ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

جفای امت در حق رسول الله (ص) ؛ از صدر اسلام تاکنون

رسول الله(ص) در تمامی صفات حسنه بر همه خلایق برتری داشت؛ تا آنجا که حبیب خداوند شد. ایشان کاری را انجام داد که هیچ کدام از صد و بیست هزار پیامبر قبلی نتوانسته بودند آن را عملی کنند؛ وی یک امت کامل را به عبادت خداوند فراخواند و موفق شد.


همه پیامبران و فرستادگان خداوند به سوی قوم خود فرستاده شدند؛ اما حتی خویشاوندان آنها نیز به رسالتشان ایمان نمی </v:imagedata&gt ;آوردند و در نتیجه دچار عذاب می‏شدند. نمونه آن قوم نوح، ثمود، لوط، شعیب و دیگر اقوام مشابه هستند.


حضرت نوح(ع) نهصد و پنجاه سال در میان قوم خود زندگی و تبلیغ کرد اما تعدادی انگشت شمار به وی ایمان آوردند؛ خداوند می فرماید: “ولقد أرسلنا نوحاً الى قومه فلبث فیهم ألف سنه إلا خمسین عاماً فأخذهم الطوفان وهم ظالمون”(۱) یعنی: “وهمانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس هزار سال الاّ پنجاه سال در میانشان درنگ کرد، آن گاه طوفان آنها [را فرا] گرفت در حالی که آنان ستمکار بودند.”


حضرت ابراهیم(ع) نیز موفق نشد قومش را ـ جز اندکی ـ هدایت کند و آنها را رها و از عراق به شام هجرت کرد.


حضرت موسی(ع) به سوی بنی اسرائیل فرستاده شد؛ کسانی که در اصل خدا را می پرستیدند اما تحریفات دینشان را تخریب نموده بود و موسی(ع) رفت تا آنان را از ظلم فرعون نجات دهد. اما ناسپاسی و نافرمانی قومش، ضرب المثل خاص و عام شد.


حضرت عیسی(ع) نیز به سوی بنی اسرائیل فرستاده شد؛ آنهم در زمانی که مانند زمان موسی(ع) تحریفات دینشان را فرا گرفته و ظلم و فساد همه جا بیداد میکرد و عیسی(ع) آمد تا آنها را به راه راست هدایت کند. اما خواستند که وی را بر صلیب کشند.


فاصله های زمانی میان پیامبران و فرستادگان زیاد نبود و از چند دهه تجاوز نمی کرد؛ “ثم أرسلنا رسلنا تترى کل ما جاء أمه رسولها کذبوه فأتبعنا بعضهم بعضا وجعلناهم أحادیث فبعداً لقوم لا یؤمنون”(۲) یعنی: “پس آنگاه پیغمبرانى پى در پى بر خلق گسیل داشتیم و هر قومى که رسولى بر آنها آمد تکذیبش کردند ما نیز یکى پس از دیگرى به سر نوشت قبلى ها دچار نموده سرگذشتى براى دیگران کردیم که قوم بى ایمان از رحمت خدا دور باد”.


اما فاصله زمانی که میان پیامبر اکرم(ص) و رسول قبلی اش عیسی(ع) واقع شد زمانی طولانی ـ حوالی پانصد و هفتاد سال ـ طول کشید؛ فاصله ای که طی آن، جامعه به صورت اساسی و ریشه ای به سمت شرک و عبادت بت ها پیش رفت؛ همانطور که در قرآن آمده است: “یا أهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم على فتره من الرسل أن تقولوا ما جاءنا من بشیر ولا نذیر فقد جاءکم بشیر ونذیر والله على کل شیء قدیر”(۳) یعنی: “ای اهل کتاب! همانا رسول ما پس از فترتی از رسولان به سوی شما آمده است در حالی که [حقایق را] برای شما بیان می کند تا نگویید: بشارت دهنده و اخطار کننده ای برای ما نیامد. بی تردید بشارت دهنده و اخطار کننده ای برای شما آمده است. و خدا بر هر چیزی تواناست”.


حضرت محمد(ص) پیامبری بود که به سوی قومی بت پرست و مشرک فرستاده شد؛ قومی که جاهل ترین، عقب مانده ترین، متفرق ترین و  سست ترین اقوام بود. پیامبر(ص) همه آزار و اذیت این قوم را تحمل کرد و فراتر از توان خود را برای هدایت این قوم صرف نمود تا آنجا که خداوند می فرماید: “طه ، ما أنزلنا علیک القرأن لتشقى”(۴) یعنی: “قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى”؛ و خود رسول الله(ص) می فرماید: “ما أوذی نبی مثل ما أوذیت”(۵) یعنی: “هیچ پیامبری به اندازه من آزار و اذیت ندید”.


پیامبر(ص) آنها را به راه راست هدایت نمود و از آنها امتی ساخت که در طول صدها سال در همه زمینه ها پیشرو و هادی بشریت شدند.


اما پاداش این تلاش و فداکاری بزرگ رسول الله(ص) و انتقال این قوم از عالم جهل، انحطاط، عذاب و عقب ماندگی به جهان علم، ترقی و سعادت چیزی جز جفا و ستم نبود، نه تنها جفا بلکه با پیامبر (ص) به دشمنی برخاستند و اهل و یارانش را شکنجه دادند، آواره کردند و کشتند ؛ به نحوی که در تاریخ هیچ امتی مانند آنها یافت نمی شود که به این شکل با خانواده و حواریون پیامبرش رفتار کرده باشد؛ آنهم در جائی که پیامبر (ص) در قبال مزد رسالت خود فقط مودت اهل بیتش(ع) را خواسته بود “قل لا أسئلکم علیه أجرا إلا الموده فی القربى”(۶).


این امت هنوز زمان زیادی از رحلت رسول خدا(ص) نگذشته بود که حقوق اهل بیتش را غصب کردند و به خانه دخترش صدیقه کبری(س) هجوم بردند و در منزل او را آتش زده و پهلوی حضرت را شکستند؛ ضربه ای که باعث شهادت فاطمه زهرا (س) شد، آنهم فاطمه ای که پیامبر (ص) در موردش می فرمود: “من عرف هذه فقد عرفها، ومن لم یعرفها فهی فاطمه بنت محمد، وهی بضعه منی وهی قلبی، وهی روحی التی بین جنبی، من أذاها فقد أذانی، ومن أذانی فقد أذى الله”(۷) یعنی: “هر کس وی (فاطمه) را نمی شناسد بداند این دختر فاطمه دختر محمد است فاطمه پاره تن من، قلب من، و روح و جان من است، هر کس فاطمه را آزاد دهد مرا آزار داده و هرکس مرا آزاد دهد خدا را نارحت کرده است”.


بسیاری احادیث دیگر در این مورد وجود دارد. خود اهل بیت(ع) می فرمایند: “ما منا إلا مقتول أو مسموم”(۸) یعنی: “هیچکدام از ما نیست جز اینکه کشته و یا اینکه مسموم شده است.”


این امت در برخورد با اهل بیت پیامبر(ص) و دشمنی با آنها نهایت تلاش خود را به کار بردند گویا سفارش پیامبر این بوده است؟!


اینک نیز برخی از منحرفان از اسلام حقیقی که دستشان به اهل بیت و اتباع پیامبر(ص) نمی رسد به سوی تخریب قبرهای آن گرامیان شتافته اند. دوستد
اران اهل بیت(ع) نیز از شر این قوم در امان نماندند و مصیبت ها و دردهایی که محبان اهل بیت(ع) این روزها شاهد آن هستند چیزی جز امتداد همان جفا و دشمنی این قوم نیست.


ای رسول خدا! تو چقدر بزرگ بودی که جاهل ترین و ضعیف ترین اقوم را به داناترین و قوی ترین آنها تبدیل کردی…


و ای امت! شما چه ستمکار بودید که به پیامبری که هدایتتان کرده بود پشت کردید و به دشمنی با اهل بیتش برخاستید…


پی نوشت:


1. سوره العنکبوت ـ ۱۴


2. سوره المؤمنون ـ ۴۴


3. سوره المائده ـ ۱۹


4. سوره طه ـ ۱،۲


5. مناقب آل أبی طالب ـ ج۳  ـ ص۲۴۷ و کشف الغمه ـ ج۲ ـ ص ۵۳۷


6. سوره الشورى ـ ۲۳


7. نور الأبصار للشبلنجی ـ ص۵۲


8. کفایه الأثر للخزاز القمی ـ ص ۱۶۲ و منهاج الصالحین للشیخ وحید الخراسانی ـ  ج۱ ـ ص۳۴۱


www.abna.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید