ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

وقایع پس از شهادت امام حسین علیه السلام

حرکت به سوی کوفه و تقسیم سر شهیدان


عمربن سعد ملعون سر مبارک امام حسین(ع)را در همان روز عاشورا با “خولی بن یزید اصبحی” و “حمید بن مسلم آزادی” نزد ابن زیاد فرستاد، و دستور داد باقی سرهای یاران و خاندان حضرت را شستشو دادند و آن سرها را با “شمر بن ذی الجوشن” و “قیس بن اشعث” و “عمرو بن حجاج” روانه نمودند، و آنها سرهای مطهرَ را به کوفه رسانیدند. خود عمر بن سعد نیز بقیه روز را تا روز دوم تا زوال آفتاب در کربلا ماند، سپس با عیال و اطفال با قیمانده امام حسین(ع) کوچ کرد.


روایت شده که سرهای اصحاب امام حسین علیه السلام هفتاد و هشت سر بود که بین قبیله های عرب تقسیم شدند، تا به توسط آنها به دربار عبیدا… بن زیاد و یزید بن معاویه تقرب بجویند.


(قبیله کنده) با سیزده سر بریده آمد که رِِییس آنها “قیس بن اشعث” بود.


(قبیله هوازن) با دوازده سر آمد که رییس آنها “شمر بن ذی الجوشن” بود.


(قبیله تمیم) با هفده سر.


(قبیله بنی اسد) با
شانزده سر.


(قبیله مذحج) با هفت سر.


وسایر مردم با سیزده سر آمدند.


دفن پیکرهای بی سر


راوی می گوید: هنگامی که عمر بن سعد از کربلا بیرون رفت، مردمی از قبیله بنی اسد آمدند و بر آن بدن های پاک به خون آغشته نماز گزاردند، و به همین صورت کنونی آنها را دفن نمودند.


ورود به کوفه


ابن سعد هم با اسیران راه پیمود، تا به نزدیکی کوفه رسیدند، مردم کوفه برای تماشای اسیران جمع شدند.راوی گوید: زنی از زنان کوفه از بالای بام فریاد زد:


شما از کدامین اسیران هستید؟ گفتند از اسیران آل محمد هستیم.


حضرت علی بن الحسین(ع) که بیماری، او را نحیف و رنجور نموده بود همراه زنان بود، و نیز “حسن بن حسن مثنی” با ایشان بود، که با عموی خود و امام خویش در صبر بر جراحات نیزه مواسات و فدا کاری کرده و هم اکنون با آن جراحات باقی بود و از مرگ نجات یافته بود.


مصنف کتاب “مصابیح” گوید: حسن بن حسن مثنی در رکاب عمویش حسین علیه السلام در آن روز هفده نفر را کشت و هجده زخم برداشت و از پای در آمد. دایی او “اسماء بن خارجه” وی را برداشت و با خود به کوفه برد و آن قدر درمانش نمود تا خوب شد، و سپس او را به مدینه برد.


و نیز همراه اسیران “زید” و “عمرو” دو فرزند امام حسن علیه السلام هم حاضر بودند.


مردم کوفه (که فهمیده بودند این اسیران از چه خاندانی هستند) بنا به گریه و زاری گذاشتند.


امام علی بن الحسین علیه السلام فرمود: “آیا برای ما نوحه و گریه می کنید؟ پس آن کسانی که ما را کشتند چه کسانی هستند؟”


سپس حضرت زینب (س)، فاطمه دختر امام حسین (ع)، حضرت ام کلثوم (س) و امام زین العابدین(ع) خطبه های محکمی قراءت فرمودند.۱


سپس اهل بیت امام(ع) را به قصر ابن زیاد ملعون بردند، در انجا حضرت زینب (س) و حضرت امام سجاد(ع) مناظره محکم و قوی با ابن زیاد انجام دادند که موجب خشم آن ملعون گردید. بعد دستور داد سر مبارک امام را در کوچه های کوفه بگردانند. بعد ابن زیاد بالای منبر رفت و سخنرانی کرد و گفت”سپاس خدای را  که حق را با اهل آن آشکار کرد و امیر مومنان را با پیروانش یاری کرد، و دروغگو پسر دروغگو را کشت”


 پیش از آنکه سخن دیگری بگوید، “عبدا… بن عفیف ازدی”برخاست – او از خوبان شیعه و زهاد برجسته بود، و این شیر مرد در جنگ جمل چشم چپ خود را و در جنگ صفین نیز چشم راست خود را از دست داده بود، –و گفت ای پسر مرجانه دروغگوی پسر دروغگو تو و پدرت هستی، و آن کس که تو و پدرت را بر این سمت گمارد… در آخر ابن زیاد ملعون دستور داد سر او را از بدن جدا کردند و بدن او را در جایی به نام “سبخه” به دار آویختند.۲


گزارش به یزید و حاکم مدینه


راوی می گوید: عبیدالله بن زیاد نامه ای به یزیدبن معاویه نوشت و او را ازشهادت حسین(ع) وجریان خاندان او با خبر نمود, و نیز رو نوشتی برای ((عمرو بن سعید بن عاص)) حاکم مدینه ارسال داشت.


همین که گزارش به عمرو رسید, بالای منبر رفت و خطبه خواند و خبر رسیده را به مردم اعلام کرد.


صدای ناله و شیون بنی هاشم برخاست، و مراسم سوگواری بپا داشتند ,((زینب دختر عقیل بن ابی طالب)) بدین مضمون برای امام حسین (ع) نوحه سرایی کرد.


((چه جوابی دارید , وقتی پیامبر(ص) ازشما پرسید: شما که آخرین امت ها بودید چه کردید؟


چرا بعداز مرگ من بعضی از عترت و خانواده ام را اسیر نموده و بعضی را کشته و به خون آغشته کردید؟


آیا پاداش من نسبت به سفارشی که درباره بستگانم نمودم و گفتم آنان را میان شما از خود به یادگار می گذارم , این بود که بدی کنید؟


وقتی شب شد ,مردم مدینه شنیدند که هاتفی ندا می کرد:


((ای کسانی که از روی ظلم وستم , حسین را کشتید! بشارت باد برشما عذاب و شکنجه و جهنم.


همه اهل آسمان بر او گریه می کنند, از پیامبر و شاهد و رسول.


شما برزبان سلیمان و موسی و عیسی (صاحب انجیل) لعنت شده اید.))


پی نوشت:


1کتاب لهوف سید بن طاووس


2اختصاراز کتاب لهوف


رضا طاهرنژاد جوزم


http://hussein.javanblog.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید