ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

سخنان حجت الاسلام قرائتی پیرامون نماز

باید تابلوی نماز در جاده‌ها را برجسته کنیم، نماز را در کانکس نخوانید، بلکه در فضای آزاد بخوانید، چون گاهی همین خواندن نماز در جلوی دیدگان مردم سبب هدایت است.&lt ;/P>

حدود نیم میلیون نفر به کار خدمات‌رسانی به شهروندان در ایام نوروز در قالب هلال احمر، راهنمایی و رانندگی و … مشغول به فعالیت هستند، در کنار خدماتی که ارائه می‌دهید، جهت قبله را مشخص کنید، کاری کنید که پرسنل شما نماز از ذهنش نرود، نماز هیاهو می‌خواهد، وقتی رسول خادم در مسابقات کشتی در آمریکا قهرمان شد، سجده شکر کرد و به همه دنیا نشان داد، این اثر سجده شکر او را نه آقای قرائتی و نه همه ائمه جماعت نمی‌توانند داشته باشند.


*فوتبالیست‌ها نماز را در زمین چمن بخوانند


چرا فوتبالیست‌ها نماز را در چمن در حضور تماشاگران نمی‌خوانند، در حالی که اقامه نماز باید با هیاهو باشد نه اینکه نماز در گوشه‌ای از رختکن خوانده شود، این اقامه نماز است که می‌تواند تنهی عن الفحشا و منکر باشد و تحول در فرد ایجاد کند، مسأله نماز را جدی بگیرید، نماز پرچم اسلام است، امام حسین(ع) می‌توانست در روز عاشورا نماز را در خیمه بخواند، اما آمد در وسط میدان ا
قامه کرد.


اقامه نمازمان باید حسینی باشد. همان گونه که باطل باید محو شود، حق باید نمایان شود، باید تابلوی نماز در جاده‌ها را برجسته کنیم یا هنگام نماز، اذان از مساجد بین‌راهی پخش شود، نماز را در کانکس نخوانید، بلکه بیرون بیایید و در فضای آزاد بخوانید، چون گاهی همین ریاکردن و خواندن نماز در جلوی دیدگان مردم ثواب دارد، گاهی اوقات باید اعمال را علنی انجام داد، باید جسارت و جرأت داشت.


*نگاه به نماز نگاه رسمی و اداری نباشد


برخی افراد برای اقامه نماز خاکستری هستند و در صورت شرایط به نماز خواندن می‌پردازند. برای افراد بی‌انگیزه انگیزه ایجاد کنید، نگاه به نماز نگاه رسمی و اداری نباشد، من خودم را در این زمینه مقصر می‌دانم و توبه می‌کنم و از خدا عذرخواهی می‌کنم که بعد از گذشت ۳۵ سال از انقلاب اسلامی این دومین یا سومین عیدی است که به یاد نماز افتاده‌ایم، در حالی که پارسال ۴۰ روز ق
بل از عید مسأله پسته مطرح شد و همه در مورد آن حرف زدند و خداوند غفلت ما را ببخشاید.


*اقامه نماز توسط یک دختر یازده ساله در اتوبوس!


یک وقتی ما در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت، نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است.


گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت برویم به راننده بگوییم نگه‌دار، گفت راننده به خاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفت التماسش می‌کنیم، گفت نگه نمی‌دارد، گفت تو به او بگو، گفت گفتم نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی.


دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، دختر گفت که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن.


می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب در آورد، زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون، دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو، شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت، قرآن یک آیه دارد، می‌گوید کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دل‌ها می گذاریم، به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین کاری کند، واقعاً دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا»(مریم/۹۶) یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دل‌ها می‌گذاریم.


شاگرد شوفر نگاه کرد دید دختر وسط اتوبوس نشسته دارد وضو می‌گیرد، گفت دختر چه می‌کنی؟ گفت آقا من وضو می‌گیرم ولی سعی می‌کنم آب به اتوبوس نچکد، می‌خواهم روی صندلی نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک خورده نگا
هش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، راننده، ببین این دارد وضو می‌گیرد، راننده هم همین طور که جاده را می‌دید در آینه هم دختر را می‌دید، هی جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، مهر دختر در دل راننده هم نشست، گفت: دختر عزیزم می‌خواهی نماز بخوانی؟ من می‌ایستم، ماشین را کنار کشید، گفت: نماز بخوان آقاجان، آفرین، چه شوفرهای خوبی داریم، دختر می‌گفت وقتی اتوبوس ایستاد من پیاده شدم و شروع کردم الله اکبر، یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاه کردند، او گفت من هم نخواندم، من هم نخواندم، او گفت ببین چه دختر با همتی، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت حجت است، خواهند گفت این دختر اراده کرد ماشین ایستاد، می‌گفت یکی یکی آن‌هایی هم که نخوانده بودند ایستادند، گفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده زیادی دارند نماز می‌خوانند. گفت: شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد، منِ بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم. 


برداشت از فارس نیوز با تصرف

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید