حسين باهر، استاد رفتارشناسی دانشگاه شهيد بهشتی و دبير كل آكادمی مديريت ايران، شب گذشته، 31 تيرماه، در چهارمين نشست از نشستهای بخش دانشگاهی بيستمين نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم با عنوان «استراتژیهای كاربردی قرآن كريم» كه به همت غرفه سازمان فعاليتهای قرآنی جهاد دانشگاهی برگزار شده بود، به ارائه سخن پرداخت.
وی در اين نشست از متدولوژی چهار مرحلهای و چهارگانه موجود در قرآن و فهم مضامين قرآن سخن گفت و افزود: برای نمونه در قرآن نور چهار طبقه است و علم چهار مرحله است و حتی قرآن چهار روش برای مواجهه با خودش مطرح كرده است كه عبارت از قرائت، تلاوت، تدبر و ترتيل است.
باهر ادامه داد: گفته شده كه كه زمانی كه قرائت قرآن مستحب، اما گوش كردن بدان واجب است. چهار مستحب داريم كه عقبه آن چهار واجب است. قرآئت قرآن مستحب و گوش كردن بدان واجب است، سلام دادن مستحب اما جواب سلام واجب است، مهمان دعوت كردن مستحب، اما بهترين عمل در مقابل مهمان واجب است و سرانجام خواندن سورههايی كه سجده واجب دارند، مستحب و سجده آنها واجب است.
اين محقق و پژوهشگر در بخش ديگری از سخنان خود خاطرنشان كرد: مراد از تلاوت قرآن (یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ)، آن را به صوت خواندن نيست، بلكه بدان معناست كه متوجه نشانههای قرآنی شويم. تدبر در قرآن نيز بدان معناست كه كه حكم از آن استخراج كنيم و برای نمونه در اخلاق عملی و نظری از آن استفاده كنيم و مراد از ترتيل نيز آن است كه اسرار و رموز و معارف و احكام قران را دريابيم.
استاد رفتارشناسی دانشگاه شهيد بهشتی با بيان اينكه قرآن چهار مرحله برای چهار رده فهمی بيان كرده است، افزود: تفكر (مكانيسم مغزی)، تدبر (مكانيسم قلبی)، تعقل (مكانيسمی تركيب دو مكانيسم قبلی (قلب و مغز)) و تذكر چيزی ورای همه اينهاست كه عرفا بدان عشق میگويند.
وی در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به دريافتهای چهارگانه انسان گفت: برخی از دريافتهای ما علم (science) است كه به مسائل علمی شامل نجوم، كرات، افلاك و … مربوط میشود و برخی ديگر از سنخ ادبيات (معنويات) است. مرحله بعد شامل اخلاقيات و احكام است و آخرين مرحله نيز همان چيزی است كه بدان عرفان يا عرفانيات يا حكمت اولی میگويند.
دبير كل آكادمی مديريت ايران در بخش ديگری از سخنان خود چهارگانه ديگری با عناوين معمول، منقول، معقول و محمول اشاره و تصريح كرد: ما با اين متدولوژی چهارگانه به بررسی هستی آمدهايم؛ هستی در حدی كه ما میفهميم چهار عالَم دارد؛ عالم به معنای محلی است كه علم من و شما در آن محقق میشود؛ ممكن است هفت آسمانی وجود داشته باشد اما چهار عالم وجود دارد كه ما در قرن 21 میتوانيم بدان برسيم.
وی با اشاره به عوالم چهارگانه طبيعت، فطرت، طينت و حيرت تصريح كرد: طبيعت شامل شاكله، بدن، احجار و افلاك و ملموسات، فطرت شامل مسائل ماوراءالطبيعی، متافيزيك و روح، طينت يا سرشت شامل ملغمهای از آب و خاك (نفس) و عالم حيرت، كه بدين اعتبار عالم حيرت ناميده شده كه به داستان معراج پيامبر(ص) و تحير ايشان در آن عالم اشاره دارد.
باهر در بخش ديگری از سخنان خود گفت: خداوند در وجود انسان چهار آفرينش قرار داده كه عبارت از خلق، امر، وضع و جعل است و به ترتيب متعلق به جسم، روح، نفس و فؤاد است و اين مقولات به ترتيب در ماديات، معنويات، اخلاقيات و عرفانيات تقسيم میشوند.
وی اظهار كرد: ما يك تولد از مادرمان و يك تولد از خودمان داريم؛ تمام هفتاد هزار بيت مثنوی مولانا به تولد دوم اشاره دارد، يعنی انسان زمانی به انسانيت خود میرسد كه از خود متولد شود؛ وگرنه هر مولودی از مادر خود میشود و اگر ما بتوانيم از تن خود عبور كنيم و به تولد دوم برسيم، آنجاست كه به نفس مطمئنهای كه قرآن فرموده، خواهيم رسيد.
اين محقق و پژوهشگر با اشاره به رشتههای عملكرد انسانی، عنوان كرد: آخرين علمی كه در رفتارشناسی وجود دارد، علم اذهان است كه به چهار بخش عملی، عكسالعملی، تحليلی و تأثيری تقسيم میشود. در عالم نخست موضوعات به صورت خوب و بد مطرح میشود، در عالم دوم موضوعات به صورت زشت و زيبا مطرح میشود، خير و شر مسئله عالم سوم است و نهايتاً مسائل عالم چهارم حق و باطل است.
: iqna