ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آداب مجلس

حجه الاسلام دکتر مصطفی نیک اقبال


آنچه از احادیث اهل بیت علیهم السلام در باب مجلس بر می‌آید این است که رعایت اموری، مستحسن و مورد توجّه و اهتمام ایشان بوده است. من جلمه آنکه، ایشان جای دیگران را در مجلس وسعت می‌دادند تا آنکه آسوده و راحت بنشینند، از راحتی خود، مایه می‌گذاشتند تا امر بر دیگران آسان باشد. بسیار جای تأسف است که بعضی افراد مذهبی هنگامی که بر سفره یا مجلسی که جا اندک است حضور می‌یابند خودخواهی کرده، سبقت گرفته و طوری می‌نشینند که راحت باشند و به راحتی دیگران اهمیت نمی‌دهند. یکی از اساتید ما می‌فرمود:” از همین سرِ سفره نشستن می‌توان به باطن افراد پی برد”. و جالب است که انسان معمولاً می‌فهمد که اگر دو زانو بنشیند دیگران راحت‌تر می‌شوند، اما نفس، جَوَلان کرده مانع از عمل به این مهم می‌گردد. چه امتحان هر روزه‌ای و چه شکست پیاپی‌ای در برابر نفس!
این مسئله که انسان دوست دارد آنرا بی‌اهمیت و ساده بداند، نزد خداوند آنقدر اهمیت دارد که صریحاً راجع به آن آیه نازل شده و از مؤمنین خواسته است که به دیگران جا بدهند و بر خود سخت گیرند تا جای دیگران در مجلس بازتر شود، خداوند نیز در عوض به آنها وسعت می‌دهد و تنگی را بر آنان برطرف می‌سازد.
آری! حق در همین زندگیِ به ظاهر عادیِ هر روزه، به راحتی پایمال می‌گردد و ما بدنبال امور بزرگ می‌گردیم. از رعایت همین دستورات روزمره است که مؤمن از فاسق و حاضر از غافل باز شناخته می‌شوند. راه رسیدن به لقاء خداوند از همین امور ساده و کوچک روزمره می‌گذرد. تجارت گاه اولیاء همین جاست؛ همین اموری که بی‌ارزش می‌دانیم، حال آنکه نزد خداوند عظیم است.
مستحب است که در مجلسی که جمع دوستان است، افراد را به عبارات احترام آمیز و القاب جلیل یاد کرد. مؤمن آنچنان پر ارج است که امام کاظم علیه السلام از اصحابش می‌خواست که یکدیگر را با کنیه که احترام آمی
زتر است یاد کنند.
اخم کردن و با روی گرفته با مردم معاشرت داشتن مکروه و در احادیث بشدت از آن نهی شده است، تا جایی که امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: حتی اگر با یهودی (که به ظاهر دشمن توست) مصاحبت کردی، مصاحبتش را نیکو دار.
نه تنها در مجلس، بلکه هر گاه دو نفر با یکدیگر ملاقات می‌کنند مستحب است کلام را با سـلام کردن آغاز کنند. امام صادق علیه السلام از رسول اکرم(ص) نقل کرد که: شایسته‌ترین مردم نزد خدا و رسولش کسی است که سلام را آغاز کند. در روایتی از امام سجّاد علیه السلام آغاز نمودن به سلام و سبقت گرفتن در آن از صفات مؤمنان دانسته شده است. حتی در بعضی از اخبار آمده است که آنرا که قبل از سخن گفتن سلام نمی‌کند جواب نگویید، یا او را به غذای خویش دعوت مکنید.
امام صادق علیه السلام فرمود: فرشته‌ای مردی را بر در خانه‌ای دید.به او گفت چرا اینجا ایستاده‌ای؟ مرد گفت: نه بین ما خویشاوندی است و نه حاجتی به او دارم، تنها می‌خواهم برای پروردگار جهان به او سلام و صله‌اش کنم. فرشته به او گفت: من فرستاده خدایم به سوی تو، پروردگارت تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید: مرا زیارت کردی و برای من تعهّد نمودی، حتماً بهشت را بر تو واجب کردم و تو را از خشم خویش معاف داشتم و از آتش نجات دادم. و نیز در حدیث است که «سلام» از اسماء خداوند است که آنرا در بین بندگان به ودیعت نهاده است.
توجّه به این نکته ضروری است که لفظ «سلام علیکم»، و جواب آن «علیکم‌السلام» که مستحب است «و رحمه‌الله و برکاته» نیز به آن افزوده شود، هر دو، جملات دعایی هستند یعنی گوینده، سلام الهی را برای مخاطب و مخاطب برای او خواستار می‌شوند. از اینرو سزاوارتر است که گوینده‌ی سلام و جواب دهنده، هر دو هنگام سلام کردن و جواب دادن از ته قلب، سلامت و امنیّت طرف مقابل را از تمام آفات مادی و معنوی خواستار شوند و به معنای سلام و مفهوم عمیق آن توجه کنند و به علاوه اینکه این دعا را مانند تمام دعاهای دیگر با خشوع و خضوع تمام در برابر درگاه الهی بجای آورند.
بنابراین سلام کردن علاوه بر اینکه امروزه بصورت یک ادب اجتماعی در آمده دارای اثرات حقیقی در عالم واقع می‌باشد. البته در صورتیکه با حضورِ قلب انجام شود.
«افشاء سلام» مستحب است و در وصیت پیامبر(ص) به حضرت علی علیه السلام است که این عمل باعث پوشاندن گناهان می‌شود. در روایتی اف
شاء سلام اینگونه معنا شده که از سلام کردن بر هیچ مسلمانی بخل نورزد. گر چه بعضی آنرا “بلندْ سلام کردن” ترجمه کرده‌اند.
سلام کردن بر کودکان مستحب است. تبعیض در سلام بین فقیر و غنی در نحوه سلام کردن، بسیار زشت و در روایات از آن نهی شده است. چنانکه حضرت رضا علیه السلام فرمود: هر کس فقیری را ملاقات کند و به گونه‌ای بر او سلام نماید که با سلام نمودن بر ثروتمند فرق داشته باشد، منتظر عذاب خداوند باشد.
جواب دادن به سلام، واجب شرعی بوده و مستحب است به نحوی بهتر از آنچه به او سلام شده سلام را جواب گوید. باید طوری جواب دهد که حتماً مخاطب بشنود. اگر سلام کننده جوابی دریافت نکرد مستحب است سلام را تا سه مرتبه تکرار کند.
ابو کَهمَش گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم ابن ابی یَعفور شما را سلام رساند. امام فرمود: «و علیک و علیه‌السلام» یعنی بر تو و بر او سلام باد. هر گاه عبدالله را دیدی به او سلام برسان. سلام کردن به شخصی که در نماز است مکروه است اما اگر سلام شد، او واجب است جواب بدهد. در حدیث است که سلام را کامل کنید، برای مقیم با دست دادن، و برای مسافر با در آغوش گرفتن. مروی است که سزاوار است کوچک بر بزرگ و عابر بر نشسته سلام کند. و اگر یک نفر از گروهی سلام کند از همه کفایت می‌کند و نیز کافی است که یک نفر پاسخ دهد.
رَبعی بن عبدالله از امام صادق
u نقل کرد: پیامبرصلی الله علیه و آله بر زنان سلام می‌کرد، اما امیرالمؤمنین سلام بر زنان جوان را ناخوش می‌داشت و می‌فرمود: می‌ترسم که صدای ایشان مرا خوش آید و از اجرم کاسته شود.
و نیز در روایاتِ بسیاری دعا کردن در حین عطسه توصیه شده است، به اینکه به فرد عطسه کننده بگویند «یرحمک الله» و او نیز در پاسخ، دعا کرده می‌گوید: «غفرالله لکم» در بعضی روایات این عمل از حقوقِ مسلمان بر برادرش دانسته شده. همانگونه که بر او حق
است که هنگام مرض عیادتش کند، دعوتش را بپذیرد و در تشییع جنازه‌اش حاضر شود. در روایتی از حضرت رضا علیه السلام عطسه از جانب خداوند دانسته شده است. و امام کاظم علیه السلام فرمود: گفتن «الحمدلله» در موقع عطسه شکر و سپاسی است برای نعمتهایی که شکرِ آنها را فراموش می‌کنیم، پس خداوند ما را با عطسه به شکر کردن متوجّه می‌کند. و در حدیث دیگری از رسول اکرم(ص) است که چون بنده چنین گفت ملائکه برای او طلب غفران می‌کنند. در بعضی دیگر از احادیث است که پس از گفتن «الحمدلله» صلوات را نیز به آن اضافه کند تا حق ما را نیز ادا کرده باشد.
و نیز ظرایفِ دیگری هست که در احادیث راجع به همین عمل به ظاهر کوچک آمده است اما مقال، گنجایش آنرا ندارد. توجه به این مطلب که عملی بظاهر چنین ساده چگونه می‌تواند با اندکی توجّه نردبان تعالی انسان و بیاد خدا بودنِ پیاپی‌اش باشد، در خور توجّه است.


پیامبر خدا(ص) فرمود: از جمله حقوق مهمان بر صاحبخانه آن است که صاحبخانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان، چند قدمی با وی برود. و نیز رسول الله(ص) فرمود: هنگامی که کسی به خانه برادر مؤمن خود وارد شود، تا زمانی که خارج شود صاحبخانه بر او فرمانرواست. از امیرالمؤمنین علیه السلام نیز حدیث است که هر کجا صاحبخانه امر کرد بنشیند.


و نیز رسول خدا(ص) فرمود: مجلسها امانت است و جایز نیست سخن کسی را که می‌خواهد پوشیده بماند برای دیگران نقل کنند، مگر با اجازه او یا برای ذکر خیر او.


امام کاظم علیه السلام فرمود: هر گاه سه نفر در خانه‌ای باشند نباید دو نفر از آنها با هم در گوشی صحبت کنند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: کسی که سخن برادر مسلمانش را قطع کند مانند است که صورت او را بخراشد. امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که راضی شود در پائین مجلس بنشیند تا وقتی که از جایش بلند شود ملائکه بر او درود می‌فرستند. شیخ بهائی در مفتاح روایت کرده که از ائمه(علیهم السلام) وارد شده است که بهترین نوع نشستن، رو به قبله است.


از آدابِ زیبنده مجلس، کلام بجا و سکوت بسیار است. و از آنجا که در صورت رعایت، برکتش بسیار و در صورت ترک، پر آفت است بیشتر به آن می‌پردازیم.


امام سجّاد علیه السلام گوید: هر روز صبح
اعضاء مختلف رو به زبان کرده می‌گویند: مراقب باش، ما بوسیله تو پاداش و کیفر می‌بینیم. امام صادق علیه السلام گوید: زبانت را نگهدار تا سلامت بمانی. امام کاظم علیه السلام فرمود: زبانت را نگهدار تا عزیز شوی.


در حدیث است که مردی خدمت نبی اکرم(ص) آمد و تقاضای نصیحت کرد. حضرت سه بار فرمود: زبانت را نگهدار آیا مردم را چیزی جز زبانشان در آتش اندازد؟


امام صادق علیه السلام فرمود: در زبور است که عاقل لازم است به وضع زبان آشنا باشد، مشغول کار خود بوده و زبانش را نگهدارد. پیامبر(ص) فرمود: اگر در چیزی نحوست و شومی باشد در زبان است. گفتیم که در حدیث است که: «البلاء موکّل بالمنطق».


علی علیه السلام فرمود: هیچ‌چیز برای آنکه مدتی طولانی زندانی شود سزاوارتر از زبان نیست. مروی است که اصحاب علی علیه السلام برای آنکه زبان درکشند، سنگریزه در دهان می‌گذاشتند.


پیامبر(ص) فرمود: سخن بسیار گفتن در غیر ذکر خدا قساوت قلب می‌آورد پس این انسان دورترینِ مردم از خدا است. گوئیم همین حدیث از حضرت مسیح علیه السلام نیز نقل شده است آنحضرت اضافه کرده‌اند: قساوت قلب دارد امّا خودش نمی‌داند.


امام صادق علیه السلام فرمود: سخنی که سودمند نیست مگوئید و سخن مفید را نیز نگهدارید تا زمان گفتنش برسد. آنحضرت فرمود: از نشانه‌های کمال اسلام، ترک کلام بیهوده است.


امیرالمؤمنین علیه السلام بر مردی عبور کرد که سخن لغو می‌گفت، فرمود: ای مرد تو برای خدا نامه‌ای را برای محافظانت املاء می‌کنی، آنچه بی‌اهمیّت است رها کن. همان حضرت علیه السلام می‌فرماید: خداوند را بندگانی است که دلهایشان از خوف خدا شکسته، با آنکه فصیح‌اند اما سخن نگویند و با انجام کارهای نیک در نزدیک شدن به خدا بر هم پیشی گیرند.


امام سجاد علیه
السلام فرمود: وای بر کسانی که گفتارشان بیشتر راجع به غیر خداوند است. حضرت رضا علیه السلام فرمود: سکوت علامت دانایی است. امام باقر علیه السلام فرمود: شیعیان ما بی‌زبان‌اند.


وَشّاء گوید حضرت رضا علیه السلام فرمود: هر گاه مردی از بنی‌اسرائیل می‌خواست عبادت نماید، ده سال قبل از آن سکوت اختیار می‌کرد. گوئیم: شاید مراد آنحضرت بی‌تأثیری عبادتِ پرگو باشد.


پیامبر(ص) فرمود: هیچ بنده‌ای به حقیقت ایمان نرسد تا انیکه زبانش را حفظ کند. امام صادق علیه السلام فرمود: بنده مؤمن تا زمانی که خاموش است از نیکوکاران نوشته شود چون لب به سخن گشود ممکن است از بدکاران نوشته شود.


پیامبر(ص) فرمود: روزگاری خواهد آمد که سلامتی، ده جزء دارد. نُه جزء آن در کناره‌گیری از مردم و جزء دیگرش در خاموشی است. پیامبر(ص) فرمود: در دروغگوییِ شخص همین بس که هر آنچه می‌شنود نقل کند.


علی علیه السلام فرمود: سکوتِ زیاد، شُکوه و بزرگی می‌آورد. علی علیه السلام فرمود: ای بسا سخنی که نعمتی را از تو باز گیرد.


پیامبر(ص) به ابوذر فرمود: کسی که در میان جمعی غافل و بی‌خبر یاد خدا می‌کند، همانند کسی است که در میان گروهی که از جنگ می‌گریزند به نبرد ادامه می‌دهد. سخنِ خیر بهتر از خاموشی است.


از امام سجّاد علیه السلام پرسیدند سکوت بهتر است یا کلام؟ حضرت فرمود: هر دو آفت‌هایی دارند، اگر از آن‌ها اِحراز شود کلام بهتر است. پیامبران را برای کلام مبعوث کردند؛ دوستی خدا، استحقاق بهشت و دوری از آتشِ پروردگار، با سکوت ممکن نیست.


ابراهیم بن عباس گوید: هرگز ندیدم که حضرت رضا علیه السلام سخن کسی را قطع کند و یا کسی را با سخن آزار دهد، در حضور همنشینان هرگز پای خود را دراز نمی‌کرد و به چیزی تکیه نمی‌داد، هیچ‌گاه ند
یدم که تنش را بخاراند و بلند بخندد بلکه خنده‌اش تبسّم بود.


نسبت به مصافحه کردن (دست دادن) مؤمنان با یکدیگر روایات بسیاری وارد شده است. امام باقر علیه السلام فرمود: چون دو مؤمن به هم برسند و دست بدهند خداوند به آنها توجّه کرده و گناهانشان مانند برگ درخت بریزد. در حدیث دیگری است که خداوند به آنها رو کند. امام صادق علیه السلام فرمود: مصافحه کنید زیرا مصاحفه، کینه را از بین می‌برد.


امام باقر علیه السلام فرمود: چون به یکدیگر برخورد می‌کنید با سلام و مصافحه باشد و چون از هم جدا می‌شوید با طلب آمرزش باشد. مروی است که مصافحه هزار حسنه دارد و نیز مروی است که اجر جهادگران را دارد.


ابوحمزه گوید امام باقر علیه السلام چون با من دست می‌داد دستم را به گرمی می‌فشرد و نیز آنحضرت فرمود: برای مؤمن سزاوار است که چون یکی از ایشان از رفیقش به فاصله درختی نهان و غائب شد و سپس به هم رسیدند مصافحه کنند و نیز از اسحق بن عمار از حضرت صادق علیه السلام است که: نود و نه رحمت برای کسی است که رفیقش را بیشتر دوست دارد و آن یکی، سهم دیگری.
و نیز معـانقه یعنی در آغوش گرفتن یکدیگر مستحب است و حدیث است که رحمت خداوند ایشان را فرا گیرد.


و نیز بوسیدنِ گونه مؤمن مستحب است. اما نسبت به بوسیدن دست، امام صادق علیه السلام فرمود: این کار جز نسبت به پیامبر (ص) یا وصی او شایسته نیست. در حدیث دیگری از آن حضرت است که: پیامبر و کسی که در جای اوست.


ابو حمزه گوید امام باقر علیه السلام فرمود: هر گاه مسلمانی برای دیدار یا حاجتی نزد مسلمانی برود و او در خانه باشد و اجازه ورود بخواهد و او اجازه ندهد و از خانه نیز بیرون نیاید، پیوسته به لعنت خدا گرفتار باشد تا همدیگر را ملاقات کند.


http://motaharfamily.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید