شارحان نهجالبلاغه راجع به شش جمله اولیه این خطبه تا جمله(و ورثها ابعدها) منظور حضرت امیرالمومنین(ع) را این طور تفسیر کردهاند که حضرت در این شش جمله که مردم عراق را تشبیه به زن باردار کرده میخواسته است که پنج نکته را بگوید: نکته اول این که مردم عراق آمادگی برای جنگ داشتند و یک زن باردار آماده برای زائیدن و بچه به دنیا آوردن است و چون یک زن سترون نیست که شوهرش امیدی به بچهدار شدن او و خود نداشته باشد نکته دوم این است که زن باردار دوران بارداری را به انتها رسانید یعنی سخت ترین دوران را تحمل کرد و به مرحله نهائی رسید و مردم عراق هم دوران سخت قبل از پیروزی را تحمل کردند و به مرحله فتح رسیدند. نکته سوم این است که زن باردار پس از این که به مرحله زائیدن رسید، از روی عمد، جنین خود را سقط کرد و مردم عراق هم پس از این که به مرحله پیروزی رسیدند از روی عمد، فتح و موفقیت خود را مبدل به شکست کردند. نکته چهارم این است که زن باردار که از روی عمد سقط جنین کرد شوهر را هم از دست داد و بدون سرپرست شد و مردم عراق هم که از دستور امیرالمومنین(ع) پیروی نکردند مانند آن زن شوهرمرده آنچه را که مایه قوام و سعادت آنها بود بر اثر سرپیچی از دست دادند و نکته پنجم این که خویشاوندان دوردست زن شوهرمرده که او را بدون سرپرست دیدند درصدد برآمدند که میراث او را تصاحب نمایند و مردم شام هم که مردم عراق را شکست خورده دیدند درصدد تصرف و تصاحب اموالشان برآمدند.
«اما بعد، ای مردم عراق، شما مانند یک زن آبستن هستید که بارداری را تحمل میکند و هنگام تولد نوزاد سقط جنین مینماید و شوهرش زندگی را بدرود میگوید و دوران بدون سرپرستی آن زن طولانی میشود به طوری که خویشاوندان دور، وارث او میگردند.
به خداوند سوگند که من به اختیار و تمایل خود به طرف شما نیامدم بلکه ناگزیر شدم که به طرف شما بیایم.
به من اطلاع دادند که شما گفتهاید که من دروغ میگویم.
خداوند شما را برای این بهتان ناحق که بر من زدهاید به هلاکت برساند.
من به که دروغ گفتهام؟ آیا میخواهید بگویید که من به خدا دروغ گفتهام؟ در صورتی که اولین کسی بودم که به خدا ایمان آوردم.
آیا میخواهید بگویید که من به پیغمبر او دروغ گفتم؟ در صورتی که من اولین کسی بودم که پیغمبری او را تصدیق کردم.
به خداوند سوگند نه چنین است که میگویید.
آنچه من میگویم گفتاری است بلیغ و در زمانی که من این گفتار را از رسول خدا فرا میگرفتم شما حضور نداشتید و به فرض این که حضور میداشتید استعداد فهم آن در شما نبود و مادر آن کس که چون شما بهتان ناحق میزند و استعداد ادراک کلام پیغمبر را ندارد در عزایش بنشیند.
اگر مردم قابل را در مییافتم که برای کلام حق گوش شنوا داشته باشند کیل(پیمانه) فهمشان را پر میکردم بدون این که چشمداشت مزد داشته باشم و در موقع خود صحت نظریه مرا درخواهید یافت.»


