ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

وقایع روز پنجم محرم

1-       عبور حضرت موسى علیه السلام از دریا


2-       رسیدن شبث بن ربعى به کربلاء


3-       آغاز سريه عبدالله بن انيس


رسیدن شبث بن ربعى به کربلاء


شبث بن ربعى کوفى، یکى از دعوت‌کنندگان امام حسین علیه‌السلام به کوفه بود که ابن زیاد پس از حرکت کردن امام حسین علیه‌السلام به سمت کوفه، او را نزد خود خواست. وى نخست خود را به بیمارى زد ولى شبانه نزد ابن زیاد رفت و جایزه گرفت و به همراه چهارهزار نفر رهسپار کربلا شد و روز پنجم محرم سال 61 هجرى قمرى به کربلا رسید.


شبث بن ربعى کوفى شخصى منافق و خبیث بود، زیرا نخست از اصحاب حضرت امام على علیه‌السلام بود و بعد جزء گروه خوارج شد. سپس توبه کرد و بعد از مدتى براى کشتن امام حسین علیه‌السلام عازم کربلا شد و بعد از واقعه کربلا با مختار به طلب خون امام حسین علیه‌السلام قیام نمود، سپس در قتل مختار حضور پیدا کرد و در حدود سال 80 هجرى قمرى در کوفه درگذشت.


در بیان خباثت این مرد بى‌دین همین بس که وى صاحب یکى از مساجدى بود که پس از قتل امام حسین علیه‌السلام در کوفه جهت سرور و خوشحالى از کشته شدن امام علیه‌السلام تجدیدبنا شده بود. مساجدى که به این منظور تجدیدبنا شده بودند، عبارتند از: مسجد اشعث بن قیس، مسجد جریر بن عبدالله بَجَلى، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعى.[۱]


امام حسین علیه‌السلام روز عاشورا به شبث خطاب فرمود: اى شبث بن ربعى و اى حجار بن اَبجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث، مگر شما نبودید که براى من نامه نوشتید که میوه‌هاى اشجار ما رسیده و بوستان‌هاى ما سبز گشته و از براى یارى کردنت لشکرها آراسته‌ایم.


در این هنگام قیس بن اشعث گفت: ما نمى‌دانیم چه مى‌گوئى لکن حکم یزید و ابن زیاد را بپذیر، حضرت فرمود: لا واللّه هرگز دست ذلت به دست شما نمى‌دهم و از شما هم نمى‌گذرم.[۲]


آغاز سريه عبدالله بن انيس


به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله اطلاع داده شد كه سفيان بن خالد لحياني در منطقه “عُرَنه” (مكاني در نزديكي‌هاي عرفات) اردو زد و مردان قبيله خود و بسياري از مخالفان و دشمنان اسلام را گردآورد و آماده هجوم به سوي مدينه گرديده است.


پيامبر صلی الله علیه و آله يكي از ياران دلير و رزمنده خويش، به نام “عبدالله بن اُنيس” را به حضور طلبيد و او را مأمور خاموش كردن اين فتنه نمود. عبدالله پيش از اين، هيچگاه سفيان بن خالد را نديده بود و شكل و قيافه وي را نمي‌شناخت و بدين جهت، نشاني و علايم وي را از پيامبر صلی الله علیه و آله گرفت و به تنهايي از مدينه بيرون رفت و بدون اين كه يار و ياوري با خود داشته باشد، عازم منطقه عُرنَه شد و پس از چندين روز راهپيمايي به اردوگاه دشمن رسيد و با آن نشاني‌هايي كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به او داده بود به راحتي سفيان بن خالد را شناسايي كرد و خود را به وي نزديك نمود و ادعا كرد كه از مخالفان حضرت محمد صلی الله علیه و آله است و براي نبرد با وي، به سپاه سفيان بن خالد پيوست.


عبدالله بن اُنيس، با گفتاري شيرين و خواندن اشعاري دلنواز و گرم‌كردن مجلس، سفيان را به خود جذب كرد و در اندك مدتي اطمينان وي را به خود معطوف داشت. سفيان بن خالد از عبدالله بن انيس خيلي خوشش مي‌آمد و حتي در حال استراحت نيز وي را به خيمه خويش مي‌برد.


عبدالله بن انيس به دنبال فرصت مناسبي بود كه شر اين گردنكش عرب را از سر مسلمانان كوتاه كند. اتفاقاً چنين فرصتي نصيب وي گرديد. در شبي كه سفيان بن خالد خوابيده بود و عبدالله نيز در خيمه او بسر مي‌برد، از بستر خويش برخاست و به بستر سفيان نزديك شد و وي را با زيركي تمام مورد هجوم قرار داد و با ضرباتي چند به هلاكت رسانيد و سرش را از بدن جدا ساخت و از اردوگاه گريخت و به غاري در بلندي‌هاي اطراف پناهنده شد.


سپاهيان دشمن پس از اطلاع از قتل سركرده خويش به تكاپو افتاده و از هر سو به دنبال عبدالله بن انيس به راه افتادند ولي هر چه تلاش كردند، چيزي عايدشان نگرديد و به اين سرباز فدايي اسلام دست نيافتند. بدين سبب، رعب و وحشتي در دشمنان پديد آمد و به ناچار پراكنده گرديدند.


عبدالله بن انيس با فراست و دليري خاص خويش از آن غار بيرون آمد و خود را به مدينه منوره رسانيد و سر بريده سفيان بن خالد را در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله به زمين گذاشت. پيامبر صلی الله علیه و آله از موفقيت وي شادمان گرديد و به پاس تلاش‌هايش، عصاي خود را به وي بخشيد و به او فرمود: با اين عصا در بهشت خواهي خراميد، هر چند عصاداران در بهشت اندكند.[3]


بدين ترتيب، فتنه‌اي كه مي‌رفت به فساد و خونريزي بي‌گناهان منجر شود با تدبير پيامبر صلی الله علیه و آله و فداكاري يك سرباز تواناي اسلام در نطفه خاموش و نابود گرديد.


پانویس


1.       تاریخ کوفه، صفحه 46.


2.       حوادث الایام، سيد مهدى مرعشى نجفى، صفحه 19.


3.       المغازي، ج 1، ص 531


منابع


·         تاریخ کوفه، صفحه 46.


·         سيد مهدى مرعشى نجفى، حوادث الایام، صفحه 19


·         موسسه تبیان، نرم‌افزار دایرة‌المعارف چهارده معصوم علیهم‌السلام


http://wiki.ahlolbait.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید