ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

غارتگران کربلا

همیشه مرسوم بود، جنگ که می شد، پیروز میدان، از میدان جنگ غنیمت می برد. شتری، طلایی، اسب جنگی یا باغ و ملک و زمینی و یا حتی امتیازی از طرف بازنده. امّا در کربلا، قاعده ها بر هم خورد؛ ابلیسهای بدتر از ابلیس به جای غنیمت بردن، غارت کردند: کسی پیراهن پاره را، دیگری انگشتر را به همراه انگشت.


شمر بن ذی الجوشن، برای خودش لعنت ابدی را برد؛ این را همه می دانیم. در این مطلب، به غارتگران کربلا اشاره می کنیم. باشد که نفرت از آنان در دلمان ابدی شود و لعنت خداوند بر آنان زیاده گردد. ان شاء الله.



آخرین لحظات امام حسین (ع)


هلال بن نافع از آخرین لحظات امام حسین (علیه السلام) روایت می کند:


من با اصحاب ابن سعد ايستاده بودم كه ناگاه شنيدم شخصى فرياد زد و گفت: «ايها الامير! اين شمر است كه می خواهد حسین را بکشد.»


من در ميان دو لشكر ايستاده بودم و امام حسين (ع) را مي ديدم كه در حال جان دادن بود. به خدا قسم هرگز قتيلى را نديدم كه آغشته به خون خود باشد و از حسين (ع) نيكوتر و از نظر صورت نورانى ‏تر باشد. نور صورت مبارك و زيبائى هيئت آن بزرگوار مرا از فكر شهيدشدنش منصرف كرده بود و او در آن حال طلب آب مي كرد.


شنيدم مردى به حسين مي گفت: «تو آب نخواهى آشاميد تا اينكه وارد جهنم شوى و از آب جوش آن بياشامى! امام حسين (ع) در جوابش فرمود: آيا من داخل جهنم مي شوم و از آب جوش آن مى‏ آشامم؟ [نه اين طور نيست كه تو مي گویى] بلكه من بر جدم پيامبر خدا وارد مي شوم و با آن حضرت در خانه ‏اش كه جايگاه صدق و نزد خداى مقتدر است ساكن مي شوم و از آبى مى ‏آشامم كه هيچ گونه تغييرى ننموده است. بعدا از اين عملى كه شما نسبت به من مرتكب شديد و اين كارى كه با من انجام داديد به آن حضرت شكايت مي نمايم.»


راوى ادامه می دهد: همه ی آن گروه از اين سخن خشمناك شدند و گويا خدا در قلب احدى از آنان رحمى قرار نداده باشد و در حالى سر مبارك امام حسين را جدا كردند كه با آنان تكلم مي كرد و من از کمی رحم آنان تعجب كردم! به ايشان گفتم: به خدا قسم كه من هرگز بر هيچ امرى با شما شریک نخواهم شد.» (1)
 
غارت کردن امام (ع)
حضرت سیدالشهدا (ع) پیش از آنکه به شهادت برسند، از چپاول گری و خوی وحشی  این قوم با خبر بودند. به همین خاطر، پیراهن خونی خود را در آخرین لحظات از تن درآورده و به امام سجاد (ع) سپردند و پیراهنی کهنه زیر زره خود پوشیدند. همچنین شلواری را سوراخ کرد و بر تن کرد که آن را از تنش نبرند. اما هم پیراهن کهنه و هم شلوار را پس از شهادت امام، به غارت بردند.

همچنین، امام در آخرین باری که به میدان رفتند، شمشیر ذوالفقار که میراث امامت است را نزد امام علی بن حسین (ع) گذاشتند و با شمشیر دیگری به جنگ رفتند. چرا که می دانستند هر آنچه باقی بماند، غارت می شود.

«بحر بن کعب» (علیه اللعنه)، آن شلوار کهنه و پاره را ربود. بعد از عاشورا، دو دست بحر بن كعب در تابستانها چون دو تكّه چوب خشك، خشك شده و در زمستانها در حالى كه دو دست او مرطوب بود از آن چرك و خون جارى مى‏گرديد تا آن كه خدا هلاكش فرمود. (2)

«اسحاق بن‏ حوبه‏  حضرمى» -لعنة اللَّه عليه- پیراهن کهنه و خونی امام را ربود و پوشيد و به بيمارى برص (پيسى) مبتلا گرديد و موي تنش ريخت. (3) در پيراهن امام حسین (ع) صد و ده و اندى اثر تير و نيزه و شمشير بود. امام صادق (ع) می فرمايد: «بر بدن مبارك حسين (ع) اثر سى و سه نيزه و سى و چهار شمشير بود.» (4)
عمامه ی امام را «اخنس بن مرثد بن علقمه حضرمى‏»  يا «جابر بن يزيد اودى» (علیها اللعنه) به غارت برد و او نيز ديوانه شد.
كفش امام را «اسود بن خالد» (لعنة اللَّه عليه) درآورد و به غارت برد.


انگشترى امام (ع) را «بجدل بن سليم كلبى» (علیه اللعنه) با قطع انگشت امام  ربود. در تاریخ آمده است كه وقتی مختار او را  دستگیر کرد، دو دست و دو پاى بجدل را قطع كرد و رهايش نمود تا در خون كثيفش دست و پا زد و هلاك شد. قطيفه ی امام را كه از خز بود،  «قيس بن اشعث» (لعنة اللَّه عليه) ربود به همین دلیل مشهور به قيس قطيفه شد.
زره كوتاه آن حضرت را «عمر بن سعد» (لعنة اللَّه عليه) گرفت. بعد از هلاكت عمر بن سعد، مختار آن را به «ابى عمرة» قاتل ابن سعد بخشيد.


شمشير امام حسین (ع) را «جميع بن خلق اودى» به يغما برد. برخی نیز گفته اند: مردى از بنى تميم به نام «اسود بن حنظله» (لعنة اللَّه عليه) آن را غارت كرد. (5)


در این میان، «خولی بن یزید»، سر امام حسین (ع) را غنیمت برد تا بدین طریق، با ارزشمندترین غنیمت را از جنگ برای امیر فاسدش، ابن زیاد ببرد و بهترین پاداش را بگیرد. (6)


اللهم العنهم جمیعا



غارت خیمه ها


نخستین کسی که به سمت خیام دوید و قصد آتش زدن آن را داشت، «شمر بن ذی الجوشن» بود. پس از آن، لشکر حرامی به سمت خیمه ها هجوم بردند. راوی این ماجرا، نقل می کند: «زنان را با سر برهنه، غارت شده، با پاى برهنه و در لباس اسارت در آمده از خيمه‏ ها بيرون راندند و خيمه‏ها را آتش زدند.»  (7)


حضرت فاطمه صغرا (سلام الله علیها) – دختر امام حسین (ع)-  نقل می کند: «من بر در خيمه ايستاده بودم و به پدرم و اصحاب او نگاه ميكردم كه با بدن‏هاى بى‏ سر نظير قرباني ها بر روى خاک افتاده‏ اند و اسبان بر فراز اجسادشان جولان مي زدند. من با خودم فكر مي كردم كه بعد از پدرم از دست بنى اميه چه بر سر ما خواهد آمد!؟ آيا ما را به قتل مي رسانند، يا اسير مي كنند؟ ناگاه ديدم مردمى كه بر اسب خود سوار است زنان را با نوک نيزه خود مي راند و آن زنان به يك  ديگر پناهنده مي شدند. همه ی چادرها و دستبند زنان را ربوده بودند.


زن ها فرياد مي زدند: «وا جداه، وا ابتاه، وا عليا، وا قلة ناصراه، وا حسناه!! آيا فريادرسى نيست كه به فرياد ما برسد، آيا كسى نيست كه از ما دفاع نمايد!؟» قلب من از اين منظره ی دلخراش دچار خفقان شد و اعضايم به لرزه افتادند. لذا از خوف اينكه مبادا آن مرد نزد من بيايد از طرف راست و چپ خود را به عمه‏ ام ام كلثوم مي رساندم.


من در همين حال بودم كه ناگاه ديدم آن مرد متوجه من گرديد. من از او فرار كردم- گمان مي كردم كه از دست او سالم خواهم بود. ناگاه ديدم وى مرا دنبال كرد و من از خوف او از خود بيخود شدم، ناگاه ديدم سر نيزه در ميان كتف من قرار گرفته است! من به صورت به روى زمين سقوط كردم و او گوشم را پاره كرد و گوشواره و مقنعه ی مرا غارت كرد و خون ها همچنان به صورت و سر من فرو مي ريختند و آفتاب سرم را مي گداخت. سپس آن مرد بسوى خيمه ‏ها برگشت و من بیهوش شدم…» (8)


الا لعنة الله علی القوم الظالمین


پی نوشت:


1. زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام ( ترجمه جلد 45 بحار الأنوار)، مترجم: محمد جواد نجفی، نشر اسلامیه، ص: 85؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5


2. لهوف / ترجمه مير ابوطالبى؛ نشر دلیل ما،  ص155؛ با استفاده از همان نرم افزار.


3. همان، ص 158.


4. همان.


5. همان، صص 158- 159


6. نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا، ترجمه وقعة الطف، مترجم: جواد سلیمانی، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى‏، ص: 192؛ با استفاده از همان نرم افزار.


7. لهوف، همان، ص 159


8. زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام‏، همان، ص: 91


http://mastoor.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید