۸، سوره بقره: و قولوا حطه، و سوره اعراف، آیه ۱۶۱.


26. صحیح مسلم، ج ۵، ص ۲۶; کنزالعمال، ج ۱، ص ۱۷۳<SPAN dir=rtl&g t;.


27. سوره اعلى، آیه ۱۸ – ۱۹.


28. سوره نساء، آیه ۴۱.


29. سوره رعد، آیه ۴۳.


30. سوره توبه، آیه ۱۱۹.


31. سوره فصلت، آیه ۴۲.


32. سوره حجر، آیه ۳۴.


33. سوره حجر، آیه ۳۴.


34. سوره حجر، آیه ۷۵.


35. سوره فاطر، آیه ۴۱.


36. سوره الحاقه، آیه ۱۷.


37. سوره اسرى، آیه ۴۳.


38. سوره مجادله، آیه ۷.


39. سوره بقره، آیه ۲۵۵.


40. مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۲۴۶.


41. سوره انعام، آیه ۷۵.


42. سوره عنکبوت، آیه ۶۴. &lt ;/SPAN>


43. سوره تکاثر، آیه ۵ – ۸.


44. سوره زمر، آیه ۶۷.


45<SPAN dir=rtl&g t;. سوره زمر، آیه ۶۷.


http://library.tebyan.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید