ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آرزو/ بخش دوم

آرزوهاى کافران:


1. سازش مؤمنان با کافران: خداوند در آیاتى چند، از آرزوهاى کافران خبر مى‌دهد که بیش‌تر آن‌ها فراتر از آرزوهاى شخصى، و‌بر ضدّ جامعه اسلامى و مسلمانان است. در سوره قلم پس از نهى پیامبر(صلى الله علیه وآله)از پیروى تکذیب کنندگان، خبر مى‌دهد که آنان آرزو دارند حضرت در مقابل عبادت بتان از خود نرمش نشان دهد تا آنان نیز در برابر اسلام نرمى کنند[۶۱]: «وَدُّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون». (قلم/۶۸‌، ۹) ۲. کفرورزى مؤمنان: در آیه ۱ و ۲ ممتحنه/۶۰ خداوند درون کافران را براى مؤمنان آشکار مى‌سازد که آرزو دارند مؤمنان، هم‌چون آنان کفر ورزند؛ از این رو مؤمنان را از دوستى با کافران نهى مى‌کند[۶۲]: «یـأَیُّها الَّذینَ ءَامَنوا لاَتَتَّخِذوا عَدُوِّى و عَدُوَّکُم أَولِیاءَ تُلقونَ إِلَیهم بِالمَوَدَّهِ و قَد کَفروا بِما جاءَکُم مِنَ الحَقِّ… و وَدُّوا لَو تَکفُرون». ۳. رنج مؤمنان: خداوند در سوره آل‌عمران، ضمن نهى مؤمنان از این‌که مشرکان را همراز خود قرار داده، اسرار خود را براى آنان بازگویند، راز آن را چنین بیان داشته است[۶۳]: «ودّوا ما عَنِتُّم = آرزو دارند که در رنج بیفتید». (آل‌عمران/۳، ۱۱۸) سُدّى در تفسیرآیه گفته است: آن‌هاآرزو دارندکه‌مؤمنان، از دین خدا گمراه شوند.[۶۴] ۴. غفلت مؤمنان در میدان جنگ: از دیگر آرزوهاى کافران این بوده که مؤمنان، هنگام‌جنگ، اسلحه و وسایل جنگى را از خوددورکنند تایک‌باره برآن‌ها هجوم برند؛ از این‌رو خداوند به آنان دستور مى‌دهد که در میدان جنگ در حال نماز نیز سلاح برگیرند. (نساء/۴،۱۰۲) ۵‌. شرک نورزیدن: در سوره کهف، مناظره مردى کافر که داراى دو تاکستان بود، با مؤمنى آمده است. در این مناظره، مرد کافر به فراوانى ثروت و نیرومندى کسانش تفاخر مى‌کرد و مى‌گفت: گمان نمى‌کنم این باغ هرگز از میان برود. خداوند خبر مى‌دهد که میوه و درختان آن باغ با عذاب الهى نابود شد و آن کافر با تأسف از هزینه‌اى که صرف کرده بود و اکنون نابود شده، آرزو مى‌کند: اى کاش کسى را شریک پروردگارم نساخته بودم: «و‌أُحِیطَ بِثَمرِهِ فَأَصبحَ یُقلِّبُ کَفَّیهِ عَلى ما أَنفقَ فِیها و هِىَ خَاوِیَهٌ عَلى عُروشِها و یَقولُ یَـلَیتَنِى لَم أُشرِک بِرَبِّى أَحَداً». (کهف/۱۸،‌۴۲)


<H2 style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=justify&gt ;آرزوهاى اهل‌کتاب:

خداوند در بیش از یازده آیه، از آرزوهاى گوناگون اهل*کتاب که بیش‌تر درباره دین اسلام و جامعه مسلمانان است، خبر مى‌دهد. ۱. براساس آیه ۱۱۱بقره/۲ یهود و نصارا مى‌گویند: فقط هم‌کیشان آنان اهل بهشتند؛ ولى خداوند مى‌گوید: این، فقط آرزوهاى آن‌ها است: «و‌قَالوا لَن‌یَدخلَ الجَنَّهَ إِلاَّ مَن کانَ هودًا أَو نَصـرى تِلکَ أَمانِیُّهُم‌…». در آیه ۹۴ همین سوره، خداوند به یهودیان که سراى آخرت را ویژه خود دانسته، هیچ سهمى براى دیگران قائل نیستند، مى‌گوید: اگر راست مى‌گویید و اگر شما فرزندان خدایید و او شما را عذاب نمى‌کند،[۶۵]
آرزوى مرگ کنید:
«قُل إِن کانَتْ لَکُم الدَّارُ الأَخِرهُ عِندَ اللّهِ خالِصَهً مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمنَّوُا المَوتَ إِن کُنتُم صـدِقین» ؛ آن‌گاه خبر مى‌دهد که یهودیان، بر اثر تبه‌کارى‌هایشان هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد: «ولَن یَتمنَّوهُ أَبداً بِما قَدَّمَت أَیدیِهِم». (بقره/۲،‌۹۵) رأى مفسّران درباره چگونگى این پیشنهاد به یهود، گوناگون است. در روایت سعیدبن‌جبیر یا عکرمه از ابن‌عباس آمده است که این پیشنهاد به طریق دعا و نفرین بود؛ یعنى یهود از خداوند براى گروهى که دروغ گویند، درخواست مرگ مى‌کنند. دیگر مفسّران برآنند که پیشنهاد به صورت آرزوى مرگ براى خودشان بود.[۶۶] فخررازى نظر دوم را با لفظ تمنّى در آیه، سازگارتر دانسته‌است.[۶۷]

پیشنهاد آرزوى مرگ* به یهود در آیه ۶ و ۷ جمعه/۶۲ نیز که پس از بقره نازل شده، با اندکى تفاوت دیده مى‌شود. على بن ابراهیم قمى در ذیل آیات سوره جمعه، از امام‌صادق(علیه السلام)نقل مى‌کند: در تورات آمده که اولیاى خدا آرزوى مرگ مى‌کنند.[۶۸] آیات ۹۵ و ۹۶ بقره/۲ پس از آن‌که خبر مى‌دهد یهودیان هرگز آرزوى مرگ نمى‌کنند، مى‌گوید: آن‌ها از همه مردم، حتّى از مشرکان براى زندگى در دنیا* آزمندترند و هر یک از آن‌ها عمر هزار‌ساله‌را آرزو
مى‌کند:
«و‌لَتَجِدنَّهُم أَحرصَ‌النَّاسِ عَلى حَیوه و مِنَ‌الَّذینَ أَشرَکوا یَوَدُّ أَحدُهُم لَو یُعمَّرُ أَلفَ سَنَه». در‌باره علّت ذکر‌هزار‌سال گفته شده: آن نهایت عمرى است که مجوسیان براى یک‌دیگر دعا مى‌کنند (عِش الف نوروز = هزارسال بزى).[۶۹] ۲. خداوند آرزوى دیگر اهل‌کتاب (یهود) را در آیه ۷۸ بقره/۲ بیان کرده است: «و‌مِنهُم أُمِّیُّونَ لاَیَعلَمونَ الکِتـبَ إِلاَّ أَمانِىَّ» . آراى نقل شده در تفسیر این آیه، نشان دهنده اختلاف مفسّران نخستین در این‌باره است. به جز ابن‌عبّاس (به نقل ضحّاک) و مجاهد که امانى را به سخنان دروغ تفسیر کرده‌اند، دیگر مفسّران چون قتاده، ابن‌زید، ابى‌العالیه آن را به‌آرزو تفسیر کرده‌اند.[۷۰] مفسّران بعدى نیز تحت تأثیر این اختلاف، آراى گوناگونى را ارائه کرده‌اند؛ در حالى‌که طبرى و طبرسى رأى نخست را ترجیح داده‌اند.[۷۱] زمخشرى در تفسیر آیه مى‌گوید: یهودیان، آرزوهایى داشتند؛ مانند این‌که خداوند از آن‌ها مى‌گذرد و بر اثر خطاهایشان مؤاخذه نمى‌شوند. پدرانشان پیامبر بودند و براى آن‌ها شفاعت خواهند کرد. دانشمندانشان نیز آرزوهایى را به آن‌ها القا مى‌کردند؛ مانند این‌که عذاب الهى جز چند روزى اندک به آن‌ها نمى‌رسد، و‌مى‌پنداشتند تورات، جز آرزوها و خیالات آن‌ها نیست.[۷۲] ۳. آیه ۱۰۹ بقره/۲ از آرزوى گروهى دیگر از اهل‌کتاب درباره مسلمانان خبر مى‌دهد که بسیارى از آنان آرزو دارند، پس از آن‌که به پیامبر(صلى الله علیه و
آله)ایمان آوردید، شما را از روى حسد به کفر بازگردانند:
«وَدَّ کَثِیرٌ مِن أَهلِ‌الکِتـبِ لَو یَرُدّونَکُم مِن بَعدِ إِیمـنِکُم کُفَّاراً حَسداً مِن عِندِ أنفُسِهِم». آیه ۶۹ آل‌عمران/۳ مى‌گوید: گروهى از اهل‌کتاب آرزو مى‌کنند که اى کاش شما را گمراه مى‌کردند[۷۳]: «وَدَّت طَائِفهٌ مِن أَهلِ الکِتـبِ لو یُضِلُّونَکُم». برخى مفسّران، اهل‌کتاب در این آیه را یهود و نصارا و برخى دیگر، آنان را فقط یهودیان دانسته‌اند.[۷۴]


آرزوهاى منافقان:


از این آرزوها در چهار آیه یاد شده‌است:


1. دست‌یابى‌به غنایم: در آیه ۷۳ نساء/۴ از گروهى سخن به میان آمده که براى شرکت در جنگ، کندى مى‌کردند؛ ولى هنگام پیروزى مؤمنان و کسب غنایم، آرزوى شرکت در جهاد و دست‌یابى‌به غنایم را داشتند. برخى مفسّران این آیه را درباره گروهى از مؤمنان دانسته‌اند؛[۷۵] ولى بیش‌تر آن‌ها معتقدند که درباره منافقان نازل شده است.[۷۶]


2. ارتداد مؤمنان: در آیه‌۸۹ همین سوره، گروهى دیگر از منافقان یاد شده‌اند که کافر شدن مؤمنان را آرزو داشتند تا همگى در کفر مساوى باشند: «وَدُّوا لَو تَکفُرونَ کَمَا کَفَروا فَتَکونونَ سَواءً».


3. خداوند در سوره احزاب از گروهى منافق خبر مى‌دهد که در جنگ احزاب به کارشکنى، فرار از جنگ، تضعیف روحیّه افراد ضعیف‌الإیمان و زخم زبان به مسلمانان مى‌پرداختند. در آیه ۲۰ احزاب/۳۳ حال آنان چنین وصف شده است: منافقان مى‌پندارند احزابى که به جنگ پیامبر(صلى الله علیه وآله)آمده‌اند، از ادامه جنگ منصرف نشده‌اند و اگر دوباره براى جنگ بازگردند، این منافقان آرزو مى‌کنند که اى کاش با بادیه‌نشینان بودند و به جاى آن‌که با شما باشند، از اخبار شما مى‌پرسیدند: «یَحسَبونَ الأَحزابَ لَم‌یَذهَبوا و إِن یَأتِ الأَحزابُ یَوَدّوا لَو أَنَّهُم بَادُونَ فِى‌الأَعرابِ یَسئَلونَ عَن أَنبائِکُم».


4. آیه ۱۴ حدید/۵۷ نیز از گفتوگوى منافقان با مؤمنان در قیامت خبر مى‌دهد که مؤمنان، آنان را به فریب خوردن از آرزوها در دنیا متّهم مى‌کنند: «یُنادونَهُم أَلَم نَکُن مَعَکُم قَالوا بَلى و لَـکِنَّکُم فَتَنتُم أَنفُسَکُم… و غَرَّتکُم الأَمَانِىُّ». از سوى برخى، آرزوى آن‌ها وارد شدن مصیبت به مؤمنان دانسته شده[۷۷] و همچنین به آرزوهاى بلند و آرزوى طول عمر براى خودشان تفسیر شده؛[۷۸]ولى در آیه به مصداق خاصّى اشاره نشده است.


آرزوهاى مؤمنان:


قرآن به برخى از آرزوهاى مؤمنان در جاى‌گاه‌هاى گوناگون اشاره کرده است:


1. آیه ۷۹ قصص/۲۸ از گروهى دنیاطلب درزمان حضرت موسى(علیه السلام)خبرمى‌دهد که با مشاهده قارون* و ثروت بسیارش گفتند: اى کاش مانند آن‌چه به قارون داده شده، ما نیز مى‌داشتیم؛ زیرا او از نعمت‌هاى دنیا بهره فراوانى دارد: «فَخَرجَ عَلى قَومِهِ فِى زِینَتِهِ قالَ الَّذینَ یُریدونَ الحَیوهَ الدُّنیَا یـلَیتَ لَنا مِثلَ ما أُوتِىَ قَـرُونُ إِنَّهُ لَذُوحَظّ عَظِیم». طبرسى مى‌گوید: آنان؛ کافران، منافقان و افراد ضعیف الایمان بودند؛[۷۹] ولى به نظر زمخشرى، آرزو کنندگان، گروهى مؤمن بودند و آرزوى آن‌ها برخاسته از تمایل به رفاه و ثروت بود؛ چنان‌که این تمایل به طور معمول در انسان وجود دارد. وى از قتاده نیز نقل مى‌کند که آرزوى آن‌ها از آن رو بود که مى‌خواستند با انفاق آن دارایى‌ها در راه خیر، به خداوند تقرّب جویند؛[۸۰] امّا مفسّران بعدى، تفسیر قتاده را که با ظاهر آیه ناسازگار است، تأیید نکردند؛ زیرا در آیه بعد، مؤمنان دانشمند، آن گروه را بر اثر آرزویشان توبیخ کرده، ثواب خداوند را ب
راى مؤمن، بهتر از دارایى قارون دانسته‌اند.


2. آیه ۷ انفال/۸ ضمن اشاره به خروج پیامبر از مدینه براى جنگ بدر، خبر مى‌دهد که خداوند به پیامبر(صلى الله علیه وآله)وعده داده بود: یکى از دو گروه، یعنى کاروان تجارتى قریش به سرپرستى ابوسفیان که از شام عازم مکه بود یا سپاه مشرکان را نصیب مسلمانان کند. بر اساس این آیه، مسلمانان آرزو مى‌کردند دارایى‌هاى کاروان تجارتى که مشقّت جنگ را ندارد، نصیبشان شود؛ ولى خداوند برخلاف خواسته و آرزوى آنان، اراده کرد؛ یعنى حق را تثبیت، باطل را نابود و کافران را به دست مسلمانان ذلیل گرداند: «و‌إِذ یَعِدُکُمُ اللّهُ إِحدَى الطَّائِفَتینِ أَنَّها لَکُم و تَوَدّونَ أَنَّ غَیرَ ذاتِ الشَّوکَهِ تَکونُ لَکُم و یُریدُ اللّهُ أَن یُحِقَّ الحَقَّ بِکَلِمـتِهِ و یَقطَعَ دابِرَ الکَـفِرین».


3.آیه ۱۴۳ آل‌عمران/۳ خطاب به گروهى از اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله)است که
مى‌گوید: شما پیش از آن‌که با مرگ روبه‌رو شوید، آرزویش را داشتید:
«و‌لَقَد کُنتُم تَمَنَّونَ المَوتَ مِن قَبلِ أَن تَلقَوهُ». این آیه که درباره جنگ اُحد نازل شده، آن گروه از مؤمنان را نکوهیده که براى آرزوى پیروزى و دست‌یابى به غنایم، با اصرار خود سبب خروج پیامبر از مدینه و رویارویى با مشرکان در اُحد شدند؛ ولى هنگامى که مرگ را پیش روى خود دیدند، ناپایدارى کردند.[۸۱] زمخشرى در پاسخ به این پرسش که هرکس آرزوى شهادت کند، به طور ضمنى، آرزوى غلبه کافران بر مسلمانان را نیز دارد، مى‌گوید: قصد چنین شخصى رسیدن به کرامت شهیدان است؛ بدون آن‌که به جنبه دیگر آن توجّه داشته‌باشد.[۸۲]


آرزوى پیامبران:


آیه ۵۲ حج/۲۲ از آرزو کردن پیامبران خبر مى‌دهد و این‌که هرگاه آنان آرزو مى‌کردند، شیطان در آرزوى آنان وسوسه کرده، درصدد جلوگیرى از تحقّق آن برمى‌آمد؛ امّا خداى دانا و حکیم القائات شیطان را از میان مى‌بُرد؛ آن‌گاه، آیات خود را محکم و تثبیت مى‌کرد: «و‌مَا أَرسَلنا مِن قَبلِکَ مِن رَسول و لاَ نِبِىّ إِلاَّ إِذَا تَمنَّى أَلقَى الشَّیطـنُ فِى أُمنِیَّتِهِ فَیَنسَخُ اللّهُ ما یُلقِى الشَّیطـنُ ثُمَّ یُحکِمُ اللّهُ ءَایـتِهِ و اللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ». طبق این آیه، هیچ یک از پیامبران پیشین از آرزو کردنى که مورد اشاره آیه است، بى‌بهره نبوده است و شیطان نیز همیشه در این نوع آرزوها وسوسه* مى‌کرده؛ با این حال، موارد آرزوى پیامبران در آیه بیان نشده است. قراین موجود در آیه، مانند القاى وسوسه از سوى شیطان و ازاله آن وسوسه‌ها از طرف خداوند، نشان مى‌دهد که آرزوهاى مورد اشاره آیه، فراتر از آرزوهاى فردى و احیاناً پوچ و منفى است؛ بلکه همان‌گونه که برخى مفسّران توجّه داده‌اند، آرمان‌هاى والایى بوده است که انبیاى الهى در جهت تحقّق بخشیدن به آن‌ها و در نتیجه، تحقّق دین الهى در جامعه از هیچ کوششى فروگذار نمى‌کرده‌اند. علاّمه طباطبایى بر آن است که این آرزوها، همراهى و مساعدت علل و عوامل مادّى در جهت تبلیغ دین خدا و اقبال مردم به آن بود، و‌شیطان، همواره با وسوسه مردم و ترغیب مفسدان به فسادورزى، سعى در ناکام گذاشتن آرزوى پیامبران داشته؛ امّا خداوند با از بین بردن القائات شیطانى و تثبیت آیات خود، کوشش پیامبران را به نتیجه مى‌رسانده است.[۸۳] سیدقطب ـ احتمالا با الهام از برخى روایات مورد تردید که خود با صراحت، بعضى را انکار کرده ـ معتقد است: پیامبران از یک سو با توجّه به رسالتى که به عهده دارند و از سوى دیگر با توجّه به محدودیّت عمر خود، آرزو مى‌کردند که مردم در سریع‌تر
ین زمان و از نزدیک‌ترین راه به دین الهى جذب شوند؛ از این رو تمایل داشتند در برابر برخى عادت‌ها و رسوم نادرست مردم، به طور موقّت سکوت کنند؛ به این امید که پس از گردن نهادن مردم به دین، اندک اندک آنان را به راه درست هدایت کنند و شیطان با مکر و تصرّفاتش و ایجاد شبهه در دل مردم، در‌پى‌آن بوده که آرزوى پیامبران را از مسیر حق و درست منحرف سازد؛ امّا خدا با آشکار کردن تصرّفات شیطان، مانع حیله‌هاى او شده، کوشش پیامبران را به نتیجه مى‌رساند؛[۸۴] جز این، در بین آیاتى که دعا*هاى انبیا را حکایت کرده مى‌توان نشانى از آرزوهاى آرمانى آنان را جست که البتّه این آیات به واقع مى‌تواند گامى در جهت اصلاح خواسته‌ها و آرزوهاى مردم و جهت دادن آنان به آرمان‌هاى برتر در زندگى باشد؛ به طور مثال هنگامى که ابراهیم*(علیه السلام)فرزندش اسماعیل را همراه با هاجر در سرزمین خشک مکّه تنها مى‌گذارد، از خدا مى‌خواهد که دل‌هاى مردم را به آن‌ها متوجّه و متمایل و از محصولات متنوّع برخوردارشان سازد و آرزوى او آن است که نسل وى شکرگزار خداوند شوند:
«رَبَّنا إِنِّى أَسکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِى بِواد غَیرِ ذى‌زَرع عِندَ بَیتِکَ المُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلوهَ فَاجعَل أَفـِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهوِى إِلَیهِم وارزُقهُم مِنَ‌الثَّمرت» (ابراهیم/۱۴،۳۷) یاهنگام ساختن بناى کعبه همراه‌بااسماعیل،از خدا مى‌خواهند که از ذرّیه‌شان، امّتى مسلمان و فرمان‌بردارخداوندقرار دهد: «رَبَّناواجعَلنَا مُسلِمَینِ لَکَ و مِن ذُرِّیَّتِنَا أُمّهً مُسلِمَهً‌لَکَ» (بقره/۲، ۱۲۸) و نیز مى‌خواهد که در میان آن‌ها پیامبرى از خودشان برانگیزد تا آیات الهى را بر آنان تلاوت کند؛ کتاب و حکمت به ایشان بیامو
زد و تزکیه‌شان سازد:
«رَبَّنا وابعَث فِیهِم رَسولا مِنهُم یَتلوا عَلیهِم ءَایـتِکَ و یُعلِّمهُمُ الکِتـبَ و الحِکمَهَ و یُزَکِّیهِم إِنَّکَ أَنتَ العَزیزُ الحَکِیم». (بقره/۲، ۱۲۹) این آیات و آیاتى دیگر به طور ضمنى از آرمان‌هاى ابراهیم(علیه السلام)خبر مى‌دهد؛ البتّه این‌آرمان‌ها، چنان‌که ازبعضى آیات به‌دست‌مى‌آید، گاه جنبه سلبى هم دارد؛ براى مثال براساس آیه ۸۸ یونس/۱۰ موسى(علیه السلام)از خدا مى‌خواهد که اموال و دارایى‌هاى فرعون و درباریانش را نابود کند؛ به این دلیل که از آن در جهت گمراهى مردم از راه خدا استفاده مى‌کردند: «و‌قالَ موسى رَبَّنا إِنَّکَ ءَاتَیتَ فرعونَ و مَلاََهُ زِینَهً و أَمولا فِى الحَیوهِ الدُّنیا رَبَّنا لِیُضِلّوا عَن سبِیلِکَ رَبَّنا اطمِس عَلى أَمولِهِم و اشدُد عَلى قُلوبِهِم» یا این‌که اولى*الالباب از خدا مى‌خواهند که در روز قیامت، خوارشان نگرداند: «و‌لاَ تُخزِنَا یَومَ القِیمَه.» (آل‌عمران/۳، ۱۹۴) از سویى دیگر فقط ویژه انبیا هم نیست؛ چنان‌که آیه ۱۹۳ آل‌عمران/۳ درخواست مرگ با ابرار و محشور شدن در زمره آنان را از ویژگى‌هاى اولى‌الالباب شمرده است: «و‌تَوَفَّنا مَعَ‌الأَبرار».<SPAN class=textbook1& gt; آیه ۱۰ حشر/۵۹ نیز به مؤمنان مى‌آموزد که خواسته و آرزوشان را در جهت بنا نهادن جامعه‌اى براساس رأفت و رحمت میان برادران ایمانى و خالى از هرگونه کینه و دشمنى قرار دهند: «رَبَّنا اغفِر لَنا و لاِِخونِنَا الَّذینَ سَبقونا بِالإِیمـنِ و لاتَجعَل فِى قُلوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ ءَامَنوا رَبَّنا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیم».



آرزوهاى پس از مرگ:


در نُه سوره که به جز دو سوره، همه مکّى هستند، خداوند از آرزوى گروهى خبر مى‌دهد که در قیامت مستحق عذابند:


1. آرزوى پیش فرستادن نیکى: بر اساس آیه ۲۴ فجر/۸۹ هنگامى که در قیامت، جهنّم براى انسان حاضر مى‌شود، مى‌گوید: اى کاش براى زندگى ابدى خویش چیزى مى‌فرستادم: «یَقولُ یـلَیتَنِى قَدَّمتُ لِحَیاتِى».


2. آرزوى همراهى با پیامبر: آیه ۲۷ فرقان/۲۵ از روزى خبر مى‌دهد که ستم‌کار دو دست خود را به دندان گزیده، مى‌گوید: اى کاش از پیامبر پیروى مى‌کردم: «یَومَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدیهِ یَقولُ یـلَیتَنِى اتَّخذتُ مَعَ الرَّسولِ سَبِیلا ً» .


3. آرزوى دورى از دوست و هم‌نشین بد: در آیه ۲۸ فرقان/۲۵ از آرزوى دیگر آن شخص خبر مى‌دهد که مى‌گوید: اى کاش فلان را دوست نگرفته بودم: «یـویلَتى لَیتَنِى لَم‌أَتَّخِذ فُلاَناً خَلِیلا». «فلاناً» به کسى‌که انسان را از دین گمراه مى‌کند، تفسیر شده است.[۸۵] علاّمه طباطبایى مى‌گوید: بعضى «فلاناً» را کنایه از شیطان دانسته‌اند؛ ولى سیاق آیات، آن را یارى نمى‌کند.[۸۶] آیه ۳۸ زخرف/۴۳ خبر مى‌دهد که کافر در روز قیامت، به هم‌نشینش که در دنیا باعث گمراهى او شده، مى‌گوید: اى کاش میان من و تو به دورى مشرق و مغرب فاصله بود: «حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ یلیتَ بَینِى و بَینَکَ بُعدَ المَشرقَینِ فَبِئسَ القَرین».


&lt ;SPAN dir=rtl>4. آرزوى مسلمان بودن: این آرزو در آیه ۲ حجر/۱۵ بیان شده است: «رُبَما یَودُّ الَّذینَ کَفروا لَو کانوا مُسلِمِینَ = چه بسا کسانى‌که کافر شدند، آرزو کنند که کاش مسلمان بودند». مفسّران، زمان این آرزو را هنگام مرگ یا در آخرت دانسته‌اند.[۸۷]


5‌. آرزوى بازگشت به دنیا و تکذیب نکردن آیات: براساس آیه ۲۷ انعام/۶ هنگامى که کافران بر روى آتش نگه داشته مى‌شوند، آرزو مى‌کنند به دنیا برگردند تا آیات الهى (کتاب‌هاى پیامبران و آن‌چه بر آنان نازل شده[۸۸]) را تکذیب نکنند: «فَقالوا یـلَیتَنا نُردُّ و لاَنُکذِّبَ بِـَایتِ رَبِّنا و نَکونَ مِن‌المُؤمِنینَ» . آیاتى دیگر چون ۱۰۲ شعراء/۲۶؛ ۵۸ زمر/۳۹؛ ۵۳ اعراف/ ۷ نیز مؤیّد همین معنا است.


6‌. آرزوى مرگ و دریافت نکردن نامه* عمل: آیات ۲۵ تا ۲۷ حاقه /۶۹ از کسانى که نامه عمل آنان به دست چپشان داده مى‌شود، خبر مى‌دهد که هر یک با مشاهده آن مى‌گوید: اى کاش نامه عملم به من داده نشده بود و از حساب* خود خبردار نشده بودم! اى کاش مرگ کار را تمام مى‌کرد: «و‌أَمَّا مَن أُوتِىَ کِتـبَهُ بِشِمالِهِ فَیَقولُ یـلَیتَنِى لَم‌أُوتَ کِتـبِیَه * و لَم أَدرِ مَاحِسَابِیَه * یـلَیتَها کانَتِ القَاضِیَه» . گفته شده که این افراد، با مشاهده اعمال زشت و روسیاهى خود، آرزو مى‌کنند که اى کاش با همان مرگى که در دنیا بود، کار به پایان مى‌رسید و پس از آن زنده نمى‌شدند؛[۸۹] ولى قتاده گفته است: آن شخص در قیامت آرزوى مرگ مى‌کند.[۹۰]


7. آرزوى خاک* شدن: «و‌یَقولُ الکافِرُ یـلَیتَنِى کُنتُ تُرباً.» (نبأ/۷۸،۴۰) مفسّران در تفسیر این آیه، آراى گوناگونى دارند که منشأ برخى از آن‌ها روایاتى منقول از پیامبر(صلى الله علیه وآله)و صحابه است. به نظر زجّاج، کافر آرزو مى‌کند که اى‌کاش پس از مرگ، دیگر بار زنده نمى‌شد؛[۹۱] ولى زمخشرى احتمال داده که آرزو مى‌کند در دنیا خاک مى‌بود و به صورت آدمى آفریده نمى‌شد.[۹۲]طبرى مى‌گوید: آرزوى کافر این است که اى‌کاش چون حیوانات به خاک تبدیل مى‌شد! منشأ این تفسیر، روایتى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)است که مى‌فرماید: خداوند در روز قیامت حیوانات را زنده مى‌کند و پس از آن‌که بعضى از آن‌ها را که به حیوانات دیگر ظلم کرده‌اند، قصاص کرد، به آنان امر مى‌کند خاک شوند. در این هنگام کافر آرزو مى‌کند که اى کاش خاک مى‌بود![۹۳] برخى گفته‌اند: مراد کافر از آرزوى خاک بودن، خضوع در برابر خدا و نافرمانى نکردن از او است؛[۹۴] هم‌چنین گفته شده: مراد از کافر، ابلیس است که با‌مشاهده کرامت آدم و فرزندان مؤمن او، آرزو‌مى‌کند: اى کاش چون آدم از خاک آفریده شده بودم![۹۵] آلوسى، این تفسیر را نیکو شمرده؛ ولى آن را از سیاق آیات دور دانسته است.[۹۶] ابن‌عبّاس در حدیث دیگرى مى‌گوید: از رسول‌خدا(صلى الله علیه وآله)شنیدم: هنگامى که کافر، ثواب و کرامت شیعیان على(علیه السلام)را در روز قیامت ببیند، مى‌گوید: اى کاش شیعه على بودم![۹۷] تطبیق تراب بر شیعه حضرت على(علیه السلام)از آن رو است که کنیه حضرت ابوتراب بوده است
. همانند آیه نبأ، در‌نساء‌۴/۴۲ نیز آمده و از روزى خبر مى‌دهد که کافران و کسانى که پیامبر را نافرمانى کردند، آرزو مى‌کنند: اى کاش با زمین یک‌سان مى‌شدند!


8‌. آرزوى پیروى از خدا و‌رسول: «یَومَ تُقلَّبُ وُجوهُهُم فِى النَّارِ یَقولونَ یـلَیتَنا أَطَعنَا اللَّهَ وأَطَعنَا الرَّسولاَ = روزى که چهره‌هایشان در آتش زیر‌و‌رو مى‌شود، مى‌گویند: اى‌کاش از خدا فرمان مى‌بردیم و پیامبر را اطاعت مى‌کردیم!» (احزاب/۳۳، ۶۶)


9. آرزوى شفاعت: «فَهَل لَنا مِن شُفعاءَ فَیَشفَعوا لَنا = اى کاش براى ما شفاعت‌کنندگانى باشند که شفاعتمان کنند!» (اعراف۷/۵۳)


10. آرزوى رهایى از آتش: «فَهَل إِلى خُروج مِن سَبِیل = اى کاش راه بیرون شدنى [از آتش]باشد!» (غافر/۴۰،۱۱)
آرزوى مؤمن* آل‌یاسین، نمونه دیگرى از آرزوهاى پس از مرگ است که در سوره «یس» گزارش شده و برخلاف موارد پیش‌گفته که از آینده خبر مى‌دهد، در این سوره از گذشته خبر مى‌دهد. براساس آن، مردى مؤمن که در برخى روایات حبیب نجّار نامیده شده،[۹۸] پس از مرگ، به بهشت درآمده وگفته‌است: «یـلَیتَ قَومِى‌یَعلَمونَ * بِما غَفَرلِى رَبِّى و جَعَلنِى مِن المُکرَمِین =<SPAN class=textbook1& gt; اى کاش قوم من مى‌دانستند که پروردگار من مرا آمرزیده، از گرامى داشتگانم قرار داد». (یس/۳۶، ۲۶ و ۲۷) مفسّران، علّت آرزوى این مرد را تشویق قومش به ایمان و رسیدن به کرامت وى[۹۹] و برخى خیرخواهى او براى قومش حتّى پس از مرگ دانسته‌اند.[۱۰۰]


منابع:


الامالى، طوسى؛ بحارالانوار؛ البرهان فى تفسیر القرآن؛ التبیان فى تفسیر القرآن؛ التحقیق فى کلمات القرآن الکریم؛ ترتیب کتاب العین؛ تفسیرالتحریر والتنویر؛ تفسیر راهنما؛ تفسیر العیاشى؛ تفسیر القمى؛ التفسیر الکبیر؛ جامع‌البیان عن تأویل آى القرآن؛ الجامع لأحکام القرآن، قرطبى؛ الجواهر فى تفسیر القرآن؛ روح‌المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ شرح المختصر؛ علل‌الشرایع؛ الفرقان فى تفسیر القرآن؛ فى ظلال القرآن؛ الکافى؛ کتاب الخصال؛ کتاب المطوّل؛ الکشّاف؛ کشف‌الاسرار و عده‌الابرار؛ لسان‌العرب؛ مجمع‌البیان فى‌تفسیر القرآن
؛ معترک الاَقران؛ معجم الفروق اللغویه؛ معجم مقاییس‌اللغه؛ مغنى‌اللبیب؛ مفردات الفاظ القرآن؛ المیزان فى تفسیر القرآن؛ النهایه، ابن‌اثیر.


سیدمحمود دشتى


پی نوشت:


[61] جامع البیان،مج ۴، ج‌۱۰، ص‌۵۰۱‌.
[۶۲] مجمع البیان، ج۹، ص‌۴۰۵.&l t;BR>[63] همان، ج‌۲، ص‌۸۲۰‌.
[۶۴] همان.
[۶۵] مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.
[۶۶] جامع‌البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۹۸.
[۶۷] التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۹۱.
[۶۸] قمى، ج ۲، ص ۳۴۸.
[۶۹] مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۲۳؛ جامع‌البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۶۰۴‌.
[۷۰] جامع‌البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۵۲۹ و ۵۳۰.
[۷۱] همان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۵۳۰‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۰.
[۷۲] الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
[۷۳] مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۷۷۱.
[۷۴] الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
[۷۵] التفسیر الکبیر، ج‌۱۰، ص‌۱۷۸.
[۷۶] جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵‌، ص‌۲۲۹؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۱۵.
[۷۷] مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۳۵۵.
[۷۸] الکشّاف، ج‌۴، ص‌۴۷۶.
[۷۹] مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۱۷.
[۸۰] الکشّاف، ج‌۳، ص‌۴۳۲.
[۸۱] الکشّاف، ج‌۱، ص‌۴۲۱.
[۸۲] الکشّاف، ج‌۳، ص‌۴۳۲.
[۸۳] المیزان، ج‌۱۴، ص‌۳۹۱.
[۸۴] فى‌ظلال، ج‌۴، ص‌۲۴۳۲ ـ ۲۴۳۴.
[۸۵] مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۲۶۳.
[۸۶]<SPAN style="COLOR: windowtext"&g t; المیزان، ج‌۱۵، ص‌۲۰۴.

[۸۷] الکشّاف، ج‌۲، ص‌۵۶۹‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۶‌، ص‌۵۰۵‌.
[۸۸] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۴۸.
[۸۹] مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۲۲‌.
[۹۰] جامع‌البیان، مج‌۱۴، ج‌۲۹، ص‌۷۷؛ مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۲۲‌.
[۹۱] مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۴۷‌.
[۹۲] الکشّاف، ج‌۴، ص‌۶۹۲‌.
[۹۳] جامع‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۴.
[۹۴]&l t;SPAN class=footnote1> الفرقان، ج ۳۰، ص ۶۳.
[۹۵] مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۴۸‌؛ کشف‌الاسرار، ج‌۱۰، ص‌۳۵۹.
[۹۶] روح‌المعانى، مج‌۱۶، ج‌۳۰، ص‌۳۸.
[۹۷] علل‌الشرایع، ج‌۱، ص‌۱۸۷.
[۹۸] کشف‌الاسرار، ج‌۸‌، ص‌۲۱۶.
[۹۹] الکشّاف، ج۴، ص۱۱؛ مجمع‌البیان، ج‌۸‌، ص‌۶۵۹‌.
[۱۰۰] کشف‌الاسرار، ج‌۸‌، ص‌۲۱۶.


www.maarefquran.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید