ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پیامبر گرامی اسلام را آنگونه که بود، بشناسیم

</v:f&gt ;در عصری به سر می بریم که از لحاظ ظلمت با جاهلیت اولی تفاوتی ندارد جز این که آن جاهلیت، بسیط و کهنه بود اما جاهلیت عصر مدرن جاهلیت پیشرفته است. اگر در آن جاهلیت با شمشیر و هجو و خاکستر و خار و شکمبه شتر به جنگ نبی اکرم صلی الله علیه و آله می آمدند، در این جاهلیت نیز با کاریکاتور و کتاب و ماهواره و اینترنت و انواع و اقسام دروغ پردازی ها آن هم با رنگ و لعاب زیبا و جذاب و پشت سر قیافه های جذاب و ادکلن و کراوات زده و حق به جانب ، به جنگ پیامبر اخلاق و خوبی ها می آیند.


کسانی که با فشردن یک دکمه صدها هزار نفر را در ژاپن به کام مرگ می فرستند و هواپیمای مسافر بری ایران را که پر از زن و کودک است منهدم می نمایند و سایر فجایع را در ویتنام و افغانستان و عراق و پاناما و سایر نقاط دنیا در کارنامه سیاه خود دارند با قیافه ای کاملا حق به جانب در رسانه های خود، دین اسلام را متهم به خشونت می نمایند و احکام تربیتی و انسانی آن را از قبیل قصاص و مجازات های مختلف زیر سۆال می برند!!!


نکته ای که در این نوشتار به مناسبت میلاد نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله قصد پرداختن به آن را داریم این است که ما مسلمان ها در مقابله با این هجمه دنیای غرب علیه نباید منفعل شویم، این دنیای اسلام است که حق دارد غرب را در اخلاق به چالش بکشد و در زمینه حقوق بشر و مسائل خانواده و حقوق زنان از آنها به پرسشگری بپردازد ، این غربیها هستند که به تمام دنیا باید پاسخگو باشند. پس ما نباید بنشینیم تا اینکه آنها هجمه ای کنند و شبهه ای طرح نمایند و ما از روی انفعال پاسخی مطرح کنیم که آن هم در هیاهوی رسانه ای آنها گم شود& lt;SPAN dir=ltr>!


نکته دیگر این که وقتی دشمنان اسلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، دین اسلام و پیامبر آن را متهم به خشونت و اموری از این قبیل می نمایند ما نباید در مقابل به انفعال افتاده و برای دفع این تهمت تا آنجا پیش برویم که بعضی از مسلمات احکام اسلامی را زیر سۆال ببریم و در یک کلام از افراط و تفریط پرهیز نماییم.


در سالیان گذشته در رسانه های مکتوب و غیره مشاهده می نمودیم که عده ای غرب زده در مقابل این هجمه چنان منفعل شدند که به عنوان مثا
ل جهاد ابتدایی، قصاص، دیه زن و مرد و ارث این دو، رجم، سن بلوغ دختران و غیره، را به مناقشه و مناقصه می گزاردند و بعضا تا مرز انکار نیز پیش می رفتند
!


دین اسلام دین اعتدال است پیامبر بزرگوار این دین نیز در عین این که «رحمهٌ للعالمین» (۱) است دستور قتل برخی از معاندان را نیز صادر می فرمود (۲) و به طور مختصر باید بگوییم: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دارای مقام جمع الجمعی بود و در آئینه بودن نسبت به صفات حق تعالی مرآت تامی بودند که ذات کبریایی را بدون هیچ دخل و تصرفی منعکس می نمودند و همانطور که ذات مقدس خداوند هم متصف به رحمت می شود و هم متصف به غضب ، نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز از هر دو برخوردار بودند گرچه رحمت خداوند بر غضبش سبقت دارد لکن همین نیز در پیامبر ما منعکس بود و جنبه رحمت او بارزتر از جنبه قهر و غضب بود لکن این گونه نبود که هیچ قهر و غضبی در کار نباشد بلکه همانطور که خود خداوند ارحم الراحم
ین است در موضع عفو و رحمت (۳) ایشان هم در موضع عفو و رحمت
«رحمه للعالمین» بودند، «رۆوف و رحیم» (۴) بودند و همانطور که خداوند اشدّ المعاقبین در موضع انتقام و عذاب است (۵) ایشان نیز به جای خود اهل قهر و غضب بودند و اساسا اگر کسی در هیچ موردی غضب نکند از سیرت انسانی خارج است یعنی کسی پیدا شود که حتی برای خدا نیز غضب نکند و به خاطر خدا نیز هیچ گاه ناراحت نشود. این نه تنها کمال نیست بلکه از بزرگترین عیوب نیز می باشد.


در واقع مسأله این است که اولیاء خدا و در رأس آنان نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله هیچ گاه برای شخص خودشان و امور شخصی‌شان غضبناک نمی شدند و تصمیمی از روی غضب نمی گرفتند و دستور قتل صادر نمی فرمودند. اما آنجا که پای دین خدا در میان می آمد و حق و حقوق خداوند مطرح می شد، ممکن بود حکم قتل نیز صادر نمایند و این حکم قتل نیز به حکم «و ما ینطق عن الهوی» (۶) در واقع حکم خود خداوند بوده است .


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt" lang=AR-SA&g t;در این زمینه مناسب است مثالهایی را به نظاره بنشینیم:


در کتاب شریف کافی در حدیثی از امام صادق علیه السلام با سند معتبر می خوانیم که:


«روزی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در مسجد الحرام بودند و لباسهای تازه ای بر تن داشتند، مشرکان که این لباسهای نو را دیدند، شکمبه شتری را روی آن حضرت افکندند و تمامی قسمتهای آن لباسها را آلوده نمودند. در این هنگام در اثر این کار، داخل شد بر پیامبر صلی الله علیه و آله آن چه که خدا می خواست. به دنبال این قضیه پیامبر صلی الله علیه و آله به نزد ابو طالب رفت و فرمود:


ای عمو من چقدر در نزد شما ارزش دارم ؟!!!


جناب ابو طالب که فهمید قضیه ای پیش آمده فرمود:


مگر چه شده است ای پسر برادرم ؟!!!


پیامبر صلی الله علیه و آله نیز داستان را بیان نمود.


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt" lang=AR-SA&gt ;جناب ابو طالب، حضرت حمزه را صدا زد و شمشیری را برداشت و به حمزه فرمود:


شکمبه شتر را بردار !!


و سپس به سمت آن قوم رفت در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله نیز آنها را همراهی می نمود تا این که به مشرکان قریش رسیدند در حالی که آن ها در اطراف کعبه بودند، آنان وقتی ابوطالب را دیدند و ناراحتی شدید را در چهره او مشاهده کردند، در این جا به حمزه فرمود:


آن شکمبه را به سبیلها و صورتهای آنها بکش!!


حضرت حمزه نیز این کار را انجام داد تا این که به نفر آخرشان رسید !!!!!!


در این هنگام ابوطالب رو به پیامبر صلی الله علیه و آله کرد و فرمود:


ای پسر برادرم ارزش تو در نزد ما این مقدار است !!! (۷)


چند نکته از این روایت معتبر که در کتاب معتبر کافی از امام صادق علیه السلام نقل شده است می توان استفاده نمود:


اولا این روایت از مۆیدات مسلمان بودن ابوطالب است و اگر ابو طالبالعیاذ بالله – مشرک باقی مانده بود این کار پر هزینه از لحاظ اجتماعی برای او بی معنی بود چرا که اگر صرفا تعصب فامیلی او را بر این کار واداشته بود، چرا این کار را سائر مشرکین نکردند چرا که ابوجهل نیز عموی پیامبر صلی الله علیه و آله بود و اساسا قریش تمامیشان با پیامبر صلی الله علیه و آله فامیل بودند. گرچه مسلمان بودن ابوطالب ادله قوی دیگری دارد که در جای خود ثبت است پس این تهمتی که دشمنان امام علی بن ابی طالب علیه السلام از روی کینه ای که به حضرتش داشتند به پدرشان زده اند کاملا بی اساس است.


ثانیا شجاعت حضرت حمزه چنان بوده است که در روایت مشاهده نمودیم که جناب ابوطالب برای انتقام مستقیم به سراغ ایشان رفتند و مهم تر آن که مشرکان نیز بعد از این کار حمزه هیچ کاری نتوانستند انجام دهند.


ثالثا پیامبر صلی الله علیه و آله این کار را از اول تا به آخر نظاره گر بوده اند و از این کار نهی نکرده اند پس طبق قاعده اصولی «تقریر معصوم» معلوم می شود، انجام این کار با مشرکین جائز یا بلکه لازم نیز بوده است.


قطعا این مورد از مواردی نبوده که این افراد شایستگی عفو و گذشت را داشته باشند و اصلا این جا، جای عفو و گذشت نبوده چرا که اگر این گونه می بود قطعا پیامبر صلی الله علیه و آله این کار را می کردند چرا که از جانب خدا مأمور به عفو بوده اند: «خذ العفو» چه بسا عفو در چنین موضعی آنها را برای دفعات بعد گستاخ تر می نموده است !!


 </SPAN&g t;پی نوشت ها:


1- انبیاء /۱۰۷ .


2– وسائل ، کتاب النکاح ، باب ۷۸ ، ح۱۰ .


3 و ۵- ابتدای دعای افتتاح .


4– توبه /۱۲۸ .


6– نجم /۳ .


7– کافی ج۱ص۴۴۹ .


حمید حاج علی، مدّرس حوزه علمیه 


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید