شنیدن صدای زن

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

آیا شنیدن صداى زن جایز است یا نه؟ و آیا براى زن جایز است صداى خود را به دیگران بشنواند یا نه؟
پس یک بحث مربوط به سماع است و بحث دیگر مربوط به اسماع. در این دو مطلب یک جهت مشترکى وجود دارد که در آن جهت مشترک هر دو ممنوعند و یک جهت مختص دارد که در آن جهت مختص هر دو مجازند و در واقع بحث سه صورت دارد:
صورت او
ل این که: اگر مرد بخواهد صداى زن را به قصد تلذذ و ریبه گوش بدهد معصیت کرده است و لکن زن چون با این قصد حرف نمى زند و براى انجام کار عادى صحبت مى کند لذا اسماع براى او حرمتى ندارد. پس آنچه حرام است سماع با ریبه یا تلذذ است، و اسماع حرام نیست، مگر این که زن بفهمد که مردى دارد به قصد تلذذ، حرف او را گوش مى دهد که اینجا از باب تعاون بر اثم زن باید پرهیز کند.

صورت دوم این است که اگر زن بخواهد به قصد تهییج و تحریک نامحرم حرف بزند، اسماعش حرام است و اگر مرد با این قصد گوش بدهد، آن هم مبتلا به حرمت مى شود.
صورت سوم آن است که زن به طور عادى سخن مى گوید، و قصدش تهییج و تحریک نیست و مرد هم به طور عادى گوش مى دهد و قصدش تلذذ و ریبه نیست در این جا هم سماع جایز است و هم اسماع ممنوع نیست.
عده اى براى حرمت اسماع گفته اند اگر چنانچه زن، بخواهد به قصد تهییج و تحریک، صوتش را به سمع نامحرم برساند، مرتکب حرام شده است و استدلال کرده اند به این آیه که مى فرماید: فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض
این استدلال داراى دو اشکال است که یکى وارد است و دیگرى وارد نیست. اما اشکالى که وارد نیست این است که گفته اند صدر این آیه مخصوص به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله است، و در صدر آیه دارد:
یا نساء النبى لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض
یعنى، اى همسران پیامبر، شما با زنهاى دیگر فرق دارید و مانند یک زن متعارف نیستید و بعد مى فرماید: فلا تخضعن بالقول که از صدر آیه معلوم مى شود این حکم جزو مختصات زنان پیامبر – علیه آلاف التحیه و الثناء ته است. وارد نبودن اشکال براى آن است که این خطاب براى تاکید مسأله است وگرنه حکم، مخصوص زنان پیامبر نیست و شامل همه زنها مى شود.
اما اشکالى که وارد است این است که نهى دلالت بر حرمت دارد فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض یعنى وقتى مى خواهید سخن بگویید، صدا را رقیق و نازک نکنید، مهیجانه حرف نزنید، و محرکانه سخن نگویید در یک جا مى فرماید: و قلن قولا معروفا
یعنى حرف خوب بزنید و در جاى دیگر مى گوید فلا تخضعن بالقول یعنى سخن را خوب ادا کنید که نه محتواى حرفتان محرک باشد و نه کیفیت اداى سخنتان مهیج باشد.
شکى نیست که اگر اسماع یعنى رساندن صوت به گوش مرد به قصد تهییج و تحریک باشد، حرام است و فتوا نیز بر همین است و لیکن این مسأله خارج از محل بحث است، زیرا بحث در این نیست که زنى بخواند، یا زنى صداى خود را به قصد تهییج و تحریک به سمع مردم برساند، بلکه بحث در آن است که زنى بخواهد درس بگوید، یا بخواهد موعظه کند.
بعضى از فقها مثل مرحوم شهید اول – رضوان الله تعالى علیه – در این زمینه سخنى حاد دارند ایشان در متن لمعه – باب نکاح – مى فرماید:
وکذا یحرم على المراه ان تنظر الى الاجنبى او تسمع صوته الا لضروره – کالمعامله والطب
یعنى همان گونه که زن نمى تواند، مرد را نگاه کند، نمى تواند حرف مرد را هم بشنود مگر براى ضرورت، که سماع صوت مرد براى زن حرام است. این جزو تندرویهاى بعضى از عبارات است.
لذا بعضى از بزرگان فقه ما احتمال داده اند که این نسخه لمعه غلط باشد و فرموده: والمظنون ان نسخه اللمعه غلط و گرنه بعید است از فقیهى چون شهید اول، چنین فتوایى صادر شود که بگویید: زن حق ندارد صداى مرد را بشنود مگر براى ضرورت، که فقط براى درس و بحث و داد و ستد و طب و مانند آن باشد، وگرنه به طور عادى – اگر براى ضرورت و هدف عقلایى نباشد – زن نتواند صداى مرد را بشنود. این فتوا از شهید اول مسموع و مقبول نیست.


برگرفته از کتاب زن آیینه جمال و جلال


http://yazahra.net

بازدیدها: 0

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی