ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بیمارستان از مجروحین پر شده بود…

بیمارستان از مجروحین پر شده بود...


حال یکی خیلی بد بود...


رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.


وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل.


من آن زمان چادر به سر داشتم.


دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم...


مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده سخت گفت: من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم...


چادرم در مشتش بود که شهید شد.


از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم...


آسمانی ها


http://yazahra.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید