ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

صبر پیرزن متخلق به اخلاق قرآنی بر از دست دادن فرزندش

این داستان از بحارالانوار علّامه مجلسی (ره) نقل شده است که سه نفر با هم، هم سفر شدند که رو به مقصدی بروند. در میان بیابان راه را گم کردند و از دور خیمه ای به چشمشان خورد و به سمت آن رفتند و دیدند پیر زنی میان آن نشسته و بزغاله ای با ریسمانی به عمود خیمه بسته است. سلام کردند و یکی از آنها گفت: مادر! ما راه را گم کرده و تشنه و گرسنه و خسته ایم آیا ممکن است با جرعه ی آب و لقمه ی نانی از ما پذیرایی کنی؟ پیر زن از جا برخاست از گوشه ی خیمه کوزه ی آبی آورد و پیش آنها گذاشت و گفت: بنشینید از این آب بخورید و از خستگی درآیید تا پسر من از صحرا بیاید این بزغاله را سر
بِبُرد و من برای شما غذا تهیه کنم. آنها نشستند او هم جلوی خیمه نشست، دیدند آن پیر زن هر چند لحظه ای یک بار دامن خیمه را کنار می زند و بیابان را نگاه می کند. از او پرسیدند: دنبال چه می گردی؟ گفت: انتظار پسرم را دارم، امروز دیر کرده است. یک بار دیدند نگاه کرد و پریشان حال شد و گفت: خدا خیر پیش بیاورد. آنها پرسیدند: چه شد؟ گفت: شترِ پسرم را دیگری می آورد، خودش سوار بر آن نیست، نکند اتفّاقی برایش شده باشد. از جا برخاست و بیرون رفت.


آن مرد تا چشمش به او افتاد گفت: مادر پسرت از دنیا رفت، خدا صبرت دهد. این شتر هم مال اوست که آورده ام. پیر زن گفت: فرزندم! آرام حرف بزن، مهمان دارم آنها نفهمند، بگو چه شده است؟ گفت: پسرت آمد به شترش آب بدهد، شترها به هم پریدند و لگد زدند، او افتاد توی چاه و من رفتم دیدم مرده است. الآن جنازه اش در لب چاه است. بدیهی است که مادر از شنیدن این سخن چه غوغایی در دلش پیدا شد ولی در عین حال بدون اینکه جزع کند به آن مرد گفت: تو بیا سر این بزغاله را بِبُر که من برای مهمانانم غذا تهیّه کنم بعد تا ببینم چه باید بکنم. مادر داغدیده نشست و در حالی که اشک می ریخت غذا را آماده کرد و پیش مهمانها گذاشت و آنها خوردند. بعد رو به مهمانها کرد و گفت: من تنها یک پسر داشتم که انیس و مونس من بود، از دستم رفت. حال آیا در میان شما کسی هست که قرآن بلد باشد به یاد پسر از دست رفته ام چند آیه از قرآن بخواند؟


یکی از آنها گفت: من بلدم و شروع کرد به خواندن سوره بقره آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷:


وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِِینَ(۱۵۵)الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ(۱۵۶)أُوْلَئکَ عَلَیهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(۱۵۷)


 قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مالها و جانها و میوه ‏ها، آزمایش می ‏کنیم و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان! (۱۵۵)آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان می ‏رسد، می ‏گویند: «ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمی ‏گردیم!» (۱۵۶)اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت‏ یافتگان! (۱۵۷)


این آیه ی آرام بخش آسمانی را آن مادر داغدیده گوش می کرد و اشک می ریخت و پیام تسلیت آمیز خدا را به گوش دل می گرفت که به صبر کنندگان در مصیبت ها، بشارت صلوات و رحمت داده و آنها را در زمره ی راه یافتگان به عالم قُرب خود به حساب آورده است و لذا پس از شنیدن این پیام الهی برخاست و رو به قبله ایستاد و گفت: خدایا! امانتی که به من داده بودی از من پس گرفتی، الحال دستور داده ای که شکیبا باشم، من هم اطاعت می کنم ولی توقّع دارم همانگونه که وعده داده ای فیض رحمت خودت را شامل حالم گردانی. پس از این راز و نیاز با خدا رو به مهمان ها کرد و گفت: حال ای میهمانان عزیزم به من اجازه بدهید برای دفن پسرم بروم. آنها هم همراهش رفتند و جنازه را دفن کردند.


این هم نمونه ای بود از اینکه قرآن شفابخش و رحمت آفرین برای اهل ایمان است: وَ نُنزَِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَ لَا یَزِیدُ الظَّلِمِینَ إِلَّا خَسَارًا (سوره اسراء آیه ۸۲، و از قرآن آنچه برای مومنان شفا و رحمت است نازل می کنیم ولی ستمگران را جز زیان نمی افزاید)


جزوه صفیر هدایت شماره ۵۴ تفسیر آیات ۸۳ و ۸۴ سوره اسراء از سلسله مباحث تفسیری آیت الله ضیاء آ
بادی


http://ahadith.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید