ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

زهد در دنیا و نور باطن

زهد در دنیا

 

بهره ‏گیرى از دنیا و آنچه که از این سفره گسترده بر انسان حلال است، به نحوى که آبروى انسان را محفوظ بدارد، و اهل و عیال برابر شأنشان در گشایش باشند، و از این طریق آخرت انسان آباد گردد، امرى است مشروع و طبیعى و ممنوع نمودن خویش از دنیا و نعمت‏هایى که در آن قرار دارد، مسئله‏اى است خلاف شرع و برنامه‏اى است غیر طبیعى، و اگر کسى به نیّت رسیدن به کمالات ملکوتى و مقامات معنوى خود را از امور دنیا و کسب و کار و معیشت و بهره برى از نعمت‏هاى الهى و الطاف ربانى محروم سازد، باید بداند که این برنامه علت رسیدن به مقامات الهى و میدان قرب حق نیست، بلکه محرومیت صرف است، و تحمّل زجر و مشقت بیهوده و بى ثواب، و آنان که زهد را به این معنا گرفته‏اند مرتکب اشتباه و خطا شده‏اند.

 

زهد آن چنان که از معارف الهى و قواعد اسلامى، و روایات نورانى استفاده‏ مى‏شود امرى قلبى و حقیقتى باطنى است که نسبت به امور حرام و برنامه‏هاى باطل جنبه بازدارندگى دارد.

 

کسى با توفیق حق و عنایت الهى، قلب خود را منور به نور زهد مى‏کند که از حلال خدا به اندازه استفاده مى‏کند، و از حرام الهى مانند گوسپند از گرگ فرار مى‏نماید، و مازاد درآمد خود را در جائى که خداوند مهربان مقرر فرموده، خرج مى‏کند.

 

زاهد کسى است که قانع به حلال حق، و خوددار از حرام الهى، و در صرف مال و ثروت در راه خدا، انسانى سهل و آسان است. زهد از اخلاق انبیا و امامان و اولیاى خاص الهى و طالبان سعادت دنیا و آخرت است.

 

بدون زهد نمى‏توان سالم زیست، و دامن از حرام الهى پاک داشت.

 

 

 

زهد در روایات‏

 

سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله عَنِ الزُّهْدِ، قالَ: تَرْکُ ما یَشْغَلُکَ عَنِ اللّهِ. «۱»

 

از رسول خدا از زهد پرسیدند فرمود: رها کردن آنچه که تو را از خدا به چیز دیگر سرگرم مى‏کند.

 

فى حَدیثٍ عَنِ النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله عَنْ جَبْرِئیلَ حینَ سَألَهُ عَنْ تَفسیرِ الزُّهْدِ، قالَ:

 

یُحِبُّ ما یُحِبُّ خالِقُهُ، وَ یُبْغِضُ ما یُبْغِضُ خالِقُهُ، وَیَتَحَرَّجُ مِنْ حَلالِ الدُّنْیا، وَ لایَلْتَفِتُ الى حَرامِها. «۲»

 

در روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله است به هنگامى که از امین وحى تفسیر زهد را پرسید، جبرئیل گفت: دوست داشته باشید آنچه را خداوند دوست دارد، و دشمن داشته باشد آنچه را خدا دشمن دارد، در حلال دنیا دچار عسرت و مشکل و سختى مى‏شود ولى توجه به حرام آن نمى‏کند.

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

 

مَنِ اجْتَهَدَ مِنْ امَّتى بِتَرْکِ شَهْوَهٍ مِنْ شَهَواتِ الدُّنْیا فَتَرَکَها مِنْ مَخافَهِ اللّهِ آمَنَهُ مِنَ الْفَزَعِ الْاکْبَرِ وَ ادْخَلَهُ الْجَنَّهَ. «۳»

 

هر کس از امّت من براى ترک شهوتى از شهوات دنیایى بکوشد، و آن را محض ترس از حق ترک کند، خداوند او را از فزع اکبر امان دهد، و وى را وارد بهشت نماید.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 

الزُّهْدُ فِى الدُّنْیا ثَلاثَهُ احْرُفٍ: زاءٌ وَهاءٌ وَدالٌ: فَامَّا الزّاءُ فَتَرْکُ الزّینَهِ، وَ امَّا الْهاء فَتَرْکُ الْهَواءِ، وَ امَّا الدّالُ فَتَرْکُ الدُّنْیا. «۴»

 

زهد در دنیا سه حرف است زاء و هاء و دال، اما زاء ترک زینت است، هاء ترک هواى نفس و دال ترک دنیاست.

 

از یحیى بن معاذ درباره زاهد نقل شده است:

 

زاهد صادق قوت غذایش همان است که از زحمت بازو و حلال الهى به دست مى‏آید، و لباسش همان است که او را از سرما و گرما و دید دیگران حفظ مى‏کند، و مسکنش همان است که نصیب او مى‏گردد، دنیا زندان اوست، خلوت مجلس اوست، قبر خوابگاه او، عبرت گرفتن فکرت او، قرآن گفتار او، پروردگار انیس او، ذکر رفیق او، زهد همنشین او، حزن شأن او، حیا شعار او، جوع خورشت او، حکمت کلام او، خاک فرش او، تقوا زاد و توشه او، سکوت غنیمت او، صبر تکیه‏ گاه او، توکّل حسب او، عقل راهنماى او، عبادت حرفه او، و بهشت آخرین نقطه حرکت و سفر اوست. «۵» حضرت حق به رسولش خطاب فرمود:

 

انْ احْبَبْتَ انْ تَکُونَ اوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِى الدُّنْیا، وَ ارْغَبْ فِى الْآخِرَهِ. «۶»

 

اگر علاقه دارى پاک دامن‏ترین مردم و پارساترین آنان باشى در دنیا زهد و نسبت به آخرت رغبت داشته باش.

 

از عشق به دنیایى که مورد نظر حق نیست چند صفت پدید مى‏آید:

 

حرص، حسد، کبر، حبّ ریاست، حبّ راحت، حبّ کلام، حبّ برترى، و حبّ ثروت، و همین است که رسول خدا فرمود:

 

حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَهٍ. «۷» عشق به دنیا
آغاز و ابتداى تمام معاصى و خطاهاست.

 

اهل اللَّه و اهل عرفان فرموده‏اند:

 

الزُّهْدُ هُوَ الْخُرُوجُ مِنْ مَتاعِ الدُّنْیا وَ شَهَواتِها قَلیلِها وَ کَثیرِها وَ مالِهَا وَ جاهِها کَما انَّ بِالْمَوْتِ یَخْرُجُونَ مِنْها.

 

زهد خروج از متاع دنیا و شهوات آن است، اندک و بسیار آن ثروت و منصب
آن، چنانکه با مرگ از همه اینها خارج مى‏شوند.

 

الزُّهْدُ خُرُوجُ النَّفْسِ عَنْ حَلاوَهِ اللَّذّاتِ الْجِسمانِیَّهِ وَ الْمَتاعِ الدُّنْیَوىِّ، وَ حَقیقَتُهُ خُرُوجُ حُبِّ ما سِوَى اللّهِ عَنِ الْقَلْبِ.

 

زهد بیرون رفتن نفس از شیرینى لذت‏هاى جسمى و متاع دنیوى است، و حقیقت آن خارج کردن عشق غیر خدا از دل است.

 

حضرت زین العابدین علیه السلام فرم
ود:

 

الا وَانَّ الزُّهْدَ فِى آیَهٍ مِنْ کِتابِ اللّهِ:

 

لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فَاتَکُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ» «۸». «۹»

 

آگاه باشید که زهد در یک آیه قرآن بیان شده است و آن این که: از آنچه از دست شما رفت متأسف و ناراحت نشوید، و به آنچه که نزد شما مى‏آید خوشحال نگردید.

 

حضرت باقر علیه السلام مى‏فرماید:

 

عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمِى مِنَ الطَّعامِ مَخافَهَ الدّاءِ، کَیْفَ لا یَحْتَمِى مِنَ الذُّنُوبِ مَخافَهَ النّارِ. «۱۰»

 

در عجبم از کسى که به خاطر مرض از غذا خوددارى مى‏کند، ولى از ترس عذاب از گناه خوددارى نمى‏کند.

 

 

 

نور باطن‏

 

عشق ورزیدن به حق، اجراى دستورهاى حضرت او، توجّه قلبى و عملى به نبوت انبیا و امامت امامان، آراستگى به حسنات اخلاقى، عبادت با حال، خدمت به خلق الهى، دورى از محرمات، تقوا و پرهیزکارى، همه و همه باعث تجلّى نور بینش و بصیرت در باطن انسان است، نورى که همچون پیامبر راه را از چاه‏ مى‏نماید، و حق را از باطل باز مى‏شناساند، و مسیر صحیح زیستن و پاک زندگى کردن را در میان مردم روشن مى‏نماید، این نور جز نور الهى که محصول عبودیت خالص است چیز دیگرى نیست، قرآن مجید و روایات به این نور اشاره کرده‏اند، و این نور را میوه حیات الهى انسان، و محصول تقوا و ایمان به خدا و رسول دانسته‏اند.

 

 

 

نور باطن در قرآن مجید

 

«اوَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشى بِهِ فِى النّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِى الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها» «۱۱»

 

آیا کسى که [از نظر عقلى و روحى‏] مرده بود و ما او را [به وسیله هدایت و ایمان‏] زنده کردیم، و براى وى نورى قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم [به درستى و سلامت‏] حرکت کند، مانند کسى است که در تاریکى‏ها [ىِ جهل و گمراهى‏] است و از آن بیرون شدنى نیست؟!

 

یا ایُّها الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْلَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ» «۱۲»

 

اى مؤمنان! از خدا پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش را به شما عطا کند، و براى شما نورى قرار دهد که به وسیله آن [در میان مردم‏] راه سپارید و شما را بیامرزد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

انسان با آراسته شدن به این نور از طایفه صدیقون و شهدا مى‏شود و از اجر مطلق‏ در پیشگاه حق برخوردار مى‏گردد و تا ابد از این نور بهره‏مند مى‏گردد.

 

وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ اولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ اجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ» «۱۳»

 

و کسانى که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند، آنانند که صدّیقان و گواهان [اعمال‏] نزد پروردگارشان هستند، [و] براى آنان است پاداش [اعمال‏] شان و نور [ایمان‏] شان.

 

این نور در قیامت کبرى ظهور مى‏کند و راهنماى صاحب نور به سوى عنایت حق مى‏شود.

 

یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى نُورُهُمْ بَیْن
َ ایْدِیهِمْ وَ بِایْمانِهِمْ بُشْراکُمُ الْیَوْمَ جَنّاتٌ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْانْهارُ خالِدینَ فِیها ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ» «
۱۴»

 

[این پاداش نیکو و باارزش در] روزى [است‏] که مردان و زنان باایمان را مى‏بینى که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت مى‏کند، [به آنان مى‏گویند:] امروز شما را مژده باد به بهشت‏هایى که از زیرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است، در آنها جاودانه‏اید، این است آن کامیابى بزرگ.

 

منبع مسائل ایمانى و اخلاقى و عملى و آنچه که مربوط به تقوا و حق و حقیقت مى‏باشد قرآن مجید است، قرآنى که جز
نور چیز دیگرى نیست.

 

قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ انْزَلْنا الَیْکُمْ نُوراً مُبیناً» «۱۵»

 

اى مردم! یقیناً از سوى پروردگارتان براى شما برهان [و دلیلى چون پیامبر و معجزاتش‏] آمد؛ و نور روشنگرى [مانند قرآن‏] به سوى شما نازل کردیم.

 

منظور از نور در بعضى از آیات قرآن مجید ائمه طاهرین علیهم السلام هستند که مردم به واسطه آنان در صراط مستقیم قرار مى‏گیرند، و به عنایت و رحمت خاص حضرت حق در دنیا و آخرت مى‏رسند. آنان که پس از وفات رسول خدا داراى زندگى درست و زیست صحیح و حکیمانه بودند از برکت پیروى از ائمه معصومین علیهم السلام و آنان که درتاریکى فرو رفتند، به خاطر جدائى از ولایت امامان معصوم به این بدبختى و شقاوت ابدى دچار شدند.

 

ملت‏هایى که دچار بلاهاى سخت و گرفتارى‏هاى طاقت فرساى داخلى و خارجى هستند به علت آن است که حیات آنان جداى از آهنگ حیات اولیاى و اصفیاى الهى است و این همان است که رسول خدا صلى الله علیه و آله قبل از وفاتش اعلام فرمود:

 

انّى تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِى، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ ما انْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا مِنْ بَعْدِى ابَداً. «۱۶»

 

من دو چیز گران‏بها در میان شما گذاشتم: قرآن و اهل بیتم، این دو تا ورود به من در کنار حوض از هم جدا نمى‏شوند، اگر درباطن و ظاهر متمسک به این دو حقیقت شوید هرگز روى گمراهى که اساس همه گرفتارى‏هاست نخواهید دید.

 

ولى امروز مى‏بینیم اکثر مسلمانان جهان دچار انواع گرفتارى‏هایى هستند، گرفتارى‏ها
و بلاهائى که محصول گمراهى و ضلالت است. و این نیست مگر جدا زیستن آنان از آهنگ قرآن و امامت و رهبرى الهى.

 

امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه:

 

فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذى انْزَلْنا» «۱۷»

 

پس به خدا و پیامبرش و نورى که نازل کردیم، ایمان آورید.

 

مى‏فرماید:

 

وَاللّهِ الْائِمَّهُ، وَ هُمْ یُنَوِّرُونَ فِى قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ، یَحْجُبُ اللّهُ نُورَهُمْ عَمَّنْ یَشاءُ فَتُظْلَمُ قُلُوبُهُمْ. «۱۸»

 

به خدا سوگند که نور مذکور در این آیه نور امامان معصوم است، و آنان باطن مردم مؤمن را روشن مى‏نمایند، و خداوند نور ائمه را از کسانى که لیاقت آن را ندارند محبوب مى‏دارد، پس دل‏هاى آنان تاریک مى‏شود.

 

در هر صورت از ایمان به خدا و قیامت و عمل صالح و اخلاق حسنه و تقوا و پرهیزکارى غفلت نکنید که این همه سبب نور خدا و نور محمد و نور امامان علیهم السلام در قلب است، نورى که از برکت آن مى‏توان حیات طیّبه کسب کرد و از تاریکى‏هاى جهل و گمراهى و غفلت و فسق و عصیان به توفیق الهى بیرون آمد، و در سایه ولایت الهى قرار گرفت، و از ولایت شیطان در امان ماند:

 

اللّهُ وَلِىُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا اوْلِیاءُهُمْ الطّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ الَى الظُّلُماتِ أُوْلئِکَ أَصْحبُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خلِدُونَ» «۱۹»

 

خدا سرپرست و یار کسانى است که ایمان آورده‏اند؛ آنان را از تاریکى‏ها [ى جهل، شرک، فسق وفجور] به سوى نورِ [ایمان، اخلاق حسنه و تقوا]بیرون مى‏برد. و کسانى که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوى تاریکى‏ها بیرون مى‏برند؛ آنان اهل آتش‏اند و قطعاً در آن جا جاودانه‏اند.

 

کرده شهنشاه عشق در حرم دل ظهور

 

قد زمیان برفراشت رایت اللّهُ نور

موسى جان مى‏شتافت در طلب جذوه‏اى‏

 

کرد تجلّى زغیب بارقه نخل طور

شرح بیان قاصر است در صفت اشتیاق‏

 

انَّکَ انْتَ الْخبیر تَعْلَمُ ما فِى الصُّدور

اى زتو مشتاق را، وى ز تو عشّاق را

 

دیده بساط نشاط، سینه سراى سرور

اى زشؤون صفات، وى ز تقاضاى ذات‏

 

با همه نزدیک تو در همه پیوسته دور

حسن تو در هر زمان جلوه دیگر کند

</SPAN& gt; 

افکند اندر جهان فتنه و غوغا و شور

هر که در آن راه شد با قدم نیستى‏

 

هستى جاوید یافت از تو ببزم حضور

آن که جمال تو دید جام وصالت کشید

 

باده جنّت نخواست از کف غلمان و حور

نور على راهبر تا نشود در نظر

 </P& gt;

زین ره خوف و خطر کس ننماید عبور

 

 

 

 

 (نورعلى شاه اصفهانى)

 

 

 

نور باطن در روایات‏

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:

 

انَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ حَبْلُ اللّهِ وَ هُوَ النُّورُ الْمُبینُ. «۲۰»

 

این قرآن ریسمان الهى و نور روشنگر است.

 

حضرت مجتبى علیه السلام مى‏فرماید:

 

انَّ هذَا الْقُرْآنَ فیهِ مَصابیحُ النُّورِ. «۲۱»

 

به حقیقت که در این قرآن چراغهاى نور است.

 

امیر المؤمنین علیه السلام مى‏فرماید:

 

وَاسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَانَّهُ شِفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ. «۲۲»

 

به نور قرآن طلب شفا براى تمام دردهاى باطنى و معنوى کنید که این منبع کرامت شفاى دردهاى باطن است.

 

امام على علیه السلام درباره رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:

 

فَهُوَ امامُ مَنِ اتَّقى، وَبَصیرَهُ مَنِ اهْتَدى‏، سِراجٌ لَمَعَ ضُوْؤُهُ وَ شِهابٌ سَطَعَ نُورُهُ. «۲۳»

 

او امام کسى است که تقوا پیشه کند، و بصیرت انسانى است که پذیراى هدایت باشد، چراغى است که فروغش مى‏درخشد، و ستاره‏اى است که نورش پخش مى‏شود.

 

امیر المؤمنین علیه السلام مى‏فرماید:

 

انَّما مَثَلى‏ بَیْنَکُمْ کَمَثَلِ السِّراجِ فِى الظُّلْمَهِ. «۲۴»

 

جز این نیست که من در میان شما مانند چراغ در تاریکى هستم.

 

امام على علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند:

 

اکْثَرُ دُعائى وَ دُعاءُ الْانْبِیاءِ قَبْلى بِعَرَفَهَ: لا الهَ الَّا اللّهُ وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، یُحْیى وَ یُمیتُ، و هُوَ عَلى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ.

 

اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِى سَمْعى نُوراً، وَ فِى بَصَرى نُوراً، وَ فِى قَلْبى نُوراً، اللَّهُمَّ اشْرَحْ لِى صَدْرى، وَیَسِّرْ لى امْرى، وَ اعُوذُ بِکَ مِنْ وِسْواسِ الصُّدُورِ وَ شَتاتِ الْامر.«۲۵»

 

اکثر دعاى من و دعاى انبیاى قبل از من در عرفه این بود: خدائى جز اللَّه نیست، براى او شریک نمى‏باشد، حمد و ملک براى اوست، زنده مى‏کند و مى‏میراند، او بر هر چیز تواناست.

 

خداوندا! در گوش و چشم و قلبم نور قرار بده، الهى
شرح صدر به من عنایت کن، کارم را آسان فرما، من از وسواس سینه و بهم خوردگى امورم به حضرت تو پناه مى‏آورم.

 

حضرت صادق علیه السلام مى‏فرماید:

 

طَلَبْتُ نُورَ الْقَلْبِ فَوَجَدْتُهُ فِى التَّفَکُّرِ وَ الْبُکاءِ، وَ طَلَبْتُ الْجَوازَ عَلَى الصِّراطِ فَوَجَدْتُهُ فِى الصَّدَقَهِ، وَ طَلَبْتُ نُورَ الْوَجْهِ فَوَجَدْتُهُ فِى صَلاهِ اللَّیْلِ. «۲۶»

 

به دنبال نور قلب شدم، آن را در اندیشه و گریه یافتم، طالب ورقه عبور از صراط شدم آن را در صدقه دیدم، خواستار نور روى و آبرو شدم آن را در نماز شب پیدا کردم.

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

 

صَلاهُ اللَّیْلِ نُورٌ. «۲۷» نماز شب، روشنى است.

 

حضرت عیسى علیه السلام فرمود:

 

طُوبى لِلَّذینَ یَتَهَجَّدُونَ مِنَ اللَّیْلِ، اولئِکَ الَّذینَ یَرِثُونَ النُّورَ الدّائِمَ مِنْ اجْلِ انَّهُمْ قامُوا فِى ظُلْمَهِ اللَّیْلِ. «۲۸»

 

خوشا به حال کسانى که شب را بیدار مى‏مانند، اینان نور دائم را از آن رو که در تاریکى شب بپا خاسته‏اند، به ارث مى‏برند.

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

 

الصَّلاهُ نُورٌ. «۲۹» نماز، روشنى است.

 

اذا رَمَیْتَ الْجِمارَ کانَ لَکَ نُوراً یَوْمَ الْقِیامَهِ. «۳۰»

 

زمانى که در اعمال حج رمى جمره کردى، این رمى درقیامت براى تو نور است.

 

مَنْ رَمى بِسَهْمٍ فِى سَبیلِ اللّهِ کانَ لَهُ نُوراً یَوْمَ الْقِیامَهِ. «۱۳»

 

کسى که در راه خدا تیرى بیندازد، براى او در قیامت نور است.

 

عَلَیْکَ بِتِلاوَهِ الْقُرآنِ فَانَّهُ ذُکْرٌ لَکَ فِى السَّماءِ، وَ نُورٌ لَکَ فِى الْارْضِ. «۲۳»

 

برتو باد به تلاوت قرآن که آن براى تو در آسمان ذکر و در زمین نور است.

 

مَنْ شَهِدَ شَهادَهَ حَقٍّ لِیُحْیِىَ بِها حَقَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ اتى یَوْمَ الْقِیامَهِ وَلِوَجْهِهِ نُورٌ مَدَّ الْبَصَرِ یَعْرِفُهُ الْخَلایِقُ بِاسْمِهِ وَ نَسَبِهِ. «۳۳»

 

کسى که شهادت حقى بدهد تا حق انسان مسلمانى را زنده کند روز قیامت وارد مى‏شود در حالى که در صورتش نورى است که به مسافت دید چشم مى‏درخشد، و خلایق او را به اسم و نسب مى‏شناسند.

 

&lt ;TD style=”BORDER-BOTTOM: #ece9d8; BORDER-LEFT: #ece9d8; PADDING-BOTTOM: 0in; BACKGROUND-COLOR: transparent; PADDING-LEFT: 0in; WIDTH: 10%; PADDING-RIGHT: 0in; BORDER-TOP: #ece9d8; BORDER-RIGHT: #ece9d8; PADDING-TOP: 0in” vAlign=top width=”10%”> 

هر کسى را دل و جان از پى جانان نرود

تو مپندار که بیچاره پریشان نرود

خضر اگر وصل لب دوست بیابد نفسى‏

 

سالها در طلب چشمه حیوان نرود

اندرین شهر نه حیران جمال تو منم‏

 

کس نبینم که تو را بیند و حیران نرود

با وجود قد و رخسار و خط و زلف تو دل‏

 

از پى سرو و گل و سنبل و ریحان نرود

نه مرا سخت بود بار فراق غم دوست‏

 

مشکل آنست که از پیش تو آسان نرود

 

 

 

آن که امروز نظر بر رخ زیباى تو کرد

 

از پى حور به فردا سوى رضوان نرود

من بیچاره نه گریان توام کیست که او

 

لب خندان تو را بیند و گریان نرود

از سر کوى تو جاى دگرى پا ننهم‏

 

تا مرا در طلبت عمر به پایان نرود

 

 

 

 

 پی نوشت ها:

 

(1)- تاریخ مدینه دمشق: ۲۶/ ۲۴۷؛ تاریخ الاسلام، ذهبى: ۲۱/ ۱۹۷.

 

(2)- وسائل الشیعه: ۱۵/ ۱۹۴، باب ۴، حدیث ۲۰۲۵۷؛ مستدرک الوسائل: ۱۲/ ۴۹، باب ۶۲، حدیث ۱۳۴۸۴.

 

(3)- ارشاد القلوب، دیلمى: ۱/ ۱۸۹.

 

(4)- جامع الأخبار: ۱۰۹.

 

(5)- احیاء علوم الدین: ۱۳/ ۱۳۲.

 

(6)- بحار الأنوار: ۷۴/ ۲۲، باب ۲، حدیث ۶؛ مستدرک الوسائل: ۱۲/ ۴۸، باب ۶۲، حدیث ۱۳۴۸۳.

 

(7)- بحار الأنوار: ۶۷/ ۳۱۵، باب ۵۸، ذیل حدیث ۲۰؛ مستدرک الوسائل: ۱۲/ ۴۵، باب ۶۲، حدیث ۱۳۴۷۷.

 

(8)- حدید (۵۷): ۲۳.

 

(9)- بحار الأنوار: ۷۵/ ۱۳۶، باب ۲۱؛ الکافى: ۲/ ۱۲۸، حدیث ۴.

 

(0)- بحار الأنوار: ۷۰/ ۳۴۷، باب ۱۳۷، حدیث ۳۴؛ کشف الغمّه: ۲/ ۱۰۷.

 

(11)- انعام (۶): ۱۲۲.

 

(21)- حدید (۵۷): ۲۸.

 

(13)- حدید (۵۷): ۱۹.

 

(14)- حدید (۵۷): ۱۲.

 

(15)- نساء (۴): ۱۷۴.

 

(16)- تفسیر المیزان: ۴/ ۳۹۹، ذیل آیه ۶۹ سوره نساء؛ کنز العمال: ۱/ ۱۸۷، حدیث ۹۵۳؛ المعجم الکبیر: ۵/ ۱۵۴، حدیث ۴۹۲۳.

 

(17)- تغابن (۶۴): ۸.

 

(18)- تفسیر القمى: ۱/ ۳۷۲، ذیل آیه ۸ سوره تغابن؛ بحار الأنوار: ۲۳/ ۳۰۸، باب ۱۸، حدیث ۵؛ الکافى: ۱/ ۱۹۴، حدیث ۱، با کمى اختلاف.

 

(19)- بقره (۲): ۲۵۷.

 

(20)- مستدرک الوسائل: ۴/ ۲۵۸، باب ۱۰، حدیث ۴۶۳۸؛ جامع الأخبار: ۴۰.

 

(21)- بحار الأنوار: ۸۹/ ۳۲، باب ۱، حدیث ۳۵؛ کشف الغمه: ۱/ ۵۷۳.

 

(22)- نهج البلاغه: خطبه ۱۰۹.

 

(23)- نهج البلاغه: خطبه ۹۳.

 

(24)- نه
ج البلاغه: خطبه ۲۲۹؛ غرر الحکم: ۱۱۹، حدیث ۲۰۸.

 

(25)- السنن الکبرى، بیهقى: ۵/ ۱۱۷؛ المصنّف، ابن ابى شیبه: ۷/ ۱۰۷؛ میزان الحکمه: ۴/ ۳۳۸۸.

 

(26)- مستدرک الوسائل: ۱۲/ ۱۷۳، باب ۱۰۱، حدیث ۱۳۸۱۰؛ مستدرک سفینه البحار: ۶/ ۵۵۳؛ جامع أحادیث الشیعه: ۱۴/ ۲۳۴.

 

(27)- بحار الأنوار: ۴۱/ ۱۷، باب ۱۰۱؛ مستدرک الوسائل: ۶/ ۳۳۷، باب ۳۳، حدیث ۶۹۴۵.

 

(28)- بحار الأنوار: ۱۴/ ۳۱۲، باب ۲۱، حدیث ۱۶؛ تحف العقول: ۵۱۰.

 

(293)- عوالى اللآلى: ۱/ ۱۰۴، حدیث ۳۶؛ ارشاد القلوب، دیلمى: ۱/ ۷۳.

 

(30)- مجمع الزوائد، هیثمى: ۳/ ۲۶۰؛ میزان الحکمه: ۴/ ۳۳۹۰، ذیل حدیث ۳۹۶۲.

 

(13)- کنز العمال: ۴/ ۳۵۳، حدیث ۱۰۸۵۸؛ المعجم الکبیر: ۲۲/ ۳۸۲.

 

(23)- بحار الأنوار: ۸۹/ ۱۹۸، باب ۲۳، حدیث ۷؛ مستدرک الوسائل: ۵/ ۲۹۴، حدیث ۵۹۰۰.

 

(33)- بحار الأنوار: ۱۰۱/ ۳۱۱، باب ۲، حدیث ۹؛ تهذیب الاحکام: ۶/ ۲۷۶، باب ۹۱، حدیث ۱۶۱.

 

منابع مقاله: کتاب تفسیر و شرح صحیفه سجادیه، جلد نهم نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

پایگاه عرفان

 

http://allah1.ir

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

 

___________________________________________________________________________________________

زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. . زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. زهد در دنیا و نور باطن. ز
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید