ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

امام علی علیه السلام و قاسطین/ قسمت اول

مقدمه
یکى از بزرگترین ابعاد شخصیت امیرالمؤمنین (ع) که او را میان بزرگان عالم متمایز مى‏سازد، پاى بندى دقیق او به ارزش‏هاى الهى در تمام حرکت‏ها و انتخاب‏ها و خواستن‏ها و نخواستن‏هاست، او هرگز ایمان خود را قربانى هیچ مصلحتى هر قدر هم بزرگ باشد، نکرد و خوشنودى مردم را به خوشنودى خداوند ترجیح نداد.


این ویژگى سبب شد که گروهى به خاطر همین ارزش‏ها شیفته و فریفته او شوند و در مقابل، گروهى هم تاب تحمل او را نداشته باشند و با او دشمنى کنند، دوستان او تا سر حد جان پیش رفتند و گاهى حتى درباره او افراط کردند و دشمنان او ناجوانمردانه ترین تهمت‏ها را به او زدند و لعن و سب او را عبادت شمردند! و به گفته ربیع‏بن خیثم: کسى چون على نبود که دوستدار او شدیدترین محبت را به او داشته باشد و دشمنان او شدیدترین دشمنى را با او داشته باشد. (۱)


در زمان رسول خدا (ص) که قامت دین با شمشیر کج او راست شد و افراد بسیارى از مشرکان و سردمداران کفر به دست او هلاک شدند، گروه هاى به خاطر خونخواهى کشته شدگان خود، کینه او را به دل گرفتند و این کنیه حتى پس از مسلمان شدن آنان نیز ادامه یافت؛ و اینکه مى بینیم پیامبر خدا در هر فرصتى از فضایل او و آثار سودمند محبت او سخن مى گفت، براى زدودن این کینه‏ها بود ولى کینه‏ها آنچنان عمیق بود که به این آسانى از میان نمى رفت، بلکه حتى سفارش‏هاى مکرر پیامبر، باعث مى شد کسانى به على (ع) حسد برند و با او دشمنى کنند. این در
حالى بود که على (ع) به خاطر همان ویژگى که گفتیم، در میان اصحاب پیامبر، دوستداران و عاشقانى داشت که در همان عصر پیامبر به عنوان شیعه على شناخته مى شدند و پیامبر در حق آنان فرموده بود:


هذا و شیعته هم الفائزون (۲) او و شیعه او همان نجات یافته گان هستند.


و در تفسیر «خیر البریه بهترین مردم» که در سوره بینه آمده است خطاب به على فرموده بود :


انت یا على و شیعتک. (۳) منظور، تو و شیعیان تو هستند.


پس از رحلت پیامبر، کینه‏ها و دشمنى‏ها با شدت بیشترى ادامه یافت و بخصوص زمانى که پس از بیست و پنج سال خانه نشینى، مردم با او بیعت کردند و او را به عنوان رهبر سیاسى جامعه برگزیدند، هم جاه طلبانى که حکومت امام را در راستاى منافع خود نمى دیدن
د و هم دشمنان دیرینه امام که کینه‏هاى بدر و حنین را به دل داشتند و خواهان دست اندازى به حکومت بودند، پرچم مخالفت را بر افراشتند و به جنگ او رفتند، در این کشمکش‏ها گروهى نادان و کج فکر هم پیدا شدند که به تفسیر غلطى که از دین داشتند، امام را مورد حمله قرار مى دادند: ناکثین، قاسطین، مارقین.


آنچه در این نوشتار مورد بررسى قرار خواهد گرفت درگیرى امام با گروه «قاسطین» یعنى معاویه و یاران او است و نشان خواهیم داد که چگونه این گروه که خود را در بطن جامعه اسلامى جا زده بودند، همواره هدفشان محو اسلام راستین و رسیدن به قدرت، آن هم از نوع جاهلى و اشرافى بود و خواهیم دید که جنگ صفین در واقع ادامه جنگ احد بود و تنها شعارها عوض شده بود. اکنون این موضوع را به استناد به روایات و گزارش هایى که در کتاب‏هاى تاریخى و حدیثى آمده است، مورد بحث قرار مى دهیم.


حکومت علوى و دشوارى‏هاى موجود


با گذشت بیست
و پنج سال از رحلت پیامبر اسلام و به روى کار آمدن متناوب سه خلیفه، بدعت‏ها و تبعیض‏ها و کج روى‏هاى بسیارى در میان امت اسلامى پدید آمد و پیکر اسلام زخمدار شد. براى امیرالمؤمنین که همه چیز خود را در راه اسلام فدا کرده بود براى تقویت و گسترش اسلام رنج‏هاى فراوانى کشیده بود، پیدایش این وضعیت درد آور بود و از آن سخت‏تر اینکه او براى حفظ اساس اسلام مجبور به سکوت و مدارا و تحمل وضع موجود بود و به تعبیر خودش صبر مى‏کرد اما چونان کسى که استخوان در گلویش گیر کرده باشد و یا ریگ به چشمانش رفته باشد. (۴)


البته امیرالمؤمنین به عنوان نماینده راستین اسلام هر کجا که فرصت را مناسب مى‏دید تذکرات لازم را مى داد و اعتراض مى کرد ولى چون قدرت در دست دیگران بود توانایى جلوگیرى از انحرافات را نداشت.


امت اسلامى که طعم تلخ دورى از امیرالمؤمنین را چشیده بود و تجربه دردناک بیست و پنج سال محرومیت از حکومت حق و عدل را داشت، پس از کشتن عثمان روى به سوى امام آورند و او را به عنوان رهبر سیاسى خود برگزیدند و مهاجر و انصار و اهل حل و عقد با او بیعت کردند و امام که هرگز در اندیشه ریاست‏طلبى نبود و حکومت را تنها براى اجراى احکام اسلامى و عدالت مى‏خواست، قدرت لازم را براى پیاده کردن اهداف خود و تصحیح مسیر اسلام به دست آورد.


انحراف‏ها وتبعیض‏ها در میان مردم به صورت یک فرهنگ پذیرفته شده، جا گرفته بود و مبارزه با آن سخت دشوار بود و لى امام وظیفه داشت که با آن مبارزه کند و بهاى سنگین آن را نیز بپردازد، از این رو از همان آغاز، اصلاحات را شروع کرد و به افزون طلبانى که سالها به بیت المال دست اندازى کرده بودند، اعلام نمود که در حکومت علوى جایى براى آنها نیست و حتى باید درباره گذشته خود نیز حساب پس بدهند او در نخستین خطبه‏اى که پس از بیعت مردم با او، ایراد کرد، از اصلاحاتى بنیادین و تحولى عمیق خبر داد و فرمود:


… ألا و ان بلیتکم قد عادت کهیئتها یوم بعث الله نبیه (ص) و الذی بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغغربلن غربله ولتساطن سوط القدر حتى یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم. (۵)


آگاه باشید که گرفتارى شما همانند روزى که پیامبر مبعوث شد، بار دیگر به شما روى آورده است، سوگند به کسى که او را به حق مبعوث کرده است به سختى مورد آزمایش قرار مى‏گیرید و غربال مى‏شوید و مانند دیگ به هنگام جوش آمدن زیر و رو خواهید شد آن چنان که پایین شمابالا و بالاى شما پایین شما خواهد شد.


و نیز فرمود:


و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته فان فى العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق. (۶)


به خدا سوگند اگر آن (عطایاى عثمان) را پیدا کنم در حالى که مهر زنان قرار گرفته و یا کنیزان با آن خریدارى شده‏اند، بر مى‏گردانم، زیرا که در عدالت گشایشى است و آن کس که عدالت بر او گران آید تحمل ستم بر او تنگ‏تر است.


همچنین او از کنار گذاشتن حاکمان و عاملان ناشایسته خبر داده بود و در مقابل کسانى که او را در این باره نصیحت مى‏کردند این آیه را خوانده بود:


و ما کنت متخذ المضلین عضدا. (۷)


و هرگز، گمراهان را یاور نخواهم گرفت.


و اعلام کرده بود که در کار دین مداهنه و سازش نخواهد کرد:


لا اداهن فى دینى و لااعطى الدنیه فى أمرى. (۸)


در دین خود مداهنه نمى‏کنم و در کار خدا خوارى نمى‏پذیرم.


این اظهارات سبب شد که افزون خواهان و جاه طلبان، امید سازش را از دست بدهند و با اندیشه براندازى با امام مخالفت
کنند و لذا کسانى چون طلحه و زبیر که با امام بیعت کرده بودند، بیعت خود را با امام شکستند و با سوء استفاده از موقعیت عایشه به تدارک نیرو براى جنگ با امام بپردازند و جنگ جمل را به وجود آورند، ایشان همان «ناکثین» بودند واز سوى دیگر معاویه که از طرف امام از حکومت شام بر کنار شده بود، به بهانه خونخواهى عثمان وبا تحریک مردم شام، جنگ صفین را به وجود آورد و اینان همان «قاسطین» بودند، همچنین در جریان صفین به طورى که به تفصیل آن خواهیم پرداخت، در مسأله پذیرش حکمیت از سوى امام، گروهى نادان و مقدس مأب به مخالفت و ستیز با امام برخاستند و جنگ نهروان را به وجود آوردند و اینان همان «مارقین» یا خوارج بودند، و بدین گونه سه جنگ داخلى به امام تحمیل شد.


جالب این است که پیامبر خدا (ص) جنگ امام با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین را پیش بینى کرده بود و طبق روایات متعدد و معتبر، این حوادث را پیشاپیش به على(ع) خبر داده بود و به حقانیت على(ع) در این فتنه‏ها تأکید کرده بود و مسلمانان را از مخالفت و دشمنى با او بر حذر داشته بود.


در این باره روایات بسیارى، هم از طریق شیعه و هم از طریق اهل سنت وارد شده و مى‏توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد:


1 ـ روایاتى که در آنها پیامبر خدا مسلمانان را از جنگ و ستیز با على بر حذر داشته و دشمنى و جنگ با او را، دشمنى با خدا و پیامبر تلقى کرده است.


قال رسول الله (ص): حرب على حرب الله و سلم على سلم الله. (۹)


پیامبر خدا فرمود: دشمن على دشمن خدا و آن که تسلیم او است، تسلیم خدا است.


قال رسول الله (ص): یا على حربک حربى و سلمک سلمى. (۱۰)


پیامبر خدا فرمود: اى على دشمن تو دشمن من و آن که تسلیم توست تسلیم من است.


این مضمون با تعبیرهاى گوناگون و با اسناد متعدد از پیامبر نقل شده است. (۱۱)


2 ـ روایاتى که پیامبر خدا از وقوع فتنه هاى پس از خود خبر داد و على (ع) را مأمور مقابله با آنها کرده است.


در روایتى، پیامبر خدا (ص) از وقوع فتنه‏ها و پیدایش انحراف‏ها در میان امت پس از خود خبر داد و على(ع) از او پرسید که در این هنگام با آنان به عنوان ارتداد رفتار کنم و یا به عنوان فتنه؟ پیامبر فرمود: به عنوان فتنه. (۱۲)


و در روایت دیگرى، جابر بن عبدالله انصارى گفت: در حجه الوداع در منا نزدیک‏ترین شخص به پیامبر بودم که فرمود: شما را چنین نیابم که پس از من رجوع کرده و کافر شده‏اید و بعضى از شما گردن بعضى را مى‏زند، به خدا سوگند که اگر چنین کنید مرا در لشکرى خواهید دید که با شما مى‏جنگد، سپس به پشت سر خود برگشت و گفت: یا على را یا على را یا على را (سه مرتبه) دیدیم که جبرئیل به او اشاره کرد، به دنبال آن خداوند چنین نازل کرد: و ا
ما نذهبن بک فانا منهم منتقمون یعنى اگر ما تو را از دنیا ببریم، قطعا از آنان انتقام مى‏کشیم. (۱۳)


این مضمون نیز با تعبیرهاى گوناگون و با اسناد متعدد وارد شده است. (۱۴)


3 ـ روایاتى که در آنها پیامبر دشمنان و خروج کنندگان به على را گروه ستمگر «فئه باغیه» معرفى کرده و بر حقانیت على در جنگ با آنها تأکید نموده است:


قال رسول الله (ص): یا على ستقاتلک الفئه الباغیه و انت على الحق، فمن لم ینصرک یومئذ فلیس منى. (۱۵)


یعنى یا على بزودى گروه ستمگر با تو مى‏جنگد در حالى که تو بر حق هستى، پس هر کس در آن روز تو را یارى نکند از من نیست.


4 ـ روایاتى که در آنها پیامبر خدا خبر داده است که على(ع) براى تأویل قرآن مى‏جنگد همانگونه که من براى «تنزیل» آن جنگیدم:


عن النبى (ص) إنه قال لعلى (ع): تقاتل یا على على تأویل القرآن کما قاتلت على تنزیله. (۱۶) یعنى پیامبر به على فرمود: یا على تو بر اساس تأویل قرآن مى‏جنگى همانگونه که من براى تنزیل آن جنگیدم.


منظور پیامبر از این تعبیر این بود که پیامبر براى تثبیت اسلام و اثبات حقانیت قرآن و اینکه آن از جانب خدا نازل شده با مشرکان جنگید و على نیز براى زدودن انحرافات از اسلام و تاویل درست قرآن با کسانى که مسلمان بودند ولى دچار کج‏فهمى شده بودند، باید بجنگد.


5 ـ روایاتى که در آنها پیامبر خدا (ص) به طور مشخص از سه گروه نام مى‏برد که در آینده با على خواهند جنگید و على (ع) را مأمور دفع فتنه آنها مى‏کند، آن سه گروه عبارتند از : ناکثی
ن، قاسطین، و مارقین.


ـ روزى پیامبر خدا به منزل ام سلمه آمد و در آن حال على (ع) هم وارد شد، پیامبر به ام سلمه فرمود:


یا ام سلمه هذا و الله قاتل القاسطین و الناکثین و المارقین. (۱۷) اى ام سلمه به خدا سوگند که این شخص کشنده قاسطین، ناکثین و مارقین است.


ـ قال على (ع): امرنى رسول الله بقتال الناکثین وا لمارقین و القاسطین (۱۸)


على (ع) فرمود: پیامبر خدا جنگ با ناکثین و مارقین و قاسطین را به من فرمان داده است.


این مضمون با تعبیرهاى گوناگون و با اسناد فراوانى در کتب شیعه و سنى نقل شده است و در برخى از این روایات جزئیات بیشترى از این جنگ‏ها ارائه شده است. (۱۹)


علاوه بر این مضامین در برخى از روایات به خصوص از معاویه رئیس گروه قاسطین نام برد شده و پیامبر دستور داده است که هر گاه معاویه را بر منبر من دیدید او را بکشید. (۲۰)


صدور مجموعه روایاتى که نقل گردید و طى آن پیامبر خدا از وقوع جنگ هایى میان على (ع) و مخالفانش خبر داده و برخى از جزئیات آن را هم ذکر کرده است یک نوع معجزه براى پیامبر خدا به حساب مى‏آید و به گفته ابن ابى الحدید این خبر از دلائل نبوت پیامبر است زیرا که به روشنى از آینده خبر داده است. (۲۱)


البته وقوع فتنه هایى پس از پیامبر خدا به طور کلى قابل پیش بینى بود، زیرا از نظر جامعه‏شناسى، هر انقلابى پس از مرگ رهبر اصلى آن، در درون خود دچار تنش‏هایى مى‏شود، گروهى با افزون‏طلبى خواهان سهم بیشترى مى‏شوند و گروهى که از روى اجبار، ارزشهایى انقلاب
را پذیرفته بودند با بهانه هایى سعى در نابودى آن مى‏کنند و گروهى در تفسیر آن دچار اشتباه مى‏شوند و طبیعى بود که اسلام نیز پس از رحلت پیامبر با چنین گروه هایى روبر شود و على بن ابى طالب(ع) براى حفظ اسلام و زدودن انحرافات از چهره آن مجبور بود که با این گروه‏ها بجنگد، زیرا که او نماینده اسلام راستین و تالى تلو پیامبر بود همانگونه که در تفسیر این آیه شریفه به آن تأکید شده است:


افمن کان على بینه من ربه و یتلوه شاهد منه. (۲۲)


آیا کسى که حجت آشکارى از پروردگارش دارد و شاهدى از (خویشان) او به دنبال اوست (مانند کسى است که چنین نیست؟)


طبق روایات بسیارى، در این آیه منظور از کسى که دلیل روشنى از پروردگارش دارد پیامبر خدا و منظور از شاهدى که او را دنبال مى‏کند على بن ابى طالب(ع) است. (۲۳)


بنابراین، جنگ‏هاى امیرالمؤمنین با مخالفان پس از به قدرت رسیدن او به طور کلى قابل پیش بینى بود ولى جزئیاتى که در اخبار پیامبر آمده از طریق اعجاز بیان شده است.


قاسطین چه کسانى بودند؟


دیدیم که پیامبر خدا در پیش بینى‏هاى خود از آینده اسلام، از گروهى به نام «قاسطین» خبر داد که امیرالمؤمنین با آنان خواهد جنگید. اکنون ببینیم که منظور از «قاسطین» چیست و اینان چه کسانى بودند؟


قاسطین از ماده «قسط» مشتق شده که در زبان که عربى از واژه هایى است که دو مفهوم ضد هم دارد و به این گونه واژه‏ها که در زبان عربى کم نیست «اضداد» گفته مى شود، در این گونه موارد از ریشه یک لغت ضد آن را در نظر مى‏گیرند مانند واژه «عجمه» که به معناى گنگى است ولى «اعجام» به معناى رفع گنگى است و «نفق» که به معناى شکاف است ولى «انفاق» به معناى پر کردن شکاف است و «تحکی
م» به معناى قبول حکمیت است ولى «محکمه» به معناى گروهى است که تحکیم را قبول ندارند. در اینجا نیز «قسط» به معناى عدل است ولى «قاسط» کسى است که مخالف عدل است و ستمگرى مى‏کند. (۲۴)


قرآن کریم از ستمگرانى که مخالف قسط و عدل هستند به عنوان «قاسطون» یاد کرده و آنان را وعده جهنم داده است:


و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا. (۲۵) و قاسطان هیزم جهنم هستند.


با توجه به مفهوم لغوى «قاسطین» مى‏گوییم منظور از آنان آن گروه از دشمنان و مخالفان حکومت امیرالمؤمنین بودند که با ستمگرى و زور گویى در برابر حکومت عادلانه او ایستادند و به قصد دست اندازى به حکومت، با او از سر جنگ در آمدند و آنان معاویه و یاران او بودند که زیر بار حکومت امام نرفتند و با بهانه‏هاى واهى قصد بر اندازى حکومت او را داشتند.


در پیش بینى هاى پیامبر، گاهى از این گروه به عنوان قاسطین یاد شده و گاهى هم به آنان «فته باغیه گروه ستمگر» اطلاق شده است. همچنین در اظهارات امام نیز معاویه و یاران او «قاسطین» نامیده شده‏اند:


عن على (ع) قال: امرت ان اقاتل الناکثین والقاسطین و المارقین ففعلت ما أمرت به؛ فاما الناکثون فهم اهل البصره و غیر هم من اصحاب الجمل، و اما المارقون فهم الخوارج و اما القاسطون فهم اهل الشام و غیرهم من احزاب معاویه. (۲۶)


على (ع) فرمود: من مأمور شده بودم که با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگ کنم و مأموریت خود را انجام دادم، ناکثون همان اهل بصره و جز آنها از یاران جمل بودند و مارقون همان خوارج بودند و قاسطین اهل شام و جز آنها از هواخواهان معاویه بودند.


و در جاى دیگر امام از اصحاب معاویه به عنوان اهل «بغى» و از یاران جمل به عنوان اهل «نکث» و از خوارج به عنوان اهل «فساد» یاد مى‏کند:


الا و قد امرنى الله بقتال اهل البغى و النکث و الفساد فى الارض. (۲۷)


آگاه باشید که خداوند مرا به جنگ با اهل ستم و پیمان شکنى و فساد در زمین فرمان داد.


همچنین امام در برخى از اظهارات خود اصحاب معاویه با همان قاسطین را به عنوان فاسقان معرفى کرده است:


فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخرى و فسق آخرون. (۲۸)


و چون به امر حکومت برخاستم گروهى پیمان شکنى کردند و گروهى از دین خارج شدند و دیگرانى هم فاسق شدند.


به هر حال منظور از قاسطین همان معاویه و یاران او هستند که سرسخت‏ترین دشمنان حکومت علوى بودند و براى بر اندازى آن توطئه‏هاى بسیارى کردند که از همه آنها مهم‏تر جریان جنگ صفین بود که به امام تحمیل کردند و تفصیل آن خواهد آمد، این جنگ باعث کشته شدن حدود هفتاد هزار نفر از سپاه امیرالمؤمنین(ع) شد (۲۹) و به طورى که خواهیم دید، جنگ صفین زخمى عمیق بر پیکر اسلام بود و پى آمدهاى ناگوارى براى جهان اسلام داشت که از جمله آنها پیدایش گروه خوارج و شهادت امیرالمؤمنین و به حکومت رسییدن معاویه را مى‏توان نام برد.


ادامه دارد…


منبع: پایگاه شناخت اسلام


برداشت از سایت http://parsidoc.ir</o:p&gt ;

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید