ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

متن و ترجمه مناجات الخائفین (مناجات امام سجاد علیه السلام)

مناجات کسانى است که از خدا ترسانند و با زبان خوف و ترس، سخن مى گویند و از حضرتش کمک مى جویند، ولى در حقیقت ترس آنها از گناهان خویش و برخورد عادلانه خدا با آنهاست.(۱)


 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ


به نام خداوند بخشنده مهربان


 اِلهى اَتَراکَ بَعْدَ الاْیمانِ بِکَ تُعَذِّبُنى، اَمْ بَعْدَ حُبّى اِیّاکَ تُبَعِّدُنى، اَمْ مَعَ


خدایا آیا چنان مى بینى که پس از ایمان آوردنم به تو مرا عذاب کنى یا پس از دوستیم به تو مرا از خود دور کنى یا با


رَجـآئى لِرَحْمَتِکَ وَصَفْحِکَ تَحْرِ
مُنى، اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِکَ


امیدى که به رحمت و چشم پوشیت دارم محرومم سازى یا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت مرا بدست


تُسْلِمُنى، حاشا لِوَجْهِکَ الْکَریمِ اَنْ تُخَیِّبَنى، لَیْتَ شِعْرى اَلِلشَّقآءِ


دوزخ سپارى؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است که محرومم کنى، اى کاش مى دانستم که


وَلَدَتْنى اُمّى، اَمْ لِلْعَنآءِ رَبَّتْنى، فَلَیْتَها لَمْ تَلِدْنى وَ لَمْ تُرَبِّنى، وَلَیْتَنى


آیا مادرم مرابراى بدبختى زاییده یا براى رنج و مشقت مرا پروریده؟ کاش مرا نزاییده و بزرگ نکرده بود و کاش


عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَهِ جَعَلْتَنى، وَبِقُرْبِکَ وَجِوارِکَ خَصَصْتَنى، فَتَقِرَّ


مى دانستم اى خدا که آیا مرا از اهل سعادت قرارم داده و به مقام قرب و جوار خویش مخصوصم گردانده اى تا چشمم


بِذلِکَ عَیْنى، وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى، اِلـهى هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ ساجِدهً


بدین سبب روشن گشته و دلم مطمئن گردد خدایا آیا براستى سیاه کنى چهره هایى را که در برابر عظمتت به خاک افتاده یا


لِعَظَمَتِکَ،اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَهً نَطَقَتْ بِالثَّنآءِ عَلى مَجْدِکَ وَجَلالَتِکَ، اَوْ تَطْبَعُ


لال کنى زبانهایى را که به ثناگویى درباره مجد و شوکتت گویا شده یا مُهر زنى


عَلى قُلُوب انْطَوَتْ عَلى مَحَبَّتِکَ، اَوْ تُصِمُّ اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِکْرِکَ


بر دلهایى که دوستى تو را در بردارد یا کَر کنى گوشهایى را که به شنیدن ذکرت


فى اِرادَتِکَ، اَوْ تَغُلُّ اَکُفّاً رَفَعَتْهَا الاْمالُ اِلَیْکَ رَجآءَ رَاْفَتِکَ، اَوْ تُعاقِبُ


در ارادت ورزى به تو لذت برند یا ببندى به زنجیر کیفر دستهایى را که آمال و آرزوها به امید مِهرت آنها را به سوى تو بلند کرده یا کیفر کنى


اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِکَ حَتّى نَحِلَتْ فى مُجاهَدَتِکَ، اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً


بدنهایى را که در طاعتت کار کرده تابه جایى که در راه کوشش براى تو نزار گشته یا شکنجه دهى پاهایى را که


سَعَتْ فى عِبادَتِکَ، اِلـهى لاتُغْلِقْ عَلى مُوَحِّدیکَ اَبْوابَ رَحْمَتِکَ، وَلا


در پرستشت راه یافته خدایا درهاى رحمتت را به روى یکتا پرستانت مبند


تَحْجُبْ مُشْتاقیکَ عَنِ النَّظَرِ اِلى جَمیلِ رُؤْیَتِکَ، اِلـهى نَفْسٌ اَعْزَزْتَها


و مشتاقانت را از مشاهده جمال دیدارت محروم مکن خدایا نفسى را که به وسیله توحید و


بِتَوْحیدِکَ، کَیْفَ تُذِلُّها بِمَهانَهِ هِجْرانِکَ،وَضَمیرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِکَ، کَیْفَ


یگانه پرستیت عزیز داشته اى چگونه به خوارى هجرانت پست کنى و نهادى را که با دوستى تو پیوند شده چگونه به


تُحْرِقُهُ بِحَرارَهِ نیرانِکَ، اِلـهى اَجِرْنى مِنْ اَلیمِ غَضَبِکَ وَعَظیمِ سَخَطِکَ،


حرارت آتشت بسوزانى خدایا پناهم ده از خشم دردناک و غضب بزرگت


یاحَنّانُ یا مَنّانُ، یا رَحیمُ یا رَحْمنُ، یا جَبّارُ یا قَهّارُ، یا غَفّارُ یا سَتّارُ،


اى مِهرورز اى پربخشش اى مهربان اى بخشاینده اى داراى بزرگى و عظمت اى به قهر گیرنده اى پرده پوش


نَجِّنى بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِ النّارِ، وَفَضیحَهِ ال
ْعارِ، اِذَا امْتازَ الاَْخْیارُ مِنَ


نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوایى ننگ (یا برهنگى) درآن هنگام که نیکان از بدان جدا گردند


الاَْشْرارِ، وَحالَتِ الاَْحْوالُ، وَهالَتِ الاَْهْوالُ، وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ، وَبَعُدَ


و احوال دگرگون شود و هول و هراس فراگیر شود و نزدیک و مقرب شوند نیکوکاران و دور گردند


الْمُسیـئُونَ، وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْس ما کَسَبَتْ وَهُمْ لا یُظْلَمُونَ.


بدکاران و به هر کس هر چه کرده است داده شود و ستم به ایشان نشود.


پی نوشت: 


1. بحارالانوار، جلد ۹۱، صفحه ۱۴۳ و ۱۴۴.


 http://muhammadi.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید