ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام/۳

ــ پاسخ امام حسین (ع) به نامه شیعیان کوفه
امام حسین علیه السلام در پاسخ نامه شیعیان کوفه، نامه اى بدین عبارت نوشتند:


بسم اللّه الرحمن الرحیم
أمّا بعد، فإنّ هانئاً وسعیداً قدما عَلیّ بکتبکم وأنا باعث إلیکم أخی وابن عمّی وثقتی من أهل بیتی مسلم بن عقیل
فإن کتب إلیّ أنّه قد اجتمع رأیَ ملأکم وذوی الحجى والفضل منکم على مثل ما قدمت به رسلکم وقرأت فی کتبکم فإنّی أقدم إلیکم;


به نام خداوند بخشنده مهربان
..
. هانى و سعید نامه هاى شما را آوردند و من هم متوجّه هدف شما شدم. آرى، من پسرعمو و برادر مورد اطمینان خودم را
که از اهل بیت من است، به نام مسلم بن عقیل به سوى شما مى فرستم تا اوضاع شما را براى من گزارش کند.
پس اگر نماینده من اجتماع شما را ببیند و براى من گزارش کند، آن وقت من به سوى شما حرکت مى کنم. ۱


جالب توجّه این که با وجود رسیدن نامه ها و چندین بار آمد و رفت افرادى به خدمت حضرت سیّدالشهداء علیه السلام، آن حضرت اطمینان نداشتند و به همین جهت، حضرت مسلم علیه السلام را فرستادند.
حضرت سیدالشهداء سلام اللّه علیه از لحظه نخستین حرکت به هر مناسبت و با هر کسى که ایشان رو به رو مى شدند، دو مطلب را تذکر مى دادند و مى فرمودند:


1. من تکلیف و وظیفه دارم که این راه را باید بروم;


2. من کشته خواهم شد.


این دو مطلب به الفاظ گوناگون و در مراحل مختلف بیان شده است.


اگر کسى بگوید که حضرت نمى دانستند و از شهادت بى خبر بودند، چنین فردى یا جاهل است یا مغرض.
با نگاه به سخنان امام حسین علیه السلام در کتاب هاى تاریخ الاسلام ذ
هبى، معجم الکبیر طبرانى، الطبقات الکبرى ابن سعد، البدایه والنهایه ابن
کثیر، الفتوح ابن اعثم، الکامل فى التاریخ ابن اثیر، تاریخ طبرى و مقتل الحسین علیه السلام خوارزمى، درخواهیم یافت که آن حضرت همواره مى فرمودند:
من علم به شهادت دارم و از طرفى تکلیف و وظیفه من حرکت به سمت عراق است.
متن عبارت هایى که امام حسین علیه السلام فرموده، چنین است.
ــ در موردى فرمود:
لأن اقتل بمکان کذا وکذا أحبُّ إلیَّ أن تستحلّ بی یعنی مکّه. ۲

ــ در مورد دیگرى فرمود:
واللّه لأن أُقَتَل خارجاً منها بشبر أحَبُّ إلیَّ من أن اقتل منها داخلاً منها بشبر وأیم اللّه، لو کنت فی جحر هامه من هذه الهوام
لاستخرجونی حتّى یقضوا فی حاجتی واللّه لیعتدنّ علیّ کما اعتدت الیهود فی السّبت. ۳

ــ در سخن دیگرى فرمود:
واللّه لا یَدَعُونی حتّى یستخرجوا هذه العَلَقَه من جَوفی.

ــ در مورد دیگرى فرمود:
إنّی رأیت رؤیا ورأیتُ فیها رسول <B& gt;اللّه صلّى اللّه علیه وآله وأَمَرَنی بأمر، أنا ماض له ولست بمخبر بها حتّى اُلاقی عَمَلی.

ــ در تعبیر دیگرى آمده است:
اُلاقی ربّی. ۴

ــ در جاى دیگر مى فرمایند:
لابدّ لی من مصرعی.
من باید به محل قتل خودم برسم.
این جمله در کتاب هاى معتبرى چون الطبقات الکبرى، سیر اعلام النبلاء، مختصر تاریخ مدینه دمشق، البدایه والنهایه ابن کثیر و تاریخ حلب۵ آمده است. ۶

ـــ در جایى دیگر مى فرمایند:
مهما یقضی اللّه من أمر یکن.

ــ در مورد دیگرى از امام حسین علیه السلام سؤال شد: چرا در خروج از مکّه عجله مى کنید؟ حضرت در پاسخ فرمودند:
«لو لم اُعجل لاُخذت» ۷
اگر عجله نکنم، مرا دست گیر مى کنند و به قتل مى رسانند.

ــ در جاى دیگرى فردى به گمان خیرخواهى به آن حضرت مى گوید: شما به کوفه نروید، آنان کسانى هستند که پدر شما را به قتل رساندند و با برادر شما چنان رفتارى کردند.
حضرت در جواب فرمودند:
إنّه لیس یخفى عَلیّ ما قلت ورأیت، لکن اللّه لا یُغلب على أمره ۸
آن چه را تو مى گویى مى دانم، ولى امر پروردگار دگرگون نمى شود.

این سخن در الکامل فى التاریخ ابن اثیر، البدایه والنهایه و تاریخ طبرى آمده است.
به راستى کدام شیعه اى است که در این سخنان خدشه وارد کند و حال آن که کسانى از غیر شیعیان و افرادى که با ولایت اهل بیت علیهم السلام و معرفت ایشان سر و کار ندارند، در قرن هاى دوم و سوم، این مطالب را نقل کرده اند.

ــ در کتاب کامل الزیارات که از جمله کتاب هاى شیعیان است، این گونه آمده است که امام حسین علیه السلام فرمود:
«لأن اقتلَ بینی وبین الحرم باع، أحبُّ إلیّ من أن اقتل وبینی وبینه شبرٌ، ولئن أقتل بالطّف أحبُّ إلیّ من أن اقتل بالحرم.»
۹
آن حضرت پس از حرکت از مکّه مکرمه نیز سخنانى در این زمینه فرمودند که فردى در بین راه با آن بزرگوار ملاقات کرد و مى خواست مانع حرکت آن حضرت شود، ولى سیدالشهداء علیه السلام در پاسخ او چنین فرمودند:
«لا یخفى علیّ شیءٌ ممّا ذکرت، ولکنّی صابر ومحتسبٌ إلى أن یقضى اللّه أمراً کان مفعولاً » ۱۰
آن چه تو ذکر کردى بر من مخفى نیست، ولى من شکیبایى مى ورزم و.


 


ــ نیرنگ نامه نگاران
حضرت سیّدالشهداء علیه السلام جز از آن دو مطلبى که همیشه بیان مى فرمودند، مطلب دیگرى را نیز بدین مضمون متذکّر مى شدند
که کسانى که براى من نامه نوشتند، خودشان مرا به قتل خواهند رسانید.

ــ حضرتش در سخنى فرمودند:
«ما کتب إلیّ من کتب إلاّ مکیدهً لی وتقرّباً إلى ابن معاویه» ۱۱
نامه اى براى من نوشته نشد مگر از روى حیله و نیرنگ زدن به من و نزدیک شدن به فرزند معاویه.

ــ از آن حضرت سؤال کردند که چرا اهل و عیال خود را همراه مى برید؟
ایشان در جواب فرمودند:
«ما أرى إلاّ الخروج بالأهل والولد » ۱۲
من راهى جز خروج با اهل و فرزندانم در پیش راه خود نمى بینم.

ــ حضرت سیّدالشهداء علیه السلام در جایى دیگر با تأکید مى فرمایند:
«أعلم علماً أنّ هناک مصرعی ومصارع أصحابی لا ینجو&lt ;SPAN dir=ltr> منهم إلاّ ولدی علی » ۱۳
من & lt;/SPAN>علم حتمى دارم که همانا، آن جا محل شهادت من و اصحاب من است و از ما کسى جز فرزندم على باقى نمى ماند.

آرى، به راستى امام حسین علیه السلام مى دانستند که احدى جز امام سجّاد علیه السلام باقى نمى ماند.
چرا با وجود این علم، آن حضرت زن ها و فرزندان را به همراه خود بردند؟
حضرتش در پاسخ این سؤال فرموده اند:
«إنّ اللّه قد شاء أن یراهنّ سبایا» ۱۴
خداوند مى خواهد آن ها را اسیر ببیند.
شاعر معروف، فرزدق &l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>در بین راه
با آن حضرت ملاقات مى کند و بعد از سلام و عرض ارادت، به حضرتش مى گوید: وضع کوفه، وضع مناسبى نیست.
امام حسین علیه السلام در پاسخ مى فرمایند:
«صدقتَ، للّه الأمرُ یفعل ما&lt ;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; COLOR: green; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” dir=ltr lang=AR-SA> یشاء وکلّ یوم ربّنا فی شأن » ۱۵
راست گفتى، همه امور به دست خداوند است، آن چه مى خواهد انجام مى دهد و پروردگار ما هر روز اراده اى دارد.
آرى، امام حسین علیه السلام مى دانستند و به همین جهت بود که به فرزدق این گونه فرمودند و به فردى دیگر آن گونه گفتند:
«إنّی رأیت رؤیا ورأیت فیها رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله وأمرنی بأمر…. »

امام حسین علیه السلام در بین راه نامه اى به واسطه «قیس بن مسهّر» براى اهل کوفه فرستادند.
در همین هنگام، همه بخش هاى شهر کوفه و تمام مسیرهایى که به آن شهر منتهى مى شد، تحت مراقبت شدید مأموران حکومتى بود و هیچ کس نمى توانست وارد شهر و یا از آن خارج شود، مگر این که شناسایى گردد.
در چنین شرایطى قیس بن مسهّر توسّط حصین بن نمیر ـ که یکى از بزرگان شام و از یاوران قوى و طرفداران معاویه و یزید است ـ دست گیر شد، ولى به هنگام بازرسى تا خواستند نامه را از او بگیرند، قیس آن را پاره کرد
.
گفتند: چرا نامه را پاره کردى؟
گفت: نمى خواهم از مفاد نامه مطّلع شوید و این که نامه براى چه کسى نوشته شده است
او را به نزد ابن زیاد فرستادند. ابن زیاد به او دستور داد که باید بر فراز منبر و در حضور مردم امیرالمؤمنین و سیّدالشهداء را لعن کنى (!)
او قبول مى کند! آن گاه بر فراز منبر مى رود و چنین مى گوید:
اى مردم! همانا حسین بن على علیهما السلام فرزند فاطمه زهرا سلام اللّه علیها، بهترین مردم است و من فرستاده او هستم.
او در ادامه زیاد و عبیداللّه زیاد را لعن مى کند و بر امیرالمؤمنین علیه السلام درود مى فرستد.
از همان جا او را به دارالاماره مى برند و از بام دارالاماره به پایین مى اندازند و به این کیفیّت او را شهید مى کنند. ۱۶
روشن است که داستان قیس بن مسهّر از وقایع مسلّم حادثه عاشوراست.


پی نوشت:


1. تاریخ طبرى: ۵ / ۳۴۷، انساب الاشراف: ۳ / ۳۷۰، الاخبار الطوال: ۲۳۱، الکامل فى التاریخ: ۳ / ۲۶۷، مروج الذهب: ۳ / ۶۴، سیر اعلام النبلاء: ۳ / ۲۰۶،
المنتظم: ۵ / ۳۲۵، الفتوح: ۵ / ۵۱، مقاتل الطالبیین: ۶۳، تهذیب الکمال: ۶ / ۴۲۲، الاصابه: ۱ / ۳۳۲، تاریخ ابن خلدون: ۳ / ۲۲ و مدارک دیگر.
۲
. تاریخ الاسلام (شرح حال امام حسین علیه السلام) محقق این کتاب مى گوید: این روایت را طبرانى به شماره ۲۷۸۲ ـ ۲۸۵۹ تخریج نموده است و رجال حدیث آن صحیح است، الطبقات الکبرى: ۶۰، البدایه والنهایه: ۸ / ۱۶۱، الفتوح: ۵ / ۱۱۱، الکامل فى التاریخ: ۳ / ۲۷۵، تاریخ طبرى: ۵ / ۳۸۵، سیر اعلام النبلاء: ۳ / ۱۹۶، تهذیب الکمال: ۶ / ۴۲۰، مقتل الحسین علیه السلام خوارزمى: ۱ / ۲۱۶ و مدارک دیگر&l t;/SPAN>.
3
. انظر الطبقات الکبرى: ۶ / ۴۲۸.
۴
. تاریخ الاسلام: ۲ / ۲۴۳، البدایه والنهایه: ۱ / ۱۶۳، اُسد الغابه: ۲ / ۲۱، تهذیب الکمال: ۶ / ۴۱۸.
۵
. نگارنده در این موضوع از کتاب تاریخ حلب بهره هایى برده ام، از جمله آن موارد این که، کسانى که بدن مبارک حضرت سیّدالشهداء علیه السلام را پامال اسب ها نمودند، ده نفر بودند و همگى اهل شام بودند و هیچ یک از اهل کوفه نبودند.
۶
. الطبقات الکبرى: ۵۸، سیر اعلام النبلاء: ۳ / ۱۹۹، مختصر تاریخ مدینه دمشق: ۷ / ۱۴۰، البدایه والنهایه: ۸ / ۱۶۳، تاریخ حلب: ۱۱۶ ـ ۱۲۰.
۷
. تاریخ طبرى: ۵ / ۲۸۶، الارشاد: ۲ / ۶۸، بحار الأنوار: ۴۴ / ۳۶۵، البدایه والنهایه: ۸ / ۱۶۶.
۸
. الکامل فى التاریخ: ۳ / ۲۷۸، البدایه والنهایه: ۸ / ۱۶۹، تاریخ طبرى: ۵ / ۳۹۹.
۹
. کامل الزیارات: ۱۵۱، حدیث ۱۸۲.
۱۰
. الفصول المهمّه: ۱۸۹ (فصل فى ذکر مخرجه علیه السلام الى العراق).


11. انساب الاشراف: ۳ / ۱۸۵.
۱۲. الاخبار الطوال: ۲۴۴.
۱۳. دلائل الامامه: ۷۴، بحار الأنوار: ۴۴ / ۳۶۴.
۱۴. اثبات الوصیه: ۱۲۶، اللهوف: ۶۳، بحار الأنوار: ۴۴ / ۳۶۴.
۱۵. الکامل فى التاریخ: ۴ / ۴۰&lt ;SPAN dir=ltr>.
16. الارشاد: ۲ / ۷۱.


www.eteghadat.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید