قطره ای از دریای نهج البلاغه

این خطبه را شارحان نهج‏البلاغه یک دعای سفر می‏دانند که از طرف امیرالمومنین(ع) خوانده شده و مرحوم سیدرضی می‏گوید که قسمت اول این دعا از رسول‏الله(ص) است یعنی هنگامی که آن حضرت می‏خواست به سفر برود آن دعا را می‏خواند و امیرالمومنین(ع) روزی که خواست به سوی شام سفر کند، دعای رسول‏الله(ص) را بر زبان آورد و در دنبال آن جمله‏های دیگر را که در این خطبه می‏خوانیم ایراد نمود و هر مرد که دارای عائله است و سفر کرده یا بعد از این سفر خواهد کرد وقتی این جمله از خطبه را می‏خواند(و سوء المنظر فی‏الاهل و المال و الولد) متاثر می‏شود چون می‏فهمد که امیرالمومنین(ع)با تمام عظمت روحی که داشته دارای احساسات عادی یک پدر خانواده است و کدام پدر خانواده بود که بعد از یک سفر طولانی با تشویش به خانه بر نمی‏گشت که مبادا در غیاب او آسیبی بر جان یکی از اعضای خانواده یا بر مال وی وارد آمده باشد و از امروز که وسایل ارتباطات زیاد و سریع است و یک مسافر، می‏تواند در تمام طول سفر همه روز از وضع خانواده خود کسب اطلاع کند، بگذرید در گذشته مسافری که به یک سفر طولانی می‏رفت در تمام مدت سفر شاید یک بار هم نمی‏توانست از حال خانواده اش اطلاعی به دست بیاورد و به همین جهت در پایان سفر، وقتی به خانه‏اش نزدیک می‏گردید مشوش بود و می‏ترسید که در غیاب وی اتفاقی ناگوار افتاده باشد.


 


«خداوندا، از مشقت سفر به تو پناه می‏برم و از اینکه در موقع بازگشت از سفر منظره نامطلوب اعضای خاندان و مال و فرزندانم را نبینم باز به تو پناه می‏برم.


خداوندا تو در سفر با من همراهی(تو یگانه همسفر موثر و مفید هستی که با من همراهی) و در خانه تو به جای من عهده‏دار اداره خانه‏ام می‏باشی و جز تو کسی وجود ندارد که بتواند این دو کار را در یک موقع به انجام برساند(در حالی که در سفر مصاحب و همراه من است در خانه هم باشد و امور خانه و خانواده را اداره نماید). زیرا آن کس که در خانه جانشین کسی است که غیبت کرده و به جای او امور خانه را اداره می‏نماید نمی‏تواند در سفر با وی همراه باشد و آنکه در سفر همراه کسی است نمی‏تواند در خانه‏اش جای او را برای اداره امور آنجا بگیرد»


«نصر بن مزاحم‏» در كتاب ‏«صفين‏» و بعضى ديگر از مورخان نقل كرده‏اندكه امام هنگامى كه مى‏خواست پا را در ركاب بگذارد و براى جنگ با معاويه ازكوفه به سوى شام حركت نمايد اين دعا را خواند. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديدجلد3 صفحه‏166)


همچنین نصر بن مزاحم از «هرثمة بن سليم‏» نقل كرده:


من همراه على(ع) به جنگ صفين رفتم و او هنگامى كه به سرزمين كربلا رسيد نماز را به جماعت‏خواند و پس از اسلام نماز مقدارى از خاكهاى زمين را بوئيد و فرمود:


«واها لك يا تربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب‏»:


آه اى زمين، جمعيتى از تو محشور مى‏شوند، كه بدون حساب وارد بهشت‏مى‏گردند.


«هرثمه‏» پس از بازگشت از جنگ به همسرش‏ «جرداء»كه از علاقه‏مندان ‏به امام(ع)بود گفت:


مى‏خواهى جمله شگفت‏آورى از على(ع)برايت نقل كنم؟


خبر بالا را بازگو كرد، و اضافه نمود او را با علم غيب چه كار؟


همسرش به او پاسخ داد:


كه اين سخن را مگو! زيرا امير مؤمنان جز سخن حق نمى‏گويد.


«هرثمه‏» گفته است ‏به هنگام جنگ با حسين نيز من همراه لشكر ابن زياد بودم ‏به كربلا كه رسيدم سخن على(ع)به يادم آمد، نزد حسين عليه السلام رفتم و آن‏خبر را گفتم! فرمود: اكنون به يارى ما آمدى يا بجنگ ما؟


گفتم: هيچكدام‏خانواده و بچه‏هايم را گذارده‏ام و از ابن زياد بر آنها بيمناكم.


حسين عليه السلام فرمود:


پس آنچنان دور شو كه به هنگام كشته شدن: ما را مشاهده نكنى، زيراآنكس كه شاهد كشته شدن ما باشد و ما را يارى نكنند وارد آتش خواهد شد و اونيز چنين كرد(شرح ابن ابى الحديد جلد3 صفحه‏169)

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

اشتراک گذاری لینک
ارسال به تلگرام
ارسال به وات ساپ
ارسال به فیس بوک
ارسال به ایمیل
پرینت
ارسال به توییتر
بستن